ریحانه اسکندری: ۲۱ سپتامبر، مصادف با سالروز تولد لئونارد کوهن، شاعر و خوانندهی مشهور کانادایی است. او در سال 1934 در مونترال به دنیا آمد و با آثار خود، همچون “هلهلویا”، که در اذهان عمومی شناخته شده است، به عنوان یکی از هنرمندان برجسته قرن بیستم معرفی شد. پیش از ورود او به دنیای موسیقی، کوهن در زمینههای شعر و نویسندگی فعالیت داشت و آثارش عمدتاً به موضوعاتی چون عشق، تنهایی، علم و عرفان پرداختهاند.
کوهن در سن 33 سالگی، در زمانی که دیگر هنرمندان در آغاز فعالیت خود بودند، نخستین آلبوم خود را منتشر کرد و این آغاز به او اجازه داد تا به یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین ترانهسرایان تبدیل شود. در تمام دوران هنریاش، او با موضوعاتی چون عشق و مرگ کار کرد، در حالی که آثارش هیچگاه به سادگی و راحتی قابل تفسیر نبودند. بهویژه در ترانه “هلهلویا”، مرز بین ایمان و تردید بهوضوح مشخص نیست.
کوهن در سال 2008 به تالار مشاهیر راکاندرول راه یافت و جوایز متعددی را در طول حیات خود دریافت کرد، از جمله “جایزه یک عمر دستاورد گِرَمی”. بروز و ظهور او در عرصه موسیقی به خصوص با انتشار آخرین آلبومش در سال 2016، به مضامین مرگ و پیری پرداخته و عمیقترین احساسات او را منتقل کرد. وی در همان سال و به سن 82 سالگی درگذشت.


زندگی در مونترال و تأثیرات فرهنگی
کوهن در یک خانوادهی یهودی در مونترال به دنیا آمد و مباحث مذهبی و فرهنگی تأثیر زیادی بر تفکر و آثار او گذاشت. تجربیات او بهطور مداوم در آثارش با موضوعات مذهبی و انسانی گره میخورد و به صورت عمیقتر به معنای عشق و گناه پرداخته است.
علاقهی او به ادبیات از سنین جوانی شکل گرفت و در سال 1956 نخستین مجموعه شعرش را منتشر کرد. همچنین در این دوران نخستین رمان خود را نیز نوشت و بیشتر به عنوان نویسنده شناخته میشد تا موسیقیدان. رویکرد او به ترانهنویسی متفاوت بود، زیرا او به ترانه به عنوان متنی ادبی مینگریست نه صرفاً مجموعهای از ملودیها.
گام به جزیره هیدرا و شکلگیری شخصیت ادبی
از مهمترین دوران زندگی کوهن، سفر او به جزیره هیدرا در یونان است. در این جزیره، او به نوشتن شعر و رمان ادامه داد و همین دوران به شکلگیری شخصیت ادبی او کمک شایانی کرد. هیدرا برای کوهن فقط یک مکان نبود، بلکه جایی بود که او در آن به بررسی عواطف، روابط انسانی و پرسشهای فلسفی پرداخت.
رمان “بازندگان زیبا”، یکی از آثار شاخص او از این دوره است که به مواردی چون مذهب و هویت پرداخته و نشان میدهد که وی با روایات ساده فاصله داشت. پس از این تجربه، کوهن به ندرت در سن بالاتر از سی سالگی به دنیای موسیقی قدم گذاشت و مسیر جدیدی را برای خود هموار کرد.
**لئونارد کوهن: شاعری که به دنیای موسیقی وارد شد**
لئونارد کوهن، شاعر و موسیقیدان برجسته، در سال 1967 و در سن 33 سالگی با انتشار نخستین آلبوم خود تحت عنوان «ترانههای لئونارد کوهن» به دنیای موسیقی معرفی شد. در آن زمان، فضای موسیقی آمریکا و بریتانیا به شدت تحت تأثیر سبکهای تازهای چون راک و موسیقی اعتراضی بود. در این میان، کوهن با صدای آرام و بم خود به صحنه آمد و توجه بسیاری را جلب کرد.
آلبوم اول او شامل آثار معتبر و ماندگار مانند «سوزان» و «خداحافظ ماریان» بود که بعدها به کلاسیکهایی در دنیای موسیقی تبدیل شدند. ترانه «سوزان» پیش از آنکه توسط خود کوهن اجرا شود، توسط جودی کالینز نیز اجرا شده بود و به او کمک کرد تا بهعنوان یک ترانهسرا شناخته شود. کوهن از همان ابتدا با تمرکز بر کلمات و روایتهای عمیق، هویتی متمایز از دیگر هنرمندان آن زمان پیدا کرد. به گفته تالار مشاهیر راک اند رول، آثار اولیه او با شدت شاعرانه و سکوت خود، مسیری مستقل ایجاد کردند.
در سال 1969، کوهن آلبوم «ترانههایی از اتاق» را منتشر کرد که به تثبیت زبان شخصی او در موسیقی کمک کرد. در این آلبوم، ترانهای به نام «پرندهای روی سیم» به یکی از برجستهترین آثارش تبدیل شد. در ادامه، او در سال 1971 آلبوم «ترانههایی از عشق و نفرت» را روانه بازار کرد که موضوعات عشق و نفرت را بهعنوان تجربیات درهمتنیده بشری مطرح میکرد.
دهه 1970 برای کوهن فصل تجربههای مختلف موسیقایی بود. در آلبومهایی مانند «پوستهای نو برای آئین کهن» و «مرگ مرد زنان»، او به شیوههای متفاوتی از تولید و تنظیم روی آورد. آلبوم «مرگ مرد زنان» که در سال 1977 منتشر شد، نتیجه همکاری او با فیل اسپکتور بود و از لحاظ صدا تفاوت قابل توجهی با آثار قبلیاش داشت.
با آغاز دهه 1980، کوهن به اوج هنری خود رسید و در سال 1984 آلبوم «موقعیتهای مختلف» را منتشر کرد که شامل ترانه معروف «هلهلویا» بود. این ترانه به مرور زمان به یکی از شناختهشدهترین آثار کوهن تبدیل شد، اگرچه مسیر رسیدن به این موفقیت با چالشهای زیادی همراه بود. در ابتدا، حتی شرکت ضبط او حاضر به انتشار آلبوم در ایالات متحده نبود، اما انتشار آن در نهایت بهوسیله یک شرکت مستقل انجام شد.### لئونارد کوهن و سفر «هلهلویا» به اوج محبوبیت
آمریکا بر عهده کوهن، یکی از نامهای بزرگ تاریخ موسیقی قرار گرفت. این آهنگ، یکی از معروفترین قطعات موسیقی در جهان، در ابتدا به عنوان یک اثر تضمینشده شناخته نمیشد.
ترانه «هلهلویا» پس از آن که توسط جان کیل بازخوانی شد، در آلبوم «من طرفدار توام» به یکی از نسخههای برجسته این اثر تبدیل گشت. جف باکلی نیز در سال ۱۹۹۴ نسخهای از این آهنگ ضبط کرد که به تحولی جهانی در محبوبیت آن منجر شد.
کتابخانه کنگره آمریکا این ترانه را در فهرست ملی ضبطهای مهم فرهنگی خود قرار داده و به تاریخچه آن از نسخه کوهن تا بازخوانیهای جان کیل و جف باکلی اشاره کرده است.
این ترانه به عنوان یک اثر چندلایه شناخته میشود و نمیتوان آن را تنها به عنوان یک ترانه عاشقانه یا مذهبی تعریف کرد. ساختار آهنگ، در میان موضوعاتی چون روایتهای کتاب مقدس و جستوجوی معنوی، دامنه وسیعی از احساسات را در بر میگیرد که به شنوندگان اجازه میدهد تا با هر نسل، معنی خاص خود را از آن استخراج کنند.
### تحولی در موسیقی کوهن
در سال ۱۹۸۸، لئونارد کوهن با آلبوم «من مرد توام» وارد دورهای جدید از فعالیت هنری خود شد. در این آلبوم، استفاده از صداهای الکترونیک و تنظیمهای نوین، از آثار اولیه او فاصله زیادی گرفت.
ترانه «من مرد توام»، همراه با قطعاتی چون «همه میدانند» و «برجی از ترانهها»، نشاندهنده توانایی کوهن در تطبیق زبان موسیقاییاش با حفظ هویت شاعرانهاش بود. «همه میدانند» یک دیدگاه تلخ و انتقادی به روابط انسانی و فساد در جامعه ارائه میدهد.
در سال ۱۹۹۲، کوهن آلبوم «آینده» را منتشر کرد که دغدغههای اجتماعی و سیاسی بیشتری در آن نمایان بود.
### دورهای از سکوت و تعالی معنوی
پس از انتشار «آینده»، کوهن مدتی از صحنه موسیقی دور شد و به مرکز ذن کوه بالدی در کالیفرنیا رفت تا به مدیتیشن و خلوت بپردازد. این دوره برای او تنها یک توقف حرفهای نبود، بلکه ادامه جستجوی معنویاش از روزهای ابتداییاش بود.
بازگشت او به موسیقی در قرن ۲۱، یکی از فرازهای مهم حرفهاش بود. آلبوم «ده ترانه جدید» در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و سپس «هدر عزیز» در سال ۲۰۰۴ به بازار آمد. در این دوران، نسلهای جدید نیز به آثار او توجه کردند و بازخوانیهای جدید، نفوذ او را گسترش داد.
### بازگشت مجدد به صحنه در سالهای پایانی
یکی از بخشهای حیرتانگیز زندگی کوهن، بازگشتی بود که او در دهههای پایانی عمرش به صحنه داشت. در اواخر دهه ۲۰۰۰، او تورهای گستردهای را آغاز کرد و در سالنهای مختلف جهان به اجرا پرداخت. صدای بمتر و خشدارتر او و حرکاتش به بخشی از هویت جدید اجراهایش تبدیل شد.
