تماس با ما

به گزارش خبرگزاری، پس از پیروزی اسکندر مقدونی در نبرد گوگمل در سال ۳۳۱ پیش از میلاد، وی به عنوان فرمانروای امپراتوری ایران معرفی شد. داریوش سوم، رقیب او، به ساتراپی‌های شرقی فرار کرد تا مجدداً جنگ را ادامه دهد، اما تلاش‌هایش بی‌ثمر بود. این شرایط باعث شد که اسکندر بر سرزمین‌های اصلی امپراتوری پارس و ماد مسلط شود و چهار پایتخت اصلی آن – شوش، اکباتان، بابل و پرسپولیس – به تدریج در اختیار او قرار بگیرد. در سال بعد، پرسپولیس دچار آتش‌سوزی گسترده‌ای شد. نامشخص بودن دلیل این آتش‌سوزی، چه به عنوان یک اقدام عمدی و چه از روی خطا، سوالاتی را در میان مورخان باستان و معاصر به وجود آورده است.

اسکندر در ۳۳۶ پیش از میلاد و در سن ۲۰ سالگی جانشین پدرش، فیلیپ، شد و اقدامات خود را در جهت تثبیت حکومتش آغاز کرد. وی بر آن شد تا کنترل شهرهای یونانی را به دست آورد و با استفاده از دیپلماسی و قوه نظامی، دوباره بر اتحادیه کورینت که فیلیپ پایه‌گذار آن بود، تسلط یابد. این فرایند شامل نابودی شهر تبس، یکی از قدرت‌های سیاسی برجسته یونان، نیز می‌شد. تا سال ۳۳۴ پیش از میلاد، اسکندر برای حمله به امپراتوری هخامنشی آماده بود.

نیروهای اسکندر در نبردهای گرانیکوس و ایسوس پیروزی‌هایی چشمگیر به دست آوردند و راه را برای اشغال ساتراپی‌های غربی و مصر هموار کردند. اسکندر در سخنرانی‌ها و کتیبه‌های خود اعلام می‌کرد که هدفش «آزادی یونانیان» است. این آزادی به دو معنا بود: استقلال شهرهای یونانی در قلمرو هخامنشی و انتقام از حملات ایرانیان به یونان که در تاریخ ثبت شده است.

در سال ۳۳۱ پیش از میلاد، اسکندر در جنگ گوگمل به پیروزی رسید و این شکست برای داریوش سوم به سقوط دودمان هخامنشی انجامید. او به تصرف شهرهای مهم از جمله پرسپولیس در سال ۳۳۰ پیش از میلاد پرداخت و به زودی بخش‌های چوبی آن را در آتش سوزاند.

پرسپولیس، که به عنوان «شهر پارسیان» شناخته می‌شود، یکی از چهار پایتخت امپراتوری هخامنشی بود و در سال ۵۱۸ پیش از میلاد بنا شده بود. این شهر مرکز قدرت فرهنگی و سیاسی پارس به شمار می‌رفت، اما تنها پایتختی بود که ویران شد.

منابع تاریخی موجود درباره زندگی اسکندر مقدونی، معمولاً قرن‌ها پس از فوت وی نوشته شده‌اند و اطلاعات خود را به شکل‌های مختلف از آثار معاصران او کسب کرده‌اند. دیودوروس سیکولوس، تاریخ‌نگار یونانی که در سده اول پیش از میلاد نوشت، به بررسی زندگی اسکندر پرداخت و روایت او بر اساس منابع هم‌عصر وی است. پلوتارک نیز در سده اول میلادی به زندگی‌نامه اسکندر پرداخته و نظری انتقادی نسبت به اقدامات او ارائه کرده است.در روایت تاریخی درباره آتش‌سوزی شهر، دو دیدگاه متفاوت وجود دارد که هر یک به گونه‌ای خاص به شخصیت اسکندر می‌پردازد. بر اساس نقل‌قول پلوتارک، که به وقایع زندگی اسکندر نزدیک‌تر بود، این آتش‌سوزی نتیجه یک مهمانی بود که در آن اسکندر و سربازانش تحت تأثیر نوشیدنی‌های الکلی تصمیم به آتش زدن کاخ خشایارشا می‌گیرند. تائیس، یک روسپی آتنی که در این مهمانی حضور داشت، تحریک‌کننده این کار تلقی می‌شود و پلوتارک بیان می‌کند که او می‌خواست که این آتش‌سوزی به نوعی مجازات برای پارسیان باشد. در این روایت، اسکندر به‌عنوان فردی تحت‌تأثیر و تحریک‌شونده به تصویر کشیده می‌شود که پس از انجام این عمل، به سرعت از آن پشیمان شده و دستور خاموش کردن آتش را صادر می‌کند.

در مقابل، آریان، تاریخ‌نگار یونانی دیگر در سده دوم میلادی، روایتی متفاوت ارائه می‌دهد. او که در زمان‌های بعدتری می‌نوشت، بر اساس گزارش‌های دیگر هم‌زمانان اسکندر، هیچ نشانه‌ای از مستی یا پشیمانی را در روایت خود نمی‌آورد. در عوض، او تأکید می‌کند که اسکندر اقدام به آتش‌زدن شهر کرده تا انتقامی برای تخریب‌های گذشته پارسیان از یونانیان بگیرد. آریان معتقد است که این عمل از سوی اسکندر کاملاً عمدی و با هدف تحقق وعده‌هایش انجام شده است.

این دو روایت باعث ایجاد سوالاتی در مورد اعتبار و انگیزه‌های اسکندر می‌شود. پلوتارک و دیودوروس با تأکید بر درس‌های اخلاقی در تاریخ، سعی در آموزش مخاطبان خود دارند. در مقابل، آریان، به‌عنوان یک مدافع اسکندر، بعضاً به شکل غیرانتقادی به تشریح اعمال او می‌پردازد. این ویژگی‌ها موجب می‌شود که خوانندگان معاصر از هر دو روایت، برداشت‌های متفاوتی از خصلت‌ها و نیت‌های اسکندر داشته باشند. لذا، این رویداد نه تنها ابزاری برای درک تاریخ است بلکه بازتاب‌دهنده شخصیت چندوجهی اسکندر و نظرات مختلف درباره اوست.در تحلیل‌های مختلف تاریخی، برداشت‌های متنوعی از نقش شخصیت‌های کلیدی در وقایع گذشته ارائه شده است. به‌ویژه، برای افرادی که به داستان‌های تاریخی با ابعاد جذاب و رسوایی‌های آن توجه دارند، شخصیت تائیس به عنوان یک محور مهم مورد توجه قرار می‌گیرد. این تفسیرهای مختلف تا حدودی اعتبار دارند.

### **آزادی و انتقام در تاریخ یونان**
به رغم وجود برخی تفاوت‌ها در روایت‌ها، نکات عمومی مشترکی از این رویدادها قابل استخراج است. هر دو روایت به مفهوم انتقام از شهرهای یونانی، به‌ویژه آتن، اشاره می‌کنند. پلوتارک و دیودوروس به بیان این موضوع پرداخته‌اند که یک زن آتنی در لحظات روحیه‌باخته مطرح کرده، در حالی که آریان این موضوع را بخشی از یک طرح از پیش برنامه‌ریزی شده معرفی می‌کند. در واقع، انتقام‌جویی از دیگران یکی از دلایل اصلی لشکرکشی اسکندر بود که به حفظ اتحاد و وفاداری یونانیان سپاه او نیز کمک می‌کرد.

از این منظر، نابودی پرسپولیس می‌تواند نشانه‌ای از پایان یک دوره طولانی از طلب آزادی و انتقام‌جویی یونانیان باشد و نه صرفاً یک عمل بی‌برنامه.

### **ویران‌سازی به شیوه‌ای حساب‌شده**
عمل آتش‌زدن پرسپولیس ممکن است با اهداف کلی لشکرکشی اسکندر همخوانی نداشته باشد، زیرا پیش از آن، شهر تبس در ۳۳۵ پیش از میلاد به شدت تخریب شده بود. این اقدام، به‌عنوان تلاش تبس برای جدایی از اتحادیه کورینت تفسیر شده است و به‌منظور ترساندن دیگر شهرها برای اطاعت از قدرت مرکزی انجام شد. اقدامات مشابهی در برخورد با برخی دیگر از شهرها مانند مصر نیز مشاهده می‌شود که در آن‌ها رفتار ملایمی به کار گرفته شده است.

با این حال، استثنائاتی نیز وجود داشت. به‌طور مثال، در مورد شهر «صور» پس از یک محاصره طولانی، اقداماتی انجام شد که شامل به بند کشیدن افراد بود. لذا می‌توان گفت که تخریب پرسپولیس در چارچوب یک برنامه حساب‌شده و با هدف‌های سیاسی انجام شد.

دیودوروس و پلوتارک هر دو به موضوع خروج گنجینه پرسپولیس پیش از آتش‌سوزی اشاره می‌کنند، که می‌تواند حاکی از نیت قبلی و از پیش تعیین شده برای ویرانی باشد. این نکته بر خلاف فرضیه انتقادی از عمل تائیس به‌عنوان یک جوششی ناگهانی قوی‌تر است و ممکن است نشان دهد که تخریب پرسپولیس به دلیل نمادین بودن آن، با شدت بیشتری انجام شده است.

اسکندر در اکثر موارد با بزرگان هخامنشی رفتار محترمانه‌ای داشت و تخریب پرسپولیس می‌تواند یک استثنا به حساب آید. این اقدام شاید نشان‌دهنده نوعی پاسخ به خسارات وارده به آکروپولیس نیز باشد، از این جهت که پرسپولیس به عنوان مرکز پرقدرت و آیینی از نظر انتقامی از دیگر پایتخت‌ها مناسب‌تر بود. در حالی که دیگر پایتخت‌ها همچون همدان و شوش در امان ماندند، پرسپولیس از تخریب در امان نبود.

### **بررسی تائیس و مراسم مهمانی**
در این زمینه در مسأله تائیس و تصورات مربوط به او، تحقیقات بیشتری باید انجام شود تا بر جنبه‌های تاریخی و فرهنگی این واقعه تمرکز بیشتری صورت گیرد.**عنوان: تحلیل تاریخی از بزم مستانه و آتش زدن پرسپولیس به دست اسکندر**

داستان تائیس، معشوقه آتنی، در بزم مستانه‌اش، به دلیل جذابیت تاریخی‌اش، مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. این داستان به‌نظر نمی‌رسد کاملاً خیالی باشد و به‌احتمال زیاد، دیودور و پلوتارک با استفاده از منابع دست‌اول آن را نقل کرده‌اند.

یکی از ویژگی‌های ثابت زندگی درباری مقدونیان، بخصوص در دوران اسکندر و فیلیپ، وجود رسوایی‌های مستانه بوده است. همچنین مدارک دیگری حاکی از این است که تصمیمات اسکندر تحت تأثیر مصرف الکل گرفته شده است. شخصیت تائیس نیز به‌حدی با دقت توصیف شده که نمی‌تواند صرفاً اختراعی باشد.

با این حال، باید توجه داشت که بین «جشن‌های مستانه و آتش زدن شهر» و این ایده که «ویرانی شهر صرفاً به دلیل آن بزم‌ها بوده» تمایزهایی وجود دارد. استدلال نسبت به دومین ادعا پیچیده‌تر است، چرا که آتش زدن شهر به‌منزله تحقق اهداف سیاسی و استراتژیک خاصی بوده و در یک چارچوب وسیع‌تر از اقدامات اسکندر قرار می‌گیرد.

سوزاندن پرسپولیس، علاوه بر جنبه‌های نمایشی‌اش، نقطه عطفی در لشکرکشی‌های اسکندر محسوب می‌شود. این عمل بخشی از انتقام از ویرانی آکروپولیس و یورش‌ها به یونان بود و نشان‌دهنده وفای او به وعده‌هایش به اتحادیه کورنت بود. بسیاری از همراهان یونانی او به کشورشان بازمی‌گشتند و می‌توان نتیجه گرفت که بخش یونانی جنگ اسکندر به پایان رسیده بود. پس از این عمل انتقامی نمادین، پارسیان می‌توانستند به‌عنوان متحدان او درآیند.

جاه‌طلبی‌های اسکندر همچنان ادامه داشت. با تحقق وعده‌هایش، او به اهداف جدیدی در شرق نگاه می‌کرد و به‌دنبال ایجاد نخبگانی مشترک از مقدونیان و پارسیان و شکل‌گیری فرهنگی جدید برای پادشاهی بود. در این راستا، پرسپولیس به‌عنوان آخرین اقدام ناتمام اسکندر به‌عنوان پادشاه مقدونی و رهبر یونانیان محسوب می‌شود و اکنون او می‌توانست به عنوان «فرمانروای آسیا» خود را معرفی کند.

نویسنده: متیو فاستر، کارشناس ارشد قرون وسطی
منبع: www.thecollector.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *