**انتشار آخرین کتاب ابراهیم رها و پایان تاریخچه یک نویسنده طنزپرداز**
به نقل از ایسنا، ابراهیم رها، نویسنده مطرح طنز، از انتشار آخرین اثر خود با عنوان «۳۰» خبر داد و اعلام کرد که وی در قلمرو این نام مستعار به فعالیت خود پایان میدهد. این کتاب به نوعی نمایانگر سه دهه تلاش و فعالیتهای او در عرصه ادبیات طنز است و بهنظر میرسد این پایان، بهنوعی تصادفی نیست.
علی میرمیرانی، که پشت نام ابراهیم رها قرار دارد، در گفتگوهایی به دلایل این تصمیم پرداخته و اشاره کرد که دنیای امروز با گسترش فضای مجازی، مفهوم نامهای مستعار را تحت شعاع قرار داده است. او به یادآوری خاطرهای از سال ۱۳۹۶ پرداخته که یکی از دوستانش او را به جستجو کردن نامش در اینترنت تشویق کرده و به نتیجهای حیرتانگیز دست یافته است.
میرمیرانی اعتراف کرد که تلاشهای او برای مخفی نگهداشتن هویت واقعیاش در برابر حمله اطلاعاتی فضای مجازی ناکام مانده است. این نویسنده همچنین به این نکته اشاره کرد که هر شروعی میتواند پایانی داشته باشد و او به مرحلهای رسیده که دیگر احساس میکند تمام آنچه که باید با ابراهیم رها بیان کند، بیان کرده است.
او توضیح داد: «ازجمله دلایل کنارهگیری من این است که دیگر به جای ثبت نظراتم در قالب طنزهای فوری، سبک دیگری از نوشتن را برگزیدهام که ماندگارتر باشد»، و ادامه داد که این تغییر در نگاهش به نویسندگی فاصلهای میان او و شخصیت ابراهیم رها به وجود آورده است.
در ادامه، میرمیرانی درباره چالشهای احساسی خود در این مسیر گفت که احساساتی متناقضی دارد و این جدایی برای او تلخ و شیرین است. او تأکید کرد که با پایان یافتن این شخصیت، تصمیم خود را پذیرفته است.
در مصاحبهای که در ایسنا منتشر شد، او بهطور رسمی هویت خود را به عنوان علی میرمیرانی فاش کرد. این اقدام، اگرچه قبلاً افشا شده بود، اما او مقاومت کرده بود تا در انظار عمومی از هویتش پردهبرداری کند.
ابرای رها به عنوان یک نویسنده که احتمالاً متعلق به دنیای آنالوگ بود، اذعان داشت که عصر دیجیتال تغییرات بزرگی در دنیای ادبیات به وجود آورده است. این نویسنده با اشاره به اینکه «۳۰» پنجمین کتاب وی به شمار میرود، گفت: «رها بیشتر از خود من شناخته شده است.»**محبوبیت کتابهای ابراهیم رها و مقایسه آن با علی میرمیرانی**
در دنیای ادبیات، ابراهیم رها توانسته است با انتشار کتابهای خود، محبوبیتی فراتر از علی میرمیرانی کسب کند. در یک گفتوگو، میرمیرانی اشاره کرده که در برخی مراحل، رها بیشتر در بین مخاطبان شناخته شده بود.
میرمیرانی در این نشست گفت که ابراهیم رها از نظر موفقیت در حوزه کتاب، فاصله زیادی با او دارد. او تأکید کرد که در دوران فعالیت خود، علیرغم انتشار حدود ۱۲۰ هزار جلد کتاب، بیش از ۱۰۰ هزار جلد آنها مربوط به ابراهیم رها بوده است. او همچنین اذعان داشت که توفیقات رها در بازار نشر قابل توجه بوده و به قول خودش، نتوانسته به گرد پای او برسد.
**روابط دوستانه و حسرتهای شخصی**
میرمیرانی به سوالاتی درباره حسادت و انتقامگیری پاسخ داد و اعلام کرد که هرگز نخواسته به ابراهیم رها ضربهای بزند. او بر این باور است که فراموش کردن رها برای او دشوار است و در این راستا یک خاطره شخصی را نیز به اشتراک گذاشت. او به یادداشت فریدون مجلسی در مورد یکی از کتابهایش اشاره کرد که در آن به سن و کیفیت قلم او پرداخته شده بود.
وی همچنین درباره نشانههای تراژیک و دردناک بودن خداحافظی با ابراهیم رها گفت: “هنگامی که کتاب «۳۰» منتشر شود و به پایان برسد، احتمالاً درد آن بیشتر از قبل بر من فشار خواهد آورد.”
**تغییرات در هویت و تاثیر آن بر کارها**
در ادامه، به موضوع افشای هویت ابراهیم رها و تأثیرات آن بر فعالیتهای او پرداخت. میرمیرانی اشاره کرد که هرچند این افشاگری بر محبوبیت رها تأثیر نداشت، اما او به تدریج از روزنامهنگاری به نویسندگی کتاب انتقال یافته بود و این تغییر باعث زخمهایی در روح او شد.
او تأکید کرد که رها به برندی در دنیای ادبیات تبدیل شده بود که نامش به تنهایی باعث فروش کتابهایش میشد، در حالی که اینچنین برای خودش صدق نمیکرد.
در نهایت، میرمیرانی به اینکه تغییرات در دوستیها و ابعاد اجتماعی چطور بر وداع او با ابراهیم رها تأثیرگذار بود، اشاره کرد و توضیح داد که این فاصله به تدریج شکل گرفت و ارتباط عمیقتری با شخصیت ادبی او ایجاد کرد.**نویسندگی ابراهیم رها و لزوم ماندگاری آثار**
ابراهیم رها به تازگی درباره تحولاتش در عرصه نویسندگی سخن گفته و تأکید کرده که در تلاش است نظراتش در آثارش ماندگارتر باشد. او خاطرنشان کرده که رسانههای روز، به دلیل سرعت بالای خود، نمیتوانند تأثیرات عمیقتری بر افکار عمومی بگذارند. رها به نگارش مجموعه «شرلوک هلمز در تهران» اشاره کرده و گفته که این آثار تحت تأثیر وقایع سال ۱۴۰۱ قرار دارد. او خود را یک نویسنده خاورمیانهای میداند و معتقد است باید در آثارش از روندهای پیرامونی تأثیر بپذیرد.
رها به این نکته اشاره کرده که آثارش باید ماندگاری داشته باشند و بتوانند حتی پس از گذشت سالها همچنان مورد توجه قرار گیرند. او ابراز کرد که کاراکترش از نقطهای به تدریج تغییر یافته و اکنون تصمیم به خداحافظی گرفته است.
ابراهیم رها در پاسخ به این سؤال که آیا خداحافظیاش باعث ماندگاریاش میشود یا خیر، بیان داشت که در ابتدای خلق این شخصیت، هدفش را شهرت نمیدانسته و برای او مهم نبوده که ابراهیم رها بیش از خود او شناخته شود. او همچنین به تجربیات شخصیاش پرداخته و اشاره کرده که برخی از احساساتش در کتاب «۳۰» بازتاب داده شده است.
به گفته رها، او در واکنش به وقایع اجتماعی و سیاسی، دیگر همچون گذشته عمل نمیکند و رویهای دقیقتر و تعمقتری را در پیش گرفته است. او معتقد است که فریاد زدن در لحظه تأثیر چندانی نداشته و کار فرهنگی میتواند در درازمدت اثرگذارتر باشد.
رها در ادامه به این نکته اشاره کرد که او از وقایع سیاسی خسته شده و به دنبال راهی برای ایجاد آنچه ماندگار است، برآمدهاند. وی به لزوم کار فرهنگی به عنوان ابزاری مؤثر برای تأثیرگذاری بر جامعه تأکید کرد و گفت که فریاد زدن در لحظه نمیتواند راهحل جامع برای مشکلات باشد.**تحولات فکری و سیاسی ابراهیم رها**
ابراهیم رها، نویسنده و طنزپرداز معروف، در طول فعالیتهایش به نقدهای اجتماعی و سیاسی پرداخته و تلاش کرده است که با استفاده از طنز، مشکلات و سختیهای جامعه را زیر سوال ببرد. با این حال، او اذعان دارد که گاهی احساس دلسردی نسبت به زمینه کاریاش پیدا کرده و این سؤال مطرح میشود که آیا دلسردی او منجر به کنار گذاشتن ابراهیم رها شده است؟
رها در گفتگوهایی به فعالیتهای جدی رسانهای خود اشاره میکند و میگوید که برای اعتقاداتش هزینههای زیادی پرداخت کرده است. او معتقد است که تاریخ ایران سرشار از جانفشانیها و هزینههای سنگین است و این کشور همواره در حال جوش و خروش بوده است. با این حال، او به هیچوجه خود را طلبکار نمیداند و بر این نکته تأکید دارد که کارهایی که انجام داده، بر اساس باورهای خود بوده است.
او همچنین به اهمیت کار فرهنگی در ایجاد تغییرات اجتماعی و سیاسی اشاره میکند و بر این باور است که این نوع فعالیتها نیاز به صبر و استقامت دارند و در بلندمدت تأثیرگذارتر خواهند بود.
**آغاز داستان ابراهیم رها**
در مورد منشأ شخصیت ابراهیم رها، او به دوران کودکیاش ارجاع میدهد و میگوید که نخستین بار در سنین نوجوانی به نوشتن برای روزنامهها پرداخته است. انتخاب نام “رها” نتیجه تلاش برای دوری از مؤاخذههای خانوادگی بوده و همچنین نشاندهنده علاقهاش به شخصیتهای تاریخی است.
رها یادآور میشود که قدمهای ابتدایی در نوشتن طنز را به تدریج برداشت و با استقبال خوبی روبرو شد. او همچنین به چالشهای روزنامهنویسی و تأثیرگذاری آن در جامعه اشاره میکند و به اهمیت نقد و بررسی فیلمها و موضوعات فرهنگی تأکید میورزد.
با وجود فراز و نشیبهای زندگی و کارهایش، ابراهیم رها همچنان به حرکت در این مسیر ادامه میدهد و به آینده امیدوار است.در دهه ۱۳۸۰ ایران، تحولات مختلفی رخ داد که از جمله آنها میتوان به وقایع سال ۸۸ اشاره کرد. در این دوران، منازعات فکری و فرهنگی، به خصوص در مطبوعات به وضوح قابل مشاهده بود.
سیدابراهیم نبوی، معروف به داور، در گفتگوهای آنلاین با من، از تمایل خود برای بازگشت به ایران خبر داد و خواستار مشورت شد. او همیشه اشتیاق داشت تا به وطن برگردد و از من خواست تا پرچم طنز را بالا نگهدارم. اما من به او توضیح دادم که شرایط تغییر کرده و اوضاع امروز با آنچه در گذشته بود بسیار متفاوت است. اگر به دلیل حضور او در رسانهای باعث ایجاد محدودیت میشد، او به مثابه یک قهرمان شناخته میشد، در حالی که در مورد انتشار مطالب من، شاید گمان میکردند که من برای آنها تهدیدی هستم.
این تغییرات باعث دلخوری من از برخی همکاران مطبوعاتیام شد. آخرین تجربه من در مدیریت یکی از نشریات به دلیل نیاز به حفظ منافع دیگر اعضا، از حذف ابراهیم رها بود، نه به خاطر اختلافات شخصی.
به یاد دارم زمانی که خبر خودکشی ابراهیم رها را شنیدم، با خاطراتی از ابراهیم نبوی مواجه شدم. گویی یک نوع حسرت و اندوه در دل داشتم. اگرچه ارتباط ما محدود بود، اما همواره نسبت به او احساس ارادت داشتم و امیدوار بودم که او دلیلی برای بازگشت پیدا کند.
معتقد هستم که افراد فعال در فرهنگ و هنر هنگامی که در ایران حضور دارند، واقعیتر و زندهتر میشوند. داور هم به نوعی فهمید که از صحنه خارج شده و این احساس مشابهتهایی بین او و خودم دارد. کسانی که فرهنگی کار میکنند و از وطن دور میشوند، ممکن است به نوعی دچار بیمعنایی شوند. او هم در دوران مهاجرت خود با جفاهایی از سوی بخشی از اپوزیسیون مواجه بود.
در سوالی درباره تأثیر ابراهیم نبوی بر من، میتوان گفت که در ابتدا ارتباط ما خوب نبود، اما با گذشت زمان و آشنا شدن با هم، به هم نزدیکتر شدیم. قلم داور را بسیار دوست داشتم و او را انسانی شریف میدانستم. وی هرگز تصور نکرد که با نوشتن خلاف باورهایش تاوان سنگینی را پرداخت کند، اما به اعتقاداتش وفادار ماند.
در مورد اوضاع کنونی و حوادث پس از دیماه، بایستی گفت که جامعه داغدار و مصیبتزده است و وضعیت کنونی هیچگونه توجیهی ندارد. احساسات و عواطف جامعه به شدت تحت تأثیر این وقایع قرار گرفته است و باید با دقت و حساسیت بیشتری به مسائل پرداخته شود.یک شخصی در گفتگو با رسانهها اعلام کرد که به دلیل احترام به اصول خود هیچگاه تن به کارهایی که با باورهایش در تضاد است، نخواهد داد. او اشاره کرد که حتی در برابر پیشنهادهایی که بهظاهر مطلوب به نظر میرسید، صریحاً جواب «نه» داده است. او در ادامه بیان کرد که فضای کنونی جامعه، پر از فحاشی و بیاحترامی است و این امر را مضر دانست. وی تاکید کرد که بدون گفتوگو و تعامل سازنده، هیچ پیشرفتی حاصل نخواهد شد و انتقادهایی که از نحوه زندگی دیگران میشود، تنها باعث افزایش تنشها میگردد.
این فرد ضمن ابراز همدردی با جامعه خشمگین، به ضرورت التیام و امید اشاره کرد و بیان کرد که فحاشی نمیتواند مشکلات را حل کند. در ادامه افزود که او به دلیل اشتیاق به گفتوگو، برنامههای تلویزیونی را تولید کرده تا صدای مردم شنیده شود. وی به این نکته اشاره کرد که حاکمیت نیز باید به دغدغههای مردم گوش دهد؛ در غیر این صورت، اوضاع همچنان بغرنج خواهد ماند.
وی از دلایل دلسردیاش در حوزه سیاست گفت و به تأکید بر اهمیت کار فرهنگی اشاره کرد. به تجربهاش در تولید محتوای طنز نیز اشاره کرد و به خاطر اینکه این آثار باعث شادی در جامعه میشود، به ارزش آفرینی در این حوزه پایبند بوده است. او همچنین به تاریخ سیاسی ایران اشاره کرد و تأکید کرد که کار فرهنگی میتواند تأثیرات ماندگاری داشته باشد.
در پایان، او بر این نکته تأکید کرد که افراد باید در حوزههایی که در آن تخصص دارند، فعالیت کنند تا اثرگذارتر باشند.در اظهارات اخیر خود، یکی از شخصیتهای شناختهشده به اهمیت ابراز امید و ایمان در میان مردم اشاره کرد. او این دو عنصر را بهعنوان نیروی پیشران زندگی توصیف کرد و تأکید کرد که در طول سالها تلاش کرده است تا فعالیتهای خود را بر مبنای این مؤلفهها بنا کند.
وی به مناسبت درگذشت ابراهیم رها، ابراز تأسف کرد و از جوانمرگی او یاد کرد، هرچند در زمینه نویسندگی معتقد است که پایان داستان او شایسته احترام است و بهعنوان شخصیت برجستهای شناخته میشود. او به علاقمندان به مسائل سیاسی توصیه کرد که کتاب «۳۰» را مطالعه کنند تا با چالشها و پیچیدگیهای حوزه سیاست آشنا شوند.
این نویسنده در ادامه گفت: “این کتاب حجیم نیست و قیمت بالایی هم ندارد.” او تأکید کرد که تجربیاتش در این عرصه ممکن است به بینش خوانندگان کمک کند.
در انتهای مصاحبه، او از مردم خواست که با هر دیدگاه سیاسی که دارند، دو اقدام را فراموش نکنند: جلوگیری از دیکتاتوری و حفظ آبرو. او بهصراحت تأکید کرد که باید در حفظ آبرو کوشا باشند.











