تماس با ما

### نقدی بر فیلم «استخر» ساخته سروش صحت

فیلم‌های سروش صحت، با وجود اینکه تعداد زیادی مخاطب را جلب خود کرده‌اند، همواره با نقدهایی جدی روبرو هستند. به‌تازگی، فیلم «استخر» این کارگردان در جشنواره فجر ۱۴۰۴ به نمایش درآمد که موجب بروز انتقادات زیادی شده است.

بسیاری از منتقدان از جمله نویسنده این مقاله اذعان دارند که کمبود کیفیت ساختاری در این اثر به شدت مشهود است. نویسنده که در حین تماشای فیلم به نگارش این نقد پرداخته، به ضعف‌های جدی در روایت و ریتم آن اشاره کرده است. وی بر این باور است که سکوت‌های طولانی و نماهای ثابت دوربین، بیشتر از آنکه به عمق شخصیت‌ها کمک کند، زمان را هدر می‌دهد و باعث نارضایتی تماشاگران می‌شود.

حتی بازیگران توانمندی چون مهران مدیری و امین حیایی نیز نتوانسته‌اند ضعف‌های فیلمنامه و کارگردانی را پوشش دهند. این هنرمندان در ساختاری ناکارآمد به مانند جزایر پراکنده‌ای از توانایی‌ها به نظر می‌رسند که بین سردرگمی فیلم گم شده‌اند.

فیلم «استخر» با موضوع جدایی سعی دارد به بررسی این معضل عمیق و دردناک بپردازد؛ اما به عقیده منتقد، نه تنها به تحلیل جدایی نپرداخته که از ایجاد موقعیت‌های دراماتیک و طنز هم ناتوان بوده است. صحنه‌های فیلم بیشتر شبیه بازسازی کلیپ‌های روز به نظر می‌رسند و تلاش برای به‌روزرسانی دیالوگ‌ها در واقعیت فاقد محتوای عمیق هستند.

در پاسخ به حامیان کارهای سروش صحت که بر فانتزی‌ بودن آثار او تأکید دارند، نویسنده بیان می‌کند که یک فانتزی موفق باید قواعد خاص و قابل قبولی داشته باشد. به‌عنوان مقایسه، فیلم «دختر پری خانم» ساخته علیرضا معتمدی، با ایجاد یک جهان محکم و قانع‌کننده، ذهن مخاطب را به خود جذب کرده است.

در نهایت، جملات فلسفی به‌ظاهر عمیق در برخی از دیالوگ‌ها، به دلیل ناهماهنگی با فضای کل فیلم و شخصیت‌ها، بیشتر مانع از تحقق عمق‌ بخشی به داستان شده و به حس تصنعی فیلم افزوده است.

به‌راستی این پرسش به جای می‌ماند که آیا آثار سروش صحت به همین دلیل که نه توانسته‌اند عمق واقعی را به نمایش بگذارند، به سود فرهنگ سینما عمل می‌کنند یا خیر؟به نظر می‌رسد سینما دیگر فضایی برای تجربه‌ای منسجم نیست. تماشاگران گاهی ناخواسته با مونولوگ‌های فلسفی مواجه می‌شوند که ارتباطی با داستان ندارند و این امر بیشتر به چسباندن عناصر بی‌ربط شبیه است تا خلق یک اثر تمام‌و‌کمال.

مواجهه با این پرسش که هدف سروش صحت چیست، بینندگان را دچار سردرگمی می‌کند. آیا او در پی ساخت طنز سیاه است؟ یا به تحلیل اجتماعی می‌پردازد؟ شاید هم هدفش خلق فرم‌های آزمایشی و یا جهانی فانتزی شخصی است؟ پاسخ به این سؤالات ممکن است در دیالوگ تکراری فیلم نهفته باشد: «فازم نوله!» این «نول بودن» ممکن است به نوعی توجیهی برای ساختار غیرمنظم و ریتم نامشخص باشد. اما آیا واقعاً در سینما، به‌ویژه با توجه به هزینه‌های بالا و زمان مخاطب، می‌توان فقدان انسجام را پذیرفت؟

به‌مانند دانشجویانی که در آزمایشی خاص سبزی برگ را انکار کردند، فضای عمومی و تبلیغات می‌توانند تصور شخصی ما را تحت تأثیر قرار دهند. اما آیا وقت آن نرسیده که با شجاعت ابراز کنیم که رنگ واقعی برگ چیست؛ حتی اگر دیگران آن را قرمز بدانند؟ باید قادر به تشخیص تفاوت میان فانتزی‌ای که به داستان می‌چسبد و فانتزی‌ای که احساس تصنعی دارد، باشیم. نقد صادقانه نه تنها در رشد هنرمند مؤثر است، بلکه به پویایی سینما و انتخاب‌های آگاهانه تماشاگران نیز کمک می‌کند. شاید آثار مشابهی مانند «استخر» نیاز به تأیید صریح آنچه که هستند، دارند تا بر اساس شایستگی‌های واقعی خود مورد قضاوت قرار گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *