به گزارش خبردونی، مقایسه ثروت دو امپراتوری که نه تنها سیستم پولی، بلکه ویژگیهای جغرافیایی و تاریخی متفاوتی دارند، مسئلهای چالشبرانگیز است. یکی از این امپراتوریها با درهم نقره اداره میشود در حالی که دیگری با سکههای مختلفی مانند سستِرس و دینار طلا. اما چگونه میتوان به درستی نسبت به ثروت آنها قضاوت کرد؟
پاسخ مورخان اقتصادی به این پرسش، تجزیه و تحلیل ساده و در عین حال هوشمندانهای است که از غله، به ویژه گندم، بهعنوان معیاری برای سنجش ثروت استفاده میکند.
در دوران باستان و قرون وسطی، غله به عنوان محور اقتصاد عمل میکرد. با دانستن قیمت گندم در هر قلمرو و تبدیل آن به یک واحد مشترک، یعنی تُن گندم، میتوان درآمد مالیاتی کشورهای مختلف را مقایسه کرد.
پژوهش جدیدی که در فصلنامه علمی «تحقیقات تاریخ اقتصادی ایران» منتشر شده، بهطور خاص به مقایسه درآمد سالانه شاهنشاهی ساسانی با امپراتوریهای روم، هان و خلافت عباسی پرداخته است. نویسنده این تحقیق، امین بابادی، دکترای تاریخ ایران باستان از دانشگاه تهران، به بررسی جنبههایی پرداخت که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته بود.
این پژوهش نشاندهنده ظرفیت اقتصادی بالای شاهنشاهی ساسانی است. رشد اقتصادی این امپراتوری به دلیل توسعه زیرساختهای اقتصادی و اقدامات عمرانی بهخصوص در دوران اشکانیان قابل توجه بوده است. سرزمین پارس، با وجود منابع کمتر طبیعی نسبت به سایر مناطق، بهواسطه فعالیتهای عمرانی توانسته است به سطوح بالاتری از تولید برسد.
دوره ساسانی با اصلاحات اقتصادی خسرو انوشیروان، طراوت تازهای گرفت. این اصلاحات که به بهبود نظام مالی و زدودن فساد منجر شد، در نهایت موجب افزایش درآمدهای دولت و رونق اقتصادی شد.
منابع تاریخی اسلامی نیز اطلاعات فراوانی درباره ثروت شاهان ساسانی، به ویژه خسروپرویز، ارائه میدهند. طبق گزارشها، خزانه خسروپرویز در سال سیزدهم سلطنتش به هشتصد میلیون مثقال رسید و درآمدهای وی در سال هجدهم نیز بیانگر عظمت این امپراتوری بود.**گزارشهای مالیاتی در دوران ساسانیان و دوران پس از آن**
بر اساس پژوهشهای اخیر، ارقام مالی ارائهشده در تاریخ ساسانی به ششصد میلیون درهم اسلامی برمیگردد. این رقم که از محاسبات دقیق نسبت مثقال ساسانی به درهم اسلامی استخراج شده، با برخی گزارشات تاریخی، از جمله ابنخردادبه، همخوانی دارد. اگرچه برخی منابع دیگر ارقامی متفاوت از جمله هفتصد میلیون تا دو میلیارد درهم را ذکر کردهاند، اما محققان چهارصد و بیست میلیون درهم را بهعنوان معتبرترین عدد برای سال هجده حکومت خسروپرویز شناختهاند.
در خزانه خسروپرویز در سال سیام حکومت، یک میلیارد و ششصد میلیون مثقال نقره وجود داشت که نشاندهنده افزایش دو برابری خزانه در این مدت است. این افزایش میتواند بهطور عمده ناشی از غنایم بهدستآمده از جنگها با روم باشد. طبری نیز اشاره میکند که خزانه ساسانی هنگام تسلط اعراب به سه میلیارد درهم میرسید، رقمی که نشاندهنده تداوم مدیریت اقتصادی در دورههای اصلاحات قباد و خسرو انوشیروان است.
**تحلیل مالیاتی در قلمروی ساسانی**
تحقیقات نشان میدهد که درآمد مالیاتی هر منطقه در دوران ساسانی بهطور خاص اهمیت دارد. طبق بررسی، مالیات پارس در این دوره حدود چهل میلیون درهم بود که در دوران عباسی به سیوسه تا سیوپنج میلیون درهم رسید، نمایانگر کاهش تدریجی آبادانی و جمعیت این ناحیه. همچنین مالیات کرمان شصت میلیون درهم، اصفهان دوازده میلیون درهم و ماد سی میلیون درهم برآورد شده است.
میانرودان بهعنوان ثروتمندترین بخش قلمرو ساسانی، در دوران خسرو انوشیروان به دویست میلیون درهم مالیات رسید، رقمی که نشاندهنده پیشرفتهای سازندگی در این منطقه است. بهطور کلی، شاهنشاهی ساسانی بعد از اصلاحات خسرو انوشیروان سالانه حدود ششصد میلیون درهم درآمد داشت که با گزارشهای تاریخی همخوانی دارد.
**پارادوکس درآمد مالیاتی**
پژوهشگران متوجه یک تناقض جالب در دوره پس از سقوط ساسانیان شدند؛ در حالی که مالیات دریافتی از هر فرد بهطور محسوسی افزایش یافته، مجموع درآمد مالیاتی که دولتهای اسلامی قادر به جمعآوری آن بودند، کاهش یافته است. بهعنوان مثال، در دوران خسرو انوشیروان، مالیات سرانه دوازده درهم بود که در دوره خلافت عباسی به چهلوهشت درهم رسید.
برای توضیح این پدیده، سه دلیل مطرح شده است: اول اینکه احتمالاً امویان و عباسیان قادر به مالیاتگیری از تمام جمعیت نبودند. دومین دلیل کاهشی در جمعیت ناشی از جنگها و شیوع بیماریها است، و سوم، کمتوجهی به آبادانی زمینها و سامانههای آبیاری در دوران پس از ساسانیان نام برده شده است.
این یافتهها نقش بسیار مهمی در درک وضعیت اقتصادی ساسانیان و تحولات پس از آن دارند.در پژوهشی جدید، مشخص شده است که اعراب فاتح به کارآمدی نظام مالیاتی ساسانیان اذعان کرده و آن را نمونهای موفق قرار دادهاند. در contrast، زمانی که اعراب به مصر حمله کردند، با سیستم مالیاتی پیچیده و ناکارآمد آن مواجه شدند و ناچار به تغییرات اساسی در آن شدند. این نکته، نشاندهنده پیچیدگی و کارایی بالای نظام اداری مالیاتی ساسانیان است.
### مقایسه با قیمت نان
بخش تاثیرگذار این تحقیق به سوالی کلیدی مرتبط میشود: چگونه میتوان ارقام مالی ساسانی را با واحدهای پولی سایر امپراتوریها مقایسه کرد؟ پژوهشگران برای حل این معضل، درآمدها را به معادل وزنی گندم تبدیل کردهاند. به استناد متنی زرتشتی به نام «دادستان دینی»، ارزش گندم در آن دوران مشخص شده است؛ هر پنج یا هشت قفیز گندم معادل یک درهم ارزش داشت. بر اساس محاسبات دقیق، هر درهم در اواخر دوره ساسانی معادل شانزده تا بیست و شش کیلوگرم گندم بوده که نشاندهنده فراوانی گندم در این دوران است.
این محاسبه از طریق گزارش ماوردی درباره مالیات خسرو انوشیروان بر زمینهای گندمزار نیز تأیید شده و اعتبار آن را افزایش میدهد. با احتساب مجموع درآمد ساسانیان در حدود ششصد میلیون درهم، سود سالیانه این کشور معادل نه میلیون و هفتصد و هشتاد هزار تا پانزده میلیون و ششصد و شصت هزار تن گندم به دست میآید.
### مقایسه با دیگر امپراتوریها
اکنون زمان مقایسه این رقم با سه امپراتوری بزرگ دیگر فرا رسیده است. امپراتوری هان در چین با جمعیتی حدود پنجاه و هشت میلیون نفر، درآمدی معادل ده تا دوازده میلیارد سکه داشت که با تبدیل به گندم، بین دو میلیون و صد هزار تا سه میلیون و هفتصد هزار تن گندم برآورد میشود.
امپراتوری روم، با ساختاری پیچیده و جمعیتی بین چهل تا صد میلیون نفر، در دوران اوج خود، درآمد سالانهای معادل یک تا یکونیم میلیارد سسترس داشت که پس از محاسبه، معادل دو میلیون و ششصد هزار تا سه میلیون و پانصد هزار تن گندم تخمین زده شده است.
خلافت عباسی، که بخش عظیمی از قلمرو ساسانی را در اختیار داشت، با درآمدی بین دو میلیون و چهارصد و سی هزار تا سه میلیون و صد هزار تن گندم محاسبه شده است.
### نتایج نهایی
با جمعبندی این ارقام، مشخص میشود که شاهنشاهی ساسانی با درآمدی معادل نه میلیون و هفتصد و هشتاد هزار تا پانزده میلیون و ششصد و شصت هزار تن گندم، به مراتب بزرگتر از رقبای غیرایرانی خود، درآمد کسب کرده است.
این یافتهها حاکی از آن است که ساسانیان باوجود تصورات منفی درباره نظام مالیاتی حکومتهای باستانی، توانستهاند با نرخهای مالیاتی منطقی، درآمد بیشتری نسبت به حکومتهای همعصر خود به دست آورند. این نشاندهنده کارآمدی بالای نظام اداره مالیاتی ساسانی و مدیریت بهینه آنها است.تحقیقات جدید نشان میدهد که پروژههای عمرانی دوران ساسانیان، از جمله ساخت کانالها، سدها و قناتها، و همچنین بهبود شبکههای حمل و نقل، به طور قابل توجهی به افزایش رونق اقتصادی این دوره کمک کرده است. شواهد باستانشناسی و مستندات تاریخی هر دو به این امر صحه میگذارند.
این پژوهش، برای نخستینبار به طور علمی به تحلیل جایگاه ایران ساسانی در اقتصاد جهانی باستان پرداخته و آن را در مقایسه با روایتهای غالب تاریخ که بیشتر بر مرکزیت امپراتوریهای روم و چین تمرکز دارند، به تصویر کشیده است.
با وجود اینکه این مطالعه بر پایه تخمینهای تقریبی استوار است و نویسنده به این محدودیت اعتراف کرده، اما به دادههایی استناد میکند که پژوهشگران پیشین نیز به آنها اعتبار دادهاند. این تحقیق به بازنگری در فرضیات رایج تاریخنگاری جهانی دعوت میکند و تأکید دارد که جایگاه تاریخی ایران باستان نباید نادیده گرفته شود.
این یافتهها فراتر از مباحث دانشگاهی هستند و نشان میدهند که موفقیت هر تمدنی به عواملی چون مدیریت مؤثر، کارآمدی نهادهای اداری و استفاده بهینه از منابع طبیعی وابسته است. شاهنشاهی ساسانی با سرمایهگذاری در زیرساختهای کشاورزی و آبی توانست از سرزمینی که به لحاظ طبیعی چندان حاصلخیز نبود، یک امپراتوری اقتصادی قدرتمند بسازد.
رابطه میان زیرساختها و درآمد پایدار نشان میدهد که هر حکومتی که به جای تقویت ظرفیت تولید، به افزایش برداشتهای خود تکیه کند، در نهایت با مشکلاتی مشابه دیگر سرزمینهای تاریخی مواجه خواهد شد.
همچنین، خزانه افسانهای خسروپرویز به عنوان نشانهای از یک سیاست اقتصادی موفق، ثابت میکند که سرمایهگذاری بلندمدت در منابع آب و امنیت، کلید موفقیت اقتصادی بوده است.
منبع: بررسی تطبیقی درآمد سالانه شاهنشاهی ساسانی پس از اصلاحات خسرو انوشیروان با امپراتوریهای روم، هان و خلافت عباسی، امین بابادی.











