به گزارش خبردونی به نقل از ایلنا، بیستوهفتم شهریورماه به عنوان روز ملی شعر و ادب فارسی شناخته میشود؛ هنری که در تاریخ و فرهنگ ایران از اهمیت ویژهای برخوردار بوده و در دورههای مختلف، تأثیر بسزایی در انعکاس مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی داشته است. در تاریخ شعر و ادب فارسی، نامهایی چون رودکی، عطار، سعدی، حافظ، فردوسی و مولانا به عنوان چهرههای برجسته و ماندگار یاد میشوند که آثارشان بخشی کلیدی از میراث فرهنگی ایران را تشکیل میدهد.
مروری بر اشعار شاعران بزرگ فارسی به روشنی نشاندهنده پیوند عمیق شعر و جامعه ایران در تاریخ است. این پیوند همچنان ادامه دارد و در آثار هنری مدرن نیز تأثیر شعر به وضوح قابل مشاهده است.
طی یک سال گذشته و در شرایطی مانند جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان، شعر حماسی به طور ویژهای در جامعه ایران مطرح شد و بار دیگر پتانسیل شعر در انتقال احساسات و مسائل اجتماعی را ثابت کرد. به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی، افشین علا، شاعر و نویسنده، درباره شعر حماسی و ارتباط آن با جامعه امروز گفتگو کرده که جزئیات آن در ادامه آمده است.
افشین علا در پاسخ به تعریفی از شعر حماسی بیان کرد که او هیچ تعریف خاصی فراتر از تصور عمومی در مورد شعر حماسی ندارد و آن را به عنوان معیاری از شاهنامه در ادبیات فارسی میشناسد. وی تأکید کرد که شاهنامه نه تنها سرشار از آموزههای انسانی و اخلاقی است، بلکه داستانهای دلاوریهای تاریخی ایران را نیز روایت میکند.
علا همچنین به نقش تأثیرگذار شعر حماسی در تاریخ اشاره کرد و گفت که آثار شاعران که به عظمت ایران و فرهنگ ریشهدار این کشور پرداختهاند را باید آثار حماسی نامید. او ادامه داد که برخی از این آثار گرچه حالت افسانهای دارند، اما در واقعیت تاریخی نیز مصداق دارند و در برابر چشمان نسل امروز عینیت یافتهاند.
این شاعر در ادامه افزود که شعر حماسی میتواند در قالبهای مختلفی از جمله مثنوی، کلاسیک، نیمایی و سپید سروده شود و ترجیح داد که آن را به عنوان یک ژانر ادبی در نظر بگیرد.
همچنین، علا تأکید کرد که در تاریخ ادبیات ایران، شاهنامه به عنوان اثر حماسی اصلی در صدر قرار دارد و روح حماسی نیز در آثار دیگر بزرگان، از جمله مثنوی معنوی مولانا، حضور دارد؛ موضوعاتی که مشحون از آموزههای دینی و اخلاقی است.مولانا با بهرهگیری خلاقانه از تمثیل و حکایت، آموزههایی را برای بشریت به ارمغان آورده است. این آموزهها نه تنها به ایرانیان و مسلمانان، بلکه به تمام انسانها در زمانها و مکانهای مختلف قابل استفاده هستند. آثار او ترکیبی از اصول اخلاقی و اعتقادی هستند و در آنها ردپای حماسه به وضوح مشهود است.
به طور خاص، مولانا به توصیف تقوا و عبودیت محض امام علی (علیه السلام) پرداخته است. زمانی که دشمن در میدان جنگ شکست خورده و بر آن حضرت اهانت میکند، امام علی تنها به ترک میدان اکتفا میکند. این سوال مطرح میشود که چرا در حالی که فرصت انتقامگیری داشت، او این کار را نمیکند. مولانا به شیوایی بیان میکند که ذات نورانی امام آنقدر در عشق به خدا غوطهور بود که هیچ چیز را برای خود نمیخواهد. اگر او آن لحظه بر اساس خشم، جان دشمن را میگرفت، این اقدام الهی نبود، بلکه ناشی از کینه شخصی بود. به همین دلیل، امام تصمیم به ترک میدان میگیرد.
از سوی دیگر، پرسشهایی درباره ماهیت شعر حماسی امروزی مطرح شده است. آیا این شعرها واقعا حماسی هستند یا بیشتر سیاسی؟ این موضوع در برابر وقایع جهانی اخیر، به ویژه تجاوزات نظامی، به وضوح نمایان شده است.
شاعران انقلاب اسلامی که در پی اعتقادات خود در راستای نهضت اسلامی فعالیت کردهاند، به ویژه در دوران جنگ تحمیلی، گاهی مورد تهمتهای سیاسی قرار گرفتهاند. رسانههای مخالف، این شاعران را به عنوان افرادی وابسته به دولت معرفی کردهاند. با این حال، شعر انقلاب همواره بهدنبال حقیقت و ارزشها بوده و هیچگاه جریانات دیگر را انکار نکرده است.
شهادت رهبر شهید کشور نقطه عطفی در شناخت حقانیت این شاعران بود. با خون خود و مبارزات چهل سالهاش، ایشان معنایی عمیق از مقاومت و پیشرفت را به تصویر کشیدند. اکنون، شخصیت ایشان به عنوان نمادی از آزادگی و شجاعت در عرصه جهانی شناخته میشود.
به طور کلی، گرایش شاعران انقلاب به آموزههای این رهبر بزرگ را نمیتوان به سادگی یک روند سیاسی تلقی کرد؛ بلکه این شاعران در پی ادامه همان راستای حماسی دیرینه ادبیات فارسی هستند که برای مظلومان و در دفاع از آرمانها نوشته میشوند.### ادبیات و حماسههای پس از انقلاب اسلامی
ادبیات ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دچار تحولی شگرف شده و به نوعی با ترکیب دیانت و ملیگرایی شکل تازهای یافته است. این ترکیب بهویژه بعد از پیروزی انقلاب در آثار ادبی نمود یافته و نیازمند درک عمیقتری به عنوان حماسهای تاریخی است که ویژگیهای خاصی نسبت به گذشته دارد.
**سیاستزدگی در ادبیات**
شاعران و هنرمندان از نظر سیاسی بیتفاوت نیستند و هرگونه ادعای بیطرفی در این زمینه، خود نشاندهنده یک موضع سیاسی است. هیچ فردی نمیتواند در برابر مسائل مرتبط با کشور و آینده نسلها سکوت کند. انسانها نیز میتوانند در موضعهای مختلفی نظیر حمایت، انتقاد یا اعتراض قرار بگیرند که این خود نشاندهنده نوعی موضعگیری است.
**گستردگی شعر در میان مردم**
شعر جزئی از فرهنگ ایرانیان است و با زندگی روزمره آنها درآمیخته است. علیرغم چالشهای فرهنگی و اجتماعی، شعر و ادبیات هنوز هم جذابیت و تأثیرگذاری خود را حفظ کردهاند. زبان فارسی، به عنوان یکی از زبانهای زنده دنیا، ظرفیتهای بسیاری برای خلق مضامین شاعرانه دارد و این امر باعث میشود که حتی افراد غیرشاعر نیز بتوانند تصاویر ادبی را به وجود آورند.
**وظیفه نهادهای فرهنگی**
با وجود اینکه ایرانیان علاقهمند به شعر هستند، نهادهای فرهنگی نمیتوانند تنها به رویدادهای روزمره و تقویمی اکتفا کنند. این رویکرد نیاز به بازنگری دارد و ضروری است که متولیان فرهنگ با استفاده از میراث ادبی پدران خود، اقدامات جدیتری در پیش بگیرند تا فرهنگ غنی ایرانیان دوباره در سطح جهانی نمایان شود.
**نفوذ شعر حماسی در زمان جنگ**
آثار حماسی در زمان جنگ تأثیر عمیقی بر روحیه رزمندگان و مردم داشت. خاطرات دفاع مقدس گواهی بر این موضوع هستند که شعارها و سرودهای حماسی در آن دوران چه تأثیراتی بر فضای جبهه و زندگی روزمره داشتند. این آثار نه تنها محتوای پربار و تاثیرگذاری داشتند، بلکه به خاطرات جمعی نسل ما نیز تبدیل شدند.
در نهایت، شعر و ادبیات حماسی میتواند نقش بسزایی در ایجاد همبستگی اجتماعی و تقویت روحیه ملی ایفا کند، بهخصوص در شرایط دشوار تاریخی.مقالهای پیرامون تأثیر آثار حماسی در جامعه معاصر ایران منتشر شده که به کمبودهای موجود در این زمینه اشاره دارد. نویسنده با تأکید بر اهمیت آثار حماسی در دوران پس از دفاع مقدس، اعلام میکند که این آثار میتوانند نسلهای مختلف را تحت تأثیر قرار دهند. با این حال، او معتقد است که دستگاههای تبلیغاتی نتوانستهاند آثاری متناسب با عظمت پیروزیهای ملت ایران تولید کنند.
نویسنده به قالبهای مرسوم همچون مدح و رجز اشاره کرده و میگوید که با وجود تأثیرگذاری این قالبها، در سالهای اخیر به ویژه در وقایع مهمی مانند جنگ دوازده روزه، آثار کمتری در راستای هنر و حماسه ارائه شده است. او بر لزوم ایجاد آثار فاخر ادبی و موسیقایی تأکید میکند.
در ادامه، وی به آسیبهای احتمالی شعر حماسی اشاره کرده و میگوید که اگر این اشعار با معیارهای تأثیرگذار نگارش نشوند، میتوانند مضر باشند. او بر ضرورت خلق آثار باکیفیت که روحیه ملی و باورهای دینی را تقویت کند، تأکید دارد.
نویسنده در بخشی دیگر از مدعاهای خود، بر این نکته تأکید میکند که هر شهید در دفاع مقدس میتواند به عنوان یک اسطوره مطرح شود. او شخصیتهای همچون شهید قاسم سلیمانی را مثال میزند و توضیح میدهد که ایجاد مضامین عمیق به زمان و توجه نیاز دارد.
وی بر این باور است که تعامل میان حماسه و شعر میتواند به خلق آثار ماندگار منجر شود. در نهایت، نویسنده بر عزم خود برای ایجاد آثار حماسی و انتقال مضامین آن به نسلهای آینده و جهانیان تأکید میکند.در روزهای اخیر، حماسهای بزرگ در ایران به وقوع پیوسته که تأثیرات آن میتواند در عرصههای داخلی و بینالمللی مشاهده شود. سوالی که مطرح میشود این است که آیا از ظرفیت شعر حماسی برای تقویت اتحاد میان مردم استفاده شده است و چگونه میتوان سطح اشعار تولیدشده را سنجید؟
به گفته کارشناسان، حجم اتفاقات و چالشهایی که ملت ایران در مدت زمان کوتاهی با آن روبرو شدهاند، همراه با پیروزیهای چشمگیر، موجب شده است تا آثاری از شعر و ادب فارسی از قبیل رجزخوانی و مداحی بیشتر از اشعار سنتی رونق یابد. با این حال، این موضوع به معنای کاهش کیفیت اشعار نیست.
شاعران ایرانی به ویژه از نهم اسفند به بعد، آثار جدید و خلاقانهای با مضامین مرتبط به امام شهید و حماسههای جنگ خلق کردهاند. این آثار عمدتاً توسط شاعران جوان و گمنام نوشته شده و نشاندهنده رکوردشکنی در این حوزه است. بسیاری از این اشعار از قوت و ماندگاری بالایی برخوردارند و انتظار میرود به زودی به گوش عموم مردم برسند.
در زمینه ارتباط مردم ایران با شعر، با وجود ابزارهای نوین ارتباطی همچون فیلم و فضای مجازی، شعر هنوز در رگ و خون ایرانیها جاری است. زبان فارسی به دلیل شیرینی و زیبایی خاصش، زمینهساز خلق آثار شعری بسیاری است. این واقعیت نشان میدهد که شعر و ادبیات همچنان قدرتی تأثیرگذار در میان مردم دارند.
به عنوان چالشی جدی، غیبت نخبگان و اهالی فرهنگ در عرصههای تصمیمسازی و حکومتی یکی از موانع پیش روی گسترش فرهنگ در سیاست است. بسیاری از این افراد در حاشیه ماندهاند و از تجربیات آنها بهرهبرداری نمیشود. مسئولان باید با تکیه بر فرهنگ و دیدگاههای ادبی در راستای تقویت تعاملات اجتماعی تلاش کنند.
ایران به عنوان یک ملت با تاریخ و ادبیات غنی میتواند از آموزههای فرهنگی خود برای حل مشکلات موجود بهرهبرداری کند. با تداوم این مسیر و تمرکز بر مبانی فرهنگی، دور از انتظار نیست که شاهد تحولی در عرصه حکمرانی و سیاستگذاری در ایران شویم. آرمان انقلاب اسلامی این بوده است که قدرت و سیاست در خدمت فرهنگ و باورهای انسانی باشد، و امید میرود در آینده نزدیک به این هدف نزدیکتر شویم.












