به گزارش خبرگزاریها، محاکمه عالیرتبهترین مقامهای نازی، ۸۰ سال پیش در سال ۱۹۴۵ برگزار شد. فیلم جدید «نورنبرگ» با بازی راسل کرو در نقش هرمان گورینگ، یکی از شخصیتهای فریبنده و کاریزماتیک نازیها، به کارگردانی جیمز وندربیلت، به بررسی ابعاد کمت.native کارشناسشده محاکمه پرداخته و سوالات ماندگاری درباره ریشههای فاشیسم و مفهوم واقعی شر را مطرح میکند.
محاکمات جنایی به طور معمول از بار دراماتیکی برخوردارند و مملو از شهادتهای شوکهکننده و درگیریهای وکلای مدافع و دادستانها هستند. این ویژگیها موجب شدهاند تا ژانر فیلمهای متعددی نظیر «میراث باد» و «کشتن مرغ مقلد» در این فضا شکل بگیرد. هر محاکمه معمولاً با صدور حکمی پایان مییابد که وضعیت گناهکار یا بیگناه بودن متهم را مشخص میکند.
با این حال، محاکمهای که در پایان سال ۱۹۴۵ در نورنبرگ آلمان برگزار شد، متمایز است. در این رخداد تاریخی، فرماندهی عالی نازیها پس از پایان جنگ جهانی دوم، در تلاش برای برقراری عدالت به این شهر ویرانشده آورده شد تا به جرایم جنگی خود پاسخ دهند.
اگرچه برخی از کشورهای متفقین شامل ایالات متحده و بریتانیا بر این باور بودند که تیرباران فوری این رهبران نازی بهترین راهحل است، اما تصمیم گرفته شد تا آنها فرصت دفاع از خود را در دادگاه داشته باشند. این محاکمات موضوعاتی همچون عدالت و انتقامجویی را دامن زد و مسئولیت سنگین اجرای عدالت بر دوش دادستانها و قضات بود.
این تاریخچه، پیشتر الهامبخش آثار سینمایی بسیاری از جمله فیلم کلاسیک «محاکمه در نورنبرگ» به کارگردانی استنلی کریمر در سال ۱۹۶۱ شده بود. همچنین مستندی با عنوان «نورنبرگ» در سال ۲۰۰۰ با بازی الک بالدوین تولید شد.
جیمز وندربیلت، کارگردان و نویسنده، در جدیدترین اثر خود مجدداً به این محاکمات مهم پرداخته است. او در جشنواره بینالمللی فیلم همپتونز بیان کرد که «این تاریخ نباید فراموش شود». وندربیلت که با جنایات نازیها آشنا است، برای نسلهای جدید این داستانها را تقریباً غیرواقعی و دور از ذهن میداند.
ایده ساخت این فیلم به کتاب «نازی و روانپزشک» اثر جک ال-های مربوط میشود که به بررسی رابطه هرمان گورینگ و روانپزشک معین ارتش پرداخته است.
هرمان گورینگ، نفر دوم بعد از آدولف هیتلر، یکی از خلبانان مشهور جنگ جهانی اول و بعدها فردی بود با وزنی نزدیک به ۳۰۰ پوند. او با عصایی تزئینشده به الماس و لباسهای نظامی متنوع مورد توجه قرار گرفت.در تاریخ ۹ مه ۱۹۴۵، سربازان ارتش آمریکا با هیرمان گورینگ، رهبر نازیها، در کاروانی از خودروها در نزدیکی سالزبورگ اتریش ملاقات کردند. در این کاروان، او به همراه خانواده، خدمتکاران و یاران نظامیاش در حال حرکت بود. در ملاقاتی که در نورنبرگ رخ داد، گورینگ به سرعت توجه نیروهای دستگیرکننده را جلب کرد و آنها از وی درخواست امضا و ارتباط با او داشتند، بهویژه که وی به زبان انگلیسی تسلط نسبی داشت.
پس از دستگیری، گورینگ به زودی از خانوادهاش جدا شد و به باد موندورف در لوکزامبورگ منتقل گردید. در اینجا، ارتش آمریکا امکاناتی را برای نگهداری سران نازی بهعنوان زندانی مهیا کرده بود. داگلاس ام. کلی، روانپزشک مشهور، وظیفه داشت ساعتها با گورینگ مصاحبه کند و آزمایشهای روانشناختی از وی بگیرد. او متوجه شد که گورینگ به نوعی مسکن به نام پاراکودئین وابسته است و روزانه مقادیر زیادی از آن را مصرف میکند. کلی پس از مدتی، به گورینگ در ترک وابستگیاش کمک کرد.
نویسنده و تحلیلگر روابط انسانی، ال-های، در مصاحبهای با بیبیسی عنوان کرد که هرچند گورینگ و کلی دوستی نزدیکی نداشتند، اما توانستند رابطهای برقرار کنند. کلی همچنین جذابیت، ذکاوت و وفاداری بالای گورینگ به خانواده و میهنش را مشاهده کرد.
دکتر کلی هدفش از این تحقیقات را شناسایی اختلالات روانی مشترک در میان نازیها اعلام کرده بود. او ابتدا فکر میکرد که این اختلالات باید رفتارهای وحشتناک آنها را توجیه کند، اما در نهایت به این نتیجه رسید که این افراد در واقع فرصتطلبانی بودند که از فرصتهای بهدستآمده برای کسب قدرت استفاده کردند.
فیلم «نورنبرگ» به خوبی این روند را نمایش میدهد؛ جایی که رامی ملک در نقش کلی و راسل کرو در نقش گورینگ با یکدیگر تعامل دارند. این فیلم نشان میدهد که چگونه گورینگ کمکهای کلی را برای برقراری ارتباط با همسر و دخترش جستجو میکند.
در یکی از مکالمات، گورینگ به کلی میگوید که از مرگ قریبالوقوع خودش و همسرش نگران است و از او میخواهد که دخترشان را به فرزندی بپذیرد. این درخواست نشاندهنده احترامی است که گورینگ برای کلی قائل بود.
نیمه دوم فیلم به دادگاه نورنبرگ و دفاعیات گورینگ پرداخته و نشان میدهد که چگونه او سعی دارد از خود دفاع کند. این بخش از فیلم، با استفاده از اسناد واقعی و مدارک مستند، سعی در نشان دادن مسئولیت گورینگ در جنایات انجام شده دارد. فیلم با نمایش تصاویری از اردوگاههای کار اجباری پس از آزادسازی توسط نیروهای متفقین، ابعاد وحشتناک این وقایع را به تصویر میکشد.در جریان محاکمات نورنبرگ، تصاویری تکاندهنده از اجساد قربانیان هولوکاست پخش شد که تأثیر عمیقی بر روند دادگاه گذاشت. این فیلمها که به درخواست ژنرال آیزنهاور و با همکاری نیروهای روسی تهیه شدند، ابعاد واقعی جنایات نازیها را به وضوح به نمایش گذاشتند. دکتر توماس شوارتز، استاد تاریخ در دانشگاه وندربیلت، در این باره به بیبیسی گفت: «این فیلمها در درک ابعاد فجایع بسیار مؤثر بودند.»
رجب گورینگ، یکی از بالاترین مقامهای نازی، به اعدام محکوم شد و پیش از اجرای حکم، با مصرف سیانور خودکشی کرد. در فیلم، جزئیات مربوط به چگونگی دسترسی او به کپسول سیانور به تصویر کشیده نمیشود، اما در یک اعتراف از نگهبان زندان در سال ۲۰۰۵، داستانی مطرح شد که دختری آلمانی به نام مونا بواسطه فریب، دارویی را به گورینگ رسانده است.
پس از خودکشی، گورینگ در یادداشتی به سرپرست زندان نوشت که هیچکدام از نگهبانان مسئول نبودهاند و تأکید کرد که سیانور را به شکل پنهانی وارد سلولش کرده است. او همچنین بیان کرده که ترجیح میداد که به جای اعدام با طناب دار، به مسلحانه کشته شود.
در فیلم وندربیلت، دیالوگ پایانی به گروهبان جوانی به نام هاوارد تریست داده میشود که خانوادهاش را در آشویتس از دست داده است. او در یک صحنه به کلی میگوید: «اینجا چه اتفاقی افتاد؟ چون مردم اجازه دادند.»
به گفته ال-های، مسئله «گناه جمعی ملی» سوالی بود که در سالهای بعد همچنان ذهن کلی را مشغول کرده بود. او پس از بازگشت به آمریکا نسبت به افکار افراطی و سیاستمداران مشکوک بود.
کلی در کتابی به نام «۲۲ سلول در نورنبرگ» تجربیاتش را با متهمان نازی نگاشت، اما زندگی او پس از جنگ تحتالشعاع ناامیدی قرار گرفت. کتاب او با استقبال مناسب روبرو نشد و تلاشهایش به عنوان معلم و مشاور نیز نتوانست او را به موفقیت برساند. در نتیجه، به الکل رو آورد و در نهایت، در ۴۵ سالگی و پس از مشاجرهای شدید با همسرش، به شیوهای مشابه به گورینگ، خودکشی کرد.
منبع: www.bbc.com











