**عنوان: جشنواره بینالمللی فیلم فجر؛ نشانهای از تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران**
جشنواره بینالمللی فیلم فجر تنها یک رویداد سینمایی نیست، بلکه نمایانگر دگرگونیهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعهای است که سینما را بررسی جدی میداند. این جشنواره از سال 1361، در اوج جنگ و پس از انقلاب تأسیس شد و اکنون با گذشت 43 دوره از آن، به یک نماد فرهنگی عمیق تبدیل شده است.
این گزارش به بررسی جنبههای مختلف جشنواره، بهویژه در پنج دوره نخست آن (1361-1365) میپردازد. این سالها نهتنها ساختار سینما را پس از انقلاب پایهگذاری کردند، بلکه نمایانگر چالشهای مربوط به دوران جنگ ایران و عراق نیز بودند.
**دوره نخست (1361): شکلگیری جشنواره در بحران**
نوروز 1361، جشنواره فیلم فجر در شرایطی آغاز به کار کرد که کشور هنوز از بحرانهای جنگ و انقلاب رنج میبرد. در این زمان، سینمای ایران در جستجوی هویتی تازه بود و مرزی میان سینمای قبل و بعد از انقلاب ترسیم نشده بود. حسین وخشوری بهعنوان دبیر جشنواره، نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در تمامی مراحل آن حس میکرد.
**غیررقابتی بودن و سینمای آماتور**
یکی از ویژگیهای بارز این دوره، عدم رقابت در بخش فیلمهای حرفهای بود. این رویداد تنها در زمینه سینمای آماتوری (فیلمهای 8 و 16 میلیمتری) برپا شد و آثار سینماگران حرفهای تنها به طور غیررقابتی نمایش داده شدند. این تصمیم ناشی از نبود الگوی مشخص برای سینمای جدید بود.
در بخش آماتور، فیلمهایی با مضامین ایدئولوژیک و مرتبط با جنگ حضور داشتند که بیش از آنکه یک اثر هنری باشند، بهعنوان بیانیههای تصویری انقلاب و جنگ شناخته میشدند. بهرغم این، سینمای آماتور به دلیل نزدیک بودن به شعارهای انقلابی، بر سینمای حرفهای برتری یافت.
**چالشهای عرضه و توقیف فیلمها**
دوره اول جشنواره به نمایش فیلمهایی پرداخت که بعدها به آثار موثر سینمای ایران تبدیل شدند، اما سرنوشت تلخی در انتظارشان بود. آثاری مانند «حاجی واشینگتن» و «مرگ یزدگرد» در این جشنواره به نمایش درآمدند، اگرچه برخی از آنها پس از مدتی به توقیف درآمدند. در واقع، این دوره نمایانگر پارادوکسهای عمیق در سینمای ایران بود.در اولین دوره جشنواره فجر، اقدامات برای معرفی سینمای جدید با نمایش آثاری آغاز شد که بلافاصله پس از اکران با محدودیتهایی از جمله توقیف مواجه شدند. فیلم «حاجی واشینگتن» با بازی عزتالله انتظامی استقبال گرمی از تماشاگران را جلب کرد، اما صحنههای خاصی مانند رقص و آوازخوانی این بازیگر باعث توقیف طولانیمدت فیلم تا اوایل دهه ۷۰ شد. همچنین، فیلم «خط قرمز» به خاطر عدم انطباق با معیارهای حجاب اسلامی نتوانست مجوز نمایش عمومی را دریافت کند. این وضعیت نشان داد که جشنواره در سال اول قابلیت تبدیل شدن به یک نهاد سیاستگذار را ندارد و تنها محلی موقت برای نمایش آثاری است که وضعیت قانونی آنها هنوز مشخص نیست.
در سال ۱۳۶۲، جشنواره به مرحله جدیدی از سازماندهی وارد شد. با تأسیس بنیاد سینمایی فارابی و حضور چهرههایی چون سید محمد بهشتی، جشنواره فجر به سمت حرفهایگری پیش رفت. در این دوره، برای اولین بار رقابت در بخش حرفهای سینما شکل گرفت و جایزه «لوح زرین» به برندگان اهدا شد.
یکی از ویژگیهای عجیب این دوره، عدم انتخاب بهترین فیلم توسط هیئت داوران بود که شامل چهرههای برجستهای مانند سید محمد بهشتی، مهدی حجت و اکبر عالمی بود. این تصمیم نمادین حکایت از آن داشت که هیچ یک از آثار حاضر در مسابقه استانداردهای لازم را برای دریافت عنوان “بهترین فیلم سینمای جمهوری اسلامی” نداشتند. در این شرایط، فیلمهایی چون «هیولای درون» و «دیار عاشقان» به رقابت پرداختند، اما تنها فیلم «هیولای درون» موفق به دریافت لوح تقدیر شد.
در دوران دوم، نامزدی برای لوح زرین به بازیگران زن تعلق نگرفت و این موضوع به تغییر الگوهای تعریفی در نقش زنان در سینمای پساانقلابی بازمیگردد. در مقابل، پرویز پرستویی به عنوان یک پدیده جدید شناخته شد و برای بازی در «دیار عاشقان» جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را دریافت کرد.
این دوره با حواشی فنی و اطلاعاتی نیز همراه بود، از جمله قطع مکرر برق که نظم نمایشها را در سینماهای تهران به هم ریخت. همچنین، پیش از اعلام رسمی نتایج در اختتامیه، اسامی برندگان در محافل سینمایی لو رفت، که جنجالهایی را به همراه داشت. در بخش آماتور، تهمینه اردکانی با فیلم «بچههای بالاچلی» موفق به دریافت جایزه شد.
سال ۱۳۶۳ به عنوان سال تثبیت ساختار جشنواره فجر شناخته میشود. سید محمد بهشتی به عنوان دبیر جشنواره منصوب شد و رویکرد خود را به مدیریت این رویداد پیاده کرد. در این دوره، برای نخستین بار پس از انقلاب، جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن به یک بازیگر زن اهدا شد که نقطه عطفی در حضور رسمی زنان در سینما به حساب میآید.### جشنواره فیلم فجر: دستاوردها و چالشها
جشنواره فیلم فجر، به ویژه در دورههای ابتدایی خود، شاهد تحولات مهمی در عرصه سینما بود. در این راستا، پروانه معصومی با بازی در فیلم «گلهای داوودی» اولین لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول زن را دریافت کرد. این موفقیت نشاندهنده پیشرفت و پذیرش زنان در عرصه بازیگری و درامهای خانوادگی و ملودرام بود. همچنین، جیران شریف با فیلم «مترسک» موفق به کسب جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن شد و این سال به نقطه عطفی برای حضور زنان در عرصه سینما تبدیل شد. با این حال، حضور زنان در بخشهای فنی مانند فیلمبرداری و تدوین همچنان در حد نامزد باقی ماند.
در بخش مردان، جمشید مشایخی به خاطر بازیهایش در دو فیلم «کمالالملک» و «گلهای داوودی» موفق به کسب بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. این موفقیت بیانگر توانایی و زبده بودن این هنرمند در دوران جدید سینما بود. فیلم «مترسک» به کارگردانی حسن محمدزاده نیز با دریافت لوح زرین بهترین فیلم، توجه داوران را جلب کرد و برتری سینمایی را که به مفاهیم اخلاقی و روستایی میپرداخت، نسبت به سینمای تاریخی نمایان کرد.
در دوره سوم جشنواره، هیچ برندهای برای بهترین فیلمنامه اعلام نشد و تنها از برخی نویسندگان تقدیر به عمل آمد. این موضوع ضعف در ساختار دراماتیک سینما در آن دوران را نمایان کرد. همچنین، عباس گنجوی به دلیل تدوین دو فیلم «تاتوره» و «گلهای داوودی» موفق به دریافت لوح زرین شد که نشاندهنده کمبود نیروی متخصص در آن زمان بود.
در بهمن ۱۳۶۴، چهارمین دوره جشنواره تحت تاثیر بمبارانهای شدید و جنگ برگزار شد. فضای این جشنواره بیشتر از هر زمان دیگری تحت تأثیر شرایط جنگی قرار داشت و اختتامیه آن با فضای مذهبی و حماسی خاصی برگزار شد. در این مراسم، بجای تشویقهای معمول، حضار برندگان را با فریاد «الله اکبر» تشویق کردند.
دوران چهارم نیز با نوساناتی در داوری همراه شد. در این دوره، بخش بهترین بازیگر نقش اول زن بدون برنده و بهترین فیلم نیز به اثری جایزه نداد. این بازگشت به عقب نشاندهنده عدم توافق داوران بر کیفیت آثار هنری آن سال بود، با این حال مهری مهرنیا برای «تنوره دیو» جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به دست آورد.
کیانوش عیاری نیز با فیلم «تنوره دیو» جایزه بهترین کارگردانی را کسب کرد و نشاندهنده ورود نگرش واقعگرایانه به سینمای ایران بود. هادی اسلامی نیز با فیلم «اتوبوس» موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد شد. عباس کیارستمی با فیلم «اولیها» جوایزی را از آن خود کرد که نشاندهنده توجه جشنواره به موضوعات مربوط به کودکان و نوجوانان بود.### پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر: تلاقی حماسه و شعر
پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۶۵ به عنوان یکی از پرتخششترین و در عین حال بحثبرانگیزترین ادوار اولیه شناخته میشود. در این دوره، آثار سینمایی نماینده دو سوی متفاوت از سینمای ایران بودند: سینمای حماسی دفاع مقدس با فیلم «پرواز در شب» و سینمای شاعرانه با «خانه دوست کجاست؟».
در این دوره، جایزه بهترین فیلم با لوح زرین به «پرواز در شب» به کارگردانی رسول ملاقلیپور تعلق گرفت، که روایتگر محاصره یک گردان و ایثار فرماندهاش بود. در طرف مقابل، عباس کیارستمی برای «خانه دوست کجاست؟» موفق به کسب جایزه بهترین کارگردانی و همچنین جایزه ویژه هیئت داوران شد.
این توزیع جوایز نشانگر تلاش مدیریت سینمایی برای حفظ تعادل میان سینمای جنگی و سینمای هنری با قابلیتهای جهانی بود. در این دوره، ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی نیز با آثارشان حضور داشتند.
### غیبت زنان در جوایز بازیگری
نکته قابل توجه در این دوره، عدم حضور زنان در جوایز بازیگری بود. در سال ۱۳۶۵، هیچ جایزهای به نقشهای زنانه اعطا نشد و لیست برندگان زنان کاملاً خالی باقی ماند. در مقابل، بازیگران مرد همچون داریوش ارجمند برای «ناخدا خورشید» جایزه اول را دریافت کردند.
### آغاز جوایز فنی و جلوههای ویژه
این دوره همچنین شاهد اهدای اولین جایزه در بخش جلوههای ویژه بود که به علی رستگار برای «پرواز در شب» داده شد. این نشاندهنده پیشرفت سطح فنی سینمای ایران در پاسخ به نیازهای بصری آثار جنگی است. همچنین جایزههای صدابرداری و صداگذاری نیز به دست افرادی چون اسحاق خانزادی و تیم جهانگیر میرشکاری رسید.
### تحلیل حضور زنان در اولین پنج سال جشنواره
بررسی پنج سال نخست برندگان و نامزدها نشاندهنده نوسان چشمگیری در حضور زنان است. در سه دوره از پنج سال، بازیگران زن از لیست برندگان حذف شدند، در حالی که مردان با رقابت فشردهای روبهرو بودند.
### الگوهای داوری در قبال زنان
علل غیبت زنان را میتوان به دو عامل اصلی نسبت داد. اول، تسلط ژانر جنگی بر سینمای ایران و محدودیتهای نقشآفرینی آنان. دوم، حساسیتهای نظارتی بر نحوه نمایش و نوع بازیگری زنان که مانع از انتخاب آنها میشد.
فقط در سال ۱۳۶۳ با فیلم «گلهای داوودی» تقدیر از بازیگری زن ممکن شد، در حالی که در بخشهای فنی، زنان تا اواخر دهه ۶۰ موفق به دریافت جوایز نشدند.
### گذر از لوح زرین به سیمرغ بلورین
بسیاری از جوانان بر این باورند که “سیمرغ بلورین” از ابتدا جایزه اصلی فجر بوده، در حالی که در این پنج سال، برندگان “لوح زرین” را دریافت میکردند. تندیس سیمرغ از دوره هفتم (۱۳۶۷) به کارآیی ابراهیم حقیقی معرفی شد.**جشنواره فیلم فجر: نگاهی به تحولات و چالشها**
جشنواره فیلم فجر به عنوان نماد رسمی سینمای ایران، در سالهای ابتدایی خود با سیمرغهایی با پایههای سنگین و نامناسب آغاز به کار کرد که به تدریج دستخوش تغییرات شد.
در سالهای ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵، این جشنواره در حالی برگزار میشد که تهران و سایر شهرها با بمباران و حملات شیمیایی عراق مواجه بودند. واقعیت این بود که مخاطبان سینما به محض شنیدن آژیرهای خطر، سالنها را ترک و پس از پایان وضعیت اضطراری مجدداً به تماشای فیلمها میپرداختند.
در دوره دوم جشنواره (۱۳۶۲)، رویداد فاقد دبیر رسمی بود و توسط یک شورای مدیریتی اداره میشد که نمایانگر مدیریت فرهنگی غیرمتمرکز در اوایل انقلاب بود. از سال ۶۳ با تثبیت سید محمد بهشتی، جشنواره به سمت مدیریت فردی سوق پیدا کرد.
در آغاز، جشنواره بیشتر محلی برای آماتورها به شمار میرفت و تنها آماتورها بودند که قادر به کسب دیپلم افتخار بودند. این امر نشاندهنده امید مدیران به نسل جدید فیلمسازان نسبت به سینماگران با سابقه بود.
تحولات مدیریتی سینما در بازه سالهای ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۵، ایران را از یک وضعیت بحرانی به ساختاری منسجم و هدایتشده منتقل کرد. در سال ۶۱، تردید در انتخاب الگوهای سینمایی بر تصمیمات حاکم بود، ولی در سال ۶۲، حضور بنیاد فارابی سیاستهای جدیدی را در سینما رقم زد. از سال ۶۳ به بعد، جشنواره فجر به عنوان اصلیترین نقطه تمرکز سینمایی عمل کرد و فیلمها بهویژه برای نمایش در این رویداد ساخته میشدند.
پنج سال نخست این جشنواره از نظر تاریخی و فرهنگی اهمیت ویژهای دارد و جشنواره فجر را به “پارلمان سینمایی” ایران تبدیل کرد. جوایز داده شده به فیلمهای آماتور و غیبت هنرمندان زن، انعکاسدهنده مشکلات فرهنگی جامعه بود که در حال بازتعریف هویت خود بود.
در ادامه، نکات جالبی در ادوار بعدی جشنواره ذکر خواهد شد. یکی از موارد جالب توجه، عدم انتخاب برنده در برخی دورههاست که سبب بروز صندلیهای خالی در مراسمات شد. این در حالی است که در جشنوارههای معتبر جهانی، هیئت داوران موظف به انتخاب برنده از میان نامزدها هستند. با این حال، در جشنواره فجر، گاه شاهد این بودیم که داوران به واسطه نظرات سختگیرانه و گاه ایدئولوژیک، هیچ یک از آثار را شایسته دریافت سیمرغ بلورین ندانستهاند.بسیاری از رویدادهای عجیب در جشنواره فیلم فجر به وقوع پیوسته است، از جمله عدم ارائه سیمرغ بهترین فیلم در برخی دورهها. یک نمونه بارز این وضعیت به دوره دوازدهم در سال ۱۳۷۲ مربوط میشود. در آن زمان که سینمای ایران به تکنیکهای جدیدی دست یافته بود، داوران از انتخاب یک فیلم مناسب خودداری کردند. این عمل نشاندهنده مشکلاتی در مدیریت فرهنگی بود، که در آن داوران به دنبال اثری بودند که تمامی معیارهای فنی، هنری و ارزشی را به خوبی برآورده کند. تکرار این رویکرد در دوره سیام (۱۳۹۰) تأییدی بر ادامه این چالشها در جشنوارهها بود.
### حسین عابدینی: موفقیت نابازیگران در سینما
در عرصه سینمای جهان، مواردی نادر وجود دارد که یک نابازیگر در نخستین تجربه خود، سایر هنرمندان حرفهای را پشت سر بگذارد. حسین عابدینی در سینمای ایران یکی از این موارد است. او که یک نوجوان ساده از شهرستان بود، به معرفی مجید مجیدی در فیلم «پدر» شناخته شد و در سال ۱۳۷۹ در فیلم «باران» بازی کرد. عابدینی در ۲۰ سالگی موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد در نوزدهمین جشنواره فجر شد و این رکورد را ثبت کرد، که تا به امروز پابرجاست. در این دوره، او با هنرمندانی چون علی مصفا، مجید مظفری و حامد بهداد رقابت کرد و موفق شد جایزه پلاک طلایی جشنواره شیکاگو را نیز از آن خود کند.
### تقابل جوانان و کهنسالان در جشنواره فجر
جشنواره فجر همواره به عنوان صحنهای برای نمایش تقابل جوانی و کهنسالی شناخته شده است. حسین عابدینی و ترانه علیدوستی، که در سنین پایین سیمرغ دریافت کردند، نمادهایی از شکوفایی زودهنگام هستند. در مقابل، علی نصیریان که از مدافعان اصلی سینمای ایران به شمار میرود، در ۸۴ سالگی برای فیلم «مسخرهباز» اولین سیمرغ خود را دریافت کرد و در ۸۸ سالگی نیز به عنوان مسنترین برنده سیمرغ نقش اول مرد با فیلم «هفت بهار نارنج» شناخته شد.
این تفاوت سنی میان برندگان (از ۱۸ تا ۸۸ سال) نشاندهنده تغییرات رویکرد جشنواره فجر در حمایت از ستارههای جوان و ارج نهادن به پیشکسوتان است. در دورههای مختلف، سیاستی نانوشته وجود داشت که حداقل یک بازیگر زیر ۳۰ سال باید سیمرغ را به دست میآورد. این رویکرد باعث موفقیت چهرههایی چون بهرام رادان و باران کوثری شد که در سنین پایین به افتخاراتی دست یافتند.
### رکوردداران سنی در بخش بازیگری
– علی نصیریان برای فیلم «هفت بهار نارنج» در ۸۸ سالگی: برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد
– رقیه چهرهآزاد برای فیلم «مادر» در ۸۱ سالگی: برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن
– حسین عابدینی برای فیلم «باران» در ۲۰ سالگی: برنده سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد### سیمرغ بلورین بهترین بازیگران و سرنوشت فیلمهای توقیفشده
ترانه علیدوستی در سن ۱۸ سالگی به خاطر بازی در فیلم «من ترانه ۱۵ سال دارم»، موفق به دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول زن شد. همچنین، سارا حاتمی در ۱۷ سالگی و به خاطر حضور در فیلم «کت چرمی»، جایزه سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن را به خود اختصاص داد.
#### سیمرغهای ممنوعه: فیلمهایی که توقیف شدند
در تاریخ جشنواره فجر، حوادثی خاص وجود دارد که حاکی از تضاد میان نگاه هنری داوران و مصلحتهای سیاسی و فرهنگی است. برخی فیلمها که به عنوان بهترین آثار سال انتخاب شدهاند، بلافاصله پس از اکران به دلیل فشار نهادهای نظارتی توقیف شدهاند.
**۱. مارمولک (1382)**
این اثر کمال تبریزی در جشنواره بیست و دوم، سیمرغ بهترین فیلمنامه و همچنین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران را دریافت کرد. اما اکران عمومی آن تنها چند هفته طول کشید و به دلیل اعتراضات شدید، از دسترس عموم خارج گردید.
این فیلم به طور خاص با مصاحبههایی از آیتالله بروجردی مرتبط بود، که در پاسخ به دزدی یک طلبه بیان کرده بود: «بگویید دزدی در لباس طلبه ظاهر شده است.»
**اوج توقیف: تنها ۱۵ روز در پرده**
اکران فیلم در اردیبهشت ۱۳۸۳ متوقف شد و تنها ۱۵ روز بر روی پرده باقی ماند. به گفته منوچهر محمدی، تهیهکننده، پس از روز دوم اکران به اتهامات سنگین چون «ارتداد» و «ارتباط با سرویسهای جاسوسی بیگانه» روبرو شد.
پس از پایین آمدن فیلم، «مارمولک» به مدت ۱۶ سال در حالت نیمهتوقیف قرار داشت و نسخههای قاچاق آن به یکی از معروفترین فیلمهای تاریخ ایران تبدیل شد. تلاش برای دریافت مجوز نمایش خانگی در سال ۱۳۹۳ با مخالفت روبرو شد و تنها در سال ۱۳۹۴ یک نسخه محدود از آن منتشر گردید. سرانجام، این فیلم در فروردین ۱۳۹۹ به شبکه نمایش خانگی وارد شد.
**۲. رستاخیز (1392)**
این اثر سنگین مذهبی به کارگردانی احمدرضا درویش، در جشنواره سی و دوم ۸ سیمرغ بلورین از جمله بهترین فیلم و کارگردانی را از آن خود کرد. با این حال، به دلیل نمایش چهره حضرت عباس (ع)، اکران آن تنها چند ساعت بعد از آغاز متوقف شد و هنوز هم امکان اکران رسمی آن در سینماهای ایران مهیا نشده است.
با وجود کسب موفقیت در جشنواره و داشتن مجوز قانونی، اکران عمومی این فیلم در تیرماه ۱۳۹۴ با چالشی کمسابقه روبرو شد. وزارت ارشاد و سازمان سینمایی وقت، فیلم را مطابق با تاریخ صحیح عاشورا میدانستند، اما برخی مراجع تقلید به شدت با نمایش چهره حضرت ابوالفضل (ع) مخالفت کردند.
این رویدادها نشاندهنده چالشهای عمیق میان هنر و اعتقادات مذهبی در صنعت سینما است.تجمعات خیابانی و قمهزنیها در اعتراض به یک فیلم سینمایی، منجر به تعطیلی آن فقط چند ساعت پس از شروع اکران شد. فشارهای مخالفان باعث شد دولت پیشنهاد دهد که چهرههای شخصیتهای فیلم با نور پوشانده شود، اما این پیشنهاد با مخالفت کارگردان به دلیل مشکلات فنی و هنری مواجه شد. پس از ۹ سال توقیف، نسخه کوتاهشده فیلم در سال ۱۴۰۰ مجوز اکران آنلاین گرفت.
**به رنگ ارغوان (۱۳۸۸)**
این فیلم که در سال ۱۳۸۲ تولید شده بود، به دلیل دستور وزارت اطلاعات از جشنواره حذف و به مدت طولانی توقیف شد. پس از ۶ سال، در بیست و هشتمین جشنواره نمایش داده شد و موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین فیلم و بهترین کارگردانی گشت. سید جمال ساداتیان، تهیهکننده، با ارسال نامهای به رئیسجمهور وقت، خواستار بررسی وضعیت اکران فیلم شد. در نهایت، پس از چهار سال توقیف، فیلم در برج میلاد به نمایش درآمد و جواد شمقدری، معاون سینمایی وقت، این اقدام را نشانه تحمل بیشتر دولت دانست.
ابراهیم حاتمیکیا در مراسم اهدای جایزه گفت: «این فیلم برای ماندگاری ساخته شدهاست». پس از رفع توقیف، فیلم موفق به دریافت ۵ سیمرغ بلورین در جشنواره بیست و هشتم فجر شد.
**بحران هویت و جنجال دوتابعیتیها**
در سی و پنجمین دوره جشنواره، حواشی عجیبی به وقوع پیوست که به مسائل امنیت ملی و سیاست خارجی مربوط میشد. بهروز افخمی در برنامه تلویزیونی «هفت» مدعی شد پنج عضو هیئت داوران دارای تابعیت دوگانه هستند و به دلیل ترس از تهدیدهای سازمان مجاهدین خلق، نتوانستهاند به فیلم «ماجرای نیمروز» جوایز اصلی بدهند. این ادعا با واکنش تند رئیس سازمان سینمایی و واکنش کمیسیون فرهنگی مجلس مواجه شد و درخواست توجه به موضوع تابعیت در انتخاب داوران مطرح گردید.
**درامهای اختتامیه**
مراسم اختتامیه جشنواره فجر همواره با شور و هیجان ویژهای همراه بوده و برخی رویدادها به یاد ماندنی شدهاند. در سی و هفتمین دوره، همایون غنیزاده، کارگردان، در هنگام دریافت جایزه به عنوان برنده بخش «نگاه نو»، یک کارگر مهاجر را به روی صحنه دعوت کرد.## جوان افغانستانی در جشنواره فیلم فجر اقدام قابل توجهی انجام داد
یک جوان مهاجر از افغانستان، با قرائت متنی در جشنواره فیلم فجر توجه بسیاری را جلب کرد. او در این متن به بیاعتنایی غنیزاده به دریافت سیمرغ این بخش اشاره کرد و اعلام کرد که او خود را یک فیلمساز «نو» نمیداند. این اقدام به شدت مورد انتقاد داوران قرار گرفت و به عنوان یکی از عجیبترین اعتراضات به ساختار جشنواره شناخته شد.
همچنین، در این دوره، اشتباهات انسانی در اعلام برندگان موجب بروز فکتهای غیرمنتظرهای شد. به عنوان مثال، در دوره سی و هفتم، در حالی که فیلم «شبی که ماه کامل شد» موفق به دریافت هفت سیمرغ شده بود، روابط عمومی جشنواره بعداً اعلام کرد که سیمرغ طراحی لباس در واقع متعلق به فیلم «ماجرای نیمروز: رد خون» بوده و به اشتباه اعلام شده است. این اشتباه دیرهنگام احساس تلخی را برای برندگان ایجاد کرد.
### ریشههای تندیس سیمرغ و جنجالهای آن
یکی از نکات جالب درباره تندیس سیمرغ بلورین، که نماد هنر ملی ایران محسوب میشود، این است که تا سال ۱۳۹۸، این تندیس در جمهوری چک تولید و به ایران ارسال میشد. دلیل آن نیز ناتوانی صنایع داخل کشور در تولید کریستالهای با کیفیت بود. از دوره سی و هشتم به بعد، یک شرکت ایرانی توانست با استفاده از مهندسی معکوس، تولید این تندیس را به داخل کشور منتقل کند.
### جشنواره فجر: بین سنت و مدرنیته
جشنواره فیلم فجر، بعد از گذشت ۴۳ دوره، به بخشی از حافظه تاریخی ملت ایران تبدیل شده است. مرور فکتهای جالب در این گزارش نشان میدهد که سیمرغ فجر تنها در یک نقطه آرام نیست، بلکه در میان ناپایداریهای سیاسی و فرهنگی به فعالیت ادامه میدهد.
از اهدای جایزه به یک کارگر ساختمانی که مرزهای واقعیت و رویا را درنوردید تا سیمرغهایی که در گاوصندوقها به حال خود رها شدهاند، همه این موارد نشاندهنده این حقیقت هستند که سینما در ایران فراتر از یک سرگرمی ساده است.











