به نقل از خبرگزاری **خبرآنلاین** و با گزارش صادق وفایی، سیدحسن خامنهای، مبارز جوان پیش از انقلاب و آخرین فرزند خاندان خامنهای، در تاریخ ۱۹ خرداد ۱۳۳۰ در مشهد به دنیا آمد. این خانواده، بهخصوص با شیخ محمد خیابانی، روحانی آزادیخواه تبریزی، ارتباطی تاریخی دارند که سیدحسن در خاطرات خود به آن اشاره کرده است.
سیدحسن خامنهای، کوچکترین برادر رهبر انقلاب، بیان میکند که حضور علمای دین در خانه پدرش تأثیر زیادی بر شکلگیری روحیه علمی و مبارزاتی او داشته است. بر خلاف برادرانش، او تحصیلات حوزوی نداشت و به مقام معمم نرسید.
وی از علاقهاش به ادبیات فارسی و حافظ شیرازی میگوید، که این عشق به فرزندانش نیز منتقل شده است. همچنین به ورزشهای باستانی و حضور در زورخانهها با برادران بزرگترش پرداخته است. سیدمحمد خامنهای، برادر بزرگتر، به فعالیتهای سیاسی معطوف بود و در عوض سالهای سخت زندانی شدن سایر برادران، مسئولیت خانواده را بر عهده داشت.
سیدحسن دوران ابتدایی خود را در دارالتعلیم «دیانتی» گذراند و پس از فارغالتحصیلی در سال ۱۳۴۲، در رشته طبیعی دیپلم گرفت. سپس به کار در کارخانه قند و تولیدیهای دیگر مشغول شد و در نهایت به تدریس و دفترداری پرداخت. او به دلیل مشکل دندان از خدمت سربازی معاف شد، ولی نهایتاً توسط ساواک دستگیر شد.
در خاطرات خود، وی به مشاغل متعددی نظیر میرزابنویسی و خرازی نیز اشاره دارد.
### سمپات انجمن حجتیه بودیم اما تایید نشدیم
اخیراً خاطرات او تحت عنوان کتاب «از سرگذشت» منتشر شده است. در این کتاب، سیدحسن بیان میکند که در نوجوانی هوادار انجمن حجتیه بوده، اما برخی مباحث آن را نمیپذیرفته و به همین دلیل جلساتی مستقل با دوستانش تشکیل دادند.
### رضا کیانیان در گروه ما بود
او تأکید میکند که افرادی با گرایش روشنفکری در میان گروه او بودند، همچون رضا کیانیان. این افراد در زمان مبارزه علیه بهاییت، به فعالیتهای سیاسی و مبارزه با رژیم پهلوی نیز اقدام کردند.
در سالهای ۱۳۴۹ و ۱۳۵۰، فردی بهنام صالحی که مسئول مدرسه علوی بود، اطلاعات گروه او را به ساواک انتقال داد. این موضوع باعث شد که سیدحسن فعالیتهای سیاسیاش را جدیتر پیگیری کند و به عرصه تئاتر نیز قدم بگذارد.
### اعلامیه تند ضد شاه و شروع دستگیریها
در پاییز ۱۳۴۹، سیدحسن و همفکرانش اعلامیهای به نام «صدای جمهوری حکومت اسلامی» منتشر کردند که آغازگر تحولی جدید در فعالیتهای سیاسی آنها بود. این اعلامیه همراه با واکنش شدید ساواک و دستگیریهای گسترده از میان طلاب و فعالان سیاسی بود.سیدعلی خامنهای، برادر بزرگتر سیدحسن، پس از یک دوره دستگیری آزاد شد و در گفتوگویی با برادر کوچکترش به مشکلات این تجربه اشاره کرد و بیان کرد که این بار بازداشت سختتر و با ضرب و شتم همراه بوده است. سیدحسن خامنهای، به دلیل حساسیت پروندهای که در آن مشارکت داشت، اطلاعاتی در مورد آن به برادرش نداد.
با گذشت زمان، و عدم وقوع حادثهای برای سیدحسن، او به زندگی عادی خود ادامه داد تا شب ۱۲ یا ۱۳ اسفند ۱۳۵۲، که به مناسبت بازگشت سیدهادی از تماشای نمایشی در دانشگاه مشهد، مأموران ساواک به منزل آنها هجوم بردند و هر دو برادر را دستگیر کردند.
سیدحسن نگران وجود بروشور نمایش «ابوذر» در منزل بود و تصور میکرد که مأموران برای دستگیری سیدهادی آمدهاند. باوجود آرامش اولیه مأموران، پس از انتقال آنها به خودروهای ساواک، برخوردها به شدت خشن شد. در آن زمان سیدحسن ۲۲ ساله بود و به دنبال بازداشت، ۳۶۵ روز را در شرایط سختی سپری کرد.
اولین بازجوی وی، حسن ناهیدی، معاون رئیس ساواک مشهد، به محض ورود سیلی محکمی به صورت سیدحسن زد و او را با آزارهایی مواجه کرد. سیدحسن در این تجربه، احساساتی طاقتفرسا را از جمله آویزان کردن از سقف را روایت کرده و به تدابیر خشن ساواک اشاره کرده است.
او در خاطراتش به رکیک بودن الفاظ بازجویان اشاره کرده و از طرز برخورد آنها شگفتزده شده است. مراحل ابتدایی بازجویی تا سپیدهدم ادامه داشت و پس از آن به سلول انفرادی منتقل شد. رفتار بازجویان پس از آن نسبت به مقامات اولیه متفاوت و محترمانهتر بود.
در دور جدید بازجویی، یکی از مأموران با اعلامیهای به سیدحسن مراجعه کرد و او را به خواندن محتوای آن واداشت که احساس نگرانی و تنش را در او ایجاد کرد، زیرا توزیع اعلامیههای امام خمینی (ره) در آن زمان به شدت مجازاتپذیر بود.### برگزاری جلسه بازجویی از سیدحسن خامنهای
به تازگی گزارشی منتشر شده که در آن به جزئیات جلسه بازجویی سیدحسن خامنهای پرداخته شده است. در این جلسه که به طور هماهنگ برگزار شده، بازجویان مواضع متنوعی را اتخاذ کرده و به اصطلاح به یکدیگر متناقض عمل کردهاند. یکی از اشتراکات این بازجویی با سلطنتطلبان معاصر، تاکید مکرر بر وطنپرستی بوده است، که به نظر میرسد هدف آن، ترویج ایدههای مربوط به دوران پهلوی باشد.
### انتقال به کمیته مشترک ضد خرابکاری
سیدحسن خامنهای و رضا توکلی پس از یک هفته بازجویی در تهران، به ساواک مشهد و سپس به شهربانی تهران منتقل شدند و به طور مستقیم به کمیته مشترک ضد خرابکاری فرستاده شدند. در بدو ورود، سیدحسن متوجه شد که برادرانش، سیدعلی و سیدهادی نیز مدتی را در این مکان گذراندهاند. متهمان پس از گذراندن مراحل اداری با تحقیر و توهین، به بند عمومی پنج منتقل شدند.
### شرایط زندان
در بند عمومی پنج که در طبقه دوم ساختمان کمیته مشترک قرار دارد، شرایط زندگی برای زندانیان دشوار بوده و گاهی تا چهارده نفر را در یک اتاق جا دادهاند. از جمله زندانیان این بند، میتوان به عبدالمجید معادیخواه و علی شریعتی اشاره کرد. سیدحسن خامنهای بیان کرده که در شبها با دکتر شریعتی روبرو میشده که در حال تمیز کردن زمین بوده است.
### بازجویان در کمیته مشترک
اولین بازجوی سیدحسن خامنهای فردی با نام “کمالی” بود و سپس “بهمن” و “هوشنگ” نیز به او رسیدگی کردند. این افراد به طور مداوم با وی مصاحبه میکردند.
### خبر خوش برای خانواده
سیدحسن خامنهای بعد از هشت ماه از ورود به کمیته مشترک موفق به ملاقات با خانواده خود شد. این دیدار به خانوادهاش اطمینان داد که وی اعدام نشده و شایعههای مربوط به اعدام یکی از اعضای خانواده، بیاساس بود.
### وضعیت برادران خامنهای
در دورهای که سیدحسن در بازداشت بود، برادرش سیدهادی به دلیل سخنرانی علیه رژیم پهلوی دوباره دستگیر و با برنامه کتکخوری منظم روبرو شد. او از جمله زندانیانی است که مدت بیشتری از مجازت خود را در زندان سپری کرد. سیدحسن در مدت ده ماه حضورش در کمیته مشترک، تنها دو بار موفق به دیدار با خانوادهاش شد.### ابلاغ حکم محکومیت
محاکمه سیدحسن خامنهای چندی پیش در سازمان امنیت کشور (ساواک) مشخص شده و او به یک سال حبس محکوم گردید. در ابتدا، یک جلسه محاکمه نمایشی ترتیب داده شد و سپس وی برای ابلاغ حکم به دادگاه ارتش منتقل شد. این حکم به گفته خود او، به دلیل ایجاد رعب و وحشت در میان دیگر برادران مبارز است.
### ملاقات با دو برادر در زندان
در تاریخ ۲ دی ۱۳۵۳، سیدحسن خامنهای به زندان قصر منتقل شد و در بند ۷ اسکان یافت. در این بند، او با شیخ جعفر شجونی همبند بود و همچنین با برادرش سیدهادی که در همان زندان به سر میبرد، دیدار کرد.
### مشاهده وضعیت زندانیان مارکسیست
یکی از تجربیات خاطرهانگیز سیدحسن خامنهای در زندان قصر، درک زندگی زندانیان چپگرا و مارکسیست بود. او اشاره میکند که درcontrary به شعارهای خود مبنی بر «حداکثر فعالیت و حداقل برداشت»، اعضای این گروه به دنبال بهترینها برای خود بودند، بیتوجه به سایر زندانیان و اقشار جامعه.
### پیشبینیهای نادرست درباره رژیم شاه
در اواخر سال ۱۳۵۳، سیدحسن خامنهای در جمع زندانیان دیگر در حال گفتگو بود و گفتهاست که پیش خودشان تصور نمیکردند که سلطنت شاه سقوط کند و به رژیم فاسد و وابسته پهلوی که از سوی ابرقدرتها حمایت میشد، پایان داده شود.
### آزادی از زندان
سیدحسن خامنهای تقریباً دو ماه را در زندان قصر گذراند و در تاریخ ۱۲ یا ۱۳ اسفند ۱۳۵۳ آزاد شد. پس از آزادی، او به دانشسرا رفت و به عنوان معلم راهنمایی در مدرسه منوچهری مشغول به کار شد. او تا فروردین ۱۳۵۷ در این مدرسه فعالیت کرد و پس از اخراج، کار در مغازه بزازی را آغاز کرد. با تبدیل شدن به صاحب یک مغازه، او با آغاز ناآرامیهای سال ۵۷ مواجه شد و اکثر اوقات مغازهاش بسته بود.
### مشاهدات از کشتار مردم
خاطرات سیدحسن خامنهای از روزهای انقلاب شامل مشاهدات میدانی از کشتار مردم توسط رژیم پهلوی است. او توضیح میدهد که در اوایل ناآرامیها، تانکها با تیراندازی از بالا باعث ترساندن مردم میشدند و حتی تیرها به مردم آسیب میزد.
### شهادت مهندس شیمی
سیدحسن خامنهای در کتاب خود، همچنین از مهندس شیمی به نام مهدیزاده یاد میکند که در اثر تیراندازی نظامیان شاه شهید شد. او به یادآوری این حقیقت پرداخته که رادیوی رژیم در آن زمان ادعا میکرد تیرها هوایی شلیک میشوند و به کسی آسیبی نمیرسد.
### ادامه فعالیت پس از پیروزی
پس از پیروزی انقلاب، سیدحسن خامنهای به آموزش و پرورش بازگشت و تا سال ۱۳۹۲ در مشاغل مختلفی مشغول به کار بود.











