به گزارش خبردونی به نقل از عصرایران، دانشمندان شوروی در تلاش برای احیای اقتصاد کمونیستی در حال زوال، طرحی ابداع کردند که شامل یک شبکه سراسری بود. این شبکه که به وسیله کامپیوترها اداره میشد، هدفش حذف کاغذبازی و پول فیزیکی بود، اما همین شفافیت دیجیتال نگرانیهایی را برای مدیران فاسد حزب کمونیست به همراه داشت.
قبل از اینکه ارتش ایالات متحده گامهای اولیه اینترنت را با سیستم آرپانت آغاز کند، دانشمندان روسی در پشت دیوارهای بلوک شرق در حال طراحی سیستمی بودند که میتوانست آینده اینترنت را به طرز چشمگیری تغییر دهد. پروژه اوگاس (OGAS) به عنوان یک تلاش نافرجام برای ایجاد یک شبکه ملی گروهی، طراحی شد که قرار بود اقتصاد و جامعه شوروی را به یک ابرکامپیوتر واحد متصل کند.
بر خلاف تصورات رایج در مورد عقبماندگی شوروی در حوزه فناوری اطلاعات، تاریخ نشان میدهد که دانشمندان این کشور از ظرفیتهای بالقوه شبکههای رایانهای به خوبی آگاه بودند و طرحهایی داشتند که از آنچه در آرپانت با آن مواجه بودیم، پیشرفتهتر بود.
این تلاشها به دهه ۱۹۵۰ برمیگردد، زمانی که نیکیتا خروشچف با نگاهی انتقادی به استالینیسم، دورهای از گشایش در زمینههای مختلف را آغاز کرد. علم سایبرنتیک که پیشتر نادیده گرفته شده بود، بار دیگر به کانون توجه بازگشت. نظامیان و ریاضیدانان شوروی به این نتیجه رسیدند که دیگر نمیتوان اقتصاد متمرکز و دستوری را با فرایندهای سنتی مدیریت کرد.
نقطه شروع این تحول، نامهای از سرهنگ آناتولی کیتوف بود که در سال ۱۹۵۹ به خروشچف نوشت و بعدها به «کتاب قرمز» معروف شد. او پیشنهاد ایجاد شبکهای کامپیوتری را برای مدیریت اقتصادی غیرنظامی مطرح کرده بود، اما این ایده با مخالفتهای شدیدی از سوی مقامات نظامی و حزبی مواجه شد و نهایتاً طرح او متوقف گردید.
ویکتور گلوشکوف، ریاضیدان برجسته و مدیر انستیتوی سایبرنتیک کیف، این ایده را چند سال بعد با قوت بیشتری احیا کرد. در سال ۱۹۶۲، او طرح «اوگاس» را که هدفش ایجاد یک “سوسیالیسم الکترونیک” بود، ارائه داد. این طرح شامل ساختار هرمی و سهلایهای بود که مرکز آن در مسکو و حدود ۲۰۰ مرکز دیگر در شهرهای بزرگ متصل میشدند.
هدف نهایی گلوشکوف، حذف پول فیزیکی و جایگزینی آن با تراکنشهای الکترونیک بود تا تخصیص منابع بر اساس دادههای دقیق و لحظهای انجام شود. او پیشبینی میکرد که اگر شوروی به سمت اتوماسیون حرکت نکند، در آینده نزدیک نیمی از جمعیت کشور باید به کار حسابداری مشغول شوند تا امور اداری را مدیریت کنند.

اختلافات اساسی با نمونه آمریکایی
اینترنت آمریکایی و شبکه پیشنهادی شوروی از بنیادهای کاملاً متفاوتی برخوردار بودند. آرپانت در ایالات متحده به عنوان یک شبکه غیرمتمرکز طراحی شده بود تا محققان بتوانند منابع را به اشتراک بگذارند و ارتباطات را در هنگام بحران حفظ کنند. این سیستم هیچ مقام و نهادی برای کنترل تمام آن نداشت و پروتکلهای آن به آزادی ارتباط بین بخشها اجازه میداد. در مقابل، شبکه اوگاس شوروی با یک ساختار متمرکز و سلسلهمراتبی طرحریزی شده بود که وظیفه آن تقویت قدرت مرکزی بود.
در این شبکه، اطلاعات به صورت عمودی جریان مییافت به طوری که دادهها از پایین به بالا ارسال میشدند و تصمیمات از بالا به پایین ابلاغ میگردید. این تفاوت ساختاری نشاندهنده تضاد دو ایدئولوژی بود: آرپانت برای تسهیل اشتراکگذاری و پایدار ماندن مقابل هرج و مرج طراحی شده، در حالی که اوگاس برای کنترل کامل و جلوگیری از هرج و مرج اقتصادی به وجود آمده بود.
با وجود این، ویژگیهای کنترلی اوگاس که به نظر میرسید مزیت آن باشد، به ضعف آن تبدیل گردید. برنامه گلوشکوف نیاز به شفافیت کامل داشت و هرگونه جعل اطلاعات یا سوءاستفاده به راحتی قابل شناسایی بود. این سطح از شفافیت برای مدیران میانی حزب کمونیست که به پنهانکاری و گزارشهای جعلی وابسته بودند، خطرناک محسوب میشد.
مقاومت نسبت به اوگاس در اواخر دهه ۱۹۶۰ به اوج خود رسید و تقابل اصلی نه در آزمایشگاههای فنی، بلکه در کانونهای قدرت سیاسی روی داد. واسیلی گاربوزوف، وزیر دارایی شوروی، بزرگترین مخالف این طرح بود. وی میدانست که اگر کنترل اطلاعات اقتصادی به یک شبکه کامپیوتری منتقل شود، وزارتخانهاش قدرت خود را در تخصیص بودجه از دست خواهد داد.
به جای حمله به فناوری، گاربوزوف کارایی اقتصادی آن را زیر سوال برد. او در جلسات حزب میگفت که کامپیوترها ابزارهای مناسبی برای مدیریت کلان اقتصاد نیستند، بلکه میتوانند برای کارهای جزئی مانند روشن کردن چراغ مرغداریهای استفاده شوند!
این قضاوتهای عوامفریبانه و هزینههای بالای طرح گلوشکوف که تخمین زده میشد فراتر از مجموع هزینههای پروژههای فضایی و تسلیحاتی شوروی باشد، باعث شد رهبران کرملین که به شدت محافظهکار بودند، از پذیرش این پروژه منصرف شوند و به راهحلهای قدیمیتر روی آورند.
تأثیر اصلاحات اقتصادی بر اوگاس
ضربه نهایی به اوگاس زمانی وارد شد که اصلاحطلبان اقتصادی به رهبری الکسی کاسیگین، تحت تأثیر ایدههای اقتصاددانانی چون یوسی لیبرمن، تصمیم گرفتند به جای اتوماسیون مرکزی، مقدماتی از مکانیزمهای بازار آزاد را به اقتصاد شوروی وارد کنند. این رویکرد که نیاز به سرمایهگذاری عظیم نداشت و خطرات سیاسی کمتری به همراه داشت، برنده این میدان شد. بدین ترتیب، پروژه بزرگ گلوشکوف تکهتکه گردید.
به وزارتخانهها اجازه داده شد تا سیستمهای کامپیوتری خود را توسعه دهند، ولی بدون ارتباط با یک شبکه ملی. این سیاست موجب ظهور صدها سیستم کامپیوتری جزیرهای و ناسازگار در دهههای ۱۹۷۰ و ۸۰ شد. وزارت راهآهن و وزارت صنایع سنگین هریک سیستمهای جداگانهای داشتند که قادر به برقراری ارتباط نبودند و نرمافزارهای بومی نتوانستند با سختافزارهای کپیشده از IBM سازگار شوند.
هر مدیر کارخانه تلاش میکرد سیستم کامپیوتری خاصی داشته باشد تا مدرن بودن خود را نشان دهد، اما به دنبال حفظ استقلالش از یک شبکه مرکزی بود. به این ترتیب، چشمانداز «دولت به مثابه یک سیستم یکپارچه دارای شبکه دیجیتال» به واقعیتی از هرج و مرج دیجیتالی بدل گردید.
تنها پیچیدگیهای نظام بوروکراسی کمونیستی را تشدید کرد.
گلوشکوف، پیشگام مفاهیم نوین در عرصه فناوری، در طرحهای خود به ایده “پول بدون کاغذ” اشاره کرد که زمینهساز بانکداری الکترونیکی و ارزهای دیجیتال محسوب میشود. او پیشبینی کرده بود که اطلاعات به یک کالای ارزشمند تبدیل خواهد شد و مدیریت دانایی کلید قدرت در قرن بیستویکم به شمار میآید. با این حال، ساختار سیاسی شوروی، که مبتنی بر پنهانکاری و سلسلهمراتب سختگیرانه بود، به طور ذاتی با ایدههای شبکهای که به جریان آزاد اطلاعات و استانداردسازی نیاز داشت، مغایرت داشت.
در حالی که در کشورهای غربی، دولت آمریکا بودجههای تحقیقاتی را اختصاص داد و سپس اجازه داد دانشگاهها و بخش خصوصی به توسعه شبکه بپردازند، در شوروی دولت سعی داشت همه چیز را تحت کنترل خود داشته باشد. این نوع تمرکزگرایی منجر به خفگی نوآوریهای فنی و خلاقانه دانشمندان شوروی شد. گلوشکوف تا سال ۱۹۸۲ برای تحقق این طرح تلاش کرد اما تنها شاهد تضعیف ایدههای خود و غرق شدن کشورش در رکود اقتصادی شد.
شکست پروژه اوگاس تنها یک ناکامی فنی نبود. این پروژه نماد عدم توانایی شوروی در مواجهه با انقلاب اطلاعات به شمار میآید. رهبران شوروی فکر میکردند میتوانند از کامپیوترها تنها برای محاسبات سریعتر استفاده کنند بدون اینکه ساختارهای اجتماعی و مدیریتی را تغییر دهند. این درک نادرست مانع از فهم این واقعیت شد که شبکهها اصول خاص خود را دیکته میکنند، اصولی که با تمرکزگرایی سازگار نیستند. با ورود اینترنت جهانی به روسیه در دهه ۱۹۹۰، این ابزار نه تنها به تقویت سوسیالیسم کمک نکرد، بلکه به عنوان بستری برای جریان آزاد اطلاعات و سرمایه عمل کرد و تسریعکننده فروپاشی ساختارهای باقیمانده از دوران شوروی شد.
گلوشکوف قصد داشت سیستمی طراحی کند که عمر اتحاد جماهیر شوروی را افزایش دهد و از کمبودهای مزمن جلوگیری کند. اما پارادوکس ماجرا در این بود که همان سیستمی که برای نجات اقتصاد سوسیالیستی طراحی شده بود، به عنوان تهدیدی برای قدرت رهبران این نظام درک و نابود شد.











