به گزارش ایسنا، به طور فزایندهای استفاده از شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین نظیر یوتیوب و اینستاگرام، در حال شکلدهی به الگوی مصرف رسانهای نسلهای جدید میباشد. در این راستا، تلویزیونهای کشور نیز به تغییراتی روی آوردهاند تا محتوای خود را با سبک و سیاق دیجیتال سازگارتر کنند. این تغییرات که در قالب ساختار برنامهها، نوع اجرا و طراحی صحنه مشاهده میشود، نشاندهنده نزدیک شدن محتوای صدا و سیما به مدلهای اینترنتی است.
این تحولات به منظور رقابت با پلتفرمهای بزرگ دیجیتال به نظر میرسد و هدف آن جذب مخاطبان جوانتری است که به محتوای کوتاه و غیررسمی عادت کردهاند.
از جمله ویژگیهای این تغییرات، میتوان به بهکارگیری میکروفونهای بزرگ ویژه پادکست و ویدیوکست اشاره کرد که در برنامههای تلویزیونی قرار دارند، این در حالی است که در واقع مجریان بیشتر از میکروفونهای یقهای استفاده میکنند. جالب اینجاست که این طریق اجرا در برنامههایی چون «مدهوش» و «مسئله ایران» دیده میشود و همچنین در برنامههای جاری از شبکههای مختلف مثل «مکث»، «تو بگو» و «اشارات» نیز بکار گرفته شده است.
علاوه بر این، بازگشت به سبک برنامههای یکنفره که در دهههای ۵۰ و ۶۰ رایج بود، شامل عناوینی چون «ویدیو چک» و «خاطرهبازی با آقاجواد» شده است. این برنامهها با مدت زمان ۲۰ تا ۳۰ دقیقه بالاخص تلاش دارند محتوای سریع و جذابی را به بینندگان ارائه دهند.
تحولات دیگر شامل تولید میانبرنامههای کوتاه به سبک ریلزهای اینستاگرام است که در شبکههای مختلف روی آنتن میروند. این میانبرنامهها عموماً شامل موضوعات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میشوند و لحن مجریان آنها با شیوههای اینفلوئنسرها هماهنگ است.
مرور این تغییرات و شباهتهای برنامههای جدید تلویزیون به کالاهای دیجیتال، این پرسش را به وجود میآورد که آیا صداوسیما به دنبال جلب رضایت مخاطبان است یا تنها ناقل مدهای نوین در دنیای رسانه میباشد؟صداوسیما به منظور رقابت با پلتفرمهای دیجیتال، اقدام به طراحی و پخش محتوای جدیدی کرده است. این رویکرد با هدف جلب توجه نسلهای جوانی است که تلویزیونهای سنتی را قدیمی میدانند. علاوه بر این، کاهش هزینهها و دشواریهای تولید محتوا، در کنار استراتژی وایرال شدن محتوا در فضای آنلاین، از دیگر عواملی هستند که رسانه ملی را به این مسیر هدایت کردهاند.
با این حال، این تغییرات با چالشهایی نیز همراه است. برخی از منتقدان بر این باورند که تقلید از قالبهای اینترنتی میتواند به کاهش شأن رسانه ملی منجر شود و عمق محتوا را نابود کند و همچنین ممکن است صداوسیما را به یک «اینستاگرام تلویزیونی» بدل کند. همچنین، حواشی برنامه «خط خطی» در شبکه افق نشاندهنده مخاطراتی است که مدیریت محتوای سریع و دوستانه ممکن است به همراه داشته باشد.











