**بمباران هیروشیما و ناکازاکی؛ آغاز روابط جدید ژاپن و آمریکا**
به نقل از خبردونی، در روز ششم اوت 1945، نخستین بمب اتمی در تاریخ جنگها و از بمبافکن آمریکایی بی-29 به نام «انولا گِی» بر شهر هیروشیما فرود آمد. این انفجار در ارتفاعی نزدیک به 1900 فوت و با نیروی معادل 15 هزار تن تیانتی، حدود 70 هزار نفر را در دم کشت و پنج مایل مربع از شهر را ویران کرد. سه روز بعد، در نهم اوت، بمب دیگری بر ناکازاکی انداخته شد که موجب کشته شدن 40 هزار نفر دیگر شد. تا پایان سال 1945، با احتساب آسیبهای ناشی از اشعه و سوختگیها، شمار قربانیان در این دو شهر به تقریباً 200 هزار نفر رسید. جالب اینجاست که پس از این وقایع، ژاپن توانست یکی از مستحکمترین روابط دیپلماتیک و امنیتی را با ایالات متحده برقرار کند. این موضوع سوالی را به وجود میآورد که چگونه دو کشور که روزگاری دشمنان سرسخت یکدیگر بودند، به یک وابستگی متقابل رسیدند؟
**تجدید نظر در تسلیم ژاپن؛ تاثیر سخنرانی امپراتور**
تسلیم ژاپن در جنگ جهانی دوم با سخنرانی معروف امپراتور هیروهیتو در 15 اوت 1945 آغاز شد. در این پیام رادیویی، او شرایط اعلامیه پوتسدام را پذیرفت که خواستار تسلیم بیقید و شرط نیروهای مسلح ژاپن بود و حاکمیت این کشور را به جزایر اصلی آن محدود میکرد. هیروهیتو در این سخنرانی با تأکید بر اجتنابناپذیری پایان جنگ و خطرات بمب اتمی، تلاش کرد تا مسئولیت شکست را به فناوریهای ویرانگر نسبت دهد و نه به تصمیمگیریهای سیاسی خود و نظامیان.
**تغییر هویتی ژاپن؛ از امپریالیسم به رشد اقتصادی**
بعد از جنگ، ژاپن توانست هویت ملی خود را بازنگری کند و روابط قویتری با ایالات متحده برقرار نماید. این تغییر آغاز رسمی خود را از زمان تسلیم در سال 1945 و اشغال کشور بهوسیله متفقین زیر نظر ژنرال داگلاس مکآرتور آغاز کرد. طی این دوره، مقامات آمریکایی قانون اساسی جدیدی برای ژاپن تدوین کردند که بر صلح و جلوگیری از جنگهای آینده تأکید داشت. قانون اساسی جدید در 3 مه 1947 با هدف تعریف نقش ژاپن در جهان و توقف جنگ به تصویب رسید. بهویژه ماده 9 این قانون به طور صریح بیان میکند که مردم ژاپن از حق جنگ خود دست میکشند. این تصمیم به ژاپن اجازه داد تا مسیر امپریالیسم را ترک کرده و بر توسعه اقتصادی متمرکز شود. در نهایت، با امضای پیمانهای امنیتی در سال 1951، ژاپن بهطور رسمی بهعنوان متحد آمریکا شناخته شد.


ویاچسلاو مولوتوف، ژوزف استالین، ویلیام دی. لیهی، جیمز اف. بایرنز و هری اس. ترومن
نجات یک دشمن سقوطکرده با کمکهای میلیارد دلاری
با تسلیم ژاپن در اوت ۱۹۴۵، این کشور با بحرانهای اقتصادی عمیقی دست و پنجه نرم میکرد. زیرساختهای صنعتی آن تخریب شده و کمبود شدید مواد غذایی بر زندگی جمعیت اثر گذاشته بود. به منظور رسیدگی به این مشکلات، ایالات متحده برنامهای تحت عنوان Government Aid and Relief in Occupied Areas (کمک و امداد دولتی به مناطق اشغالی) را از سال ۱۹۴۶ آغاز نمود که منجر به ارسال بیش از ۲.۲ میلیارد دلار کمک اقتصادی به ژاپن شد. این کمکها که به اختصار GARIOA نامیده میشد، هدفش تثبیت وضعیت منطقه و جلوگیری از ارتباط ژاپن با قدرتهای کمونیستی بود.
در فوریه ۱۹۴۹، جوزف داج، بانکدار معروف دیترویت، به ژاپن سفر کرد تا برنامهای موسوم به Dodge Line را پیادهسازی کند، بهطوری که به تثبیت ین ژاپن و کنترل تورم کمک نماید.


همچنین، تصویر کارخانه فولاد Nippon Steel Corporation واقع در استان چیبا را نشان میدهد
رونق «هدیه خدایان» که معجزه ژاپن را آغاز کرد
آغازی برای رشد اقتصادی ژاپن در ژوئن ۱۹۵۰ رقم خورد؛ زمانی که کره شمالی به کره جنوبی حمله کرد. ژاپن به عنوان پایگاه اصلی تدارکات ایالات متحده عمل کرد و بهدنبال آن، میلیاردها دلار از شرکتهای ژاپنی برای تامین ملزومات جنگی از طریق برنامهای تحت عنوان «خریدهای ویژه» هزینه شد. این حجم از ورود پول به ژاپن به قدری زیاد بود که نخستوزیر شیگهرو یوشیدا آن را «هدیه خدایان» نامید. به تبع آن، صنایع ژاپن دوباره جان گرفتند و تا اواسط دهه ۱۹۵۰، تولید ناخالص داخلی این کشور تقریباً ۱۰ درصد در سال رشد کرد. ایالات متحده نیز مقدار قابل توجهی از کمکهای اقتصادی را برای بازسازی و بهبود پس از جنگ به ژاپن ارائه داد.
امروزه، روابط میان ایالات متحده و ژاپن به یکی از مهمترین همکاریهای دوجانبه در تاریخ معاصر تبدیل شده است. از زمان امضای معاهده صلح سانفرانسیسکو در سال ۱۹۵۱ تا تسهیل تبادلات فرهنگی، این دو کشور از همکاری سود بردهاند.
منبع: thecollector.com
۲۵۹











