**امیرحسین جعفری – خبرآنلاین**: در صورتی که صادق قطبزاده به وسیله اعدام از بین نمیرفت و همچون همفکرانش به زندگی ادامه میداد، احتمالاً امروز جشن تولد 90 سالگی خود را در کنار فعالان ملی-مذهبی و بخشی از اصلاحطلبان برگزار میکرد. قطبزاده برای بسیاری از مردم ایران شناخته شده است و به همین خاطر در این مقاله به برخی جنبههای زندگی او پرداخته خواهد شد.
**دورههای ارتباط سیاسی**
زندگی صادق قطبزاده بهگونهای با ارتباطات بینالمللی او گره خورده است. این ارتباطات از دوران تحصیل او در ایالات متحده آغاز میشود و تا زمان اعدامش ادامه دارد. او به عنوان وزیر امور خارجه پس از انقلاب، ناچار به برقراری روابط با کشورهای مختلفی از جمله آمریکا، انگلستان، فرانسه، و کشورهای عربی بود. از سال 1344 ارتباطات سیاسی او شروع شد، اما رابطهاش با سوریه ویژگی متفاوتی داشت.
احمد سلامتیان در این مورد بیان میکند: «رفعت اسد، برادر حافظ اسد، نزدیکترین فرد به قطبزاده بود و ارتباطات عمیقی با او داشت.» همچنین، علیرضا نوریزاده اشاره میکند که «صادق با رفعت اسد رابطهای نزدیک داشت و او را در خانههای بهترین اشخاص پذیرایی میکردند». قطبزاده همچنین با گروههای فلسطینی مانند سازمان فتح و امل ارتباطات مهمی داشت و بهویژه از صدام حسین و بعثیها متنفر بود.
قطبزاده قبل از اعدام به آن دسته از اسلحهها که از رفعت اسد دریافت کرده بود اشاره کرده و گفت که آنها را به بچههای مدرسه رفاه داده است.
**تنش با شوروی**
با وجود ارتباطات گسترده قطبزاده، عراق و شوروی دو دشمن او به شمار میرفتند. علت این دشمنی با شوروی هنوز بهطور کامل مشخص نیست، اگرچه در مقاطعی همکاریهایی میان آنها نیز وجود داشت. ابراهیم یزدی ادعا میکند که قطبزاده اولین بار نقشهای از روسها دریافت کرد که نشاندهنده پیشبینی جنگ ایران و عراق بود.
قطبزاده در نامهای به وزارت خارجه شوروی، به دخالتهای این کشور در امور ایران اعتراض کرده و نوشته است که ملت ایران نمیتواند تفاوتی بین سیاستهای شوروی و آمریکا ببیند و تأکید کرده که همواره به دخالتهای تاریخسازی شوروی در ایران معترض بوده است.
به این ترتیب، ارتباطات پیچیده و تنشهای داخلی و خارجی در زندگی صادق قطبزاده نقشی کلیدی ایفا کرده و بر سرنوشت او تأثیر بسزایی گذاشته است.### دسترسی ضد انقلابیون به تسلیحات مدرن در کردستان
تحقیقات جدید نشان میدهد که سوالاتی جدی در خصوص چگونگی به دست آوردن اسلحههای مدرن توسط ضد انقلابیون فعال در کردستان وجود دارد. این اسلحهها به وضوح در منطقۀ آنها وجود نداشت و نگرانیها در این زمینه ادامه دارد.
### ارزش پول روسیه در خارج از مرزهای شوروی
مسئله دیگری که در این تحقیقات به آن پرداخته شده، ارزش پول ملی روسیه (روبل) است. بسیاری بر این باورند که روبل در خارج از روسیه ارزشی ندارد. در این زمینه، سوالات زیادی درباره چگونگی تبدیل روبل به تومان و بازگشت وجوهات به کردستان عنوان شده است.
### جاسوسی اقمار شوروی از ایران
همچنین، شواهدی وجود دارد که اقمار شوروی از مواضع نظامی ایران در کردستان عکسبرداری کردهاند و این تصاویر را در اختیار ضد انقلاب قرار دادهاند. این امر سوالات زیادی را در مورد وجود جاسوسان آمریکایی در پایگاههای نظامی ایران به وجود آورده است.
### تنش میان شوروی و قطبزاده
اطلاعات منتشر شده همچنین به تنشها میان شوروی و صادق قطبزاده اشاره دارد. حزب توده، طرفدار شوروی، به طور فعال در فرآیند دستگیری قطبزاده نقش داشته و به عنوان یکی از بازیگران اصلی در کسب اطلاعات علیه او مورد توجه قرار گرفته است. این امر به تحلیل نقش این حزب در کشف کودتاها و تقابل آنها با روندهای سیاسی کشور مرتبط است.
### تحصیلات و فعالیتهای سیاسی قطبزاده
صادق قطبزاده، اولین بار برای تحصیل به آمریکا رفت و در آنجا به فعالیتهای سیاسی پرداخت. او در طی این سفر با برخی شخصیتهای آمریکایی ملاقات کرد و خود را به عنوان رئیس نهضت مقاومت ایرانی در پاریس معرفی کرد. هدف او از این سفر برقراری ارتباط با آمریکاییهایی بود که با وضعیت ایران آشنا بودند.
### ارتباطات قطبزاده با مقامات آمریکایی
در سندی که از سوی یک مقام آمریکایی منتشر شده، به ملاقاتهای قطبزاده با مقامات دفتر اطلاعات و تحقیقات وزارت خارجه اشاره شده است. او از آنها خواسته تا سیاستهای حکومت کارتر را تحت تأثیر قرار دهند و مراقب اشتباهات گذشته باشند. این فعالیتها نشاندهنده تلاش او برای ارتباط با آمریکا و تاکید بر حقوق بشر در زمانهای بحرانی بود.
این مشاهدات به روشنی نشان میدهد که قطبزاده در تلاش بود تا با اتصال به منابع مختلف، بر روند تحولات کشور تاثیر بگذارد.**سند محرمانهای از رابرت منتل به تاریخ ۱۷ ژانویه ۱۹۷۹ نشان میدهد که او به آقای هنری پرکت در موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی مینویسد: «شاه در ایران است».**
در ادامه این سند، پیام رسمی صادق قطبزاده به منتل، رئیس دفتر کمکهای امنیتی وزارت خارجه آمریکا، به ثبت رسیده است. در این نامه، قطبزاده از عدم توانایی خود برای نوشتن سریع یاد میکند و به خاطر ملاقاتهایش در واشنگتن از منتل تشکر میکند. او اعلام میکند که اسنادی درباره شکنجه و تجربیات خانوادههای زندانیها در پیوست ارسال شده که به زبان اصلی، یعنی فرانسه، نوشته شده و به زودی به انگلیسی ترجمه خواهد شد.
جالب اینکه قطبزاده، که ممکن است در نگاه اول به عنوان یک عامل آمریکایی در نظر گرفته شود، در واقع از تمام امکانات جهانی برای کمک به انقلاب ایران استفاده میکرد. بررسی سابقه او نشان میدهد که از سالهای ۴۲ تا ۶۱ به دنبال فرصتهای بینالمللی بود.
**در زمینه تحولات سیاسی، قطبزاده پیگیر موضوعات مربوط به انقلاب ایران بود.**
اخیراً، او در تماس با وزارت امور خارجه فرانسه، خواستار روشن شدن سیاستهای آیتالله خمینی در صورت پیروزی شد. فرانسویها به او گفته بودند که خط مشی ایران در کنفرانس گوادالپ مطرح خواهد شد و قطبزاده برای پیگیری این موضوع در نظر گرفته شد.
یک هفته پیش از کنفرانس، وزارت خارجه فرانسه به قطبزاده تماس میگیرد و او به عنوان فردی نزدیک به آیتالله خمینی معرفی میشود. پس از سفر رئیسجمهور فرانسه به گوادالپ، خمینی از قطبزاده خواست تا تأیید کند که رئیسجمهور درباره ایران در کنفرانس صحبت خواهد کرد.
قطبزاده در حاضر ارتباطات نزدیکی با مقامهای فرانسوی داشت و توانست آنها را درباره هدفهای انقلاب ایران متقاعد کند، مشابه نقشی که کیانوری در شوروی ایفا کرده بود. شوروی و فرانسه هر دو انقلاب ایران را از دیدگاه خود疑 داشتند.
در نهایت، صادق قطبزاده در موقعیت مهمی قرار گرفت که موجب تحولات قابل توجهی در دیپلماسی ایران و کنفرانسهای بینالمللی شد.وزارت امور خارجه به عنوان یکی از سمتهای کلیدی در انقلاب ایران، تحولات جالبی را زیر نظر داشت. بعد از یزدی و سنجابی، حسین شاهبهشتی از آذرماه 1358 به عنوان وزیر خارجه شورای انقلاب منصوب شد. دوره وزارت او همزمان با بحران گروگانگیری آغاز شد که این وضعیت چالشهای زیادی را برای او به همراه داشت. رویکرد او به وضوح مشخص بود؛ تمرکز بر تقابل با شوروی و حفظ روابط متوازن با سایر کشورها و نیز حمایت از گروههای مبارز عرب.
مدت زمان وی به عنوان وزیر امور خارجه تا زمانی که بنیصدر در مرداد 1359 دولت را تشکیل داد، ادامه داشت. با تشکیل دولت، قطبزاده تا شهریور ماه در این سمت باقی ماند و پس از او، میرحسین موسوی به عنوان وزیر امور خارجه منصوب شد. البته دوره وزارت موسوی هم با چالشهای متعددی همراه بود که گاهی باعث میشد وزارت خارجه بدون وزیر بماند.
علاوه بر این، زندگی قطبزاده به ایران محدود نمیشد و او در چندین کشور به فعالیت پرداخته بود. منابعی که او برای پیروزی انقلاب به کار گرفت، از این کشورها تأمین میشد. در مورد دستگیری و اعدام او نیز، برخی گزارشها حاکی از آن بودند که قطبزاده در زمینه کسب منابع مالی و نظامی برای کودتا با برخی کشورها، از جمله عربستان، در ارتباط بود، هرچند نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد.











