تماس با ما

به گزارش خبرآنلاین، پرویز پرستویی در یادداشتی که در روزنامه شرق منتشر کرد، درگذشت بهرام بیضایی، کارگردان و نویسنده مطرح ایرانی را به جامعه فرهنگی و هنری کشور تسلیت گفت. وی تصریح کرد که فقدان افرادی نظیر ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی و عباس کیارستمی غم‌انگیز است، با این حال اهمیت بیضایی به عنوان یکی از بزرگترین چهره‌های سینما و تئاتر ایران غیرقابل انکار است.

پرستویی به ویژگی‌های منحصر به فرد بیضایی اشاره کرد و تأکید کرد که او استاد بی‌بدیل سینما و تئاتر است و نسل‌های مختلفی به نوعی شاگرد او به حساب می‌آیند. وی پژوهش‌های بیضایی در زمینه تعزیه و ادبیات نمایشی را بی‌نظیر دانست و افزود که دانش‌آموختگان این رشته‌ها همواره به آثار او مراجعه می‌کنند.

وی یادآوری کرد که در دهه 50، بیضایی با بزرگواری به تماشای نمایش‌های جوانان می‌رفت و پیشنهاداتی به آنان ارائه می‌کرد. پرستویی همچنین به ذکر خاطره‌ای از نمایش «میلاد» پرداخت و گفت که بیضایی پس از دیدن این نمایش به آنها توصیه کرد که آن را به روی صحنه ببرند.

در ادامه، او به سابقه همکاری با بیضایی اشاره کرد و ابراز کرد که در یکی از نمایش‌ها، به پیشنهاد بیضایی، نقش آفرینی کرده است. وی همچنین خاطرنشان کرد که نتوانسته است فرصت بیشتری برای کار کردن در کنار او پیدا کند، اما همواره از نصایح و آموزش‌های وی بهره‌مند بوده است.

پرستویی در بخشی از یادداشت خود به سفرهایش به آمریکا اشاره کرد و ابراز دلتنگی برای دیدار با بیضایی. او به جمله‌ای که بیضایی در پاسخ به سؤال او درباره بازگشت به ایران گفت، اشاره کرد و آن را تأمل‌برانگیز توصیف کرد. به گفته پرستویی، مانع‌تراشی‌ها برای فعالیت‌های بیضایی در ایران بر مشکلات وی افزوده است.

وی در پایان یاداشت خود، به عزم و اراده هنرمندان برای فعالیت در عرصه هنر تأکید کرد و مهم‌ترین مانع‌های پیش روی آنها را فشارهای روحی و استرس‌ها دانست.هنرمندانی که در عرصه هنر فعالیت می‌کنند، در شرایط مساعد می‌توانند عمر طولانی‌تری داشته باشند زیرا از رنج کار خود لذت می‌برند. آنها نیاز به فضایی دارند که بتوانند به کار بپردازند و با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند. با فوت آقای بیضایی، به نظر می‌رسد که چراغ هنر در کشورمان به خاموشی گرایید. در سال‌های اخیر، شاهد آن بودیم که برخی از هنرمندان در غربت و برخی دیگر در عزلت جان خود را از دست دادند. به عنوان مثال، آقای تقوایی نیز چندین سال در انزوا به سر بردند. احساس ناتوانی در فکر کردن، نوشتن و کار کردن می‌تواند به نوعی نابودی تعبیر شود. این چالش‌هایی که هنرمندان با آن مواجه‌اند، ما را به فکر فرو می‌برد که چگونه رفتار کرده‌ایم و چه بلایی بر سر بزرگانمان آمده است. امیدواریم که این فقدان، فرصتی باشد برای بازنگری در وضعیت سینمای ایران. فقدان استاد بیضایی باید دست‌کم ما را به احترام به او و هنر ایرانی وادار کند.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *