تماس با ما

احیای سنت‌ها؛ تحلیل اصالت هنر خوشنویسی ایرانی از دوره صفویه تا کنون/ارزیابی رویه‌های آموزشی انجمن خوشنویسان

احیای سنت‌ها؛ تحلیل اصالت هنر خوشنویسی ایرانی از دوره صفویه تا کنون/ارزیابی رویه‌های آموزشی انجمن خوشنویسان

نخستین نشست تخصصی با عنوان «هنر ایرانی ـ اسلامی از اصالت تا دوره معاصر» در کافه‌خبرِ خبرآنلاین برگزار گردید. این جلسه با حضور حجت امانی، نقاش و خوشنویس، و گروهی از استادان خوشنویسی از جمله محمد شهبازی، محمد جوادزاده، حبیب رمضان‌پور و فردین ولی‌زاده، به تحلیل و بررسی ابعاد مختلف خوشنویسی عصر صفویه و تاثیر آن بر دوران معاصر پرداخت.

در این بحث، ضرورت بازگشت به سبک‌های خوشنویسی گذشته و تحولات تاریخی خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق محور اصلی گفت‌وگوها بود. همچنین آسیب‌شناسی فرآیندهای آموزشی خوشنویسی در ایران و انتقادات به رویه‌های انجمن خوشنویسان ایران نیز مورد توجه قرار گرفت. در این تحلیل، انحصار در آموزش، انتقال تنها یک شیوه خاص و مشکلات دسترسی به نمونه‌های اصلی خوشنویسی، به عنوان موانع پیشرفت مطرح شد.

حجت امانی در این نشست به بررسی پدیده‌های موجود در خوشنویسی ایرانی پرداخت و به دگرنگاری‌هایی اشاره کرد که با ظهور صنعت چاپ و تغییرات در رسانه‌ها، در این هنر به وجود آمد. او از استاد شهبازی خواست که بررسی علل و انگیزه‌های اجتماعی و فردی بازگشت به خوشنویسی دوره صفویه را تشریح کند.

محمد شهبازی در ادامه توضیح داد که تغییرات هنری معمولاً ناشی از انگیزه‌های فردی و اجتماعی هستند، اما خوشنویسی کمتر تحت تاثیر سیاست‌ها قرار دارد. او همچنین خاطرنشان کرد که انجمن خوشنویسان ایران از ابتدای تأسیس خود بر ترویج یک شیوه خاص تأکید داشته و این موضوع معضلی برای گسترش تنوع در این هنر ایجاد کرده است.

او به تأثیر استادانی چون رضا مافی و محمد احصایی اشاره کرد که گرایش کمتری به دوره صفویه داشتند و با انتشار کتاب‌های معتبر، آگاهی بیشتری را در میان هنرمندان ایجاد کردند. همچنین به گسترش رسانه‌های دیجیتال و چاپ نفیس اشاره کرد و گفت که این تغییرات به مردم فرصتی برای دسترسی به آثار قدما ارائه داده است.

در نهایت، شهبازی به این نکته اشاره کرد که همگی حاضر در این نشست به دنبال پر کردن خلأهای معاصر در خوشنویسی از طریق بازگشت به آثار کهن هستند.در دوران اخیر، فعالیت‌های خوشنویس‌ها تحت تأثیر میرزا محمدرضا کلهر به سمت کتابت متمرکز شد و تمایل به نگارش قطعات کاهش پیدا کرد. اگرچه برخی قطعات نوشته می‌شد، اما اکثراً در چارچوب سیاه‌مشق‌های کلهر و شاگردانش و دیگر اهالی قلم مانند عمادالکتاب بود. این روند تا دهه‌های ۱۳۵۰ و ۱۳۶۰ ادامه داشت و حتی استادانی که در این دوره به نگارش قطعات توجه پیدا کردند، از تجارب عمیق سنت‌های صفوی یا قاجاری بی‌بهره بودند.

در سی سال گذشته، توجه به آثار گذشتگان موجب شد که قابلیت‌های موجود در گذشته به‌درستی شناخته شود. نتیجه این شناخت به‌ویژه در عرصه معاصر خوشنویسی، به شکل «بازگشت» به سنت‌های اصیل مشهود است.

محمد جوادزاده یکی از هنرمندان شناخته‌شده در این حوزه می‌گوید که او در ابتدای دهه ۷۰ با آشنایی با استاد اخوین و حضور در کلاس‌های ایشان به زاویه دید جدیدی نسبت به خوشنویسی دست یافت. وی تأکید می‌کند که استاد اخوین تأثیر زیادی در توجه خوشنویسان به جزئیات شیوه‌های نستعلیق دوره صفویه داشتند.

جوادزاده معتقد است که نوع نگاه استاد اخوین به میرعماد، بر غنای خط او افزود و او هرگز به تقلید صرف از آثار میرمعاد نپرداخت. او با نقل تجربه خود از دیدار با استاد احصایی و تحلیل آثار میرعماد، تأکید می‌کند که این تجربیات موجب تقویت کنجکاوی و توجه او به هنر خوشنویسی شد.

همچنین، جوادزاده به تأسیس مرکز کتابت و تعلیم ایران در سال ۱۳۷۲ اشاره می‌کند که زمینه را برای تعلیم آزادتر شیوه‌های خوشنویسی فراهم کرد. وی معتقد است خوشنویسی مانند یک زنجیره تاریخی است که در طول زمان متحمل تغییرات بسیاری شده و از دوره قاجار به بعد با تغییراتی هم‌چون ورود صنعت چاپ، این هنر دچار تحولات اساسی شد.

حجت امانی نیز با اشاره به تأثیر صنعت چاپ بر خوشنویسی، تأکید می‌کند که این تغییر الزاماً به افت کیفیت منجر نشده است. او معتقد است که تغییر بستر در خوشنویسی به صورت مستقیم تأثیرگذار بوده و با ورود خوشنویسی به زندگی روزمره مردم، تحولاتی صورت گرفته است.در هنر خوشنویسی، به ویژه در عرصه کاغذی و با استفاده از قلم و مرکب، موضوعات خاصی مورد توجه قرار می‌گیرد. خوشنویسی به عنوان یکی از هنرهای اصیل، با ورود صنعت چاپ تغییرات قابل‌توجهی را تجربه کرده است. پیش از پدید آمدن چاپ، نسخه‌برداری از متون علمی و ادبی تنها به‌عنوان یک ضرورت عمل می‌شد و این روند پس از ظهور چاپ نیز به شکل سفارشی ادامه یافت. اما این نوع رئیس خط به خصوصیات هنری خود توجه داشت. به گفته کارشناسان، ابزار خط در خوشنویسی با استفاده از سایر مواد همچون سفال و کاشی متفاوت است و این امر نیازمند توجه خاصی به قواعد و اصول خط می‌باشد.

یکی از نکات مهم در این حوزه، تعریف دقیق خوشنویسی است. بسیاری از جریان‌های نوین، هر چند جالب و ارزشمند باشند، لزوماً در این تعریف نمی‌گنجند. کارشناسان بر این باورند که خوشنویسی سنتی به پایان نرسیده و اصول آن همچنان مورد نیاز است. جوادزاده به دو واقعه تکنولوژیک اشاره کرد که باعث انحراف نستعلیق از مسیرش و همچنین زمینه‌سازی برای بازگشت به خطوط قدیم شد و این بازگشت را فرصتی برای جبران و اصلاح گسست‌های تاریخی خوشنویسی ایران عنوان کرد.

حبیب رمضان‌پور، یکی از هنرمندان خوشنویسی، تجربیات خود در زمینه گرایش به سبک‌های گذشته را توضیح داد. او از دوران طفولیت در روستایی در گیلان با امکانات محدود به خوشنویسی پرداخته و تحصیلاتش را زیر نظر استاد ساسان گل‌بستانی گذرانده است. او ورود به دنیای آثار میرزا غلامرضا اصفهانی را نقطه عطفی در نگرش خود به خوشنویسی دانست و تأثیرات این آشنایی را بسیار مثبت ارزیابی کرد. به گفته رمضان‌پور، مشاهده آثار میرزا غلامرضا سبب افزایش شوق و اشتیاق او به خوشنویسی شد و او به‌طور مداوم تمریناتش را زیر نظر استاد خود ادامه داد.**حجت امانی**: علاقه شما به هنر خوشنویسی چنان تأثیرگذار بوده که مسیر زندگی‌تان را دگرگون کرده است. این تحول چطور شکل گرفت و ارتباط شما با عباس اخوین از چه زمانی آغاز شد؟

**حبیب رمضان‌پور**: در سال ۱۳۷۴ و در زمان خدمت سربازی، همراه با آقای پژند که شاگرد برجسته استاد عباس اخوین بود، به محضر ایشان رفتیم. من شعری را که قرار بود هنرجویان به صورت چلیپا بنویسند، نوشتم و از پژند خواستم آن را به استاد نشان دهد. استاد با دیدن آثار من بسیار تعریف کرد و به پژند گفت: «آیا تو شیوه میرزا را شروع کرده‌ای؟» وقتی پژند پاسخ داد که این خط متعلق به حبیب رمضان‌پور است، استاد از من پرسید که چه کسی هستم و چه کار می‌کنم. من نیز آثار دیگری را نشان دادم که سعی کرده بودم در آن‌ها تذهیب و حال و هوای قدما را لحاظ کنم. استاد بسیار تحت تأثیر قرار گرفت و از من پرسید که استادم چه کسی بوده است. وقتی گفتم شیوه میرزا غلامرضا را دوست دارم، وی به من توصیه کرد که از آثار میرعماد نیز مشق کنم.

پس از پایان خدمت و بازگشت به تهران، در کلاس‌های فوق ممتاز استاد اخوین شرکت کردم و از شیوه آموزش ایشان، که بر مبنای شناخت عمیق از سبک‌های قدیمی، به ویژه میرعماد، بود، بسیار بهره‌مند شدم.

**حجت امانی**: اگر بخواهیم به خط شکسته بپردازیم، معمولاً دو دیدگاه مطرح می‌شود؛ یکی اینکه این خط ادامه‌ی طبیعی نستعلیق است و دیگری اینکه آن را نتیجه شرایط اجتماعی و لزوم سرعت در نوشتن می‌دانند. تحلیل شما چیست؟

**فردین ولی‌زاده**: برای درک خط شکسته باید به بستر تاریخی و اجتماعی آن توجه کرد. این خط هم امتداد منطقی نستعلیق است و هم پاسخ به نیاز عملی. با افزایش مکاتبات دیوانی و اداری، سرعت نوشتن اهمیت یافت و این مسئله باعث شد قواعد کلاسیک شکسته شوند. اما این تغییر به معنای بی‌قانونی نیست؛ در واقع، خط شکسته یکی از قوی‌ترین خطوط ایرانی است.

مرتضی قلی‌خان شاملو و محمد شفیع در قرن یازدهم این خط را به نظامی زیباشناختی منسجم تبدیل کردند و درویش مجید در قرن دوازدهم این روند را به اوج رساند. اما به دلیل شرایط تاریخی، این خط کمتر از رشد برخوردار شد و بسیاری از آثار از میان رفت یا در دسترس نبودند، که این امر شناخت ما را ناقص کرد.

**حجت امانی**: این کمبود شناخت چه تأثیری بر آموزش خط شکسته در دوران معاصر گذاشت؟

**فردین ولی‌زاده**: با محدودیت منابع، آموزش به ناچار ساده‌سازی می‌شود. در دوره معاصر، خط شکسته بیشتر بر اساس چند الگوی محدود آموزش داده شد و…نگاه‌ها به خط شکسته خوشنویسی در انجمن‌های مرتبط مدتی است که کاهش یافته و این خط کمتر به‌عنوان یک جریان مستقل مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، بررسی آثار هنرمندان گذشته نشان می‌دهد که شکسته ظرفیت‌های فراوانی برای خلق و بیان دارد. متأسفانه، به دلیل عدم تمرکز آموزش‌های رسمی بر این سبک، هنرجویان کمتر به آن روی آورده یا در سطح مبتدی باقی مانده‌اند.

فردین ولی‌زاده، خوشنویس معاصر، اشاره می‌کند که شکسته هنوز به‌درستی شناخته نشده و هنوز در مسیر بازشناسی قرار دارد. او بر این عقیده است که وفاداری به اصالت تاریخی شکسته به هنرمند بستگی دارد. او برخی از هنرمندان را مورد نقد قرار می‌دهد که تنها ظاهر شکسته را تقلید کرده‌اند بدون توجه به روح و مفهوم واقعی آن. در مقابل، گروهی از هنرمندان با مطالعه عمیق آثار گذشته، سعی دارند این خط را به درستی درک کرده و در نوآوری‌های خود ریشه‌های تاریخی را حفظ کنند.

ولی‌زاده در ادامه نقش انجمن خوشنویسان ایران را در حفظ و ترویج این هنر مهم ارزیابی می‌کند، اما به محدودیت‌های آن نیز اشاره می‌کند. او معتقد است اگر این انجمن بتواند نگاه خود را به سمت تنوع شیوه‌ها بازتر کند، می‌تواند تأثیرات مثبتی در گسترش خوشنویسی داشته باشد.

وی در پایان به وضعیت کنونی خوشنویسی ایرانی اشاره می‌کند و می‌گوید که اکنون در نقطه‌ای تاریخی ایستاده‌ایم که هم شناخت بهتری از گذشته داریم و هم ابزارهای مناسبی برای آموزش. او تأکید می‌کند که بازگشت به ریشه‌ها به معنای توقف نیست، بلکه به معنای شناخت عمیق‌تر و حرکت آگاهانه‌تر در مسیر آینده است.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *