در اوایل بهمن ۱۳۴۶، دو خبرنگار از مجله «زن روز» به روستای کوهستانی ابیانه سفر کردند و تصویری منحصر به فرد از این جامعه سنتی اما پیشرفته ارائه کردند. در ابیانه، بر خلاف بسیاری از نقاط آن زمان ایران، زنان نقش کلیدی در اداره اقتصادی، اجتماعی و خانوادگی ایفا میکردند و مردان در این زمینهها نقشی کمتر داشتند.
تحصیل برای دختران در این روستا یک امر ضروری بود. دبیرستان دخترانه در ابیانه سالها پیش از سایر شهرها تأسیس شده بود، در حالی که پسران ناچار بودند برای ادامه تحصیل به روستاهای دیگر بروند. دختران ابیانه نه تنها در تحصیل علوم جدید فعال بودند، بلکه در زمینههای کشاورزی، دامداری، نانوایی، خیاطی و گیوهچینی نیز درگیر بودند. انتخاب همسر برای دختران پس از رسیدن به بلوغ فکری و با مشارکت خود آنها انجام میشد و خواستگاری به طور معکوس از سوی خانواده دختر صورت میگرفت.
زنان ابیانه مدیریت منابع، قناعت و فرزندآوری محدود را به خوبی مدیریت میکردند. هر خانواده معمولاً سه فرزند داشت و شعار نانوشته آنها «فرزند کم، اما باسواد و تربیتشده» بود. برق، آب لولهکشی و تلفن در این روستا بهدست زنان فراهم شده بود و حتی اداره تلفنخانه نیز به عهده یک زن بود.
در آن زمان، ابیانه نمونهای نادر از ترکیب سنت و مدرنیته، برابری جنسیتی و مشارکت جمعی به شمار میرفت.











