**فضلالله زاهدی؛ چهره پرفراز و نشیب تاریخ ایران**
امیرمهدی نادری: در تاریخ معاصر ایران، زندگی هیچکس به اندازه فضلالله زاهدی، نخستوزیر پیشین کشور، پر از پیچیدگی و چالش نبوده است. او که دوران کار خود را به عنوان یک آتریاد قزاق در همدان آغاز کرده بود، به درجات بالای نظامی و در نهایت به مقام نخستوزیری در ایران رسید. زاهدی از شهریور ۱۳۳۲ تا فروردین ۱۳۳۴ در این مقام فعالیت داشت و نامش به ویژه با رویدادهای جنجالی همچون کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و قرارداد کنسرسیوم نفت گره خورده است.
### **زندگی زاهدی؛ آغاز و پیشرفت سریع**
فضلالله زاهدی در سال ۱۲۷۱ (یا ۱۲۷۲) شمسی در روستای شروین همدان به دنیا آمد. خانواده او از تبار شیخ زاهد گیلانی و جزء زمینداران همدان بودند. او به سرعت در ارتش پیشرفت کرد و به خاطر دلاوریهایش در نبرد با نهضت جنگل، به سرتیپی رسید و جوانترین سرتیپ قشون وقت شد. او در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ با همراهی رضاخان مشارکت داشت و در ۱۲۹۸ به حاکم نظامی تنکابن منصوب شد.
در ذیل فعالیتهای سیاسیاش، زاهدی در ۱۳۰۶ فرمانده تیپ مستقل شمال شد و با خدیجه پیرنیا، دختری از خانوادههای معروف ازدواج کرد. اما در مسیر او نشیبهای زیادی وجود داشت؛ پس از شکست در مأموریتی در فارس، از مقام خود برکنار شد و دورهای را در زندان گذراند.
### **دهه ۲۰ و تغییرات سیاسی**
پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، زاهدی به خدمت فراخوانده شد و در دولت محمدعلی فروغی به سرلشکری ارتقا یافت. در این زمان، اتهاماتی به او مبنی بر همکاری با آلمانها مطرح شد و او به فلسطین تبعید شد. اما پس از بازگشت در ۱۳۲۴، محمدرضا پهلوی او را به سمت بازرس عالی ارتش منصوب کرد.
در ۱۳۲۵، زاهدی به عنوان فرمانده نیروی جنوب و کفیل استانداری فارس منصوب شد و موفق به کاهش ناآرامیها در این استان گردید. وی همچنین در سال ۱۳۲۸ به عنوان نماینده همدان در مجلس سنا انتخاب شد، و بدین ترتیب وارد عرصه سیاست شد.
نکتهای که در دوران سیاسی زاهدی حائز اهمیت است، همکاری او با جریان ملی به شکل موقتی است. زمانی که شاه به سفر به آمریکا رفته بود، زاهدی به عنوان رئیس کل شهربانی معرفی شد و از نفوذ رزمآرا در انتخابات جلوگیری کرد.**نتیجهگیری موفق جبهه ملی؛ ورود مصدق به مجلس**
دولت دکتر محمد مصدق و یارانش پس از یک اقدام مؤثر به مجلس شورای ملی راه یافتند.
### **وزارت کشور و ظهور مخالفان**
زاهدی، در نخستین تجربه خود به عنوان وزیر کشور در کابینه حسین علاء بعد از ترور رزمآرا در سال ۱۳۲۹ منصوب شد. با ملیشدن صنعت نفت و تأسیس کابینه مصدق، او همچنان در این مقام باقی ماند، اما این همکاری دوام چندانی نداشت.
تحولات تیرماه ۱۳۳۰ نقطه عطفی در این رابطه بود. پس از ورود اورل هریمن، نماینده رئیسجمهور آمریکا، به منظور میانجیگری در بحران نفت، تظاهراتی توسط هواداران حزب توده برگزار شد که به سرکوب شدید و کشته شدن تعدادی از معترضان منجر شد. این رویداد باعث برکناری زاهدی از سمتش به دلیل اهمالکاری شد. او در ۱۰ مرداد ۱۳۳۰ از دولت استعفا داد و مدتی بعد به مجلس سنا بازگشت.
از آن زمان به تدریج زاهدی به یکی از چهرههای مطرح مخالف دولت ملی تبدیل شد و ریاست کانون افسران بازنشسته را بر عهده گرفت، جایی که نظامیان منتقد دولت جمع میشدند. پس از حوادث ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و اخراج گروهی از افسران، این جمع به تشکیل «کمیته نجات وطن» پرداخت. زاهدی در مهرماه ۱۳۳۱ در مجلس سنا به انتقاد از سیاستهای دولت مصدق پرداخت.
او با استفاده از مصونیت نمایندگی در جهت تقویت موقعیت سیاسی خود تلاش کرد و به مذاق نیروهای محافظهکار و نظامیان خوش آمد. اقدامات زاهدی در سال ۱۳۳۱ به بازداشت او به اتهام توطئه علیه دولت و سپس مخفی شدنش انجامید. در اردیبهشت ۱۳۳۲، او به همراه پسرش به اتهام قتل مرموزی متهم شد و تا روز کودتا در اختفا زندگی کرد.
### **کودتای ۲۸ مرداد؛ تحلیلها و اسناد**
سرنگونی دولت مصدق نتیجهای بود از تعاملات داخلی و خارجی. در داخل، اختلافات میان مصدق و شاه بر سر اختیارات، منجر به استعفای مصدق در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ شد، اما قیام ۳۰ تیر او را به قدرت برگرداند.
در سطح بینالمللی، انگلیس که با ملیشدن نفت ضرر دیده بود، به آمریکا رجوع کرد. مامور انگلیسی، مونتی وودهاوس، بعدها اذعان کرد که برای جلب موافقت آمریکا بر خطر کمونیسم تأکید کرده است.
ابتدا، واکنش آمریکا منفی بود و زمانی که طرفداران کودتا بر سر کار آمدند، دولت آیزنهاور تصمیم به تغییر سیاست گرفت و با تأمین بودجه و مجوز عملیات، کار را آسانتر کرد. در ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، شاه دستور عزل مصدق و انتصاب زاهدی را صادر کرد و به سفر خارج رفت.
در ۲۸ مرداد، گروههای نظامی و اوباش، مراکز کلیدی را تصرف کردند و اخبار برکناری مصدق را به سراسر کشور رساندند. روایتها از این روز بسیار متفاوت هستند. محمدرضا پهلوی در کتابش از این اقدام به عنوان «معجزه ۲۸ مرداد» یاد کرده و مصدق نیز از آن به عنوان معاملهای بر سر آزادی یک ملت سخن گفته است.**شاه در تاریخ ۳۰ مرداد به ایران بازگشت و زاهدی در ۳۱ مرداد، اعضای کابینه خود را در کاخ سعدآباد معرفی کرد. وی در ۴ شهریور به مقام سپهبدی ارتقا یافت.**
### **دولت زاهدی: کابینه، پاکسازی و بحران مالی**
کابینه زاهدی در تاریخ ۱ شهریور ۱۳۳۲ تشکیل شد که شامل وزیران جدیدی نظیر سرلشکر عبدالله هدایت (جنگ)، علی امینی (دارایی)، جمالالدین اخوی (دادگستری) و محمود مهران (فرهنگ) بود. جالب است که این کابینه در آغاز فاقد وزیر کشور و وزیر امور خارجه بود. کاردار سفارت فرانسه در گزارشی اعلام کرد که پس از یک ماه از تشکیل کابینه هنوز وزرای مذکور منصوب نشدهاند. وی همچنین به سیاستهای پاکسازی در ادارات و احضار سفیران ایران در چندین کشور اشاره کرد (عطا آیتی، مقاله «کابینه فضلالله زاهدی از نگاه کاردار سفارت فرانسه در ایران»، تاریخ معاصر، شماره ۳۱، سال ۱۳۸۳).
در این دوران، حکومت نظامی ادامه داشت و مصدق به حبس و تبعید در احمدآباد محکوم شد. همچنین دکتر حسین فاطمی، وزیر خارجه او، به اعدام محکوم گردید. در این راستا، تشکیلات حزب توده نیز شناسایی و متلاشی شد. از دیگر وقایع مهم این دوره، واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ بود که طی آن سه دانشجوی دانشگاه تهران به هنگام اعتراض به سفر نیکسون کشته شدند.
علی امینی در اولین جلسات خود از وضعیت بحرانی خزانه دولت خبر داد و اعلام کرد که دولت پیشین، ۱۷ میلیارد و ۷۰۵ میلیون ریال بدهی برجای گذاشته است. زاهدی در ۴ شهریور به آیزنهاور نامهای نوشت و از نیاز فوری کشور به کمک مالی خبر داد. پاسخ سریع ایالات متحده شامل ۲۳٫۴ میلیون دلار از طریق برنامه «اصل چهار»، ۴۵ میلیون دلار کمک بلاعوض در ۱۴ شهریور و ۶ میلیون دلار دیگر در اسفند بود. همچنین ۷۵ میلیون دلار برای پروژههای عمرانی و ۶۰ میلیون دلار کمک نظامی نیز به این دولت تعلق گرفت. در مقایسه، درخواست ۱۰ میلیون دلار مصدق برای چند ماه بیپاسخ مانده بود.
دولت زاهدی همچنین موفق به حل پرونده استرداد طلاهای ایران از شوروی (تقریباً ۱۲ میلیون دلار) که سالها بر زمین مانده بود، گردید.
### **بازگشت روابط با انگلستان**
حل موضوع نفت به از سرگیری روابط با بریتانیا وابسته بود. «آنتونی ایدن»، وزیر خارجه انگلیس، در ۲۸ مهر ۱۳۳۲ به تمایل کشورش برای برقراری روابط سیاسی با ایران و شروع مذاکره درباره نفت اشاره کرد. این حرکت از سوی انگلیس بهگونهای غیرمعمول تلقی شد، چرا که بهنوعی نگران نفوذ فزاینده آمریکا در ایران بودند. آمریکاییها نیز پرداخت کمک ۴۵ میلیون دلاری خود را به از سرگیری روابط ایران و انگلیس گره زدند. زاهدی در جلسه مشاوران اظهار داشت که بدون درآمد نفت نمیتوانند ادامه حیات دهند و ناچار به مذاکره با انگلیسیها هستند.
در داخل کشور اما نارضایتیهایی وجود داشت. مطبوعات به دو دسته تقسیم شدند؛ روزنامه «شاهد» بهسرعت برقراری رابطه پیش از حل موضوع نفت را «عملی ناپسند» خواند، در حالی که هفتهنامه «ایران ما» ادامه قطع روابط را به زیان ایران ارزیابی میکرد. سرانجام در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۳۲، سخنگوی دولت از آغاز روابط جدید خبر داد و اعلامیهای مشترک منتشر شد که دو طرف ابراز امیدواری کردند به راهحلی عادلانه برسند. در تاریخ ۳۰ آذر، «دنیس رایت» بهعنوان کاردار و در ۲۹ بهمن «راجر استیونس» بهعنوان سفیر وارد تهران شدند و از طرف دیگر، «امیرخسرو افشار» نیز سفارت ایران در لندن را در ۳۰ دی ۱۳۳۲ رسماً بازگشایی کرد.
### **انتخابات مجلس هجدهم؛ جدال بر سر مشروعیت**
مجلس هفدهم بهدنبال همهپرسی مصدق منحل شده بود. دولت این همهپرسی را غیرقانونی میدانست، اما تمایلی به بازگشایی آن نداشت. اسناد وزارت خارجه آمریکا حاکی از آن است که هندرسون به زاهدی اطلاع داده بود که واشنگتن و لندن به دنبال تصویب قرارداد نفتی هستند.**ترجیح «مجلس کامل» بر «مجلس نیمبند»**
در تاریخ ۲۸ آذر ۱۳۳۲، شاه فرمان انحلال هر دو مجلس را صادر کرد و انتخابات مجلس هجدهم در زمستان همان سال برگزار شد. این اقدام دولت با واکنشهای شدیدی مواجه گردید؛ بهطرز خاصی، مجله «فردوسی» در انتقادی تلویحی به سرعت برگزاری انتخابات نوشت که در هیچ دورهای به این سرعت انجام نشده بود. کاشانی نیز در نامهای به زاهدی هشدار داد که هر قراردادی که مجلسی فرمایشی تایید کند، اعتبار لازم را نخواهد داشت. در همین حال، کنت لاو، خبرنگار نیویورکتایمز، به نقش اوباش در اطراف صندوقهای رأی اشاره کرد و مجله «تایم» نیز گزارش داد که نمایندگان تهران پیش از برگزاری رأیگیری تعیین شده بودند.
نتیجه انتخابات در این دوره بهطور واضحی مشخص بود و حتی حسین مکی، نفر اول تهران در دوره هفدهم، در این انتخابات موفق به کسب رأی نشد. مجلس هجدهم در تاریخ ۲۷ اسفند گشایش یافت.
### قرارداد کنسرسیوم؛ پرونده اصلی دولت زاهدی
یکی از مهمترین موضوعات در دستور کار دولت زاهدی، حل مشکل نفت بود که زاهدی خود نسبت به حساسیت این موضوع آگاهی داشت و شتاب در این زمینه را برای خود مشابه «خودکشی» میدانست. با این حال، در بهمن ۱۳۳۲، نمایندگان شرکتهای بزرگ نفتی از آمریکا، انگلیس، فرانسه و هلند بدون نماینده ایران در لندن گرد هم آمدند و درباره تقسیم نفت ایران به توافقاتی رسیدند. زاهدی در پی این وضعیت، کمیسیونی به نام «مشاورین مخصوص نخستوزیر» تشکیل داد.
هربرت هوور، مشاور نفتی جان فاستر دالس، به تهران سفر کرد و پس از جلساتی با مقامات ایران، پیشنهاد تشکیل کنسرسیومی با همکاری شرکتهای بزرگ نفتی را مطرح کرد. در تاریخ ۲۰ فروردین ۱۳۳۳، دولت انگلیس به وزارت خارجه ایران اطلاع داد که کنسرسیوم آماده مذاکره است و روز بعد، هیأتی ۲۲ نفره از نمایندگان هشت شرکت به تهران وارد شدند و اولین جلسه در تاریخ ۲۲ فروردین ۱۳۳۳ برگزار شد.
هیأت ایرانی تحت رهبری دکتر علی امینی (وزیر دارایی) و با حضور دیگر مقامات تشکیل شد و طرف مقابل را هربرت هوور و هوارد پیج هدایت کردند. این توافق به نام «قرارداد امینی – پیج» شناخته شد. مذاکرات بدون چالش نبود و امینی در یکی از جلسات به صراحت بیان کرد که ایران نمیتواند در مقابل مجلس شورای ملی توجیه کند که شرکتهای نفتی به خاطر منافع خود از تأمین حقوق ملت ایران امتناع میکنند. با این حال، نیاز شدید دولت به درآمد نفت، گزینههای ایران را محدود کرده بود و زاهدی به امینی اختیار تام داد تا مذاکرات را به نتیجه برساند.
در نهایت، در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۳، اعلامیهای درباره تجدید فعالیت صنعت نفت و پرداخت غرامت امضاء شد که بهطور همزمان در تهران، واشنگتن، لندن، پاریس و لاهه منتشر گردید.
**ساختار کنسرسیوم**: شرکت نفت بریتانیا ۴۰ درصد، پنج شرکت آمریکایی مجموعاً ۴۰ درصد (هر یک ۸ درصد)، شرکت هلندی رویال داچ شل ۱۴ درصد و شرکت نفت فرانسه ۶ درصد از قرارداد را در اختیار داشتند. سود حاصله بهصورت پنجاه-پنجاه میان دولت ایران و کنسرسیوم تقسیم میشد. مدت قرارداد ۴۰ سال تعیین شد و اختیار تمدید در واقع در دست شرکتها قرار داشت.
متن قرارداد به زبان انگلیسی تنظیم شد و در صورت بروز اختلاف، این متن ملاک عمل بود. همچنین، عملیات اکتشاف، حفاری، تولید، پالایش و حملونقل به کنسرسیوم واگذار شد. تنها دو نفر از اعضای هیأتمدیره از سوی ایران انتخاب میشدند، در حالی که تصمیمگیری بر اساس رأی اکثریت انجام میگرفت. اعضای کنسرسیوم از پرداخت مالیاتهای تحمیلی معاف شدند و نیز بندی وجود داشت که به شرکتها اجازه میداد در صورت عدم دستیابی به کارشناسان داخلی، از نیروی کار خارجی استفاده کنند. منتقدان بر این باورند که این بند مانع انتقال دانش فنی به کشور شد. همچنین، ایران موظف شد ۲۵ میلیون لیره بابت غرامت و ۲۱ میلیون لیره بابت استهلاک تأسیسات نفت جنوب به شرکت نفت بریتانیا بپردازد.
**فرآیند تصویب**: در جلسه تصویب در هیأت دولت، زاهدی خطاب به وزرای خواستار قرائت متن قرارداد گفت که آقای امینی مدت ۳ ماه به این کار مشغول بوده و درخواست کرد که به خواندن ادامه دهند.### تصویب قرارداد جنجالی نفت
آیتالله کاشانی، در اعلامیهای شدیداللحن، قرارداد نفتی جدید را به عنوان «خیانتی نابخشودنی» معرفی کرد و آن را «بسیار بدتر از قرارداد ۱۹۳۳» دانست. او در این بیانیه به زاهدی هشدار داد که اگر به وضعیت موجود ادامه دهد، نامش در فهرست خائنترین افراد ثبت خواهد شد. مصدق نیز از دور خارج از کشور، قرارداد را مخالف با قانون ملیسازی صنعت نفت معرفی کرد و «کمیته نهضت مقاومت ملی» آن را به شدت محکوم کرد.
این قرارداد در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۳۳ به مجلس شورای ملی ارائه شد و در نهایت در ۲۹ مهر همان سال به تصویب رسید. در میان مخالفان این قرارداد در مجلس سنا، ابوالفضل لسانی، جعفر شریفامامی، رضاعلی دیوانبیگی و دکتر سیدمحمود حسابی به مخالفت پرداختند و دیوانبیگی بیان کرد که با این قرارداد، حق حاکمیت کشور به خطر افتاده است.
شاه چند روز پس از تصویب، قرارداد را امضا و به سایر کشورها اعلام کرد. آیزنهاور و چرچیل نیز از این اقدام حمایت کردند. در این راستا، زاهدی با اطلاق جملهای به دفاع از قرارداد، گفت که آمریکا و انگلیس در مدت معینی بهرهبرداری از نفت ایران را به تأخیر میاندازند. قرارداد کنسرسیوم بعداً در سال ۱۳۵۲ بازنگری شد و نهایتا در ۱۴ اسفند ۱۳۵۷ امتیازات آن به شرکت ملی نفت ایران منتقل گردید.
### زاهدی و تضاد با دربار
پس از تصویب قرارداد نفتی، زاهدی در مصاحبهای قول داد که درآمد نفت صرف بهبود شرایط زندگی مردم خواهد شد و بودجهی سال ۱۳۳۴ را دو برابر سال قبل ارائه کرد. اما دوران نخستوزیری او به سرعت به پایان نزدیک میشد. شاه به تداوم نخستوزیری زاهدی رغبتی نشان نمیداد. براساس گزارشات، رفتار زاهدی و تسلطش بر دولت باعث نارضایتی شاه گردید.
وضعیت به گونهای پیش رفت که زاهدی و دربار به بنبست رسیدند. پس از دیداری محرمانه با آیزنهاور که در آن چیزی به عنوان موافقت ضمنی حاصل شد، محیط سیاسی ایران دستخوش تغییراتی شد. زاهدی در ابتدا در برابر فشارها مقاومت کرد اما در نهایت با پذیرش کنارهگیری و دریافت مقام در اروپا، تسلیم شد.
شاه در ۱۶ فروردین ۱۳۳۴ حکم استعفای زاهدی را امضا کرد و فردای آن روز زاهدی ایران را ترک گفت. حسین علاء به عنوان جانشین او منصوب شد و روزنامهها پیشبینی کردند که با حذف زاهدی، تمرکز قدرت در دست شاه قرار خواهد گرفت.
### زندگی در تبعید
زاهدی به عنوان «سفیر سیار ایران در اروپا» و با عنوان ریاست نمایندگی دائمی ایران در دفتر اروپایی سازمان ملل به سوئیس رفت. او ویلایی به نام «گل سرخ» خرید که تا پایان عمر در آن سکونت گزید. زاهدی تنها چند روز برای مراسم ازدواج پسرش به ایران بازگشت و باقیمانده زندگیاش را در تبعید گذراند.اردشیر زاهدی، به همراه دختر محمدرضا پهلوی، شهناز، هرگز به وطن بازنگشت و ورود او به ایران نیز ممنوع بود. در این زمان، زاهدی در نامههایش به پسرش بر لزوم نزدیکی به شاه و تأثیرگذاری بر سیاست کشور تأکید داشت و نگرانی خود را از نفوذ طرفداران مصدق در درون نظام سلطنتی ابراز میکرد. او بر این باور بود که این افراد مانع پیشرفتها و امور کشور هستند.
زاهدی به انتقاد از دولتهای پس از خود، از حسین علاء تا علی امینی، پرداخت و نظر خود را درباره کابینه علاء به اشتراک گذاشت. او در یکی از نامههایش نوشت: «من هیچ درکی از این دولت و افراد آن ندارم، بهخصوص در شرایطی که رهبری آن بیمار است. امیدوارم خداوند عاقبت را به خیر کند و ایران را حفظ نماید.» همچنین، او پیشبینی میکرد که وضعیت کشور با برگزاری انتخابات در ایالات متحده به سرانجام خواهد رسید؛ پیشبینیای که با روی کار آمدن امینی، از دید او تحقق یافت.
زاهدی در سال ۱۳۳۸ دچار بیماری شد و برای درمان به سوئیس و پاریس سفر کرد، اما وضعیت او به تدریج بدتر شد. وی در ۱۱ شهریور ۱۳۴۲ در سوئیس درگذشت و طبق وصیتش، پیکرش به تهران منتقل شد. مراسم تشییع او با تشریفات رسمی و نظامی و با حضور مقامات کشور از مسجد سپهسالار برگزار و در آرامگاه خانوادگیاش در امامزاده عبدالله شهرری به خاک سپرده شد.
کارنامه فضلالله زاهدی همواره مورد ارزیابیهای متنوعی بوده است. حامیان او او را یک نظامی شجاع و مدیری کاردان تلقی میکنند که در شرایط دشوار اقتصادی توانست اقتصاد کشور را به حرکت درآورد و مسئله نفت را حل کند. اما منتقدانش او را تحت تأثیر منافع بیگانگان دانسته و مدعی هستند که او آزادیهای سیاسی را محدود کرده و قراردادی را پذیرفته که به باور آنها باعث نقض اصل قانون ملیشدن نفت گردید.
مشترکاً، این نکته در تمامی روایتها وجود دارد که سرنوشت زاهدی تحت تأثیر عوامل کلانتری قرار داشت. او در زمانهای به قدرت رسید که بازیگران داخلی و خارجی به او نیاز داشتند و درست زمانی که این نیاز برطرف شد، از صحنه کنار گذاشته شد.در سال 1379، اثرات گوناگونی در عرصه تاریخ و سیاست ایران مورد توجه قرار گرفت. در این راستا، کتاب «کودتا در کودتا» اثر کرمیت روزولت، بههمراه ترجمه علی اسلامی، به انتشار رسید. همچنین، «شکست شاهانه» نوشته ماروین زونیس، به ترجمه اسماعیل زند و بتول، به سال 1370 به چاپ رسید.
آثار دیگری همچون «قلم و سیاست» نوشته محمدعلی سفری در جلد دوم، و «زندگینامه سپهبد زاهدی» اثر ابراهیم صفایی، که در سال 1373 منتشر شد، نیز در این زمینه مهم محسوب میشوند. کتاب «بازیگران عصر پهلوی» نوشته محمود طلوعی نیز با دو جلد در تهران و در سالهای 1371 و 1376 به چاپ رسید.
از دیگر آثار معتبر در این حوزه میتوان به «رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران» و «نخستوزیران ایران» نوشته باقر عاقلی اشاره کرد. کتابهای «روزشمار تاریخ معاصر ایران» اثر محسن غنییاری و «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» تألیف حسین فردوست نیز از منابع مهم درباره تحولات سیاسی کشور محسوب میشوند.
کتاب «تاریخ سیاسی معاصر ایران» در جلد اول، نوشته سیدجلالالدین مدنی، در قم منتشر شد. دکتر محمد مصدق نیز با اثر «خاطرات و تأملات» خود به ثبت تاریخ ایران کمک کرده است.
علاوه بر این، «تاریخ روابط خارجی ایران؛ از پایان جنگ جهانی دوم تا سقوط رژیم پهلوی» به تألیف عبدالرضا مهدوی و «خواب آشفته نفت» نوشته محمدعلی موحد، در کنار دیگر آثاری که به سیاست و نفت پرداختهاند، چشمانداز روشنی از شرایط آن زمان ارائه میدهند.
در این میان، «زندگی سپهبد فضلالله زاهدی» نوشته عزتالله همایونفر و «عملیات چکمه» اثر مونتی وودهاوس نیز بهعنوان مستنداتی معتبر در تاریخ معاصر ایران شناخته میشوند.
اسناد و منابع مختلفی از جمله «اسناد ساواک» و دیگر مدارک تاریخی مورد بررسی قرار گرفته که به شناخت عمیقتری از وقایع تاریخی کمک کردهاند. همچنین، مقالات و پایاننامههای دانشگاهی به بررسی ابعاد مختلف تاریخ معاصر ایران پرداختهاند.
این مجموعه آثار و اسناد، ابزاری ارزشمند برای محققین و تاریخنگاران به شمار میآیند و دیدگاههای متفاوتی از وقایع سیاسی و اجتماعی ایران را فراهم میکنند.











