به گزارش خبرآنلاین، برخی ممکن است تصور کنند حذف کلمات محترمانه از تعاملات با هوش مصنوعی میتواند به حفظ محیط زیست کمک کند. این تصور به این دلیل مطرح میشود که سیستمهای هوش مصنوعی دادهها را به تدریج پردازش میکنند و درخواستهای طولانیتر به انرژی بیشتری نیاز دارند.
سم آلتمن، مدیرعامل شرکت اوپنایآی، در این باره توضیح میدهد که با در نظر گرفتن میلیاردها درخواست، این موضوع به هزینههای عملیاتی میافزاید. اما وی تأکید میکند که اثرات مثبت یا منفی این کلمات به شدت ناچیز است و تأثیر انرژی مصرفی برای زیرساختهای مراکز داده به مراتب بیشتر است.
این دیدگاه همچنین نشان میدهد که کاربران به اهمیت هوش مصنوعی پیبردهاند و آن را جدی میگیرند. هوش مصنوعی به مراکز دادهای نیاز دارد که به شدت مصرف برق بالا داشته و به سیستمهای خنککننده وابستهاند.
با افزایش استفاده از هوش مصنوعی، تاثیرات زیستمحیطی آن نیز افزایش مییابد. سؤالات اصلی این است که این سیستمها با چه شدت و دفعاتی مورد استفاده قرار میگیرند.
در مباحث مربوط به مصرف انرژی، یک تفاوت عمده بین هوش مصنوعی و دیگر خدمات دیجیتال وجود دارد. زمانی که یک ویدیو پخش میشود، انرژی اولیه پرداخت شده است، اما هر بار که از مدل هوش مصنوعی سؤال میشود، محاسبات جدید مستلزم پرداخت هزینه انرژی است.
به گفته محققان، مراکز داده در حال حاضر سهم بزرگی از مصرف برق جهانی را به خود اختصاص دادهاند و این درخواستها با افزایش کارایی هوش مصنوعی به سرعت در حال افزایش است. به طور پیشبینی، آژانس بینالمللی انرژی انتظار دارد که در سالهای آینده مصرف برق این مراکز به شدت افزایش یابد.
علاوه بر آن، مراکز داده به مقدار زیادی آب برای خنکسازی نیاز دارند و ساخت و کاربرد آنها مستلزم استفاده از زمین و منابع دیگر است، مسائلی که به صورت محلی خود را نشان میدهد.
کشور نیوزیلند نمونهای از این مشکل است؛ با وجود سهم بالای برق تجدیدپذیر، تقاضای جدیدی که از مراکز داده ناشی میشود، میتواند فشار مضاعفی بر شبکههای انرژی محلی ایجاد کند. این مسئله در دوران بحرانهای آبوهوایی و کاهش منابع آب در سالهای خشک، بیشتر خود را نشان میدهد.
به این ترتیب، هوش مصنوعی بار جدیدی به روی سیستمهای پیشین فشار میآورد که تحت تأثیر تغییرات اقلیمی و رشد جمعیت هستند. انرژی، آب و زمین به شدت به هم وابسته بوده و تغییرات در یک بخش میتواند پیامدهایی برای دیگر بخشها داشته باشد.
این مسائل بنیانی در زمینهٔ سازگاری با آبوهوای آینده و برنامهریزی درازمدت اهمیت دارند. برنامهها باید شامل مدیریت خطرات طبیعی، حفظ کیفیت آب و تضمین انرژی پایدار باشند. ولی متأسفانه زیرساختهای هوش مصنوعی اغلب بهطور جداگانه و بدون توجه به تأثیرات سیستمیک آنها بررسی میشوند.### اهمیت موضوع
فشارهای جدید در سیستمها به سادگی جمع نمیشوند و میتوانند باعث سازماندهی مجدد شوند. این تغییرات در برخی موارد به ایجاد ترتیبات منسجمتر و مقاومتر کمک میکنند، در حالی که در موارد دیگر ممکن است آسیبپذیریهای موجود را تشدید کنند. در واقع، نتیجه غالب به توانایی تشخیص بهموقع این فشارها و گنجاندن آنها در طراحی سیستم بستگی دارد.
این نکته نقش اسانسی در بحثهای مربوط به ردپای زیستمحیطی هوش مصنوعی دارد. تمرکز بر جزئیات کوچک رفتاری، مانند نحوه بیان دستورات، میتواند توجه را از موضوعات کلیدی دور کند. مسائلی مانند چگونگی ادغام زیرساختهای هوش مصنوعی در برنامهریزی انرژی، مدیریت مصرف آب، تعامل آن با اولویتهای کاربری زمین و رقابت آن با سایر نیازهای اجتماعی دارای اهمیت بیشتری هستند.
این موضع به معنای رد هوش مصنوعی نیست. در حال حاضر، هوش مصنوعی در حوزههای مختلفی از جمله تحقیقات، سلامت و لجستیک ارزش افزوده ایجاد میکند، اما باید به این موضوع توجه داشت که با وجود مزایا، هزینههایی نیز به همراه دارد.
چگونگی دستهبندی هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری غیرمادی، ممکن است هزینههای آن را پنهان کند. در حالی که درک آن به عنوان بخشی از سیستمهای فیزیکی، این هزینهها را نمایان میسازد. لذا، استقبال از عبارات مؤدبانه مانند «لطفاً» میتواند نشانهای از حس عمومی نسبت به ردپای محیطی هوش مصنوعی باشد، حتی اگر اصطلاحات مربوط به آن هنوز در حال توسعه باشند.
با جدی گرفتن این نشانهها، میتوان به گفتگویی عمیقتر درباره چگونگی جایگیری هوش مصنوعی در چشماندازهای اجتماعی، سیستمهای انرژی و جامعههایی که در حال تغییرات سریع هستند، دست یافت.










