وبسایت خبری
خبردونی

سینمای کودک در ایران به فراموشی سپرده شده؛ سبد تولید با مشکلاتی مواجه است / ظرفیت جهانی سینمای کودک ایران باید مورد توجه قرار گیرد؛ نباید به نیازهای کودکان بی‌توجهی کرد.

سینمای کودک را رها کرده‌ایم؛ سبد تولید «رنجور» شده است / سینمای کودک ایران ظرفیت جهانی شدن دارد؛ سهم بچه‌ها را فراموش نکنیم

**نقش کلیدی سینمای کودک ایران در اعتبار جهانی**

علیرضا رضاداد، یکی از مدیران تاثیرگذار سینما در ایران، با سابقه‌ای چندین ساله در مدیریت فرهنگی، به ویژه در زمینه سینمای کودک و نوجوان، شناخته می‌شود. او دارای تجربه دبیری شش دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان است و به طور مستقیم در فرآیند برگزاری این رویداد سینمایی مشارکت داشته است. طبق اظهارات او، سینمای کودک و نوجوان ایران به واسطه ویژگی‌های خاص خود، توانسته است در سطح جهانی جایی قابل توجه پیدا کند و جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان نیز نماینده‌ای از این اعتبار به شمار می‌آید.

در مصاحبه‌ای با رضاداد، به بررسی جایگاه سینمای کودک ایران در سطح جهانی، حضور فیلم‌سازان خارجی در جشنواره، شرایط کنونی سینمای کودک، و اهمیت توجه به کودکان در موقعیت‌های بحرانی پرداخته شد. او بیان کرد که بسیاری از فیلم‌سازان به تاثیر سینمای کودک بر شهرت جهانی سینما ایران اذعان دارند و جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان را در سطح بین‌المللی معتبرتر از جشنواره فیلم فجر می‌دانند.

رضاداد خاطرنشان کرد که علی رغم برگزاری جشواره‌های متعدد در کشورهای مختلف، تعداد کمی از آن‌ها به سینمای کودک و نوجوان اهمیت واقعی می‌دهند. از اوایل دهه ۶۰، سینمای کودک در ایران شکل گرفت و این ژانر به دلیل ویژگی‌های خاص خود توجه جهانیان را جلب کرده است.

وی به یاد آورد که در طی مسئولیت‌اش در جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، حضور فعال فیلم‌سازان خارجی مشهود بود. به گفته او، حضور این هنرمندان در جشنواره عموماً جدی‌تر از سایر رویدادهای سینمایی ایران بود و آن‌ها با اشتیاق سینمای کودک و نوجوان ایران را دنبال می‌کردند.

در بخش دیگری از گفت‌وگو، رضاداد به وضعیت فعلی سینمای کودک اشاره کرد و خاطرنشان ساخت که با وجود چالش‌های اجتماعی و درگیری‌های جهانی، توجه به نیازهای روانی کودکان در سینما باید در اولویت قرار گیرد. او تأکید کرد که نهادهای مسئول باید مراقب باشند تا حقوق و نیازهای کودکان و نوجوانان در جامعه به فراموشی سپرده نشود.

در حوزه پوشاک و نیازهای بچه‌ها، نهادهای مسئول باید عملکرد مناسبی داشته باشند. همچنین در زمینه تغذیه و بهداشت نیز ارگان‌های مربوطه وظیفه دارند که به این حوزه بپردازند.

در زمینه فرهنگ و هنر، به ویژه سینما، نهادهای سینمایی باید مسئولیت‌های خود را به درستی ایفا کنند. ضروری است که به تولید محتوایی توجه شود که کودکان و نوجوانان بتوانند در طول سال از آن بهره‌مند شوند، نه فقط در زمان برگزاری جشنواره‌ها. جشنواره باید تنها بخشی از زنجیره سینمای کودک و نوجوان تلقی شود و هدف اصلی، تولید محتوای باکیفیت برای این گروه سنی باشد. موفقیت در این عرصه می‌تواند تأثیر مثبتی بر کیفیت جشنواره‌ها نیز داشته باشد.

شما در سال‌های زیادی به عنوان مدیر فرهنگی و دبیر در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودک و نوجوان فعالیت کرده‌اید. آیا پس از این سال‌ها همچنان به تماشای فیلم‌های کودک و نوجوان ادامه داده‌اید؟

بله، من قبل از ورود به بنیاد سینمایی فارابی نیز به دلیل علاقه‌ام به ادبیات کودک و فعالیت در این زمینه به مسائل مربوط به این حوزه توجه داشتم. کار خود را در تلویزیون نیز با گروه کودک و نوجوان شروع کردم و همواره با توجه به سن فرزندانم به محتوای مناسب برای آنان نیاز داشتم. این علاقه در طول سال‌ها متغیر بوده، اما در زمان‌هایی که مسئولیت داشتم، پیگیری مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان را جدی‌تر دنبال می‌کردم.

آیا در دوران کودکی فرزندانتان، به سینما می‌رفتید؟ آیا نخستین فیلمی که با آن‌ها تماشا کردید را به یاد دارید؟

به خاطر دارم که نخستین فیلمی که با فرزندانم تماشا کردیم، «سفر جادویی» به کارگردانی ابوالحسن داوودی بود. همچنین از فیلم‌هایی که در دهه ۶۰ مورد استقبال قرار گرفتند، آثار متفاوتی مانند «گلنار» که توانستند مخاطبان را به سینما بکشانند، در یادم مانده است.

به نظر شما کدام فیلم‌سازان موفق سینمای کودک در سال‌های اخیر باید همچنان در این حوزه فعال می‌ماندند و چرا؟

فیلم‌سازی برای کودکان و نوجوانان از دشواری‌های خاصی برخوردار است و نیاز به تخصص بیشتری دارد. بسیاری از کارگردانانی که به سینمای کودک و نوجوان علاقمند بودند، باید حمایت می‌شدند تا از این حوزه خارج نشوند. به عنوان مثال، آقای طهماسب در این حوزه فعال مانده، در حالی که افراد دیگری مانند ابوالحسن داوودی یا مرحوم پوراحمد از آن فاصله گرفته‌اند. فقدان چنین ظرفیت‌هایی در سینما احساس می‌شود و برای تقویت این حوزه باید تلاش بیشتری صورت گیرد.

در دوران دبیری جشنواره، بزرگ‌ترین چالش‌هایی که برای شما پیش آمد، چه بودند؟

هر جشنواره‌ای با چالش‌های خاص خود همراه است. جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این جشنواره ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند ظرفیت‌های ارزشمندی را برای سینما ایجاد کند و این نیازمند توجه ویژه است.

برگزاری مشترک جشنواره کودک و نوجوان در تهران و یکی از استان‌ها، به عنوان یک رویداد سینمایی در ایران، به چالش‌ها و تجربیات جدیدی منجر شده است. با وجود محدودیت‌های موجود، این همکاری‌ها به شکل‌گیری فرهنگ مشترک در سینما کمک می‌کند، هرچند مشکلاتی در این مسیر وجود دارد. به‌طور مثال، برگزاری جشنواره در شهرهایی چون کرمان، همدان و اصفهان نشان‌دهنده تلاش برای گسترش فعالیت‌هاست.

این همکاری‌ها همچنین می‌تواند فرصتی برای بهره‌برداری از ظرفیت‌های منحصر به فرد هر استان فراهم آورد. به رشد توانمندی‌های کل کشور از طریق ارتقاء این ظرفیت‌ها کمک خواهد کرد. بدین ترتیب، به جای فرار از چالش‌ها، ضروری است تا درباره آن‌ها گفت‌وگو کرده و به دنبال راهکارهایی برای استفاده بهینه از منابع موجود باشیم.

در خصوص اهمیت برگزاری مداوم جشنواره کودک و نوجوان، نظرات به وضوح به اولویت‌دهی سینمای کودک و نوجوان مرتبط است. به عقیده برخی کارشناسان، تقویت این بخش می‌تواند منجر به افزایش تولید فیلم‌های باکیفیت و برگزاری هر ساله جشنواره با کیفیت مناسب شود. با توجه به کمبود آثار با کیفیت، برگزاری جشنواره به صورت نامنظم به دغدغه‌های بزرگی تبدیل شده است.

پیشنهاداتی نیز در زمینه برگزاری جشنواره مطرح می‌شود که شامل فعالیت‌های سالانه، ساخت زیرساخت‌های مناسب، و ایجاد ارتباط مستمر با فیلم‌سازان است. این رویکرد می‌تواند به شکل‌گیری یک زنجیره سینمایی قوی و پایدار برای کودکان و نوجوانان منجر شود.

در کنار سینمای برای کودکان، تولیدات مربوط به «سینمای درباره کودک» نیز اهمیت ویژه‌ای دارند. آثار قابل توجهی مانند «بچه‌های آسمان» و «رنگ خدا» گویای این واقعیت هستند که پرداختن به مسائل و زندگی کودکان، در شرایط کنونی و رویدادهای جهانی، از ضرورت‌های مهم فیلم‌سازان به شمار می‌رود. این مباحث می‌تواند به شکل‌گیری بحث‌های جدی و تحلیلی درباره نقش سینما در دنیای کودکان و نوجوانان منجر شود.در بررسی سینمای کودک، دو دسته اصلی «درباره کودک» و «برای کودک» به وضوح از یکدیگر تفکیک می‌شوند. به عنوان مثال، فیلم‌هایی چون «گلنار» و آثار آقای طهماسب به خوبی در گروه سینمای «برای کودک» جا می‌گیرند، در حالی که برخی دیگر از آثار در رده «درباره کودک» قرار دارند.

اما هنگامی که تمرکز ما بر روی این دو دسته محدودتر می‌شود، تشخیص دقیق آن‌ها برای منتقدان و کارشناسان موضوعی بحث‌برانگیز می‌گردد. به عنوان نمونه، فیلم‌هایی مانند «بچه‌های آسمان» و «رنگ خدا» به راحتی نمی‌توانند در رده مختص «درباره کودک» قرار گیرند.

اخیراً کتابی جهانی منتشر شده که ۱۰ فیلم ضروری برای کودکان را معرفی کرده است. بررسی این آثار نشان می‌دهد که برخی از آن‌ها به طور خاص به موضوعات مربوط به کودک می‌پردازند. تماشای چنین فیلم‌هایی تأثیرات مثبتی بر کودکان دارد و این موضوع بیانگر اهمیت قرار دادن آن‌ها در دسترس کودکان است. بنابراین، این مباحث از نظر نظری قابل توجه و مهم است.

حالا که باید به سمت آثاری «برای کودک و نوجوان» حرکت کنیم، اما مانع‌تراشی برای فیلم‌سازان در ساخت آثار مرتبط که می‌توانند به درک ابعاد مختلف زندگی کودکان کمک کنند، منطقی به نظر نمی‌رسد. فیلم‌های «درباره کودک» و نوجوان می‌توانند تأثیرات زیادی بر روی این گروه سنی بگذارند و به ویژه در روند رشد اجتماعی آن‌ها مؤثر باشند. لذا، محدود کردن این نوع آثار برای فیلم‌سازان و کودکان منصفانه نیست. با توجه به این مباحث نظری، نیاز داریم به بحث و گفتگو درباره مصادیق فیلم‌ها ادامه دهیم و در نهایت به سمت سینمایی برویم که به طور خاص برای کودکان و نوجوانان مناسب باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *