**محبوبیت در دو سوی طیف سیاسی؛ تحولی در زیمبابوه**
رابرت گابریل موگابه، اولین رهبر زیمبابوه مستقل، باعث ایجاد دو دیدگاه متضاد در بین افکار عمومی جهانی شد. بر اساس گزارش جوزف وینتر، سردبیر بخش آفریقای بیبیسی، عدهای او را دیکتاتوری شرور میدانند که باید به خاطر جنایاتش مجازات شود، اما برای دیگران او قهرمانی انقلابی است که در برابر ستم نژادی و امپریالیسم ایستادگی کرد.
موگابه خود را به عنوان یک سیاستمدار موفق معرفی کرد. او بعد از سالها حکومت اقلیت سفیدپوست، استقلال زیمبابوه را به دست آورد و به مدت ۳۷ سال (۱۹۸۰ تا ۲۰۱۷) قدرت را در دست داشت. این مدت زمانی بیشتر از رقبای بزرگ او شامل نلسون ماندلا و تونی بلر بود. با این حال، سالهای حاکمیت او با سرکوبهای سخت، بحرانهای اقتصادی و نظارت بر یکی از ضعیفترین اقتصادهای آفریقا همراه بود.
**از کودکی تا تحصیل؛ مسیر موگابه**
رابرت موگابه در ۲۱ فوریه ۱۹۲۴ در نزدیکی ایستگاه یسوعی کوتاما در رودزیای جنوبی متولد شد. پدرش، گابریل، از نیاسالند مهاجرت کرده بود و مادرش، بونا، از قوم شونا بود. او به خاطر مرگهای متوالی برادرانش در دوران کودکی، تبدیل به فردی منزوی شد و دوران خود را بیشتر به مطالعه گذراند. او در سال ۱۹۴۵ با مدرک معلمی فارغالتحصیل شد و به تدریس در رودزیا و زامبیا پرداخت.
نقطه عطف فکری او در سال ۱۹۴۹ و با دریافت بورسیه تحصیل در دانشگاه فورت هیر آفریقای جنوبی آغاز شد. او در این دانشگاه به کنگره ملی آفریقا پیوست و با اندیشههای مارکسیستی آشنا شد. سپس به غنا رفت و مشغول تدریس شد و با سالی هایفرون ازدواج کرد.
**فعالیتهای سیاسی و جنگ چریکی**
موگابه در سال ۱۹۶۰ به رودزیا بازگشت و با واقعیت حکومت اقلیت سفیدپوست مواجه شد. او ابتدا به حزب دموکراتیک ملی و سپس به ZAPU پیوست. ناامیدی از رویکرد دیپلماتیک انکومو باعث تأسیس ZANU در ۱۹۶۳ شد.
در سال ۱۹۶۴ به اتهام سخنرانیهای براندازانه دستگیر شد و ۱۱ سال در زندان ماند. در این مدت، تحصیلات خود را ادامه داد و به تدریس مشغول بود. موگابه در ۱۹۷۴ رهبری ZANU را در زندان پذیرفت و پس از آزادی به موزامبیک رفت تا جنگ چریکی علیه حکومت اسمیت را آغاز کند. مذاکرات لنکستر هاوس در ۱۹۷۹ به جنگ پایان داد و موگابه در فوریه ۱۹۸۰ به عنوان نخستوزیر زیمبابوه انتخاب شد.
اگر روزی دشمن شما بودم، اکنون دوست شما هستم. اگر از من متنفر بودید، دیگر نمیتوانید از محوطهای که ما را به هم پیوند میدهد، فرار کنید.
طلوعی درخشان با پسزمینهای تاریک
شروع حکومت روبرت موگابه در سال ۱۹۸۰ توجه جهانیان را به خود جلب کرد. این چریک مارکسیست که سالها تحت شکنجه نظام سفیدپوستان قرار گرفته بود، در اظهارات ابتدایی خود از آشتی سخن گفت و ابراز داشت: «اگر روزی دشمن شما بودم، اکنون دوست شما هستم. اگر از من متنفر بودید، دیگر نمیتوانید از محوطهای که ما را به هم پیوند میدهد، فرار کنید.»
موگابه به جمعیت حدود ۲۰۰ هزار سفیدپوست که در کشور باقی مانده بودند، به ویژه ۴۵۰۰ کشاورز تجاری که نقش اساسی در اقتصاد داشتند، اطمینان خاطر داد. او حتا به ایان اسمیت، زندانبان پیشین خود، اجازه داد تا نماینده پارلمان باقی بماند و مزرعهاش را حفظ کند.
این آموزشدهنده سابق با افزایش بودجه به بخشهای آموزش و بهداشت برای اکثریت سیاهپوست، تحولی شگرف ایجاد کرد. بر اساس گزارش بانک جهانی در سال ۱۹۹۵، زیمبابوه به یکی از کشورهای پیشرفته در زمینه باسوادی در آفریقا تبدیل شد. در آن زمان، اقتصاد زیمبابوه رشد قابلتوجهی را تجربه کرد و به عنوان «سبد نان جنوب آفریقا» شناخته شد. هایدی هولاند اشاره میکند که موگابه آنقدر به اهمیت آموزش توجه داشت که شخصاً به کارگران بیسواد کاخ ریاستجمهوری تدریس میکرد.
اما در پس چهره پیشرفته او، رژیم استبدادی تیرهای در حال شکلگیری بود. «دومیسو دابنگوا»، وزیر کشور سابق زیمبابوه، فاش میسازد حزب زانو در انتخابات ۱۹۸۰ با استفاده از روشهای شستوشوی مغزی روستاییان را تحت فشار قرار میداد و به آنها میگفت که رأیهایشان تحت نظر است.
دو سال پس از استقلال، تنشها بین حزب موگابه و حزب زاپو به رهبری جاشوا انکومو شدت گرفت. در سال ۱۹۸۲، موگابه انکومو را متهم به توطئه کرد و از سمت خود برکنار ساخت. او سپس برای سرکوب شورشها، نیروهای نظامی را به منطقه زادگاه انکومو اعزام کرد.
عملیات موسوم به «گوکوراهوندی» منجر به کشتار بیش از ۲۰ هزار غیرنظامی از قوم اندبله به طرز فجیعی شد. «کوین وودز»، جاسوس آن زمان، در یادداشتهایش بر خواسته موگابه برای کسب اطلاعات درباره این کشتار تأکید میکند. او سالها گزارشهای عفو بینالملل در این مورد را تکذیب کرد و فقط در سال ۲۰۰۰ نقش خود را پذیرفت.
سرکوبهای وحشیانه موگابه انکومو را مجبور کرد که در سال ۱۹۸۷ برای پایان دادن به کشتارها، توافق کند حزب زاپو را با حزب زانو-پیاف ادغام نماید. موگابه در ۳۰ دسامبر ۱۹۸۷، با تغییرات قانونی، سمت نخستوزیر را لغو کرد و به عنوان نخستین «رئیسجمهور اجرایی» زیمبابوه، نظام تکحزبی خود را برقرار ساخت.
کریکت میتواند جامعه را متمدن کند و جنتلمنهای خوبی ایجاد کند. من خواهان آنم که همه در زیمبابوه کریکت بازی کنند؛ میخواهم کشور ما، ملتی از جنتلمنها باشد.
تحلیل یک رهبر؛ تضاد شخصیت و تحولات عمیق
شخصیت موگابه به همان اندازه که جنجالی بود، در سیاستورزی نیز پیچیدگی داشت. به نقل از بیبیسی، در حالی که منتقدان وی او را دیوانه توصیف میکردند، او به عنوان فردی باهوش و سیاستمداری محاسبهگر شناخته میشد. «لاومور مادوکو»، از فعالان جامعه مدنی زیمبابوه، تأکید میکند که موگابه به شدت به قدرت وابسته بود و در لحظات مختلف، رفتارهای بیرحمانه و در عین حال بخشندهای را از خود بروز میداد.
**موگابه: چهرهای پیچیده از قدرت و سقوط در زیمبابوه**
دومیسو دابنگوا، تحلیلگر مسائل زیمبابوه، به تناقضات شخصیتی رابرت موگابه، رئیسجمهور پیشین این کشور، اشاره میکند. او میگوید: «موگابه در شرایط عادی جذاب و دلربا بود، اما زمانی که عصبانی میشد، به فردی بیرحم تبدیل میگشت.» در مقابل، چهرههای وفاداری مانند چن چیموتنگونده که سه دهه در کنار موگابه فعالیت کردند، معتقدند که رسانههای غربی او را به نادرستی یک هیولا معرفی کردهاند و او در واقع فردی کینهتوز نبوده است.
