به گزارش خبردونی و به نقل از عصرایران، تاریخ نشاندهنده یک حقیقت تلخ است؛ در حالی که اختراعات به یاد ماندنی میشوند، نام مخترعان غالباً فراموش میگردد. این داستان تکراری از انسانهایی با ذهنی پیشرفته روایت میشود که ایدههایشان تمدن را دگرگون میکند، اما خود در نهایت در سایه قرار میگیرند. نتیجه کار آنها به جیب سرمایهداران و شرکتها میرود و در عوض، مخترعان با بدهی و مشکلات مختلف روبهرو میشوند.
این وضعیت بر زندگی بسیاری از مخترعان تاثیرگذار حاکم بوده است. نیکولا تسلا، معروف به مردی که دنیا را درخشان کرد، با وجود ایجاد سیستم برق متناوب و نقش حیاتیاش در صنعت برق، در پایان زندگی و در تنهایی، در یک اتاق هتل در نیویورک و تقریباً بیپول جان سپرد.
چارلز گودیر، مخترع روش ولکانیزاسیون لاستیک، نیز نتوانست از اختراعش محافظت کند و در شرایط مالی دشواری قرار گرفت. او سالها را در زندان گذرانید و به بدهکاری دچار شد.
فایلو فارنسورث، خالق تلویزیون، با شرکتهای بزرگ در جنگ بود و در نهایت دچار فرسایش روحی و مالی شد، در حالی که میلیاردها نفر از اختراعاتش استفاده میکردند.
ادوین آرمسترانگ، مخترع رادیو FM، نیز با وجود دستاوردهای برجستهاش، در نبردهای حقوقی و مالی شکست خورد و در نهایت هم اختراعاتش و هم زندگیاش را از دست داد.
رودولف دیزل، مخترع موتور دیزل، در شرایط نامشخصی درگذشت و بازیگران اصلی اختراعاتش به ثروت رسیدند.
آنتونیو موئچی، که پیش از گراهام بل تلفن را اختراع کرده بود، به دلیل فقر از حق ثبتنامش محروم شد و تاریخ به نفع بل تغییر کرد.
لو پرنس، پدر سینما، نیز پیش از شناخته شدن کارش ناپدید شد و نامش همواره در سایه باقی ماند.
جان پمبرتون، مخترع کوکاکولا، فرمولش را با مبلغ ناچیزی فروخت و در فقر از دنیا رفت.
مری اندرسون، خالق برفپاککن، نیز هرگز ثمره اختراعاتش را نکاشت و حقش منقضی شد.
این داستانها به وضوح نشاندهنده یک الگوی تکرار شونده در تاریخ هستند؛ نبوغ علمی به تنهایی کافی نیست و تمایز بین خلاقیت و ثروتسازی جایی است که بسیاری از نوابغ دچار شکست شدهاند. در حالی که جهان به خاطر آنها به جلو رفته، آنها اغلب در تنهایی باقی ماندهاند.











