تماس با ما

به گزارش خبرگزاری‌ها، در بهمن 1324، دو ماه پس از آغاز دادگاه‌های نورنبرگ برای رسیدگی به جنایات جنگی رهبران آلمان نازی در جنگ جهانی دوم، مجله اطلاعات هفتگی گزارشی از واکنش‌های برخی از متهمان، از جمله هرمان گورینگ، فرمانده نظامی و نزدیک‌ترین همکار آدولف هیتلر، هنگام دستگیری و محتوای نامه‌های آن‌ها به خانواده‌هایشان منتشر کرد.

گورینگ در لحظه‌ی دستگیری با نگرانی سؤال کرده بود: «نکند مرا فردا صبح تیرباران کنید؟» در همین حال، فون ریبن تروپ، وزیر امور خارجه هیتلر، با اعتراض به متفقین اظهار کرد: «من کاره‌ای نبودم، هیتلر تصمیم می‌گرفت و من اجرا می‌کردم.»

دکتر فرانک، وکیل هیتلر و فرماندار آلمان نازی، با کنایه‌ای تلخ گفت: «عجب! مرا جزو جنایتکاران جنگ قرار داده‌اند. واقعاً باعث تعجب من است!» در مقابل این وضعیت، اشترایشر، نماینده رایشتاگ، تنها کسی بود که خونسردی خود را حفظ کرده و گفت: «اگر دوباره قدرت پیدا کنم، همان نقشه را ادامه می‌دهم.»

اظهارات دکتر «لی»، وزیر کار سابق آلمان، بیش از همه جلب توجه کرد. او با عصبانیت بیان کرد: «چطور ممکن است در اینجا محبوس باشم؟ من بدون زن نمی‌توانم زندگی کنم!» او از همان ابتدا از دوری همسرش شکایت داشت و به تدریج این شکایت او به موضوعی قابل توجه تبدیل شد.

یک خبرنگار فرانسوی نیز اشاره کرده است که خودکشی دکتر لی به همین مسئله مرتبط بوده و گفته است که نامه‌ای از این موضوع خبر می‌دهد، گرچه هنوز مقامات متفقین موفق به دست‌یابی به آن نامه نشده‌اند.

گزارش جدید همچنین به نامه‌های سران نازی به خانواده‌هایشان توجه کرده و خاطرنشان می‌کند که این نامه‌ها به خوبی حال و روحیات این افراد را در شرایط بحرانی نشان می‌دهد.

در نخستین نامه گورینگ به همسرش، او از کاهش وزن 25 کیلوگرمی‌اش ابراز خوشحالی کرد و اضافه کرد: «گلی به جمال آمریکایی‌ها که مرا از بلای مخدرات نجات دادند! دیگر به هیچ مخدری معتاد نیستم.» این اظهارات و وضعیت روانی رهبران نازی در این دوران، نقطه عطفی در تاریخ معاصر محسوب می‌شود.**زندانیان نازی: زندگی در بند و احساسات درونی**

در میان نامه‌های زندانیان نازی، یکی از آن‌ها به نام «ریبن تروپ» از شرایط خود ابراز نارضایتی کرد. او به پزشکان خود اطمینان می‌دهد که مشکلات قلبی‌اش جدی نیست و قلبش به خوبی کار می‌کند. او از خانواده‌اش می‌خواهد که به او خبر شادی‌ها و خوشحالی‌هایشان را بدهند و نگرانی نداشته باشند. تروپ به سرنوشت خود تسلیم شده و در انتظار روزهای بهتر است.

در این بین، «ریبن تروپ» به تنهایی و سکوت زندان اشاره می‌کند و می‌گوید که حاضر است نصف ثروت خود را برای یک مکالمه کوتاه بپردازد. او از زندگی در شرایط سخت زندان ابراز ناخرسندی می‌کند و از رفتار نگهبانان شاکی است که او را از دیگر زندانیان دور نگه می‌دارند و در طول روز تنها نیم‌ساعت هوای تازه را در حیاط زندان تجربه می‌کند.

«فون نویرات» دیگر زندانی به شرایط سخت خود اشاره می‌کند و از این که باید تخت‌خوابش را خودش مرتب کند، ابراز نارضایتی می‌کند. او که سابقاً مقام مهمی داشته، از اینکه هنوز هم لباس شخصی بر تن دارد اما چیزهایی مثل کمربند و کفش را از او گرفته‌اند، گله می‌کند. وی از احساس بی‌احترامی ناشی از این شرایط رنج می‌برد و خواستار رفتار مناسب‌تری با خود است.

«اشترایشر»، یکی دیگر از زندانیان، به عقاید ضد یهودی خود ادامه می‌دهد و قاطعانه بر این باور است که نازی‌ها در برخورد با یهودیان حق داشته‌اند. او اطمینان دارد که روزی جهان به حقیقت این موضوع پی خواهد برد. این احساسات و تفکرات در میان زندانیان نازی در زندان‌های نورنبرگ، تصویر روشنی از وضعیت روحی و روانی آن‌ها را به نمایش می‌گذارد.### نامه‌های سران نازی‌ها از زندان به خانواده‌هایشان؛ در خلال دادگاه نورنبرگ

**فون پاپن: هر عمل مخالف با قانون طبیعی باطل است**

سیاستمدار باتجربه و کارکشته‌ای که به نظر می‌رسد ویژگی‌های سیاسی‌اش جزو تقدیر اوست، حتی در دوران زندان نیز هوش و تدبیر خود را از دست نداده است. در یکی از نامه‌هایش، او به صراحت می‌نویسد: «هر عملی که با قانون طبیعی و احکام الهی مخالف باشد، باطل و مستحق مجازات است.»

وقتی این نامه به دست مأمور سانسور رسید، وی در حاشیه آن نوشت: «به نظر می‌رسد که فعالیت‌های تحریک‌آمیز فون پاپن در تریکه، که خوشبختانه به نتیجه نرسید، به‌طور کامل مطابق با احکام طبیعی و الهی بوده است!»

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *