تماس با ما

سالگرد کودتای رضاخان و نقش احتمالی انگلیس در آن؛ آیا هدف اصلی مقابله با خطر بلشویکی بود؟

سالگرد کودتای رضاخان و نقش احتمالی انگلیس در آن؛ آیا هدف اصلی مقابله با خطر بلشویکی بود؟

**کودتای ۱۲۹۹ و آغاز دوران جدیدی در ایران**

به گزارش خبرگزاری‌های معتبر، کودتای ۱۲۹۹ به عنوان یک جنبش نظامی مهم در تاریخ ایران شناخته می‌شود که به تأسیس حکومت پهلوی منجر شد. این رویداد نه تنها علیه حکومت قاجار بود، بلکه هدف اصلی آن، برکناری کابینه‌ سپهدار اعظم فتح‌الله‌اکبر و گروهی از زمین‌داران و کارگزاران دولتی بود.

رهبری این کودتا بر عهده سید ضیاءالدین طباطبایی و سرهنگ رضاخان میرپنج، که بعدها به عنوان رضاشاه شناخته شد، بود. سید ضیاء، روزنامه‌نگار و اصلاح‌طلبی جوان با تمایل به دیدگاه‌های سوسیالیستی الکساندر کرنسکی، از رهبران انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، به شمار می‌رفت. او اعتماد نیروهای نظامی و دیپلماتیک بریتانیا را جلب کرده بود و با دولت ایران روابط نیمه‌رسمی داشت.

رضاخان، افسری از واحد قزاق، با منشأیی ساده و بر اساس شجاعت و موفقیت‌های نظامی‌اش از سوی ژنرال ادموند آیرونساید، فرمانده نیروهای بریتانیا در شمال ایران، برای فرماندهی واحد قزاق برگزیده شد. در این پروسه، ژنرال احمد آقا و دو افسر اصلاح‌طلب ژاندارمری نیز نقش کلیدی ایفا کردند.

در سال‌های آشوب انقلاب مشروطه و جنگ جهانی اول، قدرت در ایران به شکل ناپایداری به دست رهبران ایالتی و نیروهای خارجی افتاده بود و دولت قاجار از هر نظر توان حفظ حاکمیت واقعی خود را نداشت. قرارداد ۱۹۱۹ میان ایران و بریتانیا برای تقویت دولت مرکزی طراحی شده بود، اما با مخالفت شدید مردم ایران و دخالت‌های روسیه، بی‌ثباتی بیشتری به وجود آمد.

با توجه به این شرایط، نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان در روز ۲۹ بهمن ۱۲۹۹، علی‌رغم دستورهای شاه برای بازگشت به پادگان‌ها، به سمت تهران حرکت کردند. رضاخان در حومه‌ تهران به مقام‌های دولتی و سفارت بریتانیا اعلام کرد که هدف آنان تثبیت یک دولت قوی برای جلوگیری از تهدیدات خارجی است.

تصرف تهران در روز ۳ اسفند به طور تقریباً بدون خونریزی انجام شد، اما منابع تاریخی در مورد تصمیم دولت ایران برای مقاومت علیه این حمله در شرایط خاص آن زمان اختلاف نظر دارند.بعد از اجرای موفقیت‌آمیز کودتا، مقامات سیاسی و اعضای الیگارشی به سرعت بازداشت شدند تا از تشکیل هرگونه مقاومت سازمان‌یافته جلوگیری شود و در برخی موارد، دارایی‌های آنان نیز ضبط گردید.

در پی این تحولات، حکومت نظامی در تهران اعلام شد. تمامی گردهمایی‌ها ممنوع، نشریات تعطیل و ادارات دولتی برای بازسازی بسته شدند. همچنین، می‌خانه‌ها، باشگاه‌های قمار و تماشاخانه‌ها نیز به حال تعطیلی درآمدند. فرمانداران نظامی برای تهران و مناطق مجاور منصوب شدند و استاندارانی که همکاری نکردند، با نظامیان جایگزین شدند.

شاه، سیدضیاءالدین را به عنوان نخست‌وزیر با اختیارات کامل منصوب کرد و رضاخان نیز به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح تأیید شد. کابینه سید ضیاءالدین شامل افرادی با حسن نیت بود، اما اکثریت افراد را فاقد تجربیات کافی می‌دانستند.

برنامه سید ضیاءالدین شامل اصلاحات گسترده‌ای در دولت و تقویت نیروهای نظامی بود که لغو قرارداد ۱۹۱۹ ایران و بریتانیا و انعقاد پیمان دوستی با شوروی را در بر می‌گرفت. هرچند این برنامه برای مردم و اصلاح‌طلبان جذاب بود، ناظران خارجی نسبت به آن بدبین بودند و معتقد بودند که بریتانیا در کودتا نقش داشته است.

به طور کلی، این باور وجود داشت که کودتا نتیجه تلاش‌های بریتانیا برای تحقق توافق‌نامه‌های قبلی بوده و بدون حمایت مالی و لجستیکی نیروهای بریتانیایی، امکان‌پذیر نبوده است. خود قزاق‌ها نیز به دریافت این کمک‌ها افتخار می‌کردند. در این بین، سید ضیاءالدین به دنبال اصلاحات در نظام مالی و نظامی با کمک بریتانیا بود، ولی وزارت امور خارجه بریتانیا به این درخواست‌ها پاسخی نداد.

ناتوانی سید ضیاءالدین در شکل‌گیری یک پایگاه سیاسی مستحکم زمینه را برای مخالفان فراهم کرد و در کمتر از سه ماه پس از شکل‌گیری دولت، موجب سقوط کابینه وی شد، تا رضاخان به عنوان تنها فرد صاحب قدرت در دولت باقی بماند.

نقش افراد در طراحی و برنامه‌ریزی کودتا همچنان مبهم است. در سال‌های بعد، هر یک از سید ضیاءالدین و رضاخان ادعای طراحی و آغاز کودتا را مطرح کردند، و به نظر می‌رسد که هر دو در وقوع آن نقش‌های مهمی ایفا کرده‌اند.نگرانی‌های جدی درباره سرنوشت کشور ایجاد شده بود و به خصوص سیدضیاءالدین، تدابیر و پیشنهادات متعددی برای مقابله با آنچه “تهدید بلشویکی” خوانده می‌شد، ارایه کرد. در تضاد با ادعای ضیاءالدین مبنی بر فریب‌خوردگی بریتانیایی‌ها در خصوص جابه‌جایی قزاق‌ها، شواهد نشان می‌دهد که نیروهای نظامی بریتانیا در واقعه کودتا مشارکت فعالی داشتند. بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهد که هیچ یک از روایت‌های مبنی بر عدم دخالت بریتانیا در کودتا قابل تأیید نیست.

بریتانیایی‌ها به شدت نگران “تبلیغات بلشویکی” در تهران و تأثیر آن بر نیروهای نظامی بودند. اسمیت، سردار همایون قاسم‌خان، رئیس اسمی بریگاد قزاق، را تحت فشار قرار داد تا نیروهای مستقر در نزدیکی قزوین را علیه مخالفان به کار گیرد. طرحی که از سوی هرمن نورمن، وزیرمختار بریتانیا در تهران، تأیید شده بود، شامل جایگزینی 600 قزاق مستقر در تهران با تعداد مشابهی از نیروهای تازه‌آموزش‌دیده تحت فرماندهی رضاخان بود. به نظر می‌رسد که شاه و نخست‌وزیر که به تازگی کابینه خود را بازسازی کرده بودند، با هدف تقویت دولت به این طرح رضایت دادند.

با این حال، سردار همایون نیرویی بزرگ‌تر از آنچه توافق شده بود، اعزام کرد و ادعا کرد که این اقدام به دستور اسمیت انجام شده است. این در حالی است که اسمیت بعدتر به نقش خود و دبیر شرقی سفارت بریتانیا اعتراف کرد. به احتمال قوی، ایرونساید این اقدام را ترویج کرده بود، بی‌آنکه در جزئیات دخالت داشته باشد. یادداشت‌های او نشانگر طرفداری او از کودتای نظامی و انتخاب رضاخان برای اجرای آن است. اما، اظهارنظرهای مقامات وزارت خارجه بریتانیا نشان می‌دهد که این دخالت از سوی آن وزارتخانه هدایت نمی‌شد.

احتمالاً دولت بریتانیای هند از کودتا و تشکیل حکومتی ملی‌گرا در تهران حمایت کرده است، که در تضاد با قرارداد 1919 بود. مقامات این دولت با این قرارداد مخالفت کرده و آن را مضر برای منافع بریتانیا می‌دانستند. اردشیرجی ریپورتر، مشاور ارشد دولت هند در تهران، حامی یک دولت قوی بود و از اکتبر 1917 ارتباط نزدیکی با رضاخان داشت. او در خاطراتش به معرفی رضاخان به ایرونساید به ابتکار خود اشاره کرده است.### منابع تاریخی مرتبط با ایران و سید ضیاء

به تازگی تعدادی از منابع تاریخی در ارتباط با شخصیت‌های مهم تاریخ معاصر ایران مورد توجه قرار گرفته‌اند. این منابع شامل کتاب‌ها و مقالاتی هستند که به تحلیل و بررسی رویدادهای دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ پرداخته‌اند.

از جمله این منابع می‌توان به زندگی‌نامه آقای سید ضیاء که در سال ۱۳۲۳ شمسی (۱۹۴۴) منتشر شده اشاره کرد. همچنین، گزارش مهدی‌قلی هدایت که در سال ۱۳۶۳ شمسی (۱۹۸۴) در تهران چاپ گردید، نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

کتاب “راهنمای بلند تا فرماندهی” شامل خاطرات سرژنرال ادموند ایرونساید از سال‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۲۲ است که به کوشش لرد ایرونساید در لندن در سال ۱۹۷۲ به چاپ رسیده است. همین‌طور، محمدعلی جمالزاده در مقاله‌ای تحت عنوان «تقریرات سیدضیاء و “کتاب سیاه” او» در نشریه آینده، به تحلیل اسناد تاریخی پرداخته که در نسخه‌های مختلف آن در سال ۱۳۶۰ شمسی منتشر شده است.

علاوه بر این، آثار دیگری نیز نظیر “انگلیسی‌ها در ایران” نوشته E. Lesueur که در سال ۱۹۲۲ به چاپ رسیده و همچنین کتابی درباره تاریخ بیست‌ساله ایران اثر حسین مکی که جلد اول آن در سال ۱۳۶۳ شمسی منتشر شد، در میان منابع معتبر قرار دارند.

در تحقیقات مربوط به قرارداد ایران و انگلیس در سال ۱۹۱۹، مقاله‌ای از W. J. Olson در کتاب “به‌سوی ایران مدرن” نیز به این موضوع پرداخته.

منابع دیگری هم از جمله پژوهش‌هایی درباره سیاست بریتانیا در ایران و تاریخ روابط انگلستان و شوروی در اوایل قرن بیستم وجود دارد که می‌تواند برای محققان و علاقه‌مندان به بررسی تاریخ معاصر ایران مفید باشد.

این آثار همگی به بررسی ابعاد مختلف تاریخ معاصر ایران و تأثیرات خارجی بر آن می‌پردازند و به روشن شدن زوایای پنهان سیاست‌های داخلی و خارجی کمک می‌کنند.

نویسنده: نیلوفر شمبیاتی
منبع: [www.iranicaonline.org](http://www.iranicaonline.org)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *