به گزارش خبرگزاری **خبرآنلاین** و به نقل از ایبنا، کتاب «جنگ کره»، اثر گروه نویسندگان «یک ساعت تاریخ» و ترجمه نیلی انصاری، توسط انتشارات سفیر منتشر شده است. این کتاب به بررسی جنگ کره که بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ به وقوع پیوست، میپردازد. این جنگ که غالباً تحت تأثیر جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام قرار گرفته، بهعنوان «جنگ فراموششده» شناخته میشود. اما این اثر با یک تحلیل جامع و فصلبهفصل، این باور را به چالش کشیده و ابعاد مهم این درگیری را به تصویر میکشد.
این کتاب بهجای ارائه یک روایت یکسویه، جنگ کره را نتیجهای از تنشهای تاریخی، رقابتهای امپریالیستی و صفبندیهای ایدئولوژیک معرفی میکند که تغییرات عمدهای در سرنوشت کشور را رقم زد. با عبور از کلیشههای رایج، این اثر به خواننده امکان میدهد تا در تاریخ شبهجزیره کاوش کند و ریشههای بحرانی را بررسی کند که میتواند به یک جنگ هستهای منجر شود و در نهایت زخمی عمیق بر پیکر جهان باقی گذاشت.
**فصل اول: کره پیش از جنگ؛ از سه پادشاهی تا استعمار مدرن**
فصل نخست کتاب، با عنوان «کره پیش از جنگ جهانی دوم»، نگاهی به گذشته دارد تا جغرافیای سیاسی شبهجزیره کره را ترسیم کند. دوگانگی کنونی کره شمالی و جنوبی، نتیجه تقسیمبندی سال ۱۹۴۵ است. تاریخ کره، داستانی از وحدت و تفرقه است؛ از دوران باستان و رقابت سه پادشاهی (گوگوریو، بکجه و شیلا) تا تأسیس پادشاهی چوسان که بیش از پنج قرن به طول انجامید.
این بخش همچنین تأکید میکند که قدرتهای خارجی مانند چین و ژاپن نقشی کلیدی در تاریخ کره ایفا کردهاند. از حمله مغولها تا نفوذ قدرتهای اروپایی، این کشور همیشه تحت فشارهای بینالمللی بوده است. فصل اول تلاش میکند تا دلایل آسیبپذیری شبهجزیره در آستانه قرن بیستم را روشن کند و به تبعات آن بپردازد.
**فصل دوم: پایان جنگ جهانی و آغاز جنگ سرد؛ تقسیم یک ملت**
فصل دوم، با عنوان «پایان جنگ جهانی دوم و آغاز جنگ سرد»، به یکی از مهمترین مقاطع تاریخ کره میپردازد؛ آزادی از سلطه ژاپن و ورود به رقابت دو ابرقدرت. نویسنده با اشاره به شکاف عمیق ایدئولوژیک، کیفیت بلاتکلیفی کره را پس از تسلیم ژاپن توضیح میدهد. متفقین، بهویژه ایالات متحده و شوروی، تمایل به اعطای استقلال کامل نداشتند و هرکدام به دنبال منافع خود بودند.
تلاش مردم کره برای تشکیل حکومت مستقل تحت نام «جمهوری خلق کره» با موانع زیادی مواجه شد و تقسیم کشور به دو نیمه در امتداد مدار ۳۸ درجه به بحران اصلی تبدیل گردید. این خط فرضی به مرز تنشهای ایدئولوژیک تبدیل شد، و منجر به شکلگیری دو کشور با تاریخ مشترک اما منافع متضاد گردید.
**فصل سوم و چهارم: آغاز جنگ و نقش ایالات متحده؛ از توهم تا واقعیت**
در فصل سوم، کتاب به تهاجم ۲۵ ژوئن ۱۹۵۰ میپردازد، که این رویداد آغازگر یک سلسله جنگ و ناامنی در شبهجزیره بود.### آغاز جنگ و تنشها
جنگ کره بهطور رسمی شروع شد، اما تنشها پیش از آن به اوج خود رسیده بودند. کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی، با باور به امکان تحقق یک پیروزی سریع، تلاش داشت تا حمایتهای خارجی را جلب کند. این دوران از دیپلماسی رازآلود را به تصویر میکشد؛ از سفر کیم به مسکو و تردیدهای اولیه استالین گرفته تا تغییر نظر او در سال ۱۹۵۰. عواملی مانند خروج نیروهای آمریکایی، تقویت کمونیستها در چین و دستیابی شوروی به بمب اتمی، استالین را به این نتیجه رساند که زمان اقدام جسورانه فرارسیده است.
### واکنش غرب به تهاجم
فصل چهارم به بررسی چگونگی واکنش غرب به این حمله میپردازد. سازمان ملل به سرعت کره شمالی را محکوم کرد، اگرچه این اقدام بدون حضور نماینده شوروی صورت گرفت که جلسه را تحریم کرده بود. کتاب به نقش اساسی هری ترومن، رئیسجمهور وقت آمریکا، تأکید میکند. ترومن که نمیتوانست شاهد سقوط کشورهای دیگر به دامان کمونیسم باشد، در تصمیم به مداخله جدی بود. یکی از مهمترین جنبههای این جنگ، تصمیم ترومن در عدم استفاده از سلاح هستهای بود که میتواند مسیر تاریخ را دگرگون کند.
### تشدید درگیری و بنبست
فصل پنجم، تحت عنوان «آتش جنگ کره تندتر میشود»، تصویری وحشتناک از آغاز جنگ ارائه میدهد. پیشروی سریع نیروهای کره شمالی و عقبنشینی نیروهای آمریکایی و کره جنوبی موجب بروز یک فاجعه انسانی شد. نویسنده به جنایات جنگی هر دو طرف اشاره کرده و نشان میدهد که با پیشروی شمالیها، تصفیههای سیاسی و ایدئولوژیک بر ضد روشنفکران و هنرمندان شدت گرفت. بیانیه تهدیدآمیز ژنرال داگلاس مکآرتور به کیم ایل سونگ نشاندهنده استیصال رهبران آمریکایی در آن دوران بود.
فصل ششم با عنوان «بنبست مدار ۳۸ درجه شمالی»، به یکی از بحثبرانگیزترین تصمیمات جنگ میپردازد: عبور نیروهای سازمان ملل از مدار ۳۸ درجه. کتاب به تردیدهای رهبران آمریکا پرداخته و میپرسد آیا این حرکت چین و شوروی را به جنگ نخواهد کشید؟ با وجود این نگرانیها، ترومن چراغ سبز را به مکآرتور نشان داد، که منجر به واکنش چین شد. در اول اکتبر، چین به طور رسمی وارد جنگ شد و جنگ را به یک بنبست فرسایشی در مدار ۳۸ درجه کشاند.
### میراث جنگ
فصل پایانی، تحت عنوان «پس از جنگ»، به تحلیل میراث جنگ کره میپردازد. آتشبس ۱۹۵۳ به صلح منجر نشد و مرز بین دو کره همچنان به یکی از نظامیترین مناطق جهان باقی ماند. نویسنده تضاد میان «جهانی باز و جهانی بسته» را به تصویر کشیده و کره جنوبی پویا را در برابر کره شمالی منزوی و مجهز به سلاح هستهای قرار میدهد. این فصل به روشنی نشان میدهد که جنگ کره چگونه ساختار جنگ سرد را تثبیت کرده و نظامیگری جهانی را تشدید کرد.
در نهایت، کتاب «جنگ کره» روایتی جامع از این «جنگ فراموششده» ارائه میدهد و اهمیت آن را در درک دنیای معاصر برای ما یادآوری میکند.











