وبسایت خبری
خبردونی

به گزارش خبرگزاری‌ها، پس از پیروزی متفقین در جنگ جهانی دوم، آلمان به چهار ناحیه تحت کنترل ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم گردید. این تقسیم‌بندی شامل برلین، پایتخت آلمان نیز بود که به چهار بخش تقسیم شد و هر بخش به یکی از قدرت‌های متفقین سپرده شد.

اگرچه هدف اولیه تقسیم آلمان، ایجاد دو کشور مستقل — آلمان شرقی و آلمان غربی — نبود، اما با ادامه تنش‌ها در دوران جنگ سرد، این تقسیم به واقعیتی ملموس تبدیل شد. در سال 1952، ژوزف استالین مرز 855 مایلی میان این دو آلمان را مسدود کرد، اما برلین به عنوان نقطه‌ای برای فرار باقی ماند.

برای حدود یک دهه، مرزی میان برلین شرقی و غربی وجود نداشت و مردم به راحتی می‌توانستند برای کار و دیدار با خانواده‌ به‌ سادگی در سطح شهر تردد کنند. این شهر همچنین مکانی بود که میلیون‌ها پناهنده از آلمان شرقی به‌دنبال زندگی بهتر به سوی آن می‌گریختند؛ وضعیتی که رهبری کمونیستی آلمان شرقی را خشمگین می‌کرد.

اما در 13 اوت 1961، درهای برلین به سمت غرب به‌طور ناگهانی بسته شد؛ زمانی که سربازان و پلیس آلمان شرقی با سیم‌های خاردار برلین غربی را محاصره کردند. صبح روز بعد، برلینی‌ها با واقعیت جدیدی مواجه شدند و هرکس که تلاش می‌کرد از حصار عبور کند، با خطر مرگ مواجه بود. این واقعه، آغاز دیوار برلین را رقم زد.

هوپ هریسون، استاد تاریخ دانشگاه جورج واشنگتن، اشاره می‌کند که پیش از آن شب سرنوشت‌ساز، برلین به‌عنوان یک “شهر واحد” شناخته می‌شد. مردم می‌توانستند به‌راحتی از برلین شرقی به غربی تردد کنند و بسیاری در یک بخش زندگی و در بخش دیگر کار می‌کردند.

روزانه بیش از 60 هزار آلمانی شرقی به غرب می‌رفتند، به‌دلیل شکوفایی اقتصادی آلمان غربی که به لطف کمک‌های مالی آمریکا اتفاق افتاده بود. این تبادل باعث ناراحتی رهبر آلمان شرقی می‌شد.

اولبریخت، رهبر آلمان شرقی، همواره از مسکو تقاضا می‌کرد که اجازه دهد مرز را ببندند، زیرا فرار قابل توجهی از آلمان شرقی به غرب وجود داشت. اما درخواست‌های او رد می‌شد و مسکو تمایلی به تغییر توافقات داشت.

برلین به‌عنوان یکی از کانون‌های اصلی جنگ سرد باقی ماند. این شهر، که در عمق آلمان شرقی واقع شده بود، به‌ویژه آسیب‌پذیر بود. در سال 1948، استالین محاصره‌ای را بر برلین تحمیل کرد که منجر به انسداد تمامی مسیرهای تدارکاتی به برلین غربی شد. در این دوران خطرناک، برلین غربی به‌واسطه یک پل هوایی از سوی متفقین، مواد ضروری را دریافت می‌کرد و از این بحران جان سالم به در برد.**تشدید تنش‌ها در برلین و آغاز «عملیات رز»**

در سال ۱۹۵۸، نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی، با ارسال اولتیماتومی به دوایت آیزنهاور، رئیس‌جمهور ایالات متحده و دیگر رهبران متفقین، خواستار خروج تمامی نیروهای غربی از برلین و به رسمیت شناختن حاکمیت آلمان شرقی شد. این درخواست رد شد و به وقوع «بحران برلین» منجر شد؛ دوره‌ای که تنش‌های بین‌المللی به اوج خود رسید و با حادثه هواپیمای جاسوسی «یو-۲» و حمله ناکام به کوبا در زمان ریاست‌جمهوری جان اف. کندی هم‌زمان بود.

در ژوئن ۱۹۶۱، دیدار کندی و خروشچف در وین که به دلیل بحران برلین صورت گرفت، به یکی از تیره‌ترین لحظات تاریخ جنگ سرد تبدیل شد. کندی به‌جای پذیرفتن عقب‌نشینی نیروها، تهدید کرد که ایالات متحده به هرگونه تعرضی پاسخ خواهد داد. خروشچف نیز ابراز کرد که ممکن است برلین غربی را مجدداً محاصره کند.

پس از ناکامی در مذاکرات وین، موج پناهندگان از آلمان شرقی به برلین غربی شدت گرفت. در ماه‌های ژوئن، ژوئیه و اوت، به‌طور روزانه بیش از هزار نفر از آلمان شرقی فرار کردند و این وضعیت باعث نگرانی اولبریشت، رهبر آلمان شرقی، شد. او به خروشچف هشدار داد که ادامه روند مهاجرت می‌تواند به فروپاشی نظام اجتماعی منجر شود و سرانجام چراغ سبز را برای محاصره برلین غربی دریافت کرد.

**آغاز «عملیات رز»**

در روز ۱۲ اوت ۱۹۶۱، در گرمای تابستان و زمانی که بسیاری از ساکنان برلین به تعطیلات رفته بودند، اولبریشت تصمیم به آغاز «عملیات رز» گرفت؛ طرحی برای ایجاد حصار برای جداسازی برلین غربی. ساعت ۱ بامداد ۱۳ اوت، نیروهای آلمان شرقی به آرامی در نقاط کلیدی شهر مستقر شدند و سیم‌خاردار به طول ۲۷ مایل نصب کردند. این کار با دستور خروشچف مبنی بر عدم ورود حتی یک میلی‌متر به برلین غربی انجام شد.

پس از نصب سیم‌خاردار، اقدامات برای قطع دسترسی ریلی به غرب آغاز شد. خطوط قطار مسدود شد و ایستگاه‌های زیرزمینی که به برلین غربی متصل بودند، مهر و موم گردیدند. این ایستگاه‌ها به نام «ایستگاه‌های ارواح» شناخته می‌شدند؛ زیرا صدای حرکت قطارها در زیر زمین ادامه داشت، اما هیچ سرویس عمومی در آنها انجام نمی‌شد.

در صبح روز ۱۳ اوت، ساکنان برلین با صحنه‌ای وحشتناک مواجه شدند. شهر محبوب‌شان به دو قسمت تقسیم شده بود و سربازان آلمان شرقی در نقاط مختلف مستقر شدند. ون‌های تبلیغاتی با اعلام ضرورت ایجاد «دیوار حفاظتی ضدفاشیست» در خیابان‌ها به صدا درآمدند.

در برلین غربی، شوک ناشی از این واقعه به سرعت به خشم تبدیل شد و معترضان به خیابان‌ها ریختند. در برلین شرقی نیز فضایی از ترس و نگرانی بر فضا حاکم بود و خانواده‌ها در ایستگاه‌ها تجمع کرده بودند.در رویدادی تاریخی در برلین، رابرت اچ. لاکنر، خبرنگار آمریکایی، در ایستگاه قطار آلمان شرقی شاهد گفت‌وگویی بود که به وضوح به ناامیدی مردم اشاره می‌کرد. پیرزنی از افسر پلیس سوال کرد که نخستین قطار به برلین غربی کی حرکت می‌کند و پاسخ پلیس این بود: «همه چیز به پایان رسیده است. شما در یک تله‌موش هستید.»

در خیابان «برناور اشتراسه» که دقیقاً در مرز دو بخش شهر واقع بود، برخی از ساکنان برای فرار از وضعیت بحرانی، از پنجره‌ها به بیرون پریدند. اگرچه آپارتمان‌های آن‌ها در برلین شرقی بود، خیابان زیرین آن‌ها به برلین غربی تعلق داشت. آتش‌نشان‌های آلمان غربی در بیرون آماده بودند تا پناهجویان را نجات دهند. در ۲۲ اوت، آیدا سیکمان، زن ۵۸ ساله، به عنوان اولین قربانی دیوار برلین شناخته شد که در حین تلاش برای پرش از طبقه سوم، جان خود را از دست داد.

اهالی برلین غربی امیدوار بودند که ارتش آمریکا موانع سیم‌خاردار را بردارد اما آن‌ها با ناامیدی مواجه شدند. وقتی جان اف. کندی خبر این وضعیت را دریافت کرد، به آرامی بیان کرد: «یک دیوار، بسیار بهتر از آغاز جنگ است.»

ساکنان آلمان شرقی که منتظر امداد نماندند، به تلاش برای فرار ادامه دادند. روزنامه «گاردین» به چندین حادثه دلخراش در مرز اشاره کرده است. در ۲۵ سپتامبر، یک زن ۷۷ ساله در حین تلاش برای فرار دستگیر شد اما با کمک عابران آلمان غربی موفق به رهایی شد. در ۲۷ سپتامبر، پلیس به سمت زنی و فرزندش که به سمت موانع نزدیک می‌شدند، تیراندازی کرد و در ۱۳ اکتبر، تعدادی از اهالی به کمک یک کامیون موفق به عبور شدند.

با هر فرار موفق، مقامات آلمان شرقی موانع سیم‌خاردار را با دیوارهای بتنی جایگزین کردند. یک سال بعد، حصار دومی در فاصله ۱۰۰ یاردی از دیوار اصلی ساخته شد که ناحیه میان آن‌ها به «نوار مرگ» شهرت یافت. این حصارها با ۴۵ هزار پنل بتنی و ۳۰۲ برج دیده‌بانی محافظت می‌شد.

بین سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۸۹، در مجموع ۵۰۰۰ نفر موفق به فرار شدند و ۱۴۰ نفر جان خود را به دلیل تیراندازی نگهبانان آلمان شرقی از دست دادند. همچنین در این مدت، ۷۷ هزار نفر به خاطر تلاش برای فرار به زندان افتادند.

منبع: www.history.com

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *