تماس با ما

شگفتی‌های روزمره در اتحاد جماهیر شوروی: «در برابر چشمانم، فردی به خاطر چند قوطی شیر جان خود را از دست داد»

شگفتی‌های روزمره در اتحاد جماهیر شوروی: «در برابر چشمانم، فردی به خاطر چند قوطی شیر جان خود را از دست داد»

به گزارش خبرگزاری‌ها، الکسی بابیی، ساکن کراسنویارسک، در دوران اتحاد جماهیر شوروی، خاطرات جالبی از زندگی روزمره خود ارائه می‌دهد. یکی از این داستان‌ها به سال ۱۹۸۰ و تجربه‌اش از یک فروشگاه سبزی‌فروشی در ریگا مربوط می‌شود.

وی به یاد می‌آورد که ورود به فروشگاه با کلم‌های مرتب و تازه در زمستان برایش به عنوان یک شوک فرهنگی بود. او بیان کرد که در دوران شوروی، کلم در فروشگاه‌ها به ندرت دیده می‌شد، نه به دلیل کمبود کشت، بلکه به احتمال زیاد به دلیل اشکال در نگهداری. در زمستان‌ها، فقط کلم‌های شُل و لزج به وفور پیدا می‌شد، که معمولاً خود مردم مجبور به تهیه و ترش کردن آن بودند. در اواخر پاییز، کامیون‌های پر از کلم از مزارع به شهر می‌آمدند و مردم در صف‌های شلوغ برای گرفتن آنها رقابت می‌کردند.

وی ادامه داد که تهیه غذا در این دوران همیشه با چالش‌هایی همراه بود. به محض کمبود کالا، صحنه‌های ازدحام و درگیری در فروشگاه‌ها به چشم می‌خورد، به‌ویژه در فروشگاه‌های سلف‌سرویس که شاهد دعوا بر سر کالاهای نایاب بود.

بابیی اشاره کرد که در زمان قربانیان بسیار در این نوع نمایشگاه‌ها، شاهد حوادث تلخی بوده است. به ویژه در آستانه جشن‌های بزرگ انقلاب، مردم برای دریافت کالاهای کمیاب مانند کنسرو گوشت و شیرعسلی، در صف‌های طولانی و پرهرج و مرج ایستاده بودند. او روزی را به یاد می‌آورد که انسانی به دلیل رقابت برای دسترسی به چند قوطی شیرعسلی جان خود را از دست داد، تجربه‌ای که او را از رفتن به این نوع نمایشگاه‌ها منصرف کرد.

به‌علاوه، او از فریب‌کاری‌هایی که در این بازارها رخ می‌داد هم گفت. مردی را به یاد می‌آورد که به اشتباه قوطی‌های نخودفرنگی را به جای کنسرو گوشت خرید و این درحالی بود که به دلیل کمبود، نخودفرنگی‌ها نیز به سختی پیدا می‌شد. این روایت‌ها نمایانگر چالش‌ها و سختی‌های زندگی در دوران شوروی هستند که خیابان‌ها و بازارهای آن زمان را به مکانی پرتلاطم تبدیل کرده بود.### شگفتی‌های زندگی روزمره در اتحاد جماهیر شوروی: تجربه‌ای تلخ از کمبود کالا

در دوران اتحاد جماهیر شوروی، لحظات خاصی در زندگی روزمره مردم ثبت شده است. یکی از این لحظات، خاطرات افرادی است که شاهد فقدان مواد غذایی بودند. به عنوان مثال، در برخی مواقع دسترسی به محصولات مختلفی چون سیب‌زمینی و هویج امکان‌پذیر بود، اما معمولاً تنها آنچه باقی‌مانده بود، در اختیار آنها قرار می‌گرفت. به همین دلیل، بسیاری از مردم ترجیح می‌دادند تا مواد غذایی را از دست‌فروش‌ها در خیابان خریداری کنند.

این کمبودها باعث شد تا برخی شهرنشینان به سمت خودکفایی روی آورند و زمین‌هایی را برای کاشت سبزیجات در اختیار بگیرند. آنها می‌توانستند با کاشت و برداشت محصولات خود، مشکلات مربوط به کمبود مواد غذایی را برطرف کنند. همچنین، روند کار به گونه‌ای بود که کارمندان کارخانه‌ها به مزارع منتقل می‌شدند تا به چیدن محصولات مشغول شوند.

دانشجویان نیز به طور معمول مجبور بودند که مدت طولانی را در مزارع مشترک بگذرانند، اما عدم آگاهی از روش‌های نگهداری محصولات، منجر به خراب شدن بخش عمده‌ای از آنها می‌شد.

در شرایطی که مسئولیت‌های غیر منتظره بر دوش کارکنان و محققان قرار می‌گرفت، یک فرد تصمیم به امتناع از شرکت در این برنامه‌ها گرفت. این فرد که در یکی از مؤسسات پژوهشی مشغول به کار بود، اعتراض خود را نسبت به این روند ابراز کرد و باعث بروز تنش‌هایی در میان کارکنان شد. او که به هیچ عنوان تمایلی به پذیرفتن وضع موجود نداشت، نهایتاً موفق شد پاداش‌های سالانه را برای تمامی همکارانش تضمین کند.

این واقعه، همچنین منجر به تصمیم این فرد برای ترک شغل خود و روی آوردن به فعالیتی جدید شد. با وجود اینکه پاداش مذکور برای او فراهم شد، او به دلایل مختلف از دریافت آن امتناع ورزید و به دنبال فرصت‌های بهتر در زندگی خود بود.

این داستان جالب از زندگی روزمره در شوروی به خوبی نشان‌دهنده چالش‌ها و کمبودهای آن زمان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *