**تحقیقات جدید درباره تلاش و موفقیت**
به گزارش خبرنگار ما، برای بسیاری، تصور موفقیت به معنای مشغول بودن دائمی و انجام چند کار همزمان است. این باور به یک اصل نانوشته در فرهنگ معاصر تبدیل شده و بیکاری در برابر فعالیتهای دیگران، فرد را دچار فشار روانی میکند. آیا واقعاً چنین تصوری صحیح است و آیا افرادی که بیشتر کار میکنند دچار مشکلات خاصی هستند؟
**تحلیل تلاش و سودمندی آن**
تیم تحقیقاتی به رهبری ناتالی آندره، روانشناس از دانشگاه پواتیه، در سال ۲۰۲۶ به بررسی این موضوع پرداختند که آیا واقعاً باید تمام قوای خود را صرف تلاش کنیم یا خیر. آنها از دیدگاه علوم اعصاب، به بررسی نحوه رفتار افراد و حیوانات بر اساس «اصل کمترین تلاش» پرداختند. بر اساس این نظریه، حیوانات و انسانها تمایل دارند برای رسیدن به هدفها، سادهترین و کمهزینهترین راهها را انتخاب کنند.
با این وجود، تمامی تلاشها با یکدیگر برابر نیستند. محققان بر این باورند که اگر تلاشی به نتیجهای قابل قبول منجر شود، ارزش سرمایهگذاری دارد و در این زمینه مغز نقش کلیدی ایفا میکند.
**مدیریت مغز بر تلاش**
براساس نظریه «استنتاج فعال»، مغز انسانها سعی میکند تصمیم بگیرد که آیا صرف انرژی برای یک موضوع خاص ارزشمند است یا خیر. اگر فرد باور داشته باشد که تلاش در زمینهای به دانش جدید منجر میشود، ادامه خواهد داد. اما در صورت عدم حصول نتیجه، این تلاشها متوقف میشوند.
این طرز تفکر تأکید میکند که انسانها نه فقط به دنبال صرف کمترین انرژی، بلکه به دنبال ارزش افزوده ناشی از تلاش هستند. در واقع، انسانها برای آن چیزی که فکر میکنند ارزشمند است، حاضر به هزینه و تلاش میشوند.
**هزینههای تلاش**
تحقیقات نشان میدهد که تلاش خود به نوعی منفی نیست؛ بلکه تلاشی که به اهداف دلخواه نمیرسد، مشکلساز است. رویا باومیستر، روانشناس دانشگاه هاروارد، هزینههای تلاش را به هشت دسته تقسیم کرده است:
1. **متابولیک:** انرژی بدنی مصرفشده
2. **کنترل شناختی:** میزان تفکر مورد نیاز
3. **زمان:** مدت زمان لازم برای انجام کار
4. **فشار زمانی:** سختی کار
5. **خستگی جسمی و ذهنی:** تخلیه انرژی
6. **درد:** احساس جسمی و روانی مرتبط با کار
به این ترتیب، پژوهشهای انجامشده بر لزوم تجزیه و تحلیل تلاش و تلاشهای معقول تأکید دارند و نشان میدهند که صرفاً مشغول بودن به معنی موفقیت نیست.### تأثیر تلاش و تنبلی بر ذهن انسان
تحقیقات جدید نشان میدهد که هزینههای ناشی از تلاش میتواند به دو دسته عینی و ذهنی تقسیم شود. در حالی که جنبههای عینی مانند زمان و انرژی فیزیکی قابل اندازهگیری هستند، ابعاد ذهنی بیشتر به ادراک شخص بستگی دارد. بر این اساس، مغز بهطور مداوم اقدامات هزینهای را ارزیابی میکند تا مشخص کند که آیا ادامه دادن تلاشها مفید است یا خیر.
به عنوان مثال، ورزش به عنوان یک مورد قابل توجه در نظریه “تخلیه ایگو” باومیستر مطرح میشود. این نظریه نشان میدهد افرادی که در دوی ماراتن شرکت میکنند، بعد از اتمام مسابقه، معمولاً به خود پاداشهایی میدهند و احساس سرخوشی میکنند. اگر ورزش حقیقتاً لذتبخش باشد، هزینه آن ممکن است ناچیز به نظر بیاید زیرا احساسات مثبت مرتبط با آن وجود دارد.
این پژوهشها نشان میدهند که تا زمانی که محاسبات مغز مشخص کند که مزایا بر هزینهها غالب هستند، افراد تمایل دارند به سمت پیشرفت حرکت کنند. در هر زمینهای، چه ورزشکار حرفهای باشید و چه شخصی که به تفریحاتی ساده مشغول است، افراد به دنبال کسب پاداش خواهند بود.
### بازنگری در مفهوم تنبلی
مقاله به این موضوع میپردازد که آیا بیکاری اساساً منفی است یا خیر. انجام فعالیتها برای انسان دارای پیامدهای مثبت است، اما در غیاب مزایای مشخص، افراد ممکن است بخواهند انرژی خود را حفظ کنند. این به معنای آن است که آنها در انتظار فرصتهای ارزشمند باقی میمانند.
محققان این نتایج را بر اساس مطالعاتی که بر روی نوزادان و کودکان انجام شده بود، تحلیل کردهاند. مشخص شده است که از سنین پایین، تلاش به عنوان یک امر ناخوشایند تلقی نمیشود. به عنوان مثال، کودکان شش ساله بعد از انجام کارهای دشوار, شیرینی و شادی بیشتری نسبت به کارهای راحتتر تجربه کردهاند.
تنبلی به خودی خود خوب یا بد نیست و به تجزیه و تحلیل هزینه-فایدهای که افراد در تصمیمگیریهای خود انجام میدهند، بستگی دارد. صرفهجویی در انرژی به شکلی مناسب در بسیاری از مواقع ضروری است، در حالی که عدم تلاش میتواند به مشکلاتی منجر شود.
در نهایت، آگاهی از زمان مناسب برای استراحت و تلاش میتواند به بهینهسازی استفاده از منابع فردی کمک کند. به این ترتیب، مدیریت تلاش یک استراتژی مؤثر برای اطمینان از دسترسی به انرژی و زمان کافی برای پیگیری فعالیتهای رضایتبخش خواهد بود.
### منبع: psychologytoday