او در سال ۲۰۰۸ به تالار مشاهیر راکاندرول وارد شد و این رویداد موقعیت او را در تاریخ موسیقی تقویت کرد. تورهای او در سالهای بعد با استقبال بینظیری همراه بود. آلبوم «ایدههای قدیمی» که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، به یکی از موفقیتهای بزرگ او تبدیل شد.
درباره آخرین آثار لئونارد کوهن
در سال ۲۰۱۶، لئونارد کوهن با ۸۲ سال سن به نوشتن و ضبط آثار جدید ادامه میداد.
آلبوم «تیرهتر میخواهیاش»، چهاردهمین اثر استودیویی او، در تاریخ ۲۱ اکتبر ۲۰۱۶، تنها چند هفته پیش از درگذشتش، منتشر شد. تهیهکنندگی این اثر را پسرش، آدام کوهن، بر عهده داشت.
ترانه عنوان آلبوم به طور صریح به مضامین مرگ، ایمان و پایان زندگی میپردازد. صدای سالخورده او در این اثر، نه تلاش دارد جوانتر به نظر برسد و نه مرگ را پنهان میکند.
به نظر میرسد کوهن در سالهای آخر زندگیاش، همانند همیشه به تاریکیها چشم دوخته و از آن الهام گرفته است.
در زمان انتشار آلبوم، وبسایت رسمی او این اثر را به عنوان آخرین فصل مهم در مشارکتش در موسیقی و اندیشه معاصر معرفی کرد.
درگذشت در سن ۸۲ سالگی
لئونارد کوهن در تاریخ ۷ نوامبر ۲۰۱۶ درگذشت و خبر رسمی در تاریخ ۱۰ نوامبر اعلام شد. خانواده او از رسانهها خواسته بودند که حریم خصوصی آنان را در دوران سوگواری رعایت کنند.
مرگ او تنها چند هفته بعد از انتشار آلبوم «تیرهتر میخواهیاش» اتفاق افتاد، که حالا گوش دادن به آن در کنار خبر مرگش، معنایی خاص یافته است.
اما پایان کار کوهن باعث نشد انتشار آثارش متوقف گردد.
پس از درگذشت او، مجموعههای مختلفی از آثارش به بازار آمد و کتاب «شعله»، شامل شعرها و نوشتههای سالهای آخر زندگیاش، در سال ۲۰۱۸ منتشر شد.


محبوبیت «هلهلویا»؛ چرایی ماندگاری این قطعه
قطعه «هلهلویا» نمایانگر این است که میراث یک هنرمند همواره بر اساس نیت اولیه خود شکل نمیگیرد.
کوهن این آهنگ را طی سالها به دفعات بازنویسی کرد و نسخهای که امروز بیشتر شنیده میشود، تحت تأثیر خوانندگانی چون جان کیل و جف باکلی قرار گرفته است. کتابخانه کنگره آمریکا اشاره کرده که این ترانه در ابتدا شامل بندهای زیادی بوده و نسخه جان کیل این بندها را به انتخاب خود تنظیم کرده است.
بنابراین، «هلهلویا» تنها یک ترانه متعلق به کوهن نیست و به اثری تبدیل شده که در مراسمهای مختلف، جشنها، سوگواریها، فیلمها و سایر رویدادها شنیده میشود. نسخه جف باکلی نیز نقش مهمی در گسترش جهانی این اثر ایفا کرده است.
راز ماندگاری این ترانه در این است که کوهن به جای ارائه تفسیر واحد، بافتی از تناقضات درباره عشق، ایمان، و رستگاری ایجاد کرده است.
میراثی از شاعری در دنیای موسیقی
لئونارد کوهن تنها یک خواننده بزرگ قرن بیستم نیست.
او شاعری بود که هنر موسیقی را به شکلی تازه برای بیان اشعارش معرفی کرد و نویسندهای که به دنیای ترانه پیوست. آثار او عشق را با عمق و جدیت به تصویر کشید و همواره با مسائلی چون خدا، مرگ و وجود دست و پنجه نرم کرده است.
آثار او از سوی هنرمندان مختلفی مورد بازخوانی قرار گرفته و تأثیر او بر موسیقی و ادبیات نسلهای مختلف شایان توجه است.
کوهن در طول زندگی خود به جوایز متعددی از جمله تالار مشاهیر راکاندرول و جایزه یک عمر دستاورد گرمی رسید.
در سال ۲۰۲۲، مجموعهای با عنوان «هلهلویا و آهنگهایی از آلبومهایش» منتشر شد که شامل ۱۷ قطعه از تمام دورانهای فعالیت او بود.
امروز، در سالروز تولد ۹۲ سالگی کوهن، مهمترین بخش از میراث او، دیدگاه خاصش نسبت به عشق، ایمان و مرگ به شمار میرود. او به جای فرار از تاریکی، آن را مورد بررسی قرار داد.