رژیم غذایی موگابه به عنوان یک جنتلمن بریتانیایی شناخته میشد. او هرگز به الکل یا سیگار روی نیاورد و بیشتر به گیاهخواری تمایل داشت. همسرش میگوید موگابه هر روز صبح زود برای ورزش و تمرین یوگا بیدار میشد که این روش زندگی به طول عمر ۹۵ سالگی او کمک کرد. او در جشن تولد ۸۸ سالگی خود به شوخی گفت که «رکورد مسیح را شکسته است»، زیرا بارها خبر مرگ او منتشر شده بود اما او همچنان زنده ماند.
علاقه او به فرهنگ بریتانیایی تا حدی مشهود بود که او در کت و شلوارهای سهتکه و برگزاری مراسم چای در کاخ ریاستجمهوری ظاهر میشد و به ورزش کریکت علاقه زیادی داشت. او میگفت که «کریکت مردم را متمدن کرده و جنتلمن میسازد» و آرزو داشت که همه در زیمبابوه این ورزش را بازی کنند.
رابطه موگابه با بریتانیا، به عنوان قدرت استعماری سابق، پیچیده بود. بر اساس توافقنامه لنکستر هاوس، دولت مارگارت تاچر متعهد به تامین هزینه خرید زمین از سفیدپوستان برای بازتوزیع میان سیاهپوستان شده بود. اما با روی کار آمدن تونی بلر و خاتمه کمکها به دلیل فساد در واگذاری زمینها، موگابه به شدت خشمگین شد و بلر را «دروغگو» خطاب کرد.
تعدادی از تحلیلگران بر این باورند که یک تراژدی شخصی، یعنی مرگ همسر اول موگابه در سال ۱۹۹۲، تغییر اساسی در رفتار او ایجاد کرد. وی در سال ۱۹۹۶ با منشی خود، گریس ماروفو، ازدواج کرد که ۴۱ سال از او جوانتر بود. این تغییرات باعث شد تا او به فردی دیگر تبدیل شود؛ به طوری که به جای استدلال و قانع کردن دیگران، به تهدید و خشونت متوسل میشد.
تا سال ۲۰۰۸، اقتصاد زیمبابوه به شدت آسیب دیده و نرخ تورم به حدی رسید که به ۲۳۱ میلیون درصد رسید.
در اواخر دهه ۱۹۹۰، زیمبابوه با بحرانهای متعدد مواجه شد. اعزام ارتش به کنگو در سال ۱۹۹۸ به دلایل اقتصادی، خزانه کشور را تخلیه کرد و در پی آن اعتصابات سراسری و تشکیل اپوزیسیون جدیدی با نام «جنبش تغییر دموکراتیک» (MDC) آغاز شد.
در فوریه ۲۰۰۰، موگابه نخستین شکست سیاسی خود را تجربه کرد که در آن مردم در یک همهپرسی، پیشنویس قانون اساسی پیشنهادی او را که به قدرتش میافزود، رد کردند.**واکنش موگابه به شکست سیاسی و پیامدهای آن**
روبرت موگابه، رئیسجمهور زیمبابوه، به شکست انتخاباتی خود واکنشی انتقامجویانه و ویرانگر نشان داد. در پی مشاهده تصاویری از کشاورزان سفیدپوست که به حزب اپوزیسیون MDC کمک میکردند، او اپوزیسیون را به دستنشاندگی غرب متهم کرد. پس از برگزاری همهپرسی، گروههایی موسوم به «کهنهسربازان جنگ» با حمایت موگابه به مزارع کشاورزان سفیدپوست هجوم بردند.
با وجود آنکه یک درصد از جمعیت سفیدپوست مالک 70 درصد از اراضی زراعی بودند و اصلاحات ارضی به نظر ضروری میرسید، نحوه اجرای این اصلاحات به شدت سیاسی شد. اراضی به طور خشونتآمیز تصرف و کشاورزان سفیدپوست و کارگران سیاهپوست مورد ضرب و شتم یا کشته شدند. مزارع درجه یک به رهبران حزب زانو-پیاف و افرادی که هیچ شناختی از کشاورزی مدرن نداشتند، واگذار شد.
استفان چان، استاد دانشگاه لندن، تحلیل میکند که موگابه بر اساس نظام ارزشی خود، مالکیت زمین را از مهمترین مسائل اقتصادی میدانسته است.
نتیجه این سیاستها، فروپاشی اقتصادی در زیمبابوه بود. تولیدات کشاورزی به شدت کاهش یافت و کشورهای جهان، به ویژه ایالات متحده و اتحادیه اروپا، تحریمهای سختی علیه رژیم موگابه اعمال کردند. در سال ۲۰۰۵، موگابه دستور اجرای «عملیات مورامباتسوینا» را صادر کرد که در آن زاغهها و شهرکهای حلبیآباد تخریب و صدها هزار نفر بیخانمان شدند.
تا سال ۲۰۰۸، اقتصاد زیمبابوه به حالت فروپاشی رسید. نرخ تورم به عدد بیسابقه 231 میلیون درصد رسید و دولت ناچار به کنار گذاشتن پول ملی و استفاده از دلار آمریکا شد. بیکاری به بالای 80 درصد رسید و کمبود کالاهای اساسی به شیوع بیماری وبا و مرگ و میر تعداد زیادی از مردم منجر شد. امید به زندگی در این کشور به 37 سال برای مردان و 34 سال برای زنان کاهش یافت، که از پایینترین سطوح جهان بود.
در این حال، موگابه با افتخار مدعی شد که کشور نیاز به غذا ندارد و به طور علنی از وضعیت بحرانی مردم غفلت کرد. در انتخابات مارس ۲۰۰۸، در حالی که یکچهارم جمعیت از کشور مهاجرت کرده بودند، او با 43.2 درصد آرا مغلوب تسوانگیرای شد اما حاضر به واگذاری قدرت نشد.
موگابه در سخنرانیهای خود با تهدید گفت که «قلم هرگز نمیتواند تفنگ را شکست دهد» و قدرت خود را مورد تأکید قرار داد. او همچنین به صراحت اعلام کرد که فقط خداوند میتواند او را برکنار کند.
در هفتههای نزدیک به دور دوم انتخابات، خشونتهای شدیدی رخ داد و بیش از ۱۵۰ حامی MDC کشته شدند. در نتیجه، تسوانگیرای از ادامه رقابت انصراف داد و موگابه در یک انتخابات نامشروع پیروز شد. پس از این وقایع، دانشگاههای معتبر مدارک دکترای افتخاری او را باطل کردند و او از لقب شوالیه افتخاری ملکه الیزابت نیز محروم شد.
با فشارهای اجتماعی و دیپلماتیک، موگابه در سپتامبر ۲۰۰۸ تن به تشکیل «دولت وحدت ملی» داد و تسوانگیرای را به عنوان نخستوزیر منصوب کرد. هرچند این تغییر تا حدودی به ثبات اقتصادی کمک کرد، موگابه همچنان کنترل ارتش و نهادهای امنیتی را در دست داشت و در انتخابات ۲۰۱۳ با ترفندهای سیاسی دوباره به قدرت بازگشت.## پاییز پدرسالار؛ تقابل جناحها، جاهطلبی گریس و کودتای ارتش
در سالهای پایانی ریاستجمهوری رابرت موگابه، تصویر او در رسانهها به عنوان فردی سالخورده و خسته نمایانگر وضعیتی بود که او دیگر توان اداره کشور را نداشت. موگابه در حوادثی مانند سقوط از هواپیما و خواندن اشتباه متن در مراسمها، تا حد زیادی چهرهای آسیبدیده از خود به نمایش گذاشت. با این حال، در اوایل سال ۲۰۱۶، هنگامی که مجری تلویزیون دولتی از او درباره بازنشستگی سؤال کرد، موگابه با نارضایتی پاسخ داد: «آیا میخواهی من تو را به زمین بکوبم تا بفهمی که هنوز اینجایم؟».
راتجری حزب حاکم زانو-پیاف تحت تأثیر خودداری موگابه از معرفی جانشین به میدان جنگ جناحهای مختلف تبدیل شد. جناح «لاکوست» به رهبری امرسون منانگاگوا (معاون رئیسجمهور و دارای ارتباطات نزدیک با ارتش) و جناح جوانتر «G۴۰»، به رهبری گریس موگابه، همسر رئیسجمهور، تشکیل شد. گریس موگابه که از سال ۲۰۱۴ به دفتر سیاسی پیوسته بود، با لحنی تفرقهانگیز اقدام به حذف رقبای خود کرد و در تلویزیون ملی اعلام کرد که حتی اگر موگابه بمیرد، مردم به او رأی خواهند داد.
نقطه عطف در این نزاع به ۶ نوامبر ۲۰۱۷ برمیگردد، زمانی که موگابه به درخواست همسرش، منانگاگوا را برکنار کرد. این اقدام ارتش را به واکنش واداشت و در ۱۵ نوامبر، تانکها وارد هراره شدند و موگابه تحت حصر خانگی قرار گرفت. ارتش در تلویزیون دولتی بیان کرد که این اقدام «کودتا نیست» بلکه عملیاتی برای هدفگیری «مجرمان» است.
در روزهای بعد، هزاران نفر به خیابانها آمدند و خواستار کنارهگیری موگابه شدند. حزب زانو-پیاف نیز موگابه را عزل و منانگاگوا را جانشین او کرد. در ۲۱ نوامبر، وقتی پارلمان به روند استیضاح موگابه پرداخت، استعفانامه او قرائت شد و دوران ۳۷ ساله حکمرانی او به پایان رسید.
## میراث تباهشده یک نماد پان-آفریقایی
رابرت موگابه دو سال پس از برکناری در ۶ سپتامبر ۲۰۱۹ در سن ۹۵ سالگی درگذشت و روزهای پایانی زندگیاش را در انزوا سپری کرد. او حتی در انتخابات ۲۰۱۸ نیز حاضر نشد از جانشین خود، منانگاگوا، حمایت کند.
مرگ او واکنشهای متفاوتی را برانگیخت. رهبران آفریقا که به لفاظیهای ضدامپریالیستی او توجه داشتند، موگابه را به عنوان یک قهرمان میشناختند. منانگاگوا در توییتی او را «نماد رهاییبخش و پان-آفریقایی» توصیف کرد که عمرش را صرف توانمندسازی مردمش کرده بود.در پی فوت رابرت موگابه، رئیسجمهور سابق زیمبابوه، بازخوردها درباره میراث سیاسی او متنوع و گوناگون است. «فلوید شیوامبو»، یکی از رهبران چپگرای آفریقای جنوبی، به ستایش از موگابه پرداخت و گفت: «او برای آزادی و استقلال نبرد کرد و هرگز در برابر امپریالیسم سر تسلیم فرود نیاورد.»
اما در خیابانهای هراره، بازخوردها متفاوت بود. «تاریرُو ماکنِا»، یک دستفروش، بیان کرد: «من برای او اشکی نمیریزم؛ این مشکلات ریشه در اقدامات او دارند و حالا نمیخواهند یاد آن را فراموش کنیم.» «سیلاس مارونگو»، یکی از شهروندان دیگر، نیز به وضعیت بدتر اقتصادی اشاره کرد و گفت: «اوضاع اکنون وخیمتر است و دولت جدید هیچ تدبیری برای بهبود ندارد.»
موگابه که در گذشته نلسون ماندلا را به خاطر سازش با سفیدپوستان مورد انتقاد قرار داده، نتوانست کشوری prosperous برای مردمش به جای بگذارد. ویلف امبانگا، یکی از دوستان و انتقادکنندگان او، گفت: «شما از پنجرهای خارج میشوید و به مدارس و بیمارستانها نگاه میکنید. او میراث خود را نابود کرد و مردم یادش را به خاطر تراژدیها و خشونتهای او خواهند کرد.»
این بیانیهها نمایانگر تقسیم نظر عمیق در ارزیابی میراث موگابه و تأثیرات آن بر زندگی مردم زیمبابوه هستند.












