تماس با ما

به گزارش خبرگزاری ایلنا، نشریه نیویورکر به بررسی نیاز نویسندگان به فضاهای خلاقانه پرداخته و تأکید کرده که این تصور ممکن است غلط باشد. این باور از فضای کار نویسندگان مشهور ناشی می‌شود که به عنوان دفتر کارشان استفاده می‌شود.

یک نمونه بارز، ویرجینیا وولف است. او و همسرش، لئونارد، پس از خرید خانه‌ای معروف به مانک، انباری آن را به کلبه‌ای برای نویسندگی تبدیل کردند. در این کلبه، وولف آثار معروفی مانند “خانم دالووی” و “به سوی فانوس دریایی” را خلق کرد. کلبه او اکنون به عنوان مکانی برای گردش بازدیدکنندگان تحت حفاظت ملی بریتانیا قرار دارد. کاتی د کونها لوین، یکی از بازدیدکنندگان، این فضا را به عنوان محیط ایده‌آل نوشتن توصیف می‌کند.

با این حال، وولف بخش زیادی از نگارش‌های خود را در خانه اصلی‌اش انجام می‌داد و این نشان می‌دهد که جستجو برای “فضای ایده‌آل” ممکن است نتیجه‌ای معکوس به همراه داشته باشد. توماس کارلایل نمونه‌ای از این واقعیت است که با تلاش برای ایجاد فضایی آرام، به پرصداترین نقطه خانه‌اش دست یافت. همچنین، بسیاری از نویسندگان به واسطه مشکلات زندگی یا عدم دسترسی به فضاهای آرام، نوشتن را در مکان‌های عمومی اعم از کتابخانه‌ها، کافی‌شاپ‌ها و مترو انجام می‌دهند.

در کتاب «نظریه طبقه فراغت» نویسنده‌ای به نام ثورستین وبلن به خرید کالاهای لوکس و تأثیر آن بر خود و دیگران پرداخته است. او به این نکته اشاره می‌کند که ما کالاهای زیبا را به خاطر جلب توجه دیگران نمی‌خریم، بلکه به منظور تأثیرگذاری بر خودمان این کار را انجام می‌دهیم.

آیا هنرمندان خود را هنرمند می‌بینند؟ نخستین جزئیات هر اثر هنری، چون نت موسیقی یا جمله‌ای نوشته‌نشده، به سختی به وجود می‌آید؛ شرایطی که ممکن است چندان مساعد نباشد. نویسندگان باید جدیت خود را با ایجاد فضایی منظم یا انتخاب محیطی مناسب به اثبات برسانند.

امروزه، واقعیت بازار مسکن در شهرهای بزرگ، امکان دسترسی به اتاق شخصی برای نویسندگان نوپا را دشوار کرده و این مسأله چالش‌های جدیدی برای آنان ایجاد کرده است.کاهش فرصت‌ها در صنعت رسانه و چالش‌های مربوط به آن، دسترسی به نویسندگی به‌عنوان یک حرفه را دشوارتر کرده است. همچنین، نزول سطح سواد عمومی و ظهور هوش مصنوعی به‌عنوان تهدیدی برای ارزش‌های نوشتن و تفکر انسانی مطرح شده است. با این حال، در مقابل این وضعیت، واقعیتی متفاوت وجود دارد که نویسندگان اکنون بیش از هر زمان دیگری می‌توانند مخاطب پیدا کنند. خود-انتشار کتاب‌ها و راه‌اندازی ساب‌استک به راحتی امکان‌پذیر شده و در حالی که فضاهای فیزیکی کم‌یاب و سردبیران دست‌نیافتنی هستند، خوانندگان در دسترس قرار دارند.

ابزارهای نوشتن ارزان و قابلیت دسترسی به آن‌ها روز به روز افزایش می‌یابد و مخاطبان منتظر داستان‌های جذاب هستند. اما این پرسش مطرح است: چه عواملی ممکن است مانع نوشتن شما شوند؟ یکی از چالش‌های اساسی به زبان و مفهوم نوشتن مربوط می‌شود. کلمات باید مفهوم‌دار بوده و نوشتن باید بر مبنای موضوع یا چالشی باشد. خیال‌پردازی یک نویسنده ممکن است جذاب به نظر برسد و نوشتن را به‌عنوان یک سبک زندگی معرفی کند، اما این خیال معایبی نیز دارد: نوشتن بدون الهام و مسدود شدن می‌تواند منجر به حذف موضوع، محتوا، قصد و معنا شود.

دا کونها لوین با نظر نویسنده انگلیسی جف دیر هم‌نظر است که معتقد است مسدود شدن نویسنده یک افسانه است. به گفته دیر، اگر او موفق به نوشتن نشده، به این دلیل است که در وضعیت پیش‌فرضی قرار دارد که تمامی نویسندگان باید از آن عبور کنند: «من هیچ چیزی برای گفتن نداشتم.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *