**نگاه به شرق: چالشهای سرمایهگذاری چین در ایران**
دولت پیشین به رهبری شهید رئیسی با اجرای سیاست «نگاه به شرق» سعی در تقویت روابط سیاسی با چین داشت. در این دوره، اجرای برنامه جامع همکاری ۲۵ ساله و نهایی شدن عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای برجستهتر شد. رئیسجمهور ایران در سال ۲۰۲۳ به پکن سفر کرده و دولت مکرر بر گسترش روابط اقتصادی تأکید کرد، اما سطح سرمایهگذاری مستقیم چین در ایران به طور قابل توجهی افزایش نیافت.
**سرمایهگذاری ناچیز در برابر علاقه سیاسی**
بر اساس آمار سازمان سرمایهگذاری و کمکهای اقتصادی ایران، از آغاز دولت رئیسی، چینیها تنها حدود ۱۸۵ میلیون دلار در ۲۵ پروژه سرمایهگذاری کردند. این پروژهها شامل ۲۱ طرح صنعتی، دو پروژه معدنی، یک پروژه خدماتی و یک پروژه کشاورزی بودند. این رقم برای اقتصادی به بزرگی چین و در چارچوب سیاست رسمی نگاه به شرق، حاکی از ضعف سرمایهگذاری چینیها است.
**ریسکهای توسعه میدان یادآوران**
میدان نفتی یادآوران نیز وضعیت را روشنتر میسازد. شرکت ساینوپک چین که از نخستین شرکتهای حاضر در این میدان بود، فاز ابتدایی توسعه را به عهده گرفت. در دولت رئیسی، تصمیمات مالی بسیار جذابی به آنها پیشنهاد شد، اما در نهایت این شرکت از پذیرش ریسک پروژه خودداری کرد. نگرانیهای چینیها بیشتر حول محور ریسکهای موجود در ایران و تحریمهای آمریکا بود که ممکن بود به ضرر فعالیتهای بینالمللیشان بیانجامد.
**عدم تأثیر جذابیت مالی بر تصمیمگیری**
تجربه یادآوران نشان میدهد که حتی شرایط مالی بسیار پرجاذبه نمیتواند ریسکهای ناشی از تحریمها را جبران کند. برای یک شرکت دولتی چینی، توجه به سود پروژههای بینالمللی و وجود ارتباطات پیچیده آنان با بازارهای خارجی بسیار حائز اهمیت است.
**تفاوت در نوع همکاریهای اقتصادی**
این ماجرا فرق میان تجارت و سرمایهگذاری چین در ایران را نشان میدهد. چین از شرکای تجاری اصلی تهران است و در سالهای تحریم، نقش اساسی در صادرات نفت ایران ایفا کرد، اما ایجاد طرحهای سرمایهگذاری مانند پالایشگاهها و توسعه میادین به دلیل ریسکهای موجود، با تمایل کمتری مواجه است.### خطرات و چالشهای سرمایهگذاری در ایران
بررسی خرید نفت نشان میدهد که این عمل میتواند بهطور موقت و با مدیریت مناسب انجام شود. با بهکارگیری راهکارهایی نظیر تخفیفهای باتوجه به صادرات و گزینشهای مالی، ریسکهای این معامله میتوانند کاهش یابند. اما سرمایهگذاری مستقیم به شکل قابل توجهی متفاوت است. در این حالت، یک شرکت سرمایه خود را برای مدتی طولانی در یک کشور قرار میدهد و نیاز به زیرساختهای مالی، از جمله بانک، بیمه و فناوری دارد. در این شرایط، تحریمها به یک عامل کلیدی تبدیل میشوند.
### چالشهای خارج از سیاست خارجی
وضعیت ایران در FATF به پیچیدگیهای بیشتری دامن زده است. قرار گرفتن ایران در فهرست کشورهای با ریسک بالا، هزینههای مرتبط با مبادلات بانکی را افزایش میدهد و حتی شرکتهایی که به لحاظ سیاسی مجاز به همکاری با تهران هستند، با دشواریهایی در تأمین مالی و تضمینهای پولی مواجه میشوند.
عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای نتوانسته این مشکلات را حل کند. این سازمان یک شبکه بانکی معتبر برای اقتصاد جهانی نیست و شرکتهای چینی را از تحریمهای ثانویه آمریکا ایمن نمیکند. بنابراین، ممکن است روابط سیاسی نزدیک وجود داشته باشد، اما امکان سرمایهگذاری و تجارت به شدت محدود است.
### مقایسه با بازارهای منطقهای
مقایسه اقتصادی بین ایران و سایر کشورهای منطقه نشان میدهد که چین به رغم ظرفیتهای اقتصادی بالای ایران، سرمایهگذاریهای کلانی در این کشور انجام نداده است. بهطور مثال، سرمایهگذاریهای جدید چین در ایران در برخی زمانها به چند صد میلیون دلار محدود بوده، در حالی که این کشور در عربستان، امارات و عراق قراردادهای میلیاردی متعددی را امضا کرده است.
این نکته همچنین حائز اهمیت است که باید تفاوت میان انواع مختلف سرمایهگذاریها مشخص شود. اعداد کلان ذکر شده درباره کشورهای دیگر معمولاً شامل انواع مختلف فعالیتهای اقتصادی میشود و نباید بهطور مستقیم با معیارهای سرمایهگذاری مستقیم ایران مقایسه گردند.
### تعریف روابط ایران و چین
واقعیتها به ما نشان میدهد که چین یکی از شرکای تجاری مهم ایران است، اما شواهد کافی برای توصیف این رابطه بهعنوان یک اتحاد استراتژیک اقتصادی وجود ندارد. پکن نفت ایران را خریداری و کالا را به آن صادر میکند، اما در مسائل کلان اقتصادی، ملاحظات ریسک بر روابط سیاسی غلبه پیدا میکند.
دولت سیزدهم تلاش کرده تا روابط خود را با چین تقویت کند، اما شرکتهای بزرگ چینی هنوز در پروژههای کلیدی حاضر نشدهاند.
### نیاز چین به ایران
تحلیل رفتار چین نشان میدهد که این کشور برای سرمایهگذاریهای کلان نیاز به شرایطی فراتر از روابط سیاسی دارد. برای جذب سرمایهگذار بینالمللی، ایران باید قابلیتهای اقتصادی متعارف و پیشبینیپذیری را ارائه دهد. پکن تمایلی به قرار دادن سرمایههای کلان خود در معرض ریسکهای جهانی ندارد، به ویژه در شرایطی که اقتصاد ایران بهطور کلی با معیارهای بینالمللی سازگار نیست.
به همین دلیل، شرکتهای کوچکتر که با غرب ارتباط محدودی دارند، میتوانند در ایران فعال باشند، اما شرکتهای بزرگ به لحاظ محاسبات مالی نگرش متفاوتی دارند.دولت ایران در پی اجرای سیاست نگاه به شرق، به دنبال جذب سرمایهگذاریهای بزرگ چینی بوده، اما عدم ورود سرمایهگذاریهای کلان از سوی این کشور سوالی را ایجاد کرده است. مبلغ ۱۸۵ میلیون دلار سرمایهگذاری که در دوره ریاستجمهوری رئیسی اعلام شده، بیانگر میزان احتیاطی است که شرکتهای بزرگ چینی در این زمینه دارند.
این احتیاط به عوامل متعددی برمیگردد، از جمله تحریمها، محدودیتهای بانکی، و خطراتی که در فعالیتهای جهانی شرکتها وجود دارد. این موانع تنها با سفرهای سیاسی یا توافقنامههای همکاری قابل رفع نیستند.
چین میتواند به عنوان بزرگترین مشتری نفت ایران ایفای نقش کند، اما همچنان از سرمایهگذاریهای کلان در این کشور دوری کند. این دو وضعیت در تعارض با یکدیگر نیستند؛ پکن میان تجارت کوتاهمدت و سرمایهگذاریهای بلندمدت با ریسک بالا تمایز قائل میشود. تجربیات اخیر نشان میدهد که حتی پیشنهادات مالی جذاب نیز برای جلب سرمایه چینی کافی نیستند، مادامی که ریسک تحریمها پابرجا باشد.
برای ایران که به دنبال جذب میلیاردها دلار سرمایه از چین است، مسئله فراتر از صرف «نگاه به شرق» است. تا زمانی که هزینههای حضور در ایران برای شرکتهای چینی از منافع احتمالی سرمایهگذاری بیشتر باشد، چین به حفظ روابط تجاری خود ادامه داده، اما سرمایههای اصلی خود را به بازارهایی میبرد که دارای ریسک کمتری هستند و دسترسی به اقتصاد جهانی را تسهیل میکنند.












