به گزارش خبردونی، بنیانگذاران ایالات متحده در پروسه تأسیس کشوری مستقل از بریتانیا با تصمیمهای متعددی مواجه شدند، یکی از این تصمیمات انتخاب نام برای این کشور نوپا بود. امروزه، نام «ایالات متحده آمریکا» برای بسیاری بدیهی به نظر میرسد، اما در آن زمان، انتخاب هر واژهای بار معنایی خاص خود را داشت و هر کدام داستانی را به همراه داشتند.
تاریخ نشان میدهد که بنیانگذاران درک درستی از اهمیت اتحاد مستعمرات داشتند. آنها میدانستند که تنها در صورتی که سیزده مستعمره بهصورت همزمان علیه بریتانیا شورش کنند، شانس موفقیت بیشتری خواهند داشت. توماس پین، نویسنده معروف، در کتاب تأثیرگذار خود، «عقل سلیم»، که در ژانویه ۱۷۷۶ منتشر شد، بر لزوم اتحاد تأکید نمود و خواستار تشکیل یک کنگره برای تدوین منشور مستعمرات متحد شد.
بنجامین فرانکلین، یکی دیگر از چهرههای کلیدی این دوران، نیز همواره از ایده اتحاد قوی حمایت میکرد. او این اندیشه را در کاریکاتوری از سال ۱۷۵۴ با عنوان «بپیوندید، یا بمیرید» به تصویر کشید. هنگامی که در سال ۱۷۷۶ نمایندگان مستعمرات اعلامیه استقلال را امضا کردند، فرانکلین با طعنه گفت که اگر اتحاد ادامه نیابد، سرنوشتشان به خطر خواهد افتاد.
همزمان با نزدیک شدن به اعلام استقلال، حامیان این جنبش از نامهایی چون «مستعمرات متحد» و «مستعمرات متحد آمریکا» حمایت کردند. حامیان سازش با بریتانیا تنها گروهی بودند که به این تغییر نام شک داشتند و بسیاری تصور میکردند این نام صرفاً یک عنوان موقت است.
در نهم سپتامبر ۱۷۷۶، تاریخی که بهعنوان روز رسمی انتخاب نام «ایالات متحده» شناخته میشود، دومین کنگره قارهای دستور داد که در اسناد رسمی بهجای عبارت «مستعمرات متحد»، از واژه «ایالات متحده» استفاده شود. این تغییر برای مستعمرهنشینانی که به تحولات سیاسی توجه داشتند، تازگی نداشت. پین در آثار خود به کاربرد عبارات «ایالتهای آمریکایی» و «ایالتهای آزاد و مستقل» پرداخته بود.
در ژوئن ۱۷۷۶، ریچارد هنری لی از ویرجینیا قطعنامهای را معرفی کرد که خواستار تبدیل مستعمرات به «ایالتهای آزاد و مستقل» بود. این قطعنامه تأثیر عمدهای بر اعلامیهای گذاشت که توسط توماس جفرسون تدوین شده و در ۴ ژوئیه امضا گردید. واکاوی واژهپردازی این اعلامیه نشاندهنده تفاوت در درک و استفاده از نام «ایالات متحده» در آن زمان نسبت به امروز است، بهویژه نحوه نگارش واژه «united».در بررسی تاریخچه نامگذاری ایالات متحده، مشخص میشود که این نام بهطور عمدی انتخاب شده است. بنیانگذاران این کشور بر واژه «ایالتها» (States) تأکید بیشتری داشتند تا واژه «متحد» (United). ادوارد جی. لارسون، مورخ برجسته و نویسنده کتاب «اعلام استقلال: چرا سال ۱۷۷۶ اهمیت دارد»، در گفتگو با مجله اسمیتسونین اظهار داشت که آنها در پی تأسیس یک ملت نبودند بلکه به دنبال ایجاد کنفدراسیونی از ایالتهای مستقل بودند که برخی از اختیارات خود را به یک دولت مرکزی واگذار میکردند.
در این دوران، قدرت دولت مرکزی بهشدت محدود بود و تنها قادر به اداره جنگ علیه بریتانیا و برقراری ارتباط با کشورهای خارجی بود. این دولت حتی اختیار وضع مالیات را نداشت و برای تأمین هزینههای خود به ایالتها وابسته بود. اگرچه ممکن است برخی از بنیانگذاران در پی یک دولت مرکزی قویتر بودند، اما دستیابی به توافق میان سیزده مستعمره به آسانی میسر نبود. برای نمونه، ساکنان ویرجینیا خود را وابسته به ایالت خود میدانستند و حاضر به پیوستن به یک ملت واحد نبودند.
سرانجام، در سال ۱۷۸۱، نخستین قانون اساسی ایالات متحده که «اصول کنفدراسیون» نام داشت، بهطور رسمی نام «ایالات متحده آمریکا» را به ثبت رساند. این نام به عنوان هویتی مستقل از یک کنفدراسیون جمهوری و شکلدهی به تاریخ آینده این کشور قلمداد میشود.**تأکید بر حاکمیت ایالتها در کنفدراسیون آمریکا**
ماده دوم اصول کنفدراسیون بار دیگر بر این موضوع تأکید دارد که کنترل عمده همچنان در دست ایالتهای مستقل باقی میماند. طبق این ماده، «هر ایالت باید حاکمیت، آزادی و استقلال خود را حفظ کند و هرگونه قدرت، صلاحیت و حقی که به صراحت به ایالات متحده در کنگرهای که نمایندههای ایالتها را شامل میشود، واگذار نشده باشد، محفوظ خواهد بود».
در ادامه این سند، تدوینکنندگان قانون اساسی به تفکیک اختیارات محدود دولت مرکزی پرداختهاند. از جمله این اختیارات میتوان به تشکیل معاهدات با کشورهای خارجی، وضع عوارض بر واردات و اعلام جنگ اشاره کرد.
این موجز از تاریخ قانونگذاری ایالات متحده نشاندهنده تمایز بین قدرتهای محلی و فدرال است و مبنای حقوقی چگونگی شکلگیری ایالات متحده را بیشتر روشن میسازد.با این حال، در مدت کوتاهی مشخص شد که «اصول کنفدراسیون» قادر به مقابله با چالشهای مختلف پیش روی کشور نیست. مایکل آوسلین، مورخ، در کتاب خود با عنوان گنجینه ملی: چگونه اعلامیه استقلال آمریکا را ساخت به این نکته اشاره میکند که: «دولت نمیتوانست مالیات وضع کند، تأسیس ارتش دائمی انجام دهد یا نهادهای پایدار ایجاد کند. اصول کنفدراسیون در انجام وظایف اولیه از جمله پرداخت بدهیهای جنگ نیز ناکافی بود… و تا نیمه دهه ۱۷۸۰، آینده جمهوری در تاریکی قرار داشت.»
در سال ۱۷۸۹، قانوناساسی جدید به تصویب رسید و جایگزین اصول کنفدراسیون شد. این قانون که هنوز هم به عنوان سند بنیادین کشور شناخته میشود، نام ایالات متحده را حفظ کرد، اما توازن قدرت را به نفع دولت مرکزی تغییر داد و اختیارات ایالتها را کاهش داد.
در جمله ابتدایی و مشهور این قانون، یعنی «ما، مردم ایالات متحده» (We the People of the United States)، حرف U در واژه United به صورت بزرگ نوشته شد.
همچنین، الآن توجهها بر بخش دیگری از نام کشور، یعنی عبارت «of America» (آمریکا) متمرکز شده است.
### آمریکا؛ نامی بحثبرانگیز
در سال ۱۵۰۷، مارتین والدزیمولر، نقشهکش آلمانی، نام «آمریکا» را به سرزمینهای نیمکره غربی اختصاص داد. این نام به یاد آمریگو وسپوچی، دریانورد ایتالیایی انتخاب شد؛ کسی که توانست فهمید که این سرزمینها جزء آسیا نیستند.
زمانی که بریتانیا مستعمرات خود را در سرزمینهای امریکا ایجاد کرد، از اصطلاحاتی مانند «مستعمرات آمریکای شمالی» یا به سادگی «آمریکا» برای توصیف آنها استفاده میکرد. به عنوان مثال، جورج سوم، پادشاه بریتانیا، در واکنش به جدایی مستعمرهنشینان، آنها را «مردم من در آمریکا» نام برد.
اما پس از استقلال، برخی از شهروندان نسبت به این نام تردید نشان دادند؛ زیرا واژه «آمریکا» شامل منطقه وسیعی میشود که شامل قاره آمریکای جنوبی نیز میگردد و ارتباطی با کشور تازه تأسیس نداشت. در سال ۱۷۹۲ و همزمان با سیصدمین سالگرد سفر کریستف کلمب، جنبشی شکل گرفت که پیشنهاد میکرد نام کشور به «کلمبیا» تغییر یابد.
در سال ۱۸۳۹، نویسنده آمریکایی واشنگتن اروینگ نامهای دیگری را پیشنهاد کرد و به عنوان مثال، به این نکته اشاره کرد که نام کشور میتواند از رشتهکوههای مشهور آن گرفته شود و پیشنهادهایی چون «ایالات متحده آپالاشیا» یا «ایالات متحده آلگِنی» را مطرح کرد.در سال ۱۸۴۵، موضوع نامگذاری جدید کشور ایالات متحده بار دیگر به بحث گذاشته شد. در این سال، انجمن تاریخی نیویورک کمیتهای را تشکیل داد تا نام بدیعی برای کشور پیشنهاد کند. یکی از پیشنهادات این کمیته، نام «جمهوری آلگِینیا» بود که شباهتی با نام پیشنهادی واشنگتن اروینگ داشت، اما با املای متفاوتی ارائه شده بود.
چند سال قبلتر، ادگار آلن پو، نویسنده مشهور آمریکایی، نیز در این زمینه اظهاراتی داشت و حمایت خود را از نام «آپالاشیا» اعلام کرد. این نظرات و پیشنهادات نشاندهنده تنوع دیدگاهها در خصوص هویت نام کشور و تلاش برای حفظ حروف اختصاری USA بود.انجمن تاریخی نیویورک به تازگی گزارشی را به انجمنهای مشابه در سراسر کشور ارسال کرد. در این راستا، جان کوئینسی آدامز، رئیسجمهور پیشین ایالات متحده، از سوی انجمن تاریخی ماساچوست به انتقاد از پیشنهاد نام «آلگِینیا» پرداخت. او رشتهکوه آلگِنی را «منطقهای بیاهمیت و کوههایی که در مقایسه با دیگر رشتهکوهها چندان مرتفع نیستند» توصیف کرد.
آدامز متذکر شد که اگر قرار باشد نام کشور تغییر کند، پیشنهاد او «کلمبیا» باشد. وی در خصوص نامگذاری اولیه قارههای آمریکا اشاره کرد که این نام «نشانگر نابرابری انسانی بوده است، زیرا افتخاری که شایسته کلمب بود، به واسپوچی واگذار شده است.»
در سوی دیگر، انجمن تاریخی نیوجرسی درخواست کرد تا نام کشور بدون تغییر باقی بماند و در پاسخ خود اعلام کرد: «نام ما با تاریخ و فرهنگمان پیوندی عمیق دارد.» اعضای این انجمن همچنین افزودند: «در صورتی که قرار باشد نام کشور تغییر کند، باید منتظر بمانیم تا روزی این کار توسط یک مستبد انجام شود تا از تداعیهای مثبت این نام جلوگیری کند.»
تلاشهای این انجمنها به نتیجهای نرسید، اما مباحثات درباره نام کشور ادامه یافت و حتی اصلاح قانون اساسی برای تغییر نام مطرح شد.
در سال ۱۸۴۹، هوراس گریلی، روزنامهنگار و سردبیر مشهور که در آن زمان به مدت کوتاهی عضو کنگره بود، به جنبش تغییر نام کشور به افتخار کریستف کلمب پیوست. او پیشنهاد داد که اقدامی «برای جبران نابرابریهایی که به این کاشف بزرگ قاره روا شده بود»، انجام شود.در سال ۱۸۶۶، جورج واشنگتن اندرسون، نماینده کنگره از ایالت میسوری، نظری متفاوت نسبت به نام کشور داشت و از نام «آمریکا» حمایت کرد. او بر این باور بود که این نام باید به تنهایی بیانگر هویت کشور باشد و بهاینترتیب، میتواند «وحدت واقعی و سرنوشت مردم آمریکا» را نشان دهد.
در مقایسه با اندرسون، لوکاس میلر، نماینده ایالت ویسکانسین در کنگره، دیدگاهی انقلابیتر داشت. در سال ۱۸۹۳، میلر پیشنهاد داد نام کشور به «ایالات متحده زمین» تغییر کند. همچنین، مطرح شده که او با نام «ایالات متحده جهان» نیز موافق بود. دلیل او برای این پیشنهاد این بود که جمهوری میتواند با پذیرش ایالتهای جدید، به حدی گسترش یابد که نهایتاً هر ملتی بر روی کره زمین را شامل شود.
پیشنهاد میلر جنجالهایی به پا کرد، اما نه به شیوهای که او انتظار داشت. بهعنوان نمونه، روزنامه *New Orleans Times-Democrat* او را «بزرگترین خلوضع واشنگتن» نامید و اشاره کرد که او بیشتر به یک آسایشگاه روانی نیاز دارد تا عضوی از مجلس قانونگذاری.
امروزه، برخی معتقدند که این پیشنهاد بیشتر جنبه طنز داشته و هدف میلر تمسخر «موج توسعهطلبی» آن زمان بوده است. با این حال، این پیشنهاد، به پایان دوران فعالیت سیاسی میلر در کنگره انجامید.
پس از این رویداد، دیگر شخصیتی با اهمیت در صدد تغییر نام کشور برنیامد و در نتیجه، نام «ایالات متحده آمریکا» به مدت دو و نیم قرن پابرجا مانده و توانسته آزمون زمان را پشت سر بگذارد.












