به گزارش منابع خبری، یکی از بزرگترین و کاملترین اسکلتهای تیرکس به نام «گاس»، اخیراً در حراجی ساتبیز نیویورک به فروش رسید. این فسیل ۶۷ میلیون ساله با ارتفاع ۳٫۸ متر و نمایی تهاجمی از آروارههای گشاده و دندانهای بزرگش به نمایش درآمده است.
اسکلت گاس در روز سهشنبه با قیمت نهایی ۵۰٫۱ میلیون دلار شامل هزینههای حراج به فروش رسید که این رقم به طرز قابل توجهی بیشتر از برآورد اولیه ۲۰ تا ۳۰ میلیون دلار بود و رکورد قبلی گرانترین فسیل فروختهشده در حراجی که به استگوساروس «ایپکس» با قیمت ۴۴٫۶ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴ تعلق داشت، شکست. همچنین، رکورد قبلی تیرکس به نام «استن» با مبلغ ۳۲ میلیون دلار در سال ۲۰۲۰ نیز پشت سر گذاشته شد.
حراج حدود ۱۰ دقیقه به طول انجامید و هفت پیشنهاددهنده در آن شرکت کردند. برنده حراج که به صورت تلفنی حضور داشت، هویت خود را مخفی نگه داشته و برنامههای آیندهاش برای این فسیل اعلام نشده است.
جالب توجه است که اسکلت گاس، یکی از کاملترین نمونههای تیرکس با حدود ۶۳ درصد از استخوانهایش (۱۸۳ قطعه) محسوب میشود که در سال ۲۰۲۱ در داکوتای جنوبی کشف و به احترام گری «گاس» لیکینگ، مالک زمین، نامگذاری شد. گروه تجاری تروپودا اکسپدیشنز به همراه اجازه مالک این اسکلت را از خاک استخراج کرد. کول جیکوبز، یکی از اعضای این گروه، درباره کشف آن گفت: «در اولین روز با دیدن استخوانی که از زمین بیرون زده بود، متوجه شدم که چیزی خاص پیدا کردهایم.»
این موفقیت در کشف فسیل در حالی رخ داده که جامعه علمی نسبت به روند فروش فسیلها نگران است. پروفسور ریچارد باتلر، دیرینهشناس دانشگاه بیرمنگام بیان کرد که فروش فسیلها همچون آثار هنری نادر، مشکلساز است. وی اشاره کرد که این فسیلها اگر در مکانهای عمومی و موزهها نباشند، به سادگی از دسترس علم خارج خواهند شد.
پروفسور استیون بروسیت از دانشگاه ادینبرو نیز همین نگرانی را ابراز کرده و تأکید کرد که در کشورهای دیگر مانند برزیل، تمامی فسیلها متعلق به دولت هستند و این مسئله را حل میکند.
نخستین تیرکسی که در حراجی فروخته شد، «سو» بود که در سال ۱۹۹۷ با قیمت ۸ میلیون دلار به موزه فیلد شیکاگو راه یافت. از آن زمان قیمتها به شدت افزایش یافته و جمعآوری فسیل به یک سرگرمی برای ثروتمندان تبدیل شده است.
کارشناسان بیان کردند که مشکل به محدودیت دسترسی دانشمندان ختم نمیشود؛ مالکین خصوصی میتوانند هر زمان که بخواهند فسیلها را از موزهها پس بگیرند، امری که اصل تکرارپذیری تحقیقات علمی را تهدید میکند. در نتیجه، بسیاری از نشریات علمی مطالعات خود را مشروط به امکان بررسی فسیلها در موزههای عمومی کردهاند.
اگرچه در مواردی مانند «ایپکس» که به یکی از میلیاردرها واگذار شده و ظرف چهار سال به موزه قرض داده شده بود، میتوان نشانههایی از همکاری یافت، کارشناسان بر این باورند که این نوع امانتداری نمیتواند جایگزین مالکیت دائمی موزهها شود.
پروفسور بروسیت اذعان میکند که اگر او نیز میلیاردر بود، احتمالاً دایناسوری خریده و آن را به موزه اهدا میکرد. امیدوار است که خریدار گاس نیز همین تصمیم را اتخاذ کند. دکتر کار نیز آرزو دارد که فسیلی که به نهاد عمومی واگذار میشود، مطالعات علمی و اجتماعی را تقویت کند.
در نهایت، کارشناسان ساتبیز بر اهمیت کشف و استخراج فسیلها تأکید دارند و خاطرنشان کردند که اگر حمایت مالی خصوصی نباشد، بسیاری از فسیلها هرگز پیدا نخواهند شد. اما هشدارهای کارشناسان درباره قیمتهای کلان همچنان ادامه دارد؛ زیرا این روند میتواند باعث خالی شدن قفسههای موزهها و فقیر شدن دانش درباره تاریخ حیات بر روی زمین شود.












