وبسایت خبری
خبردونی

به گزارش خبردونی، علی نیکویی، پژوهشگر هنر و کارشناس تاریخ ایران باستان، در یادداشتی به بررسی تصورات جهانی و آغاز آفرینش در اندیشه ایرانیان زرتشتی در دوران ساسانی پرداخته است. وی تأکید می‌کند که کیهان‌زایی در این سنت دینی تنها بیانگر پیدایش جهان مادی نیست، بلکه بخشی از یک نظام کیهانی منسجم است که به مسئله‌های خیر و شر ارتباط دارد. این مطالعه با استفاده از متون زرتشتی متأخر، به‌ویژه متون پهلوی و با تکیه بر اصول و مضامین اوستایی به بررسی عناصر کلیدی در تصور زرتشتی از آفرینش پرداخته است.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که آفرینش در این اندیشه با ورود شر اهریمنی به یک کشمکش کیهانی دچار تحول می‌شود و جهان مادی از طریق این تقابل معنا پیدا می‌کند. بدین ترتیب، کیهان‌زایی نمی‌تواند به‌طور جداگانه از دیگر آموزه‌های زرتشتی در نظر گرفته شود و آفرینش به‌عنوان نقطه آغاز فرایندی کیهانی محسوب می‌شود که به پیروزی خیر و نوسازی جهان ختم می‌گردد.

در ادامه، نیکویی یادآور می‌شود که سؤال “جهان چگونه آغاز شد؟” یکی از اصلی‌ترین پرسش‌های دینی بشریت به شمار می‌آید که در بسیاری از سنت‌های دینی روابطی با ماهیت وظایف الهی، بحران شر و سرنوشت نهایی جهان برقرار می‌کند. در چارچوب سنت زرتشتی، مفهوم آفرینش به‌طور نزدیکی با مسائلی چون خیر و شر و نظم کیهانی پیوند دارد. نیکویی برای تحلیل بنیادین این اندیشه، به بررسی روایت‌ها و مفاهیم کلیدی در متون مختلف زرتشتی به‌ویژه در آثار پهلوی پرداخته است.

برای پاسخ به پرسش‌های این یادداشت، دو موضوع فرعی نیز مورد مطالعه قرار می‌گیرد: نخست، چگونگی ایجاد جهان مادی در بستر آفرینش اهورایی و دوم، چگونگی ادغام این آفرینش به‌ظاهر نیک با ورود شر. فرضیه این پژوهش بر این باور است که کیهان‌زایی زرتشتی در عصر ساسانی فراتر از یک روایت آغازین است و به‌عنوان نقطه شروع یک نظام کیهانی تاریخی عمل می‌کند، که مراحل آن شامل آفرینش، نبرد بین خیر و شر و سرانجام تاریخ جهان است.

این یادداشت به منابع اولیه زرتشتی و مقالات مرتبط با آن‌ها تکیه کرده و شامل متون اوستایی مانند اوستا و یشت‌ها و همچنین متون پهلوی چون بندهشن و مینوی خرد است. این منابع به تحلیل کیهان، آفرینش و تاریخ کیهانی کمک می‌کنند، هرچند زمان و زمینه تدوین آن‌ها متفاوت است و نمی‌توان همه آن‌ها را به عصر ساسانی مرتبط دانست.### تدوین و انتقال سنت زرتشتی در دوران ساسانی

متون زرتشتی که به تحول و بازنویسی رسیده‌اند، در عین حال که به حفظ سنت‌ها و آموزه‌های مربوط به دوره ساسانی پرداخته‌اند، به آموزه‌هایی از دوره‌های پیشین نیز اشاره دارند. در این نوشتار، تمایزی میان «سنت دینی زرتشتی» در زمان ساسانی و «متون پسا ساسانی» که از سنت‌های زرتشتی پیشین تأثیر می‌پذیرند، قائل می‌شویم. پژوهش به شکل توصیفی – تحلیلی و از طریق خوانش تطبیقی منابع صورت گرفته است. در این چارچوب، نخست به شناسایی عناصر کیهان‌شناسی در منابع پرداخته و رابطه آن‌ها با دوگانگی، آفرینش انسان و موضوعات فرجام‌شناسی را بررسی می‌کنیم.

#### زمینه تاریخی و دینی دوران ساسانی

دوران ساسانی به عنوان یکی از مهم‌ترین دوره‌ها در شکل‌گیری و تثبیت تاریخ زرتشتی به شمار می‌آید. در این زمان، دین زرتشتی به طرز نزدیکی با ساختار دینی و اجتماعی شاهنشاهی ساسانی مرتبط بود و نهاد روحانیت زرتشتی، به ویژه طبقه موبدان، نقش حیاتی در حفظ و آموزش سنت‌های دینی ایفا کرد. این شرایط زمینه‌ساز ادامه و تقویت منسجم‌تر آموزه‌هایی شد که پیش‌تر به صورت شفاهی و از طریق متون اوستایی منتقل می‌شدند.

یکی از خصوصیات برجسته این دوره، تداوم سنت اوستایی و تلاش برای حفظ متون و آموزه‌های دینی است. با این حال، نباید فرایند انتقال این سنن را با ایجاد ناگهانی یک مجموعه مکتوب در عصر ساسانی یکی دانست. تاریخ انتقال متون زرتشتی نشان‌دهنده یک فرایند پیچیده از حفظ شفاهی، انتقال متنی و بازسازی سنت‌های دینی است. زبان و ادبیات پهلوی نیز در این انتقال و شکل‌گیری آموزه‌های زرتشتی اهمیت بیشتری یافت. متونی که امروز برای درک کیهان‌شناسی زرتشتی ضروری هستند، اغلب در دوره پسا ساسانی شکل گرفتند، گرچه محتوای آن‌ها گاهی به سنت‌های کهن‌تر مرتبط می‌شود.

#### کیهان‌شناسی و آفرینش در اندیشه زرتشتی

در اندیشه زرتشتی، بحث درباره آغاز جهان مستلزم توجه به مفهوم آفرینش و نقش اهورامزدا در شکل‌گیری هستی است. اهورامزدا به عنوان منبع خیر و نظم، در برابر بی‌نظمی و شر قرار دارد. کیهان‌شناسی زرتشتی نه تنها شامل موجودات مادی، بلکه در چارچوب یک نظم معنادار و اخلاقی مطرح می‌شود. مفاهیم اساسی مانند اَشَه و وَهومَن در گاهان، در تبیین نظم مطلوب و تفکر نیک اهمیت یافته‌اند و آفرینش نیز به وسیله اراده و خرد اهورامزدا تبیین می‌شود.

تحلیل عناصر کیهان و مراحل آفرینش در متون اوستایی اولیه ساختاری کمتر نظام‌مند نسبت به متون پهلوی دارد، بنابراین برای بازسازی تصویر کامل‌تری از کیهان‌شناسی زرتشتی، تفکیک لایه‌های مختلف سنت ضروری است. آفرینش در سنت زرتشتی متأخر شامل موجودات و عناصر مینوی و مادی است. این تفکیک میان ساحت‌های مینوی و مادی از اهمیت اساسی برخوردار است. کتاب بندهشن به عنوان یکی از جامع‌ترین متون موجود درباره کیهان‌شناسی زرتشتی، آفرینش آسمان، زمین، گیاهان، جانوران و انسان را به شیوه‌ای نسبتاً منسجم معرفی می‌کند. با این وجود، باید در نظر داشت که ساختار تفصیلی بندهشن را نمی‌توان به‌طور مستقیم به گاهان نسبت داد، زیرا آن محصول مرحله‌ای متأخر از انتقال و تدوین سنت زرتشتی است. در حالی که بخش‌هایی از این سنت دارای ریشه‌های کهن‌تری هستند، روایت آفرینش در بندهشن صرفاً به فهرست آفریده‌ها محدود نمی‌شود.### کیهان‌شناسی زرتشتی: نظم و چالش‌های آفرینش

عالم زرتشتی از آغاز بر پایه یک نظم کیهانی بنا شده که با ورود شر به هم می‌خورد. در این راستا، آفرینش اولیه به‌عنوان مقدمه‌ای در نظر گرفته می‌شود که در ادامه به مسائل مربوط به شر، وضعیت انسان و در نهایت به رستاخیز و نوسازی جهان پرداخته می‌شود.

#### آفرینش مادی و شکل‌گیری جهان محسوس

در کیهان‌شناسی زرتشتی، آفرینش به‌دست اهورا مزدا به‌همراه پدید آمدن عناصری چون آسمان، زمین، آب، گیاهان، جانوران و انسان رخ می‌دهد. در این دیدگاه، این عناصر نه تنها موادی تصادفی، بلکه اجزای یک نظم به‌شمار می‌آیند که در برابر اوضاع آشفته‌ای همچون شر قرار دارند. به‌عبارتی، آفرینش مادی ادامه‌دهنده نظم اهورایی است. در متون زرتشتی، آفرینش مادی به‌طور منظم توصیف شده و پیوندهای میان اجزای مختلف آن را نشان می‌دهد. انسان به دلیل داشتن ویژگی‌های خاص در این ساختار، نقش کلیدی‌تری در مقابله با شر و تحقق نظم اهورایی دارد.

مهمترین نکته این است که در زرتشتی‌گری، جهان مادی ذاتاً شر تلقی نمی‌شود. برخلاف برخی نظام‌های فکری دیگر که ماده را در تضاد با روح و خیر تصوّر می‌کنند، در زرتشتی‌گری، جهان محسوس عضوی از آفرینش اهورایی است. بنابراین، آفرینش ماده و طبیعت به اهریمن نسبت داده نمی‌شود. بلکه، دلیل وقوع شر، ورود آن به آفرینش اهورایی است. این تمایز برای درک دوگانگی اندیشه زرتشتی اهمیت فراوانی دارد. در این روایت، هدف نهایی نابودی جهان مادی نیست؛ بلکه هدف بازگرداندن آن به وضعیت مطلوب و نوسازی آفرینش است.

#### ورود شر و شکل‌گیری دوگانگی

در این نگرش، چالش اصلی کیهان‌شناسی زرتشتی آن است که چگونه شر وارد جهانی که به‌طور طبیعی نیکو و منظم است، می‌شود. پاسخ این سوال به مفهوم نیروی ویرانگر یعنی اهریمن یا انگره مينو بازمی‌گردد. در این دیدگاه، اهریمن در مقابل نظم اهورایی قرار دارد و فعالیت‌های او با ویرانگری و بر هم زدن این نظم تعریف می‌شود.

این ساختار را نمی‌توان صرفاً با استفاده از مفهوم «دو خدا» توضیح داد. دوگانگی در سنت زرتشتی بیشتر به تمایز میان خیر و شر، نظم و ویرانی، و راستی و دروغ مرتبط است. اهورامزدا سرچشمه آفرینش نیک و نظم و اهریمن به‌عنوان نیروی ویرانگر عمل می‌کند.

در روایت‌های زرتشتی، وضعیت جهان پس از تقابل این دو نیرو به مفهوم آمیختگی توضیح داده می‌شود. چنین جهانی نه کاملاً نیکو است و نه کاملاً تحت سلطه شر، بلکه جایی است که نیروهای خیر و شر در کنار یکدیگر وجود دارند. بنابراین، آسیب به آفرینش اهورایی ناشی از ورود نیروی ویرانگر است. اهمیت مفهوم آمیختگی در شناسایی تفاوت میان آفرینش اولیه و حالت فعلی جهان است؛ آفرینشی که از ذات نیکو بهره‌مند بوده، اما به دلیل ورود شر وضعیت آن دچار تغییر شده است. کیهان‌شناسی زرتشتی داستانی از تحولی است که از آفرینش نخستین به وضعیت آمیخته کنونی رسیده است.### تحلیل کیهان‌شناسی زرتشتی

کیهان‌شناسی زرتشتی به بررسی تاریخ کیهانی و مفهوم آن می‌پردازد و نشان می‌دهد که وضعیت کنونی جهان، ترکیبی از خیر و شر است. در این راستا، پایان مطلوب جهان نیز صرفاً نابودی آن نیست، بلکه باید به معنای رفع این آمیختگی و بازگشت به وضعیت اصل باشد. این آمیختگی به‌عنوان پیوندی بین کیهان‌زایی و فرجام‌شناسی در اندیشه زرتشتی مطرح است.

### انسان در کیهان

در کیهان‌شناسی زرتشتی، انسان از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و تنها یک آفریده مادی محسوب نمی‌شود. آفرینش انسان در راستای دیگر موجودات قرار دارد، اما ویژگی‌های منحصر به فرد او نظیر شناخت، انتخاب و مشارکت آگاهانه در نظم کیهانی، او را به عاملی مؤثر در نبرد خیر و شر تبدیل کرده است. وجود انسان شامل ساحت‌های مختلفی نظیر بُعد مادی، روحانی و خرد است که او را قادر می‌سازد تا در انتخاب‌های اخلاقی نقش فعالی ایفا کند. در این راستا، انسان به‌عنوان بخشی از نهاد کیهانی می‌تواند در تقویت نظم اهورایی یا در گسترش نیروهای ویرانگر سهیم باشد.

### زمان، تاریخ و هدف آفرینش

کیهان‌شناسی زرتشتی فراتر از یک تصویر مکانی، ساختاری زمانی و غایت‌شناختی را پیش می‌کشد. جهان زرتشتی دارای آغاز و وضعیت کنونی آن به‌عنوان مرحله‌ای گذرا در تاریخ کیهانی مشاهده می‌شود. آفرینش به‌عنوان رویدادی مستقل نبوده و تحت تأثیر سرنوشت نهایی جهان قرار دارد. تاریخ کیهانی به زنجیره‌ای از مراحل مرتبط است که شامل «آغاز آفرینش، ورود و آمیختگی شر، کشمکش، رفع آمیختگی و پیروزی خیر» است. این فرآیند نشان می‌دهد که زمان در اندیشه زرتشتی نه‌تنها گذر رویدادها، بلکه حرکتی به‌سوی وضعیت نهایی مطلوب است.

### نتیجه‌گیری

تحلیل پژوهش نشان می‌دهد که آفرینش در اندیشه زرتشتی دوران ساسانی به‌عنوان یک فرآیند اهورایی با نظمی مثبت و دارای هدف دیده می‌شود. این بررسی بر اهمیت آفرینش به‌عنوان نقطه آغاز تاریخی تأکید می‌کند و زمینه را برای بررسی بیشتر فرجام‌شناسی زرتشتی فراهم می‌آورد.در کیهان‌شناسی زرتشتی، جهان مادی به عنوان بخشی از آفرینش تعریف می‌شود و نمی‌توان آن را به نیروی شر منصوب کرد. آنچه که تحولی در وضعیت جهان ایجاد می‌کند، ورود شر و به تبع آن شکل‌گیری وضعیتی مختلط است که در آن نیروهای خیر و شر در تضاد با یکدیگر قرار دارند. به این ترتیب، آغاز جهان در نگرش زرتشتی تنها به ظهور عناصر مادی محدود نمی‌شود، بلکه آغاز یک تاریخ کیهانی محسوب می‌شود که شامل آفرینش، ترکیب و کشمکش، و در نهایت رفع شر است.

در این چارچوب، انسان تنها موضوع آفرینش نیست، بلکه به واسطه انتخاب‌های اخلاقی‌اش در این روند کیهانی مشارکت فعال دارد. از این رو، آفرینش انسان و نقش اخلاقی‌اش باید به عنوان بخشی از ساختار کیهانی در نظر گرفته شود. بدون توجه به پایان‌شناسی، کیهان‌زایی زرتشتی به درستی درک نخواهد شد، چرا که جهانی که با آفرینش نیک آغاز می‌شود و در اثر شر آمیخته می‌گردد، در منطق این سنت به سوی رفع این آمیختگی و نوسازی نهایی جهان حرکت می‌کند. بنابراین، آغاز و پایان کیهان در این اندیشه به عنوان دو نقطه جدا از هم تلقی نمی‌شوند بلکه به عنوان دو بخش از یک تاریخ کیهانی واحد شناخته می‌شوند.

کیهان‌زایی یا Cosmogony به مجموعه باورها و روایت‌هایی اطلاق می‌شود که به چگونگی شکل‌گیری و سازمان‌دهی جهان می‌پردازند. در مطالعات دینی، کیهان‌زایی تنها به توضیح آغاز هستی اهمیت نمی‌دهد، بلکه می‌تواند تصوری از منشأ نظم و آشوب، جایگاه موجودات و ارتباط جهان با امر الهی را نیز ارائه دهد.

اَشَه (Aša)، یکی از مفاهیم کلیدی در اندیشه زرتشتی است که به «راستی» و «نظم راستین» ترجمه می‌شود. این مفهوم در مقابل “دروژ”، به معنی دروغ و بی‌نظمی قرار دارد و بُعد کیهانی و اخلاقی دارد. در جهان‌بینی زرتشتی، اَشَه نمایانگر نظمی است که رفتار انسان و ساختار جهان باید با آن همسو گردد.

وَهومَن (Vohu Manah)، به معنی «اندیشه نیک» یا «منش نیک»، دیگر مفهوم بنیادین در سنت زرتشتی است. این واژه به خرد، اندیشه صحیح و گرایش به خیر ارتباط دارد و نقش مهمی در آفرینش اهورایی ایفا می‌کند.

فروهر (Fravaši) نیز مفهومی معتبر در دین زرتشتی است که به‌عنوان نیروی مینوی پیوندیافته با هر فرد و دیگر مخلوقات شناخته می‌شود. این مفهوم به حفاظت و نگهداری از آفریده‌ها و تداوم نظم اهورایی ارتباط دارد.

دَئِنا (Daēnā) به عنوان مفهومی چندلایه، در متون اوستایی و پهلوی معانی مختلفی دارد. این واژه می‌تواند به «دین» یا نوعی آگاهی اخلاقی اشاره کند و در سنت زرتشتی متأخر در قالب شخصیتی مینوی ترسیم می‌شود که بر اساس اعمال انسان و سرنوشت او در جهان پس از مرگ توصیف می‌گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *