به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمدعلی جعفریه درباره تاریخچه تخصیص ارز دولتی به کاغذ اظهار داشت که این سیاست به مدت بیش از چهاردهه صنعت نشر کشور را تحت تأثیر قرار داده و در دورههای مختلف، بازار را تحت فشار قرار داده است.
وی توضیح داد که در زمانهایی که اختلاف قیمت کاغذ دولتی و آزاد زیاد بود، برخی افراد به دریافت مجوز نشر روی آورده و سپس کاغذ را در بازار آزاد به فروش میرساندند که این امر باعث اولویت یافتن دلالی بر تولید فرهنگی شد.
جعفریه همچنین تصریح کرد که حذف ارز ترجیحی منجر به افزایش قیمت کتاب خواهد شد. با این حال، او خاطرنشان کرد که تخصیص کاغذ دولتی اگرچه با فساد همراه بوده، به ناشران این امکان را میداده که کتابها را با قیمت مناسبتری به دست مردم برسانند. در حال حاضر، با تغییر در سیاستهای اقتصادی، کاغذ دیگر در زمره کالاهای استراتژیک قرار ندارد.
وی تأکید کرد در صورتی که بانک مرکزی ارز مورد نیاز واردکنندگان را به موقع تأمین نکند، افزایش قیمت کتاب قابل اجتناب نخواهد بود. ناشران نیز نمیتوانند از حقالتألیف مؤلفان یا سود محدود خود بگذرند، در حالی که سود ناشران در قیاس با صنایع دیگر چندان قابل توجه نیست.
جعفریه همچنین به وضعیت کتابخانههای عمومی کشور انتقاد کرد و گفت که این کتابخانهها از منابع روز خالی هستند و خریدهای انجامشده بهطور کارشناسی نبوده است. وی افزود که دانشجویان و پژوهشگران برای دسترسی به چند صفحه محتوا ناگزیر به خرید کل کتابها هستند. این در حالیست که اگر دولت بودجه مناسبی برای تجهیز کتابخانهها تخصیص دهد، توانایی تأمین و توسعه نشر پایدار افزایش خواهد یافت.
مدیر نشر ثالث با اشاره به تیراژ پایین کتابها، خطر کاهش شمارگان را جدی دانست و اظهار داشت: تیراژ ۲۰۰ تا ۳۰۰ نسخهای برای جامعهای ۹۰ میلیونی فاجعهای فرهنگی است. وی گفت شاخص رشد فرهنگی یک کشور از تعداد عناوین و تیراژ کتابها مشخص میشود و در ایران بیشتر بر روی آمارهای ظاهری تأکید میشود.
جعفریه همچنین به وجود ۲۲ هزار ناشر اشاره کرد و گفت این آمار بیشتر بهعنوان واقعیت ظاهر است و در حقیقت تنها حدود ۱۰۰ ناشر فعال وجود دارند که سالانه ۴۰ عنوان کتاب منتشر میکنند. افزایش بیحساب مجوزها باعث دشواری در تخصیص هدفمند بودجه فرهنگی و هدررفت منابع شده است.
در نهایت، کارشناسان بر این باورند که آینده صنعت نشر نیازمند ثبات اقتصادی و حمایتهای هدفمند است تا از تشدید بحران جلوگیری شود. در غیر این صورت، کاهش تیراژ کتاب و افزایش قیمتها میتواند دسترسی عمومی به دانش و فرهنگ را مختل کند.











