به گزارش خبرآنلاین، روزنامه خراسان به نقدی از فیلم «خانوم والده» پرداخته است. سکانسهایی که باید لبخند بر لبها بیاورند، بدل به معضلی برای والدین شده و آنان را وادار به چشمپوشی از نگاه کنجکاو فرزندان خردسالشان نموده است. فقدان یک سیستم واقعی برای ردهبندی سنی، این فیلم را به اثری «ضد خانواده» تبدیل کرده و نشان داده که سینمای بدنه به جای ایجاد ذائقه مخاطب، در راستای کسب فروش بیشتر بدون در نظر گرفتن خط قرمزها پیش میرود.
فیلم «خانوم والده» با استفاده از فرمول قدیمی «انسان در موقعیت خاص» روایت میشود، فرمولی که معمولاً برای بیان مسائل اجتماعی و خلق طنز استفاده میشود. داستان حول دو برادر ورشکسته که در تلاش برای پرداخت بدهیهای خود هستند، شکل میگیرد. این دو، به دلایل خاصی تصمیم به گریم پسری شبیه مادر خود میگیرند، اما او معلوم میشود که برخلاف شباهت ظاهری، رفتارهای نامناسبی دارد. این موضوع به سرعت به دلیل ورود متوالی شخصیتها به موقعیتهای نامناسب به نابودی درام بدل میگردد.
در ادامه، پیرنگ به یک زنجیرهای از فرصتطلبیهای سخیف بدل میشود و بسیاری از موقعیتها به حوادثی بیمحتوا میانجامد. کمدی در سینمای ایران، تاریخی غنی دارد و همیشه میهمان دغدغهها و دردهای اجتماعی بوده است. آثار موفقی چون «اجارهنشینها» و «مهمان مامان» بر این نکته تأکید دارند که میتوان با احترام به شعور مخاطب، کمدی خانوادگی و جذاب خلق کرد.
امروز اما با آثاری مانند «خانوم والده» روبرو هستیم که بهجای خلاقیت و درام، تکیه بر شوخیهای سطحی و مبتذل دارد. این روند نه تنها باعث سقوط کیفیت کمدی میشود، بلکه میتواند به آسیبهای جدیتری در فرهنگ سینما منجر گردد. در نهایت، ضروری است که در پاسخ به نیاز جامعه، کمدیهای باکیفیت و خانوادگی تولید شود، این امر نیازمند هنری واقعی است.### ضرورت توجه خانوادهها به محتوای سینما
سودجویان فعلی بهوضوح از آبشخور نظارتی ناقص در حوزه سینما بیبهره هستند. در حالی که ساختار نظارتی قادر به ارائه ردهبندی قابل اتکایی نیست، این فقط خانوادهها هستند که باید با دقت آثار را انتخاب کنند. والدین باید متوجه باشند که رفتن به سینما نباید یک انتخاب بیفکر و بدون تحقیق باشد. امروزه تماشای پیشنمایشها، سوال از محتوا و توجه به ردههای سنی، نه تنها یک وسواس بیمورد، بلکه یک ضرورت تربیتی برای حفاظت از فرزندان به حساب میآید.
### حریم خصوصی در خطر
یکی از چالشهای اصلی فیلم «خانوم والده» نادیده گرفتن حریمها است. سینما بهعنوان یک سرگرمی سالم و امن برای خانوادههای ایرانی باید بهعنوان مفرّی برای فرار از روزمرگی عمل کند. اما فیلم مورد نظر بهجای اینکه بهعنوان یک تسکیندهنده باشد، وضعیت را پیچیدهتر میکند و به جای حل مشکلات معیشتی، موجب ایجاد دردسرهایی لیاقت تماشای مخاطب نیست.
به عنوان مثال، زمانی که شخصیت مرد در فیلم لباس زنانه میپوشد و به فضاهای زنانه میرود، این نادیدهگرفتن حریم خصوصی بهطور ظریف و حتی توهینآمیز نمایش داده میشود. این رفتار زشت بهعنوان یک شوخی به مخاطب القا میشود و بچهها نمیتوانند تحلیل کنند که این رفتار خطاست. این وضعیت نهتنها باعث خجالت والدین میشود، بلکه کودک با مسائل نامتناسبی برای سنش روبهرو میشود. فیلم بهنوعی پیام میدهد که نقض حریم دیگران مسئلهای نیست و همهچیز یک شوخی ساده است.
متاسفانه سازندگان این فیلم از تلاش برای ارائه داستانی معنادار غافل ماندهاند و به فرمولهای سطحی و زشت روی آوردهاند. نتیجه نهایی، فیلمی پر از حرکات دلقکگونه و شوخیهای بیمعنی است که در صورت موفقیت، ممکن است موج دیگری از ابتذال را در سینما بهوجود آورد و ذائقه مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. این نوع سلیقهها به تدریج مانع از توجه به آثار ارزشمند خواهد شد.











