به گزارش خبرگزاری ایبنا، کتابی تحت عنوان «شبح سرخ، گزارش سیاسی از اسناد آرشیوی براوین نخستین سفیر شوروی در ایران» نوشته عباس پناهی، دانشیار تاریخ دانشگاه گیلان از سوی انتشارات کتاب آمه منتشر شد. به همین مناسبت، عباس پناهی یادداشتی را برای ایبنا ارائه کرد.
در تاریخ دیپلماسی ایران و روسیه، به ویژه از زمان صفویه، دیپلماتهای روسی به ندرت تمایلات مثبت نسبت به ایران نشان دادهاند و از سوی ایرانیان نیز عمدتاً به نیکی یاد نمیشوند. در این راستا، شخصیتهایی چون گریبایدوف و افسنکو به بدنامی شناخته شدهاند. در مقابل، تنها دو دیپلمات روسی، مینورسکی و براوین، مورد احترام هستند. براوین قبل از انقلاب بلشویکی در ایران فعالیت کرد و پس از آن به عنوان سفیر شوروی در ایران منصوب شد و شش ماه در تهران خدمت کرد. مأموریت او با چالشهایی روبرو بود و به دلیل عدم به رسمیت شناختن دولت شوروی توسط ایران، ناکام ماند.
در این کتاب تلاش گردیده است تا با تکیه بر اسناد کمتر شناخته شده درباره براوین، تحولات سیاسی ایران و روابط آن با روسیه و همچنین وقایع داخلی ایران در زمان تأسیس دولت بلشویکی مورد بررسی قرار گیرد. یکی از جنبههای مهم مأموریت براوین، ارتباطش با جنبش جنگل است که در کتاب به بررسی نظرات متفاوت شوروی و جنگلیها در زمینه تحولات سیاسی ایران پرداخته شده است.
ظهور بلشویزم در روسیه تأثیر بسزایی بر تاریخ معاصر ایران داشت. نیکلا زاخارویچ براوین، در تاریخ ۴ مارس ۱۹۱۸ به تهران وارد شد و در مدت کوتاه استقرار خود تلاش کرد تا تفکرات بلشویکی را در ایران ترویج کند. او با وعده لغو قراردادهای استعماری، سعی در جذب مردم و روشنفکران ایرانی به گرد خود داشت.
براوین در یکی از نامههایش به مسئولین ایرانی هشدار میدهد که فرصتها را برای پیشبرد امور ایران از دست ندهند. با وجود بحرانهای آن زمان، دو رویداد کلیدی، یعنی جنگ جهانی اول و انقلاب سوسیالیستی روسیه، بر حیات سیاسی ایرانیان تأثیر زیادی گذاشت. در این دوران، با وجود اعلام بیطرفی ایران، دولتهای روسیه و انگلستان بخشهای وسیعی از این کشور را اشغال کردند. در پاسخ به این تحولات، جنبش جنگل بهعنوان واکنشی به نفوذ روسها و فساد در مدیریت محلی شروع به شکلگیری کرد و با شروع جنگ جهانی و تضعیف نظامی روسها، فعالیتهای جنگلیها افزایش یافت.
در نهایت، بلشویکها وارد گیلان شدند و این همکاری برای آنها آغاز یک تجربه سیاسی و بینالمللی جدید در درگیریهای داخلی خود به حساب آمد.### نفوذ بلشویکها در ایران و نقش تاریخی براوین
در دوران تحولات سیاسی ایران، گروهی با شعار نجات بشریت به جذب تودهها، بهویژه روشنفکران و ملیگرایان پرداختند. این گروه با وعدههایی نظیر لغو امتیازات سیاسی و اقتصادی و تعدیل برخی مفاد عهدنامه ترکمانچای طی مدت زمان کوتاهی موفق به کسب نفوذ و جایگاه ویژهای شدند.
نخستین سفیر سیاسی این گروه، نیکلا زاخارویچ براوین، دیپلمات پیشین روسیه تزاری، با اشتیاق به تبلیغ وعدههایی پرداخت که نشانگر آرزوی ملیگرایان ایرانی برای الغای قراردادهای تحمیلی از جانب روسیه بود. این وعدهها هرچند قابلیت اجرایی نداشت، اما بهعنوان اهرمی برای جذب نظر بلشویکها مطرح شد. براوین پس از پیروزی بلشویکها به این جنبش پیوست و تلاش نمود تا از این فرصت برای گسترش اندیشههای کمونیستی در ایران استفاده کند.
بهعلاوه، وی با ارائه پیشنهاد کمک به گروه جنگلیها و نزدیکی به چهرههای ملی و دموکراتیک، در صدد مقابله با نفوذ انگلیسیها در تهران برآمد. با این حال، مشکلاتی از جمله درگیری با کارکنان دیپلماتیک روسیه و موانع ایجاد شده توسط جاسوسان طرفدار انگلستان موجب شد که نتواند به موفقیتهای چشمگیری دست یابد.
تحقیقات درباره نقش براوین بهعنوان نخستین سفیر بلشویکی در ایران تا پیش از این پژوهش چندان گسترده نبود. اگرچه اطلاعات پراکندهای از برخی مورخان و خاطرهنویسان موجود بود، اما انتشار کتاب «میلاد زخم» اثر خسرو شاکری و تحقیقی جامعتر از سوی پژمان دیلمی، آگاهیهای تازهای در این زمینه ارائه کرده است. دیلمی، با تمرکز بر تأثیر براوین در تحولات جنبش جنگل، به ایجاد یک دیدگاه جامع در خصوص او پرداخته است.
علاوه بر این، اسناد موجود که بهعنوان مجموعهای کامل از آرشیو تاریخ ایران شناخته میشود، میتواند جزئیات بیشتری از مأموریت براوین و دیدگاههای سیاسی اولیه رهبران شوروی درباره ایران را نمایان کند. در این راستا، انگیزه پژوهش درخصوص براوین و اقداماتش در ایران از گفتوگویی با دکتر پژمان دیلمی ناشی شده است که وی به دلیل تمرکز بر جنبشهای اجتماعی اطلاعات ارزشمندی در این زمینه ارائه کرده است.در یک پژوهش تازه، شخصیت تاریخی «براوین» مجدداً مورد بررسی قرار گرفته و اطلاعات جدیدی از رابطه او با ایران در دوران جنگ جهانی اول و انقلاب بلشویکی ارائه شده است. این تحقیقات با مشاوره و راهنمایی «دیلمی» آغاز شد که آگاهیهای ارزشمندی درباره این دیپلمات روسی در اختیار محقق گذاشت. پژوهشگر با مراجعه به مراکز آرشیوی ایران و همکاری با محققین روسی، از جمله دکتر «ولادیمیر کولاکف»، اطلاعات فراوانی را جمعآوری کرده است. این تلاشها در نهایت پس از پنج سال به انتشار یک کتاب منجر شد.
کتاب مورد نظر به انتخاب عنوانی از سوی نگارنده و مشاوره با کارشناسان پژوهشی پرداخته که در آن به بررسی نگاه غالب دیپلماتهای روس به ایران و ایرانیان پرداخته شده است. این دیدگاه بهخصوص از زمان قاجار شکل گرفت و شامل نگاهی تحتالحمایگی به ایران میشود. در تاریخ دیپلماسی ایران، تنها تعداد معدودی از دیپلماتهای روسی نظیر «مینورسکی» و «براوین» به دلیل روابط مثبتشان با ایرانیان معروف شدهاند. براوین حتی بعد از انقلاب بلشویکی نیز به عنوان شخصیتی خوشنام در اذهان عمومی باقی مانده است.
کتاب به دو فصل تقسیم شده است. فصل اول به بررسی تحولات سیاسی و اجتماعی ایران در دوران انقلاب بلشویکی و تأثیر آن بر جنبش جنگل میپردازد و به نقش مهم براوین در این مقطع تاریخی میپردازد. فصل دوم حاوی اسنادی است که به ترتیب زمانی تنظیم شده و شامل دادههای تاریخی و سیاسی مرتبط با فعالیتهای براوین به عنوان نخستین سفیر دولت شوروی در ایران میباشد.
اسناد مورد بررسی عمدتاً از وزارت امورخارجه و همچنین از آرشیوهای ملی ایران، آرشیو آستان قدس و مجلس شورای اسلامی جمعآوری شده است. تمرکز اصلی بر دوره پیش از مأموریت براوین در تهران بوده، در حالی که اصولاً هدف بررسی ششماهه ماموریت او به عنوان نخستین سفیر بلشویکها در ایران بوده است. در انتها، تلاشهای نگارنده برای گردآوری اسنادی از آرشیوهای روسی نیز در این پژوهش لحاظ شده است.کولاکف، دانشیار تاریخ دانشگاه آستاراخان، اعلام کرد که تحقیقات وی در آرشیوهای روسیه هیچ مدرکی مختلفی درباره براوین به دست نیاورده است و تنها تصویری از وی برای مجموعه ارسال شده است. به گفته کولاکف، دلیل فقدان اسناد مربوط به براوین در آرشیوهای روسیه، عدم حضور او در این کشور میباشد. این موضوع از آنجا جالب توجه است که براوین به عنوان دیپلمات روسیه تزاری و سپس سفیر بلشویکی در تهران مکاتباتی با وزارت امور خارجه داشته است و معمولاً انتظار میرود که این مستندات در آرشیو روسیه موجود باشد. اما ظاهراً هیچ سندی درباره او در آرشیوهای مسکو و سنپترزبورگ موجود نیست. براوین که پس از یک ماموریت طولانی در ایران به روسیه بازگشت، به سرعت به ماموریتی در افغانستان اعزام و در قندهار به قتل رسید. از این رو، هیچ مدرکی از او در روسیه پیدا نشده است.
از نظر نوع خط اسناد، بیشتر آنها به خط نستعلیق و شکسته عصر قاجار نوشته شده که گاهی نیز شامل متونی به زبانهای غیر پارسی است. اگرچه خط نوشتاری اسناد معمولاً قابل خواندن است، برخی واژهها به دلیل ناخوانا بودن در متن دچار مشکل شدهاند. با این حال، خوانش مکرر متنها به منظور ترتیبدهی به آنها و ارائه متنی یکدست برای خوانندگان انجام گرفته است.
قبل از پژوهش در کتاب و اسناد، لازم است به تفاوتهای املایی بعضی اسامی و اصطلاحات توجه شود که ناشی از گوناگونی نویسندگان این اسناد است. به عنوان مثال، نام آخرین سفیر روسیه تزاری در ایران به طور مختلف به شکلهای «اِتر» و یا «اَطر» نوشته شده است. واژه «بلشویک» نیز به اشکال مختلفی چون «بالشویک» و «بولشویک» آمده است. این تنوع املایی به دلیل تعدد نگارندگان نامهها و گزارشهایی است که در این مجموعه مستندات تحت عنوان سند معرفی شده است.
ترتیب اسناد بر اساس سال و ماه نگارش آنها تنظیم شده است. با توجه به اینکه براوین ابتدا دیپلمات روسیه تزاری و سپس نماینده بلشویکیها بوده، اسناد مرتبط با این دو دوره اهمیت بسیاری دارد و در این راستا، دقت لازم برای رعایت تقدم زمانی صورت گرفته است. نخستین سند از تاریخ ۱۹ ذیقعده ۱۳۲۳ [۲۵ دی ۱۲۸۴] آغاز و آخرین سند متعلق به تاریخ ۱۷ ذیقعده ۱۳۳۸ [۱۲ مرداد ۱۲۹۹] است. هرچند براوین در تاریخ ۱۷ ذیالحجه ۱۳۳۶ ق. [سیویکم شهریور ۱۲۹۷] از مشهدساسر در ایران خارج شد، اخبار مرتبط با او همچنان در ایران در دسترس بوده است. گزارشی از اداره تحریرات انگلستان به تاریخ ۲۱ حمل ۱۳۰۰ خ. نیز نشاندهنده خرسندی انگلیسیها از قتل او در افغانستان است. به نظر میرسد این قتل بر اثر تحریک انگلیسیها صورت گرفته باشد؛ چرا که سفارت بریتانیا در تهران در زمان ماموریت براوین به طور مداوم در برابر اقدامات او کارشکنی میکرد. سفیر بعدی بلشویکها، کلومیتسوف، نیز پس از ورود به ایران به تحریک انگلیسیها تیرباران شد، حاکی از خصومت آنها نسبت به ورود نمایندگان بلشویکی در ایران است.











