مریم سلمانیان، متخصص روانشناسی بالینی و عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات روانپزشکی و روانشناسی دانشگاه علوم پزشکی تهران، در گفتوگو با خبردونی به بررسی پدیده افسردگی پس از زایمان پرداخته و اظهار کرد که این اختلال، یکی از بارزترین مشکلات روانشناختی مرتبط با تولد نوزاد است. به گفته وی، حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از مادران به این اختلال دچار میشوند که فراتر از نوسانات خلقی گذرا است و به مداخلات تخصصی نیاز دارد.
**علائم و نشانهها**
سلمانیان توضیح داد که مادرانی که با این وضعیت مواجه هستند، ممکن است علائمی از جمله خلق افسرده، اضطراب شدید، احساس گناه مفرط، خستگی و اختلال خواب را تجربه کنند. در موارد شدید، ممکن است افکار آسیبرسان به خود یا نوزاد نیز به ذهنشان برسد.
**عوامل موثر**
وی اشاره کرد که افسردگی پس از زایمان ناشی از تعامل عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی است. تغییرات هورمونی شدید پس از زایمان، ویژگیهای شخصیتی مادر و همچنین حمایت اجتماعی از جمله عواملی هستند که در بروز این اختلال تأثیر دارند.
**معیارهای تشخیصی**
سلمانیان خاطرنشان کرد که افسردگی پس از زایمان درواقع نوعی اختلال افسردگی اساسی است که باید در زمان زایمان یا حداکثر چهار هفته بعد از آن آغاز شود. او تاکید کرد که علائم باید حداقل به مدت دو هفته ادامه داشته باشند و وجود پنج علامت از جمله خلق افسرده و کاهش علاقه به فعالیتهای قبلی الزامی است.
**تأثیر شرایط بحرانی بر افسردگی**
این روانشناس بالینی توضیح داد که در شرایط بحرانی مانند جنگ، وضعیت افسردگی پس از زایمان به شدت تشدید میشود. جنگ موجب افزایش استرس، ناامنی و کاهش دسترسی به خدمات بهداشتی میگردد و این شرایط میتواند به افزایش ترشح هورمون «کورتیزول» منجر شود که خود به شدت افسردگی مادر افزوده و بیماری را مزمنتر میکند.
**فشار دوگانه و عواقب آن**
در شرایط جنگ، مادران ممکن است با فشار دوگانهای مواجه شوند؛ از یک سو تغییرات روانی و فیزیولوژیکی ناشی از زایمان و از سوی دیگر ناامنی و عدم پیشبینیپذیری محیط. این وضعیت نه فقط افسردگی را شدت میبخشد، بلکه خطر بروز اختلالات دیگری مانند PTSD را نیز افزایش میدهد.بررسی تأثیرات پس از زایمان بر مادران و نوزادان
بهگزارش منابع پزشکی، اختلال افسردگی پس از زایمان نهتنها بر سلامت مادر تأثیرگذار است، بلکه بر رشد اجتماعی، شناختی و جسمی نوزاد نیز پیامدهای منفی دارد. به گفته سلمانیان، مادرانی که با این اختلال مواجه هستند، دچار کاهش تعامل عاطفی با نوزاد خود میشوند و توانایی پاسخدهی به نیازهای هیجانی کودک نیز کاهش مییابد. این وضعیت میتواند فرآیند شیردهی را مختل کرده و تبعات منفی درازمدتی برای کودک به همراه داشته باشد. در شرایط بحرانی همچون جنگ، سلامت روانی این مادران باید بهعنوان یک اولویت حیاتی تلقی گردد، زیرا آنها بار سنگین تغییرات عاطفی و جسمی را همزمان تحمل میکنند.
سلمانیان همچنین به روشهای مقابله با این اختلال اشاره کرد. از جمله این اقدامات میتوان به شناسایی زودهنگام علائم در دوران بارداری و پس از زایمان، ارائه خدمات مشاورهای بهویژه به صورت الکترونیکی و آموزش خانوادهها برای افزایش حمایت عاطفی اشاره کرد. فراهم کردن محیطی آرام و ایمن برای مادر و نوزاد همچنین ضروری است تا فشارهای محیطی کاهش یابد. در موارد شدید، ارجاع به متخصصان برای رواندرمانی و درمانهای دارویی امری الزامی است و باید توجه کرد که این اختلال یک بیماری قابل درمان است و نه ضعف شخصیت مادر.
طبق پروتکلهای علمی، بهترین زمانهای غربالگری در دوران بارداری در ماههای دوم و سوم است. برای مادران در شرایط حساس همچون جنگ، این غربالگری باید به دفعات بیشتری انجام شود. از جمله زمانهای مناسب میتوان به روزهای پس از زایمان، هفته دوم و همچنین بین هفتههای چهارم تا ششم اشاره کرد.
سلمانیان به خطر عود افسردگی در زایمانهای بعدی نیز اشاره کرده و اظهار داشت که مادرانی که در زایمان اول دچار این اختلال شدهاند، احتمالاً در بارداریهای بعدی با ریسک بالاتری مواجه خواهند بود و این احتمال بین 30 تا 50 درصد برآورد میشود. شدت افسردگی اولیه، استرسهای مداوم و کمبود حمایتهای اجتماعی از جمله عوامل مؤثر در عود این اختلال هستند. بنابراین، این مادران به مراقبتهای ویژه و نظارت دقیقتری در دوران بارداریهای بعدی نیاز دارند تا بتوانند این دوره حساس را بهسلامت پشت سر بگذارند.











