وبسایت خبری
خبردونی

راز «آزادیستان»؛ آیا شیخ محمد خیابانی یک تجزیه‌طلب بود یا مدافع وطن؟ / داستان شکل‌گیری و فروپاشی یک روحانی مدرن‌طلب

راز «آزادیستان»؛ شیخ محمد خیابانی، او تجزیه‌طلب بود یا میهن‌خواه؟ / روایت ظهور و سقوط روحانی تجددخواه

به گزارش خبردونی، شیخ محمد خیابانی، فردی تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران، حدود ۱۲۵۸ خورشیدی در خامنه به دنیا آمد و در ۲۲ شهریور ۱۲۹۹ در تبریز جان خود را از دست داد. وی به عنوان یک روحانی، ملی‌گرا و انقلابی مشروطه‌خواه، نماینده دوره دوم مجلس و رهبر حزب دموکرات آذربایجان فعالیت می‌کرد، و به مدت کوتاهی دولت خودمختار «آزادیستان» را در تبریز رهبری نمود. جایگاه خیابانی در تاریخ ایران به دلیل نمادین بودن مقاومت ملی و همچنین تفاسیر مختلف پس از مرگش، پیچیده و دوگانه است.

### سال‌های ابتدایی زندگی
شیخ محمد خیابانی در یک خانواده بازرگانی متولد شد. پدرش مدتی را در پتروفسکویه (ماخاچ‌قلعه کنونی) زندگی کرد و سپس به تبریز مهاجرت کرد. این خانواده در محله «خیابان» ساکن شدند و لقب «خیابانی» از همین محله نشأت گرفت. خیابانی تحصیلات حوزوی را زیر نظر استادانی چون انگجی آغاز کرد و به مقام اجتهاد رسید. وی همچنین امام جماعت مسجدجامع تبریز شد و در طول زندگی‌اش دو بار ازدواج کرد که حاصل آن چهار پسر و دو دختر بود. این پیشینه، پایه‌گذار ورود او به جهان سیاست گردید.

### ورود به سیاست؛ مشروطه، انجمن ایالتی و مجلس دوم
پس از کودتای محمدعلی‌شاه در ۱۲۸۷ و به توپ بستن مجلس، خیابانی به صفوف مشروطه‌خواهان تبریزی پیوست. با فتح تهران و بازگشت مشروطه، به انجمن ایالتی تبریز ملحق شد و در سال ۱۲۸۸ به نمایندگی مجلس دوم انتخاب شد. دیدگاه‌های او حول محورهای ملی‌گرایی، مشروطه‌خواهی و اصلاحات اجتماعی شکل گرفت. خیابانی در مجلس به عنوان یک منتقد تندرو از وضعیت موجود شناخته می‌شد که این رویکرد باعث پیوند او با حزب دموکرات شد. در بحران اولتیماتوم روسیه در ۱۲۹۰، به مخالفت با اولتیماتوم پرداخت و سخنرانی‌های او از مهم‌ترین لحظات زندگی سیاسی‌اش به شمار می‌رود. با کودتای ۲ دی ۱۲۹۰ و تعطیلی مجلس، فعالیت‌های او در این دوره به پایان رسید.

### جنگ جهانی اول و سال‌های انزواء
با آغاز جنگ جهانی اول و اشغال آذربایجان، خیابانی مدتی مخفی شد و خانواده‌اش به روسیه رفتند. او در سال ۱۲۹۳ به تبریز برگشت، در حالی که شهر همچنان تحت اشغال روس‌ها بود و با ظاهری ناامن توانست تعهد نماید که از ورود به فعالیت‌های سیاسی خودداری کند. این دورانی از انزوا تا فروپاشی قدرت روسیه در آستانه انقلاب ۱۹۱۷ ادامه یافت.

### احیای حزب دموکرات و روزنامه «تجدد»
در ۱۸ فروردین ۱۲۹۶، شاخه تبریز حزب دموکرات با همکاری شخصیت‌هایی همچون بادامچی دوباره احیا شد و روزنامه «تجدد» به عنوان صدای این جنبش انتشار یافت. خیابانی به‌عنوان رهبر این دوره فقط به سیاست‌ورزی اکتفا نکرد بلکه خدمات شهری و امدادی را نیز سازماندهی کرد، از جمله تأمین نان ارزان و مقابله با گرانی. او همچنین در ۱ شهریور ۱۲۹۶ کنگره‌ای بزرگ با حدود ۴۸۰ نماینده تحت نظارت حزب دموکرات برگزار کرد که نشان‌دهنده نفوذ او در آذربایجان بود. با این حال، این دوره برای او با اتهام‌هایی هم همراه شد؛ اتهامات مربوط به ارتباط او با ترورهایی که در سال‌های ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۹ رخ داد.

### اشغال تبریز توسط عثمانی و موضوع نام «آذربایجان»
در خرداد ۱۲۹۷، حزب مساوات در قفقاز «جمهوری دموکراتیک آذربایجان» را تأسیس کرد که پیامدهایی جدی برای آذربایجان ایران به همراه داشت. نام‌گذاری این جمهوری برای برخی از ایرانیان به‌عنوان مقدمه‌ای برای ادعای سرزمینی تلقی شد. در مرداد تا آبان ۱۲۹۷، تبریز تحت اشغال عثمانی‌ها قرار گرفت که به مانع‌های قابل توجهی برای فعالیت حزب دموکرات انجامید.در پی ورود عثمانی‌ها به ایران، مردم به آن‌ها خوشامد گفتند، اما رهبران احزاب از همکاری با آن‌ها سرباز زدند. این وضعیت سبب و بستر ذهنی برای ظهور قیام ۱۲۹۹ گردید.

### قیام فروردین ۱۲۹۹ و تأسیس دولت خودمختار آزادیستان
در فروردین ۱۲۹۹، قیام آغاز شد و کمیته‌ای عمومی رهبری آن را بر عهده گرفت. استان تبریز به نام «آزادیستان» تغییر یافته و تمبرهای پستی متعلق به آن دوره به عنوان نمادی مشهور معرفی شدند؛ هرچند این تمبرها هرگز در گردش عمومی قرار نگرفتند. تأکید بر استفاده از پرچم ایران نیز نشان‌دهنده وفاداری رهبری قیام به تمامیت ارضی کشور بود.

### اصلاحات و روشنگری در حوزه فرهنگ
دولت آزادیستان فراتر از یک حرکت اعتراضی عمل می‌کرد و برنامه‌های اصلاحی گسترده‌ای داشت؛ از جمله اعلام اول مه به عنوان روز کارگر و تأسیس مدارس و بیمارستان‌ها. فضای فرهنگی این حرکت تحت رهبری تقی رفعت پیش رفت که نشریه «آزادیستان» را منتشر می‌کرد و به حقوق زنان توجه داشت. به این ترتیب، آزادیستان تجسمی از تجدد فرهنگی و اصلاحات اجتماعی بود.

### سرکوب مخالفان و چهره دیگر حکومت
با وجود ادعاهای دموکراتیک، حکومت آزادیستان مخالفان خود را سرکوب کرده و گروه‌های انتقادی مانند «تنقیدیون» را مورد تهدید قرار می‌داد. فضای سیاسی این دوره تحت تأثیر شخصیت‌های محوری مانند شیخ محمد خیابانی قرار داشت. در روابط بین‌الملل، خیابانی با افسر بریتانیایی ادموندز دیدار کرد و او را به عنوان چهره‌ای غیر بلشویک معرفی کرد. با این وجود، تنش‌ها ادامه داشت و در ۱۳ خرداد ۱۲۹۹ کنسول آلمان به قتل رسید، اما دولت وثوق‌الدوله اقدامی برای سرکوب این ناآرامی‌ها نکرد.

### فروپاشی و پیامدهای آن
مذاکرات میان آزادیستان و کابینه مشیرالدوله به شکست انجامید. با ورود مهدی‌قلی‌خان هدایت به تبریز در ۱۱ شهریور ۱۲۹۹، حکومت آزادیستان به سرعت فروپاشید. قزاق‌ها به شهر وارد شدند و خیابانی در ۲۲ شهریور در زیرزمین خانه‌ای کشته شد. تقی رفعت روز بعد خودکشی کرد و غارت اموال و دفاتر روزنامه تجدد رخ داد. خبر مرگ خیابانی موجی از اندوه در میان مردم به‌ویژه مخالفانش ایجاد کرد و او به ساده‌گی در گورستان امامزاده حمزه در تبریز به خاک سپرده شد. خیابانی با دو دختر، چهار پسر و همسر دومش به یادگار ماند.

پس از گشایش دوره چهارم مجلس در سال ۱۹۲۱، نمایندگان مستمری دولتی برای خانواده او تعیین کردند و بقایای جسدش بعدها به شاه عبدالعظیم در ری منتقل شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *