به گزارش مهر، دوران ریاستجمهوری ترامپ در ایالات متحده، فصل پیچیده و پُر تنشتری در تاریخ معاصر هنر ایران رقم زده است. پس از خروج ترامپ از توافق هستهای و اجرای سیاستهای «فشار حداکثری»، هنرمندان ایرانی با انزوا و محدودیتهای شدیدی در عرصه جهانی روبرو شدند. لغو بسیاری از پروژههای بینالمللی، دشواریهای مالی و اداری برای شرکت در فستیوالها و محدودیت در انتقال آثار هنری از جمله این مشکلات بود. اما هنرمندان ایرانی با روی آوردن به اشکال جدیدی از مقاومت، آثاری خلق کردند که موضوع تحریم و فشارها را محور کار خود قرار میدادند. این آثار شامل نقاشیهای استعاری و فیلمهایی بود که انزوای انسان معاصر را در برابر قدرتهای جهانی منعکس میکردند.
در این دوره، هنر به رسانهای برای ابراز اعتراض تبدیل شد. در حالی که رسانههای رسمی تحت کنترل سیاستمداران قرار داشتند، هنرمندان با استفاده از استعاره، رنگ و تصویر راهی برای بیان زندگی زیر فشار اقتصادی و سیاسی پیدا کردند. آثار هنری بسیاری، به نقد بیعدالتی جهانی و تأثیر تصمیمات سیاسی بر میلیونها نفر پرداختند. این جریان نه تنها توسط هنرمندان ایرانی، بلکه با همراهی هنرمندان بینالمللی نیز تقویت شد.
به عنوان نمونه، کارلوس لطوف، کاریکاتوریست برزیلی، آثار زیادی را علیه عملکرد ترامپ و سیاستهای آمریکا ایجاد کرده است. همچنین سیدمسعود شجاعی طباطبایی، کاریکاتوریست مشهور ایرانی، به عنوان یک صدای مستقل، انتقادات خود را علیه آمریکا بیان میکند. او به تازگی آثاری را درباره رسوایی پرونده اپستین منتشر کرده که تحلیلگر وضعیت روز روزگار است.
شجاعی طباطبایی در توضیح آثارش اشاره کرد که تاریخ به وسیله افرادی نوشته میشود که در قدرت هستند، اما پروندههای مهرخورده و سکوتهای طلایی در این مورد تأثیر بهسزایی دارد. او همچنین به انکار ترامپ از هر گونه ارتباط با اپستین پرداخت و آثارش را به شرایط کنونی و یادآوری رسواییهای سیاسی مرتبط کرد.
لطوف و شجاعی طباطبایی، به بررسی موضوعاتی همچون انتقاد از جنگهای احتمالی و فرآیندهای قدرتهای جهانی میپردازند. آثار آنها نمایانگر نگرانیهای عمیق در مورد تحولات جاری در جامعه و تأثیر آن بر زندگی افراد است. دیگر هنرمندان نیز مانند کمال شرف از یمن، با انتقادات خود به بررسی موضوعات مشابه پرداخته و نتیجهگیریها و تحلیلهای خود را بیان میکنند.











