تماس با ما

تفکر درباره ترور شاه در کاخ مرمر/ تأثیر مطالعات عاشقانه بر ورودم به دنیای سیاست

تفکر درباره ترور شاه در کاخ مرمر/ تأثیر مطالعات عاشقانه بر ورودم به دنیای سیاست

به گزارش خبرگزاری **خبرآنلاین** و به نقل از ایبنا، کتاب «نقطه تسلیم» به خاطرات شفاهی محمود امینی، معروف به «حاج امینی»، می‌پردازد و نگاهی به تاریخچه تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله از بهمن ۱۳۶۰ تا ارتقای این یگان به لشکر در پاییز ۱۳۶۱ دارد. نویسنده این خاطرات، به جز یک دوره، همواره در این یگان فعال بوده است. بخش ابتدایی کتاب به معرفی محله قیطریه تهران و دوران تحصیل و جوانی محمود امینی اختصاص دارد و اطلاعاتی درباره وضعیت خانواده، محله و مدرسه ارائه می‌دهد. در ادامه، بخشی از کتاب «نقطه تسلیم» به اهتمام حسین بهزاد، مسعود ده‌نمکی و علی جعفرآبادی از انتشارات ۲۷ بعثت نقل می‌شود.

**تجربه دسته‌جمعی سینما با همکلاسی‌ها**

محمود امینی در خاطراتش به خاطرات دبیرستان اشاره می‌کند. او به مرکز تهران و دبیرستان «شاهپور» رفت و به دنبال ثبت‌نام در رشته ریاضی بود. پس از عدم پذیرش در این دبیرستان، به دبیرستان دیگری به نام «رضا پهلوی» رفت و با تشکیل یک کلاس جدید ریاضی، به تحصیل ادامه داد. در این زمان، مدیریت دبیرستان بلیط‌های سینما را به دانش‌آموزان می‌داد و امینی نخستین تجربه‌های سینمایی خود را با همکلاسی‌ها داشت. این دوره، منجر به شکل‌گیری علاقه او به شعر و سیاست شد.

امینی از هر کتابی که به دستش می‌رسید، می‌خواند و در کتابخانه عمومی باغ فردوس عضو بود. او به مطالعه آثاری چون «بینوایان» و «جنگ و صلح» پرداخت و همچنین کتاب‌های مذهبی مانند آثار مطهری و شریعتی را نیز از دوستانش دریافت می‌کرد. یکی از انشای او درباره حجاب، الهام گرفته از کتاب مطهری بود.

**انتقادات به حزب رستاخیز**

از اوایل ۱۳۵۴، ثبت‌نام اجباری در حزب رستاخیز آغاز شد که شاه ادعا کرد، عدم ثبت‌نام به معنای عدم ایرانی بودن است. در این میان، دبیر ریاضی امینی به تشریح فلسفه این حزب پرداخت و آن را ابزاری برای کنترل مردم دانست. پس از پایان سال تحصیلی، امینی به دنبال کار‌های فصلی رفت و یادآور شد که در این فرآیند تجربه‌های مختلفی را کسب کرده است.**گزارش از فعالیت‌ها و تجربیات یک جوان در حوزه سنگ‌کاری و خدمات نظامی**

مردی که در حرفه‌ی خیاطی و فرش‌فروشی فعالیت‌های ابتدایی خود را آغاز کرده، به تدریج به کار سنگ‌کاری نمای ساختمان‌ها روی آورد. او با برادرش، رحمت‌الله، که دارای ارتباطاتی در این رشته بود، به این حرفه وارد شد. این مرد به خاطر ارتباطات خانوادگی، با مستاجرانی که عمدتاً در زمینه سنگ‌کاری فعالیت داشتند، آشنایی پیدا کرد. در یکی از روزهای پاییز، زمانی که به عنوان کارگر سنگ‌کار مشغول به کار بود، در طی یک سفر به میدان ولی‌عصر، گواهی بر شرایط دشوار کاری و دستمزدهای پایین را تجربه کرد.

این فرد تا پیش از خدمت سربازی در سال ۱۳۵۴، همواره در تلاش بود که کارهایی در زمینه طراحی و چیدمان سنگ نمای ساختمان بیابد. در این دوران، میزان درآمد روزانه‌اش فقط چند تومان بود. اما بلافاصله پس از انقلاب، با ارتقاء به مقام استادکاری، درآمد روزانه‌اش به ۲۰۰ تا ۳۰۰ تومان افزایش یافت. او به همراه برادرش، مواد اولیه را با کمترین هزینه از میدان شوش تهیه می‌کردند تا هزینه‌ها را کاهش دهند.

در سال ۱۳۵۴، در آزمون کنکور سراسری شرکت کرد، اما به دلیل عدم آمادگی، امیدی به ادامه تحصیل نداشت و بیشتر تمایل به کار در بازار داشت. او به همراه دوستانش در سال ۱۳۵۴ به سفر دسته‌جمعی به شهرهای بزرگ ایران پرداخت.

در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۵۴، به خدمت سربازی اعزام شد و دوره آموزش نظامی چهارماهه‌ای را در مرکز آموزشی کرمان سپری کرد. پس از پایان این دوره، به لشکر ۹۲ زرهی اهواز منتقل شد و در تیپ ۲ زرهی هفتگل، که به جنگ با عراق تجهیز شده بود، مشغول به خدمت شد. در آغاز، به عنوان خدمه خمپاره‌انداز ۱۲۰ میلی‌متری فعالیت می‌کرد.

او متوجه می‌شود که مدرک دیپلم در نظام نظامی تأثیر زیادی ندارد، اما به دلیل داشتن این مدرک، مورد احترام بیشتر سربازان قرار می‌گیرد. او در انبار گروهان ارکان مشغول به کار بود و در پی برنامه‌های بازدیدی شاه از مناطق جنوبی، احساس کرده که مشکلات جامعه ریشه در رژیم گذشته دارد.

فرماندهان تیپ ۲ به منظور آماده‌سازی برای بازدید شاه، سربازان را برای گارد استقبال انتخاب می‌کردند، که نشانه‌ای از موقعیت حساس و شرایط سیاسی آن روزگار بود.**گزارش جدید از روزهای سربازی در آستانه انقلاب اسلامی**

در گزارشی از خاطرات سربازان در دوران قبل از انقلاب اسلامی، به موضوعاتی چون بررسی آگاهانه تیپ‌های نظامی و خاطراتی از نمازخانه کوچک پادگان اشاره شده است. در این دوران، سربازان از سوی رکن ۲ ضد اطلاعات تیپ به سوالات مختلفی در مورد کتاب‌های خوانده شده و اعضای خانواده‌شان مورد پرسش قرار می‌گرفتند. همچنین، وجود کتاب‌های ممنوعه‌ای چون آثار شریعتی به طور مخفیانه در نمازخانه مشاهده می‌شد.

فرماندهان تیپ‌ها در ایام رمضان با جلوگیری از روزه‌داری سربازان مخالفت نکرده و حتی برای آن‌ها غذای گرم در سحر سفارش می‌دادند. به گفته یکی از سربازان، در آستانه سفر شاه به خوزستان، او به عنوان گارد مسلح انتخاب شد و این باعث شد به فکر ترور شاه و آسان‌شدن وضعیت بیفتد. با این حال، شاه به خوزستان نرفت و این سرباز همچنین به حمله مسلحانه شهید رضا شمس‌آبادی در سال ۱۳۴۴ فکر می‌کرد.

در ادامه روند تحولات، سربازان در سال ۱۳۵۶ و در آستانه ماه محرم با محدودیت‌های شدید مواجه بودند و نیروهای نظامی را از شرکت در مراسم عمومی منع کردند. همچنین، با آغاز اعتراضات مردمی در دی و بهمن ۱۳۵۶، ستاد بزرگ ارتشتاران به تمامی یگان‌ها آماده باش اعلام کرد و این موضوع باعث ایجاد نگرانی و سوالات بسیاری در میان سربازان شد.

کتاب «نقطه تسلیم» که به خاطرات شفاهی محمود امینی می‌پردازد، به تازگی توسط انتشارات ۲۷ بعثت منتشر شده و ۶۴۸ صفحه اطلاعات غنی از آن دوران را در خود جای داده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *