به گزارش خبردونی به نقل از ایبنا، جایزه کتاب سال سینمایی به عنوان یک رویداد ویژه، نه تنها به شناسایی و تقدیر از آثار برگزیده در حوزه سینما میپردازد، بلکه همچنین نمایی از وضعیت پژوهش، ترجمه و تألیف سینمایی در ایران ارائه میکند. رامتین شهبازی، دبیر نهمین دوره این جایزه، بر اهمیت این رویداد و ضرورت توجه بیشتر به ادبیات سینمایی تأکید کرد و به موضوعات مرتبط با کیفیت داوری و تحولات سینمای امروز پرداخت.
شهبازی در پاسخ به این سوال که چرا این جایزه اهمیت دارد و دلایل عدم برگزاری آن در سالهای گذشته چه بوده است، گفت: «امروز دنیا بر محور تخصص میچرخد و توجه به پژوهشهای تخصصی میتواند تصویری دقیق از هر حوزهای به ما بدهد. جایزه کتاب سال سینما با همین نیت طراحی شده است تا آثار مفید و کاربردی سینمایی معرفی شود.»
او با اشاره به اینکه خانه سینما یک نهاد صنفی است، بیان کرد که رویکرد عملی درباره کتابهای سینمایی برای این نهاد اهمیت ویژهای دارد. وی همچنین به بحثهای مرتبط با خروجی دانشگاههای هنری اشاره کرد و اظهار داشت که نظریه و عمل در سینما ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند.
شهبازی به سابقه برگزاری این جایزه اشاره کرد و گفت که از سال ۱۳۹۷ این جایزه متوقف شد و در پی آن پیشنهاداتی برای ادغام بخش کتاب با جایزه پژوهش سال سینما مطرح شد. او افزود که در سال گذشته، پس از درخواست معاون فرهنگی خانه سینما برای احیای این جایزه، تصمیم به بررسی آثار منتشرشده از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ گرفته شد.
به گفته او، در این مدت ۱۴۵ عنوان کتاب از ۲۸ ناشر جمعآوری شده که شامل ۳۹ عنوان تألیفی و ۱۰۶ عنوان ترجمه است. شهبازی خاطرنشان کرد که به دلیل زیاد بودن تعداد آثار، داوری به اردیبهشتماه موکول شد.
شهبازی همچنین در خصوص نشستهای برگزار شده با موضوع ناداستانهای سینمایی گفت: «این حوزه دامنه وسیعی دارد، شامل آثار متنوع از جستارنویسی تا مصاحبهها.» همچنین، او به تنوع موضوعات در فرآیند داوری اشاره کرد و توضیح داد که کتابهایی در زمینه نظریه فیلم، فلسفه، جامعهشناسی و همچنین کتابهای فنی مانند فیلمبرداری و تدوین بررسی شدهاند.در حوزه انتشار کتابهای سینمایی، بهویژه در زمینه ترجمه، تفاوتهای قابل توجهی وجود دارد. به گفته کارشناسان، ترجمه آثاری با مضامین پیچیده همچون آثار فوکو و سینما میتواند بسیار دشوارتر از ترجمه کتابهای با موضوعات فنی سینما باشد.
با توجه به اینکه این جوایز توسط خانه سینما برگزار میشود، ابعاد صنفی آن نیز حائز اهمیت است. به همین دلیل، پیشنهاد ایجاد یک جایزه مستقل برای کتابهای فنی سینما مطرح شد که با استقبال اعضای جامعه سینما روبرو شد. این طرح به منظور داوری اثرها بهطور مستقل، چه در بخش تألیف و چه ترجمه، به تصویب رسید.
بر اساس این تصمیم، کتابهای فنی سینما در یک بخش جداگانه و در کنار آثار مشابه خود بررسی خواهند شد، در حالی که کتابهای نظری در بخشی مجزا مورد ارزیابی قرار میگیرند. این تغییرات از امسال آغاز و توافق شده که در دورههای بعدی نیز ادامه یابد.
از سوی دیگر، در ارزیابی وضعیت انتشار کتابها در چهار سال اخیر، بهویژه در حوزه سینما، یک پژوهشگر معتقد است که با وجود چالشهای فرهنگی و اقتصادی در ایران، تحولات مثبتی در حال وقوع است. او تاکید کرد که با وجود وجود مشکلاتی، از جمله کمبود آثار تألیفی، روندهای نویدبخشی در عرصه نشر کتابهای هنری رخ میدهد.
به گفته او، علیرغم وجود پایاننامههای متعددی که میتواند منجر به تألیف کتابهای ارزشمند شود، تمایل بیشتر محققان به مطالعه آثار ترجمهشده مانع از تولید کتابهای تألیفی در موضوع سینمای ایران شده است. همچنین اشاره کرد که تألیف نیازمند زمان و منابع مالی است و نبود پژوهشگاههای تخصصی مانع از تولید آثار باکیفیت میشود.
وی همچنین به چالشهای شخصی اشاره کرد و بیان داشت که مشغلههای تدریس و سایر امور اداری در دانشگاه، وقت کافی برای تألیف را محدود میکند. در نهایت، او بر لزوم حمایت بیشتر از پژوهشگران تأکید کرد و افزود که افرادی در این حوزه که با جدیت کار میکنند، قادر به تولید آثار باکیفیت هستند.**افزایش تمایل جوانان به ترجمه کتابهای سینمایی و چالشهای آن**
در میان نسل جوان، تمایل به ترجمه کتابهای سینمایی به شکل چشمگیری افزایش یافته است. با وجود فعال بودن مترجمان توانمند، چالشی که در این راستا وجود دارد، نیازسنجی صحیح برای ترجمه آثار است. بعضاً کتابهایی ترجمه میشوند که اولویت اصلی سینمای ایران محسوب نمیشوند، در حالی که در برخی حوزهها به شدت با کمبود منابع مواجه هستیم.
برخی ناشران مانند لگا، بان، گیلگمش و هرمس، به نظر میرسد که در این زمینه برنامهریزی مدونی دارند. برای مثال، در نشر لگا، مجموعهای از کتابها با عنوان «کینو آگورا» تحت مدیریت مازیار اسلامی منتشر شده است و همچنین مجموعه «عشق در سینما» که توسط صالح نجفی ترجمه گردیده است. در این موارد، فرآیند ترجمه بر اساس یک استراتژی مشخص انجام شده است.
ضرورت دارد که این رویکرد در کل حوزه نشر سینمایی گسترش یابد. باید به شناسایی کمبودهای موجود پرداخته و بر اساس آن برای ترجمه یا تألیف برنامهریزی کنیم. بهطور خاص، در حوزه فیلمبرداری هنوز با کمبود کتاب مواجه هستیم که ناشران و مترجمان میتوانند بر روی آن تمرکز کنند.
**چالشهای نظری در سینما**
در حوزه نظری سینما، انتظار میرود تا آثاری که در این زمینه کمتر مورد توجه قرار میگیرند، بیشتر تولید شوند. متاسفانه ارتباط میان حوزه عملی و نظری سینما قهری است و سینماگران این بخش را جدی نمیگیرند. این قطع ارتباط باید برطرف شود و مکانهایی مانند کتاب سال خانه سینما میتوانند پتانسیل برقراری این ارتباط را داشته باشند.
**مقایسه وضعیت انتشار کتابهای سینمایی با کشورهای غربی**
با مقایسه کتابهای نظری سینمایی در ایران و غرب، مشخص میشود که در کشور ما تولیدات گروهی کمرنگتر از انتشارات دانشگاهی آنهاست. در غرب، آثار عموماً به صورت گروهی تألیف میشوند، در حالیکه در ایران، توجه بیشتری به نگارش انفرادی معطوف شده است. این نشاندهنده نقص در رویکرد ما به ایجاد آثار گروهی است.
چند ناشر نیز به طور غیرمستقیم آسیبهایی به بازار نشر میزنند. آنها تنها به هدف دریافت پروانه نشر، اقدام به انتشار آثار میکنند که این موضوع میتواند کیفیت تولیدات را تحت تاثیر قرار دهد.
**خلأهای موجود در حوزه نشر کتابهای سینمایی**
گسترش حوزه آیندهپژوهی سینما یکی از نیازهای کلیدی این حوزه است. تغییرات سریع زبان روایت سینما در سطح جهانی، به ما این هشدار را میدهد که نباید تنها به وضعیت کنونی بسنده کنیم. بهعنوان مثال، هوش مصنوعی یکی از موضوعات مهم پیشروست که میتواند جریانهای سینمایی را تحت تاثیر قرار دهد.
به این ترتیب، ایران باید خود را برای تغییرات آینده آماده کرده و با توجه به فناوریهای نوین و شیوههای داستانگویی در حال تحول، به مطالعه و برنامهریزی در این راستا بپردازد.**تحولات سینمای ایران؛ از انتقال تجربه تا اقتباس معکوس**
در سینمای ایران، به نظر میرسد یکی از چالشهای کلیدی، عدم مکتوبسازی تجربیات متخصصان و فعالان این حوزه باشد. این موضوع موجب شده تا تاریخ شفاهی سینما به خوبی ضبط نشود و در نتیجه، انتقال تجربیات به نسلهای آینده محدود گردد. موزه سینما در تلاش است تا تاریخ شفاهی را مستند کند، اما هنوز درباره سرنوشت این مستندات ابهاماتی وجود دارد. این نگرانی وجود دارد که اسناد تاریخ سینما به درستی نگهداری نشوند یا از لحاظ اعتبار دچار مشکل شوند.
یادآوری این نکته ضروری است که نظام آموزشی سینما باید به صورت فعالتری با حوزههای نظری و عملی پیوند برقرار کند. نیاز است که کتابها به دقت ترجمه شوند و استادان این معارف را به دانشجویان عرضه کنند تا به درک عمیقتری از واقعیتهای سینما دست یابند. به رغم ورود فیلمسازان جدید به صنعت، ارتباط بین تئوری و عمل هنوز مطلوب نیست.
بسیاری از تهیهکنندگان با شرایط تحولات اخیر بازار سینما سازگار نیستند و این نشاندهنده نیاز به نوسازی نظام آموزشی است. دانشگاه سوره با راهاندازی رشته تهیهکنندگی در مقطع کارشناسی سعی در برطرف کردن این مشکل دارد. امروزه تهیهکننده باید به مجموعهای از مهارتها در زمینههای مختلف مسلط باشد، از جمله شناخت بازار و اقتباس مناسب آثار.
همچنین برای بهبود وضعیت سینما، باید جلسات تخصصی مشابه دهه ۸۰ دوباره برقرار شوند. در آن زمان، تحلیلهای بازیگری و نقد آثار سینمایی تعامل بیشتری را بین بازیگران و منتقدان ایجاد کرد.
در خصوص اقتباس، لازم است نگاهها از تبدیل کتاب به فیلم، به سمت تبدیل آثار سینمایی به کتاب نیز متمرکز شود. این ایده، که در سینمای جهانی سابقه دارد، میتواند به غنای ادبیات ایران نیز کمک کند. به عنوان مثال، سریال «در انتهای شب» امکان تبدیل به رمان را دارد. نویسندگان جوان ایرانی نیز با استعدادهایشان میتوانند آثار داستانی مستقل بر مبنای فیلمها بیافرینند.
در نهایت، نویسندگان باید این نکته را در نظر داشته باشند که آثارشان ممکن است روزی به فیلم تبدیل شوند و به این ترتیب، ظرفیتهای سینمایی کارهایشان را افزایش دهند. آثاری چون رمان «چراغها را من خاموش میکنم» این امکانات را به وضوح نشان میدهند. این تحولات نشاندهنده ضرورت تغییرات اساسی در نظام آموزش و ساختار صنعت سینما در ایران است.**رابطه ادبیات و سینما؛ نگاه دوطرفه به اقتباس**
تحقیقات اخیر نشان میدهند که رابطه میان ادبیات و سینما بهگونهای دوطرفه است. سینما از ادبیات الهام میگیرد و در مقابل، ادبیات میتواند از دستاوردهای سینما و روایتهای تصویری بهرهمند شود. این نوع نگاه میتواند افقهای جدیدی را برای هر دو حوزه به ارمغان آورد.
**موانع موفقیت اقتباسها**
سوال کلیدی در زمینه اقتباس آثار این است که چه عواملی سبب موفقیت یا شکست آنها میشود. در سالهای اخیر، نظریات متنوعی در این زړه مطرح شده است. یکی از مباحث اصلی، مفهوم «ترجمه فرهنگی» در نشانهشناسی فرهنگی است. این مفهوم در اقتباس حائز اهمیت است، زیرا برای انتقال یک اثر از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر، باید ارزیابی کنیم که آیا ارتباط فرهنگی میان آن دو ممکن است یا خیر.
فاصلههای فرهنگی میتوانند منجر به نوعی ناتوانی فرهنگی شوند. برای مثال، بهرام توکلی در فیلم «اینجا بدون من» به اقتباس از نمایشنامه «باغ وحش شیشهای» تنسی ویلیامز پرداخته است، اما اقتباس او از «اتوبوسی به نام هوس» در فیلم «بیگانه»، به نظر ضعفهایی دارد. یکی از تفکرات اصلی نمایشنامه «اتوبوسی به نام هوس» در ایران با چالشهای فرهنگی روبهروست و این موضوع به خوبی در فیلم نمایان نمیشود.
**اهمیت توجه به زمینه فرهنگی در اقتباس**
نظریههای مربوط به اقتباس از آثار نمایشی بر این موضوع تأکید دارند که هنگام تغییر شکل یک اثر، نمیتوان تنها به داستان یا شخصیتها اکتفا کرد. اقتباس در واقع نیازمند بازآفرینی و ترجمه فرهنگی است و باید رابطه میان اثر اصلی و فرهنگ مقصد بهخوبی مورد توجه قرار گیرد.
با این حال، مشکل دیگر این است که برخی از فیلمها فقط برای مخاطبان خاص ساخته میشوند، که در نتیجه بخشی از جامعه احساس میکند این آثار برای آنها قابل فهم نیستند. این تصور نادرست است، زیرا اگر اقتباس به درستی انجام شود و ارتباط مناسبی با مخاطب برقرار کند، میتواند برای عموم جذاب باشد.
**تنشهای میان نویسندگان و فیلمسازان**
در ایران، اختلافنظرهای عمیقی معمولاً میان نویسندگان و فیلمسازان وجود دارد. نظریههای اقتباس تحت پوشش نظریههای ترجمه قرار میگیرند و ابعاد گوناگونی دارند. ممکن است یک اثر را از منظرهای مختلف تجزیهوتحلیل کرد. اما در اقتباس، همواره باید به زمینه فرهنگی و دیدگاههای نویسنده توجه شود، چراکه شیوههای انتخابی برای خوانش اثر ممکن است با خواستههای نویسنده همخوانی نداشته باشد.
همچنین، اقتباس نمیتواند محدود به تبدیل یک کتاب به فیلم باشد؛ بلکه میتواند به شخصیتها یا وقایع واقعی نیز متعلق باشد. در سینمای ایران، نمونههای متعددی از فیلمهای مبتنی بر زندگی شخصیتهای واقعی وجود دارد که در آنها باید شأن و کیستی انسانی افراد حفظ شود و نباید تصویر تحریفشدهای از آنها ارائه کرد.
به عنوان مثال، در خلق چنین آثاری، باید پیچیدگیهای انسانی و ابعاد شخصیتها به دقت به تصویر کشیده شود.مقالهای تحت عنوان «مجنون» به عنوان نمونهای قابل توجه در سینما معرفی شده که در آن تلاش شده تا شخصیتهای واقعی با ابعاد انسانیشان به تصویر کشیده شوند.
این اثر بهویژه حائز اهمیت است زیرا نشاندهندهی فرایند پیچیدهای است که سینما در ایران با آن مواجه است. بسیاری از عناصر زبان سینمایی، نظریهها و شیوههای داستانگویی در این کشور به نوعی بازتفسیر شدهاند و ریشه در فرهنگهای دیگر دارند. لذا ضروری است که مولفههای این فرایند از جمله نظریههای مربوط به ترجمه و اقتباس، به همراه نحوه انتقال مفاهیم بینالمللی و تبدیل یک تصویر یا واقعه به سینما، بهدقت تحلیل و بررسی شوند. این حوزهها همچنان نیاز به پژوهش و توسعه بیشتری دارند.












