تماس با ما

چارلی چاپلین اعلام کرد که برای نخستین بار در یک هتل لوکس ساکن شده است. او همچنین لباسی با دقت دوخته شده بر تن دارد و عصایی در دست گرفته است.

چارلی چاپلین اعلام کرد که برای نخستین بار در یک هتل لوکس ساکن شده است. او همچنین لباسی با دقت دوخته شده بر تن دارد و عصایی در دست گرفته است.

**خبرگزاری خبردونی:**

در اوایل دهه ۴۰ خورشیدی، چارلی چاپلین، چهره ماندگار سینما که سال‌ها بود از زندگی عمومی کناره‌گیری کرده بود، در دل کوه‌های آلپ سوئیس روزهای آرامی را می‌گذرانید. این هنرمند برجسته از میانه دهه ۳۰ خورشیدی، به دعوت «گراهام گرین» نویسنده مشهور انگلیسی، به نوشتن خودزندگی‌نامه‌اش پرداخته بود. به نقل از روزنامه کیهان، این خودزندگی‌نامه در تابستان و پاییز ۱۳۴۳ به انتشار رسید. در ادامه، بخش سی‌وچهارم این روایت تاریخی به تاریخ هفتم آبان ۱۳۴۳ (ترجمه حسام‌الدین امامی) منتشر می‌شود:

چاپلین از ملاقات با «امرسون» یاد کرده و اظهار داشت که مطالعه کتاب «اعتماد به نفس» او را تحت تأثیر قرار داده است. در ادامه، به مطالعه آثار شوپنهاور و «والت ویتمن» می‌پردازد و می‌گوید که آثار ویتمن او را به تفکر عمیق واداشته است.

او درباره سفر دومش به آمریکا بیان می‌کند که نتوانسته به‌اندازه دلخواهش آثار کلاسیک را مطالعه کند، اما از مطالعه آثار مرتبط با هنر و حرفه خود غافل نبوده است. چاپلین اظهار داشت که نمایش‌های واریته‌ای که در این سفر به اجرا می‌گذارند، خسته‌کننده و ملال‌آور بوده و امیدهایش را تحت‌الشعاع قرار داده است.

با اشاره به اینکه در انگلستان تنها شش شب کار می‌کردند و هر شب دو نمایش برگزار می‌کردند، چاپلین خاطرنشان می‌کند که در آمریکا به امید درآمد بیشتر بودند. پس از پنج ماه تلاش خستگی‌ناک، او به تعطیلاتی در «فیلادلفیا» نیاز داشت و تصمیم گرفت یک هفته را در آرامش بگذراند.

چاپلین پولی پس‌انداز کرده و برآن شد که برای تفریح خرج کند. او با خرید یک رب‌دوشامبر گران‌قیمت و کیف زیبا، احساس شایستگی کرد و تصمیم گرفت به نیویورک سفر کند. در هتل «استور» که در آن زمان از بهترین هتل‌ها بود، اتاقی گرفت و با لباس شیک و عصایی در دست، خود را در فضایی جدید و مجلل غرق کرد.

در هنگام ثبت نام در هتل، او از شکوه سالن و آرامش افراد حاضر تحت تأثیر قرار گرفت. هزینه اتاق روزانه ۴.۵ دلار بود و او از منشی هتل در مورد پرداخت هزینه سؤال کرد. پس از ورود به اتاق و دیدن تجملات موجود، احساساتی عمیق در او ایجاد شد.

چاپلین در نهایت با گرفتن یک دوش و پوشیدن رب‌دوشامبر خود، خواهان بهره‌مندی از خدمات هتل بود و در دل خود آرزو داشت که روزنامه‌ای برای خواندن نیز در اختیار داشته باشد.### گزارشی از تجربه یک شب در هتل و اپرای «متروپولتین»

در یک شب تابستانی، فردی پس از مطالعه و بررسی تمامی جزئیات اتاقش، تصمیم به حرکت به سمت سالن غذاخوری هتل گرفت. در این فضا که هنوز آماده غذاهای شام نبود، تعداد کمی از میهمانان حضور داشتند. صاحب هتل میز را در کنار پنجره پیشنهاد کرد و او با لحن فارسی-انگلیسی، به سادگی پاسخ داد که فرقی نمی‌کند.

پس از نشستن، گارسون‌ها به سرعت به سمت او آمدند و با سرو نان، آب و انواع غذاها، او را مورد استقبال قرار دادند. این میهمان با وجود گرسنگی، جوجه کباب و بستنی وانیل را انتخاب کرد و سپس به گارسون مشروبات درخواست کرد. با توجه به مشغله ذهنی‌اش، نه طعم شراب و نه غذایش را به‌خوبی حس نکرد.

پس از صرف غذا، او یک دلار انعام به گارسون داد که در آن زمان مبلغی قابل توجه به شمار می‌رفت. با بازگشت به اتاقش، چند دقیقه‌ای را به تنهایی گذراند و سپس به قصد قدم زدن، به بیرون رفت. او این شب را مناسب دید که به سمت اپرای «متروپولتین» حرکت کند.

در این اپرا، با نمایش «تان‌هاوز»، او که قبلاً تجربه‌ای از اپرا نداشت، با خرید بلیطی در ردیف دوم، به تماشای اجرا نشست. داستان به زبان آلمانی بود و او نه تنها از دقایق اجرا بکلی بی‌خبر بود، بلکه از اصل داستان نیز اطلاعی نداشت. اما هنگامی که جنازه ملکه را با گروه خوانندگان مشاهده کرد، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت.

به محض خروج از تئاتر، احساس غم و اندوهی عمیق او را در برگرفت. در این شرایط، به سمت خیابان‌های تاریک جنوب شهر روانه شد و از فضاهای شلوغ و نورانی دوری گزید، چرا که تا زمانی که حالش به حالت عادی بازنگردد، نمی‌توانست به هتل بازگردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *