تماس با ما

**محمدعلی فروغی: سیاستمداری ادیب با نقش تاریخی**

رضا مختاری اصفهانی، محقق و سندپژوه، در تحلیل شخصیت محمدعلی فروغی، به ویژگی‌های خاص وی اشاره می‌کند. از دید او، فروغی نه تنها سیاستمداری با افکار روشن بلکه فردی بود که از انتقادها هراسی نداشت و تمام عمر در عرصه سیاست فعال ماند. او در عین حال به دنیای ادبیات نیز تعلق داشت و هیچگاه این عرصه را رها نکرد. این خصوصیات به منش خانوادگی او برمی‌گردد. فروغی از نسل حاج ملامؤمن اصفهانی، از شخصیت‌های برجسته دوران صفوی، محسوب می‌شود و جدش نیز نویسنده کتابی معتبر درباره تاریخ اصفهان است. با این حال، او همواره با اتهاماتی درباره یهودی‌تباری‌اش روبه‌رو بود.

پدر محمدعلی، محمدحسین، از شاعران دربار ناصری بود که لقب «فروغی» را شاه قاجار برای او انتخاب کرده بود. او به عنوان نزدیکان محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه به مقام ریاست دارالترجمه و انطباعات ناصری رسید. محمدحسین، که علیه آثار او به عنوان ویراستار فعالیت داشت، از بنیان‌گذاران نشریه «تربیت» به شمار می‌رفت که به ترویج فرهنگ و ادبیات ایرانی و همچنین آگاهی ملّت نسبت به تجدد و نوآوری کمک کرد.

محمدعلی به عنوان فرزند محمدحسین، در ۲۵ خرداد ۱۲۵۶ در تهران زاده شد و تحصیلات خود را از پدر آغاز کرد. او همچنین به یادگیری زبان‌های مختلف٫ نظیر فارسی، عربی، انگلیسی و فرانسه، واسطه مطالعه کتاب‌ها پرداخت. در سن دوازده سالگی، به درخواست اعتمادالسلطنه، به دارالفنون رفت، ابتدا به تحصیل پزشکی مشغول شد، اما سپس با علاقه بیشتری به فلسفه و ادبیات روی آورد. تحصیل فلسفه او در مدارس مختلف تهران و مطالعاتش درباره فیلسوفان غربی مسیر علمی‌اش را تعیین کرد.

از آنجا که فروغی به زبان‌های خارجی تسلط داشت، به استخدام دارالترجمه درآمد و در ۱۷ سالگی به عنوان جوان‌ترین فرد این نهاد فعالیت کرد. او همچنین در تدریس در مدارس معتبر تهران، از جمله دارالفنون و مدرسه سیاسی، مشارکت داشت و با درگذشت پدرش، ریاست این مدرسه را عهده‌دار شد. لقب «ذکاءالملک» نیز از محمدعلی‌شاه به او اعطاء شد.### محمدعلی فروغی؛ چهره تأثیرگذار دوران مشروطه

**ورود به عرصه سیاسی**

مدرسه سیاسی در تحولات مشروطه نقشی کلیدی ایفا کرد. حسن مشیرالملک، مؤسس این مدرسه به همراه اعضای خانواده‌اش، میرزانصرالله‌خان مشیرالدوله و میرزاحسین مؤتمن‌الملک، در صدور فرمان مشروطه سهم بسزایی داشتند. فارغ‌التحصیلان این مدرسه، مانند علی‌اکبر دهخدا، به عنوان مشروطه‌خواهان مطرح شناخته می‌شدند. محمدعلی فروغی نیز با آغاز مشروطه بر صحنه سیاست وارد شد و از سوی نخستین رئیس مجلس اول، مرتضی‌قلیخان صنیع‌الدوله، برای تشکیل دبیرخانه مجلس دعوت گردید. او مسئولیت تنظیم مقررات و مدیریت اداری مجلس را بر عهده گرفت.

**جایگاه میانه‌روی در سیاست**

فروغی در دوران نخست مشروطه به جناح میانه‌رو تعلق داشت که شامل چهره‌هایی چون میرزامحمودخان احتشام‌السلطنه بود. این گروه بیشتر متشکل از اعضای “جامع آدمیت” به رهبری عباسقلی قزوینی بود. فروغی فعالیت‌های سیاسی خود را در این تشکیلات آغاز کرد و پس از تعطیلی آن، به عنوان یکی از بنیان‌گذاران «لژ بیداری ایران» شناخته شد. این لژ نقش مهمی در تربیت رجال سیاسی آینده داشت و تأکید بر ترویج ملی‌گرایی و تجدد غربی از طریق فرهنگ و آموزش بود.

**تأسیس «شرکت فرهنگ»**

با درک اهمیت فرهنگ، فروغی به همراه گروهی از دانش‌آموختگان مدرسه، اقدام به تأسیس «شرکت فرهنگ» کرد. این شرکت در زمینه‌کارهای آموزشی، تألیف و ترجمه فعالیت می‌کرد. از جمله بنیان‌گذاران آن می‌توان به عبدالله مستوفی، علی‌اکبر داور و سیدعلی نصر اشاره کرد. فروغی در این شرکت نیز به اجرای نمایشنامه‌هایی پرداخت که هدف‌اش آشنا کردن ایرانیان با ادبیات نمایشی غرب بود.

**نقش در مجلس دوم**

مجلس دوم شاهد حضور فعالانه فروغی بود. او با آمدن به مجلس به سرعت در مراتب مدیریتی پیشرفت کرد و به عنوان منشی مجلس و سپس نایب رئیس برگزیده شد. هرچند ریاست او به دلیل اتهام عدم بی‌طرفی کوتاه بود، ولی او در غیاب رئیس، جلسات را اداره می‌کرد. با این حال، مجلس دوم نیز با دستور نایب‌السلطنه، ناصرالملک، به تعطیلی کشیده شد و این امر آخرین ورود او به این نهاد انتخابی بود.

**مدیریت قضائی و تدریس به شاه**

پس از آنکه فروغی از وزارت مالیه به وزارت عدلیه منتقل شد، توانمندی‌های خود را در این منصب به نمایش گذاشت. هرچند به دلیل اختلافات با رئیس‌الوزرا از این مقام کناره‌گیری کرد، اما به عنوان نخستین رئیس دیوان عالی تمییز منصوب شد و به اصلاحات قضائی پرداخت. او تا زمان تشکیل دولت حسن مستوفی‌الممالک در این سمت باقی ماند و در این دوران معلم احمدشاه و برادرش، محمدحسن‌میرزا، نیز بود.

هیأت ایرانی با ادعای غیرقابل تحقق بازپس‌گیری مناطق از دست رفته به کنفرانس صلح پاریس رفت. این ادعاها نه‌تنها امکان طرح نیافت، بلکه به واسطه نفوذ بریتانیا، نمایندگان ایران نتوانستند در کنفرانس شرکت کنند.

کنفرانس صلح پاریس

فروغی پس از دوره مشیرالدوله، مدت زمان قابل توجهی از فعالیت‌های سیاسی دور بود و به نظر می‌رسید که در کابینه‌های مختلف، نظیر کابینه‌های عبدالمجید میرزا عین‌الدوله، عبدالحسین میرزا فرمانفرما و محمدولی‌خان تنکابنی جایی نداشته باشد. اما مقام او به حدی مهم بود که به عنوان عضو هیأت اعزامی ایران به کنفرانس صلح پاریس انتخاب شد. ریاست این هیأت بر عهده علیقلی‌خان مشاورالممالک، وزیر امور خارجه، بود و فرزندش، عبدالحسین، نیز از اعضای هیأت بود. فروغی در یادداشت‌های خود درباره این سفر دیپلماتیک، رفتارهای غیرظریف عبدالحسین را به تصویر کشیده است. دیگر اعضای هیأت شامل میرزاحسین‌خان معین‌الوزاره (علاء)، انتظام‌الملک و آدولف پرنی، مستشار عدلیه بودند. در حالی که هیأت با ادعاهای غیر واقعی درباره بازپس‌گیری مناطق به پاریس سفر کرده بود، به دلیل نفوذ بریتانیا در این نشست، مجالی برای طرح این ادعاها پیدا نکردند. به همین دلیل بیشتر وقت خود را صرف گردش و تفریح کردند. با این حال، فروغی فرصتی برای تعامل با میرزامحمدخان (علامه قزوینی) داشت و در عین حال از جاذبه‌های مدرنیته پاریس، از جمله تئاتر و اپرا غافل نشد و حتی به تجربه فعالیت‌های جدیدی مانند اسکی‌سواری روی آب پرداخت، در حالی که دیگر اعضای هیأت به دلیل ترس از این فعالیت خودداری کردند. همچنین، او چند سخنرانی درباره تاریخ و ادبیات ایران در فرانسه و آلمان ارائه داد.

حسن وثوق‌الدوله، رئیس‌الوزرا، در حال مذاکره با بریتانیایی‌ها برای امضای قرارداد ۱۹۱۹ بود، و بخشی از هیأت به لطف وثوق‌الدوله در اروپا باقی ماندند تا با وزیر خارجه جدید، نصرت‌الدوله فیروز، در مقدمات این قرارداد همکاری کنند.

فروغی و قرارداد ۱۹۱۹

گرچه این سفر تجربیات مثبتی به همراه داشت، اما سایه تلخی آن بیشتر بر شیرینی‌اش غلبه داشت. هیأت ایرانی علاوه بر سرگردانی ناشی از نفوذ بریتانیا، از طرف دولت ایران نیز با بی‌مهری مواجه شد. وثوق‌الدوله در حال مذاکره با بریتانیا برای عقد قرارداد ۱۹۱۹ بود و فروغی توانست به کمک او در اروپا بماند و در امور قراردادی با نصرت‌الدوله فیروز مشارکت کند. تلخی این تجربه را می‌توان از طریق نامه‌های او به نزدیکانش تشخیص داد. او در یکی از نامه‌ها به محمود وصال می‌نویسد که دیگر ملت‌ها نمی‌توانند به تنهایی عمل کنند و کشورها باید در معادلات بین‌المللی مشارکت داشته باشند، و او نگران بود که در صورتی که در ایران تحولی رخ ندهد، سرنوشت کشور تحت سلطه دیگر کشورها قرار گیرد.

او در مراسم تاج‌گذاری به همراه عبدالحسین تیمورتاش و سرداراسعد بختیاری یکی از سه تاج را که «تاج کیان» نامیده می‌شد، در دست داشت.مدیریت گذار از قاجاریه به پهلوی

فروغی پس از بازگشت به ایران در دوران پس از ناکامی وثوق‌الدوله و قرارداد ۱۹۱۹ حضور یافت و تا زمان ریاست‌جمهوری حسن مستوفی‌الممالک در دیوان تمییز مشغول به کار بود. از ۲۵ بهمن ۱۳۰۱ به دولت وارد شد و مسئولیت وزارت امور خارجه (در کابینه مستوفی) و مالیه (در کابینه مشیرالدوله) را بر عهده گرفت. در دوره ریاست‌جمهوری رضاخان سردارسپه، او به عنوان وزیر امور خارجه و سپس وزیر مالیه خدمت می‌کرد. در زمان تصدی وزارت خارجه، ماجرای جمهوری‌خواهی و قتل ماژور ایمبری، کنسول‌یار ایالات متحده نیز به وقوع پیوست.**ایران و تحولات سیاسی اوایل پهلوی: رئیس‌الوزرای رضاشاه و چالش‌های دیپلماتیک**

پس از سقوط قاجاریه به دست مجلس پنجم، رضاخان در مقام رئیس «حکومت موقتی مملکت» پورفرخ فروغی را به کفالت رئیس‌الوزرا منصوب کرد. وی با مدیریت برگزاری انتخابات مجلس مؤسسان و مراسم تاج‌گذاری رضاخان، انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی را تسهیل نمود. در مراسم تاج‌گذاری، فروغی به همراه شخصیت‌هایی نظیر عبدالحسین تیمورتاش و سردار اسعد بختیاری یکی از تاج‌های نمادین را در دست داشت. خطابه معرفی‌اش به تاریخ ایران از دوران پیشدادیان تا نادرشاه پرداخت و با مقایسه نادرشاه و رضاشاه به نقطه نهایی حیرت‌انگیزی رسید، مبنی بر این‌که تاج‌گذاری نشان‌دهنده بازگشت عزت و سربلندی برای ملت ایران است.

**تنش در دولت: وزارت جنگ و مخالفت‌های مصدق**

فروغی به عنوان نخستین رئیس‌الوزرای سلطنت رضاشاه، انتخابات مجلس ششم را برگزار کرده و پیش از آغاز فعالیت آن از سمتش کناره‌گیری کرد. پس از آن، به عنوان وزیر جنگ منصوب شد، مقامی که بیشتر جنبه تشریفاتی داشت. در این میان، محمد مصدق‌السلطنه به دلیل نامه‌ای که فروغی در زمان ریاست‌اش به دو سفارت شوروی و بریتانیا نوشته‌ بود، با انتصاب او مخالفت کرد. این نامه حاکی از موافقت او با محاکمه اتباع این کشورها در وزارت خارجه به جای عدلیه بود که به نوعی پذیرش کاپیتولاسیون تلقی می‌شد. با این حال، فروغی تا خرداد ۱۳۰۶ در وزارت جنگ ماند و بعد از آن به فرانسه سفر کرد.

**سفارت ایران در آنکارا: چالش‌های سیاسی و نزدیکی به شوروی**

در حین اقامت در پاریس، تیمورتاش به فروغی اطلاع داد که سفیر ایران در آنکارا شده است. به نظر می‌رسید تیمورتاش نمی‌خواست فروغی در تهران باشد، چرا که ممکن بود تهدیدی برای قدرت بی‌چون و چرای او باشد. میان این دو اختلاف نظرهایی به ویژه در سیاست خارجی وجود داشت. فروغی در اظهاراتش به نزدیک شدن به اتحاد جماهیر شوروی و دوری از بریتانیا اشاره کرد و معتقد بود که تنش در روابط با انگلیس می‌تواند برای ایران عواقب سوئی به دنبال داشته باشد.

او همچنین در مقام وزارت امور خارجه از سیاستی دوری‌گزینانه نسبت به روس‌ها پیروی کرد و بر محدودیت نهادهای نزدیک به شوروی تاکید داشت. با وجود این، فرماندهی سیاست‌ها تحت کنترل تیمورتاش بود و هرگونه تغییر در وضعیت فروغی، تنها با رضایت رضاشاه ممکن بود. در مقام ریاست نمایندگی ایران در جامعه ملل، فروغی تلاش کرد تا از مسائل جنجالی دوری کند و مسئولیت‌های خود را به معاونش، حسین علاء، واگذار کند.### سیاست‌های دوری از روسیه و تأسیس نهادهای فرهنگی

پس از کاهش نفوذ تیمورتاش در تهران، وزیری به نام فروغی به ایران بازگشت و مسئولیت وزارت امور خارجه و اقتصاد ملی را در دولت مهدیقلی هدایت برعهده گرفت. در این مقام، او رویکردی اتخاذ کرد که به عنوان دوری از روسیه شناخته می‌شود، از جمله اعمال محدودیت بر مؤسسات مرتبط با شوروی همچون مدارس و کنسول‌گری‌ها. در این زمان، چالشی عمده در مورد تجدیدنظر در قرارداد دارسی پدیدار شد؛ تلاشی که فروغی به همراه علی‌اکبر داور و سیدحسن تقی‌زاده برای آن صورت داد اما در نهایت به دخالت رضاشاه و ناکامی انجامید.

### اقدامات فرهنگی و تأسیس دانشگاه تهران

فروغی در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۳۱۲ به‌عنوان جایگزین مخبرالسلطنه هدایت منصوب شد و در دوران دوم ریاست‌الوزرایی خود گام‌های مهمی در عرصه فرهنگ برداشت. از جمله این اقدامات می‌توان به برگزاری هزاره فردوسی، تأسیس دانشگاه تهران و فرهنگستان ایران اشاره کرد. اگرچه برخی از این اقدامات پیشینه‌ای طولانی داشتند، خود او در طرح‌هایی چون آرامگاه فردوسی نقشی کلیدی ایفا کرد و در تأسیس فرهنگستان تلاش کرد تا از افراط در استفاده از واژه‌های خارجی جلوگیری کند و به استفاده متعادل از فرهنگ جهانی تاکید ورزد.

### کناره‌گیری از مقام و چالش‌ها

فروغی با ابلاغ فرمان رضاشاه و تحت فشارهای سیاسی از مقام خود کناره گرفت. وی به ویژه با سیاست کشف حجاب اجباری مخالفت داشت و اعتقاد داشت که این اقدام بدون آموزش کافی می‌تواند به هرج و مرج اخلاقی منجر شود. این مخالفت به ویژه در شرایط بحرانی تبدیل کلاه پهلوی به شاپو نمود پیدا کرد که مقاومت‌های شدیدی را از سوی مردم به دنبال داشت.

### مقابله با فروپاشی سیاسی

در دوران عزلت و انزوای سیاسی، فروغی به تصحیح آثار سعدی پرداخته و به رغم فشارهای خارجی از سوی بریتانیا و شوروی، توانست از فروپاشی ساختار سیاسی جلوگیری کند. پس از اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰، رضاشاه دوباره به سراغ او آمد و درخواست کرد تا به نخست‌وزیری بازگردد. این نشان‌دهنده اعتماد دوباره شاه به او در شرایط بحرانی و پیچیده کشور بوده است.در پاسخ به سوالاتی درباره پذیرش دعوتی، میرزا ابوالحسن‌خان فروغی بیان کرد که احترام و مقام‌هایی که مردم ایران به او و خانواده‌اش در طول زندگی‌شان داده‌اند، دلیلی قاطع برای پاسخ مثبت به این دعوت است. او اظهار داشت که اکنون که مردم به او نیاز دارند، نمی‌تواند پاسخ منفی دهد.

فروغی در خلال آخرین دوره نخست‌وزیری‌اش با وجود فشارهای دو قدرت بزرگ یعنی شوروی و بریتانیا، به‌طور مؤثر از فروپاشی ساختار سیاسی کشور جلوگیری کرد و با استعفای رضاشاه، انتقال سلطنت به ولیعهد او را تسهیل کرد. او متن استعفای رضاشاه را نگاشت و در بخش پایانی آن به موضوع پیروی از منافع کشور اشاره کرد و بیان نمود که از این تاریخ به‌عنوان ولیعهد قانونی شناخته خواهد شد.

فروغی در تلاش برای تبدیل وضعیت اشغال به یک اتحاد، به امضای پیمان اتحاد سه‌جانبه روی آورد تا خروج اشغالگران پس از پایان جنگ را تضمین کند. این اقدام او مورد انتقادهای فراوانی قرار گرفت و حتی در یکی از نطق‌هایش در مجلس، یکی از تماشاگران به او حمله کرد. با این حال، او با متانت به این حادثه واکنش نشان داد و گفت که اعتراضات ناشی از عدم آگاهی برخی افراد است و باید عقلای کشور به حقیقت توجه کنند.

برای تضمین اجرای پیمان پس از جنگ، او ایالات متحده را به‌عنوان شریک استراتژیک دخیل کرد. این سیاست او نشان از دوراندیشی‌اش داشت، به‌ویژه در زمان بحران آذربایجان. فروغی تا اسفند 1320 نخست‌وزیر بود و پس از آن به سمت وزیر دربار پهلوی دوم منصوب شد؛ سمتی که مقایسه‌اش با مقام وزیر دربار تیمورتاش، بسیار محدودتر بود. او که در حال تدارک سفر به واشنگتن به‌عنوان سفیر ایران بود، در پنجم آذر 1321 به دلیل سکته قلبی درگذشت.

میراث فروغی نه تنها در سیاست، بلکه در ادبیات و اندیشه نیز تأثیرگذار است. او با تألیف، تصحیح و ترجمه آثار مهمی، اثری ماندگار از خود به‌جای گذاشته که همچنان به عنوان منابع معتبر مورد استفاده قرار می‌گیرند. مشی سیاسی او نیز به‌عنوان الگویی مهم برای دوران معاصر به‌شمار می‌آید.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *