به گزارش خبردونی و به نقل از ایبنا، کودتای ۲۸ مرداد یکی از جنجالیترین حوادث تاریخ ایران به شمار میرود که به سقوط دولت مصدق انجامید. این رخداد تاثیرات عمیقی نه تنها در داخل کشور بلکه در عرصه جهانی به جای گذاشت و باعث تشدید جناحبندیهای سیاسی در ایران شد. پژوهشگران متعددی از آن زمان به بررسی این واقعه پرداختهاند و نظرات متفاوتی را در مورد دلایل و پیامدهای آن ارائه کردهاند.
در تاریخنگاری مربوط به نهضت ملی نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یکی از مناقشههای اصلی این است که انگیزه اصلی ایالات متحده از سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق چه بوده است. دو دیدگاه اصلی از مارک گازیوروسکی و یرواند آبراهامیان در این حوزه بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.
این دو پژوهشگر به اسناد آرشیوی و شواهد عینی استناد کردهاند، اما در ارزیابی اهمیت «جنگ سرد و کمونیسم» نسبت به «نفت و امپریالیسم» تفاوتهای بنیادی دارند. در آستانه هفتاد و سومین سالگرد این واقعه، قصد داریم به مقایسه این دو نظریه بپردازیم.
مارک جِی گازیوروسکی، استاد علوم سیاسی در دانشگاه ایالتی لوئیزیانا، به عنوان یک محقق برجسته در این زمینه شناخته میشود. او همچنین در دانشگاههای معتبر نظیر آکسفورد و دانشگاه تهران تدریس کرده است. گازیوروسکی علاوه بر نگارش کتاب «سیاست خارجی آمریکا و شاه» و مقالاتی درباره سیاست ایران، در زمینه کودتای ۲۸ مرداد و چگونگی وقوع آن نیز تحقیقاتی انجام داده است. به اعتقاد استفن کینزر، نویسنده کتاب «همه مردان شاه»، او از پیشگامان پژوهش درباره حقایق مربوط به این کودتا به شمار میرود.
از سوی دیگر، نظریه گازیوروسکی بر این باور است که انگیزه اصلی آمریکا در این کودتا، نگرانیهای امنیتی در راستای جنگ سرد بوده است و نه صرفاً مسائل نفتی. او اشاره دارد که دولت ترومن در اوایل بحران نفت، تمایلی به براندازی مصدق نداشت و سعی در میانجیگری داشت. اما با ورود دولت آیزنهاور به صحنه سیاست، نگرشها تغییر کرد و ایالات متحده به دلایل امنیتی، نگرانیهایی در مورد نفوذ شوروی در ایران پیدا کرد.
گازیوروسکی معتقد است که مجموعهای از مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی در ایران باعث شد که واشنگتن این فرض را مطرح کند که سقوط دولت مصدق میتواند به افزایش نفوذ حزب توده و شوروی منجر شود. لذا، دولت ایالات متحده تصمیم به براندازی دولت مصدق گرفت.**کودتا: بیشتر ناشی از ترس از بیثباتی بود تا تصاحب نفت ایران**
تحقیقات جدید نشان میدهد که انگیزههای اصلی پشت کودتای سال ۲۸ مرداد، بیشتر از آنکه بهدنبال تصاحب منابع نفتی ایران باشد، ناشی از نگرانیهای مربوط به بیثباتی و گسترش کمونیسم بود. گازیوروسکی، محقق این حوزه، تأکید میکند که ملاحظات ژئواستراتژیک بهجای میل به سرنگونی جنبش مصدق یا برقراری دیکتاتوری، مقامات آمریکایی را به حمایت از کودتا ترغیب کرده است.
او اشاره میکند که ایالات متحده، در آخرین مراحل، بریتانیا را بر ایران ترجیح داده و این انتخاب بهدلیل نزدیکی بریتانیا به عنوان یک متحد استراتژیک و اهمیت حفظ این اتحاد در دولت آیزنهاور بوده است.
گازیوروسکی برای تأیید استدلالهای خود به منابع و شواهد متعددی از جمله اسناد رسمی و آرشیوی از دولتهای آمریکا و بریتانیا اشاره میکند. این منابع شامل مجموعهای از اسناد وزارت خارجه و گزارشهای سفارت آمریکا در تهران، همچنین اسناد مربوط به عملیاتهای اطلاعاتی مانند TPAJAX و شبکه TPBEDAMN، که قبل از نخستوزیری مصدق فعال بودند، میشود.
بررسیهای گازیوروسکی نشان میدهند که تمرکز اصلی سیاست آمریکا در ایران در آن زمان، کنترل کمونیسم بوده است.
**یرواند آبراهامیان: تحلیلی متفاوت از کودتا**
یرواند آبراهامیان، تاریخنگار برجسته، در کتاب خود با عنوان «کودتا: ۲۸ مرداد، سازمان سیا و ریشههای روابط ایران و آمریکا»، تحلیلی متفاوت از این رویداد ارائه میدهد. او تصریح میکند که پرداختن به کودتا باید در چارچوب ستیز میان امپریالیسم و ملیگرایی بررسی شود.
آبراهامیان معتقد است که نگرانی اصلی کشورهای غربی جلوگیری از موفقیت ملیگرایی نفت ایران بوده و اگر ایران به ملیسازی نفت دست مییافت، این روند میتوانست الگویی برای دیگر کشورها درگیر با مسأله منابع طبیعی باشد. از دیدگاه او، تهدید اصلی برای آمریکا، حزب توده نبود، بلکه استقلال ملی و سیاستهای ضد استعماری مصدق بود.
بهعقیده آبراهامیان، دولتهای آمریکا و بریتانیا از گفتمان جنگ سرد به عنوان ابزاری برای مداخله استفاده کرده و نگرانی اصلی آنها در واقع کنترل نفت و جلوگیری از شکلگیری الگوهای ملیگرایی بود. او تأکید میکند که مصدق بهدنبال اجرایی واقعی از ملیسازی نفت بوده و حاضر به قبول توافقهایی که کنترل نفت را در دست شرکتهای غربی نگه دارد، نبوده است.
این تحلیلات بر مبنای اسناد آرشیوی مختلف تأکید کرده و به تأثیر معنادار مسأله نفت بر روابط بینالمللی و سیاستهای حاکم بر آن زمان میپردازند.### تحلیل پیامدهای جهانی ملیسازی نفت ایران
تحقیقات اخیر در زمینه ملیسازی نفت ایران و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به بررسی عمیق منابع تاریخی و سیاسی پرداخته است. این بررسیها شامل اسناد وزارت خارجه بریتانیا، پروندههای شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC)، و مدارک مختلف از وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا است. همچنین، گزارشها و مکاتبات مربوط به مذاکرات نفتی میان سالهای ۱۳۳۰ تا ۱۳۳۲ و خاطرات کرمیت روزولت به عنوان عناصر کلیدی در این زمینه مطرح میشوند.
یکی از یافتههای برجسته این تحقیقات نشان میدهد که بعد از کودتا، کنسرسیوم نفتی ۱۹۵۴ تأسیس شد که ۴۰ درصد از سهام آن به شرکتهای آمریکایی اختصاص یافت. این تحول به عنوان نشانهای از منافع مستقیم اقتصادی ایالات متحده پس از سرنگونی مصدق تعبیر شده است.
یرواند آبراهامیان، یکی از محققان مهم این حوزه، به تحلیلهای اطلاعاتی آمریکا درباره حزب توده اشاره میکند و تأکید میکند که بسیاری از گزارشها این حزب را به عنوان تهدیدی فوری نمیدانستند. همچنین، او با رویکرد اقتصادی و تحلیلی نشان میدهد که ائتلاف میان دربار، زمینداران بزرگ و برخی روحانیون محافظهکار به منظور سرکوب جنبش ملیشدن نفت شکل گرفت.
### تفاوت دیدگاههای پژوهشگران
اختلاف نظر میان مارک گازیوروسکی و یرواند آبراهامیان به نوع پرسشهای آنها از تاریخ برمیگردد. گازیوروسکی بر این باور است که مقامات آمریکایی در سال ۱۹۵۳ از بیثباتی و گسترش نفوذ شوروی میترسیدند، در حالی که آبراهامیان بر این تأکید دارد که هدف اصلی حفظ منافع نفتی غرب و جلوگیری از گسترش ملیگرایی بوده است.
این دو پژوهشگر نقدهای متقابلی به یکدیگر وارد کردهاند. گازیوروسکی معتقد است که آبراهامیان با تمرکز بر ابعاد اقتصادی، پیچیدگیهای جنگ سرد را نادیده میگیرد. از سوی دیگر، آبراهامیان تأکید میکند که گازیوروسکی با اتکای صرف به اسناد امنیتی، روایت رسمی آمریکا را بازتولید میکند و از نقش ساختارهای استعماری غفلت مینماید.
### جمعبندی
در نهایت، میتوان گفت که گازیوروسکی امنیت و مهار شوروی را بهعنوان انگیزه اصلی آمریکا مطرح میکند، در حالی که آبراهامیان حل بحران نفت و کنترل نفت ایران را در اولویت قرار میدهد. این دیدگاهها بهصورت مکمل ببیشتر تحلیل میشوند و شواهد نشان میدهد که ترکیبی از منطق ژئوپلیتیکی جنگ سرد و منطق اقتصادی نفت منجر به تصمیمگیری در مورد عملیات آژاکس شد.
به این ترتیب، برای درک عمیقتر از کودتای ۲۸ مرداد، لازم است هر دو سطح امنیتی و اقتصادی و نیز عوامل داخلی ایران بهطور جامع مورد نظر قرار گیرند.











