به گزارش خبرگزاری **خبرآنلاین** به نقل از ایبنا، کتاب جدید «مشروطهخواهی در ایران و عثمانی؛ درآمدی بر تأثیرات متقابل» اثر محمدحسین صادقی، به بررسی همزمان جنبشهای مشروطهخواهی در دو امپراتوری ایران و عثمانی پرداخته است. این اثر بر اساس اسناد آرشیوی و روزنامهها تلاش میکند تا تأثیرات متقابل این دو ملت را بهطور دقیق تحلیل کند و نمایی نو از این رویدادهای تاریخی ارائه دهد. نویسنده بر این باور است که شواهد تاریخی نشاندهنده ارتباط عمیق و تأثیرگذار میان این دو کشور است. تقارن رویدادهایی نظیر تأسیس دارالفنون، راهاندازی پارلمان، و انتشار نخستین روزنامهها همگی دلیلی بر این تأثیرات مشترک هستند. با این حال، هدف اصلی این کتاب فراتر از اثبات این همسانیهاست و به بررسی سازوکار این تأثیرات میپردازد.
صادقی در گفتوگو با ما توضیح داد که از اوایل قرن نوزدهم، ایران و عثمانی به دنبال یافتن راهحلی برای ضعفهای درونی خود بودند و اندیشه اصلاحات به عنوان راهکار مشترکی در هر دو کشور شکل گرفت. او اشاره کرد که این اثر، تکمیل رساله دکتری او در تاریخ دانشگاه تهران است و به بررسی چهلساله تأثیرات متقابل مشروطهخواهی در این دو کشور میپردازد. نگارش این کتاب نزدیک به پنج سال به طول انجامید و پژوهشهایی در ایران و ترکیه انجام شد.
وی همچنین به سازوکار این تأثیرات اشاره کرد و گفت که همزمانی شروع جنبشهای مشروطهخواهی در هر دو کشور به شکلگیری این روابط کمک کرده است. به گفته صادقی، تأثیرات تنها محدود به نظریهها نبوده و در عمل نیز دو طرف از یکدیگر حمایت کردند. او نمونههایی از حضور فعال ایرانیان در عثمانی و همکاری بین دو کشور را برشمرد و تأکید کرد که این تأثیرات یکسویه نبوده و همواره به صورت دوسویه و تعاملی بوده است.### گزارش ویژه از تأثیرات مشروطیت در ایران و عثمانی
مقالهای تازه نظرها را به خود جلب کرده است که در آن به تفاوتهای مشخص با دیگر آثار مرتبط پرداخته شده است. این اثر به شناسایی کانونهای تأثیرگذاری در بحث مشروطیت توجه ویژهای دارد. طبق نظریه «پخش» هاگر استراند، این کانونها به چهار دسته تقسیم میشوند: کانونهای مرکزی (استانبول و تهران)، کانونهای واسطهای (مصر، طرابوزان، تبریز، بغداد، نجف) و کانونهای درجه دوم (کاروانهای حج، کربلا، مدینه، مکه و …) و همچنین کانونهای خارجی (باکو، تفلیس، کلکته). این کانونها با توجه به شرایط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود، زمینهساز تماس میان مشروطهخواهان دو کشور شدند و این تماسها موجب آشنایی، تأثیرپذیری و حتی همکاری بین آنها گردید.
در هر یک از این کانونها، گاهی کانونهای کوچکتر دیگری نیز وجود داشتند که در این مقاله به آنها نیز پرداخته شده است. برای مثال، مطبعه اختر در استانبول و سفارت عثمانی در تهران، خود به عنوان کانونهایی عمل کردند که زمینهساز تبادلات تأثیرگذار بین مشروطهخواهان ایرانی و عثمانی بودند.
#### نقش جابجایی افراد و گروهها
نویسندگان مقاله به نقش مهم جابجایی افراد و گروهها در این زمینه پرداختهاند. بازرگانان، حاجیان و دیگر فعالان سیاسی، مانند تبعیدیان و فراریان ایرانی که پس از واقعه مشهور به توپگذاری مجلس به استانبول گریختند، به عنوان حاملان اندیشه مشروطهخواهی عمل کرده و کانال ارتباطی مهمی میان مشروطهخواهان ایران و عثمانی بودهاند.
#### انتقال متون و رسائل میان دو کشور
نکته قابل توجه این است که در حالی که بسیاری از رسائل مشروطهخواهان در پژوهشهای اخیر مورد بیتوجهی واقع شدهاند، دکتر غلامحسین زرگرینژاد حدود دو دهه پیش مجموعهای از این متون را منتشر کرده است. در ترکیه نیز بخشهایی از این رسائل توسط دکتر اسماعیل کارا در دسترس قرار گرفته است. با این حال، مسأله سانسور شدید در هر دو کشور، انتقال این متون را مشکلساز کرده و متون بیشتر از طریق بازرگانان و حاجیان از ادارات پست خارجی میان دو کشور منتقل میشد.
نقش این متون در آگاهسازی عمومی نسبت به اندیشه مشروطهخواهی بسیار با اهمیت بود. بهویژه روزنامه اختر که در استانبول چاپ میشد، به وسیله بازرگانان به ایران انتقال مییافت و به توضیح مفاهیمی چون آزادی، عدالت و مجلس کمک میکرد.
#### ارزیابی دولتمردان از نوگرایی
در نهایت، به ارزیابی دولتمردان هر کشور از تحولات نوگرایانه همسایه پرداخته شده است. دولتمردان که به دقت تحولات را زیر نظر داشتند، برخی از آنها با نوگرایی مخالف بودند و برخی دیگر، مانند ملکم و مستشارالدوله، همسو با این جریان عمل کردند.
این مقاله با بررسی عمیق موضوع، زوایای مشخصی از تأثیرات متقابل مشروطهخواهان ایران و عثمانی را روشن کرده و میتواند به تجدیدنظر در درک ما از این مقاطع تاریخی کمک کند.در تحلیل نقش نخبگان و روزنامهنگاران مهاجر در تحولات مشروطهخواهی، کتابی جدید به بررسی تأثیر این گروهها بر گسترش اندیشه مشروطه در ایران و عثمانی پرداخته است. این تأثیرات متقابل که به “عوامل پخش” شناخته میشوند، در قالب شبکههای فراملی و ارتباطات فکری مستند شدهاند. این اثر با استفاده از منابع آرشیوی و روزنامههای کمتر مورد توجه، تلاش کرده تا نقش مهم افرادی چون میرزاآقاخان کرمانی و نشریاتی نظیر اختر و انجمن سعادت در این زمینه را به تصویر بکشد.
کتاب همچنین به مقایسه دو تجربه مشروطهخواهی در ایران و عثمانی میپردازد و به ساختارهای سیاسی و اجتماعی متفاوت این دو کشور اشاره میکند. بهویژه، تأثیر شریعت و سلطنت بر روند مشروطیت در هر دو کشور به دقت بررسی شده و نشان میدهد که نقاط قوت و ضعف ساختاری هر کشور در قالب مثلثی متشکل از شریعت، سلطنت و رعیت بروز یافته است.
همچنین، مقایسهای از نقش علمای دینی و تأثیر آنها بر جنبشهای مشروطهخواهی ارائه شده است. بحث بر سر سازگاری مشروطه با اصول اسلامی و نقش علما در تأیید یا رد این حرکت، از نکات محوری است که در این اثر بهطور دقیق مورد بررسی قرار گرفته و به تبیین نسبت بین شریعت، قانون اساسی و مفهوم حاکمیت ملی در هر دو کشور پرداخته است.در هر دو کشور، علمای دینی نقشی کلیدی در جنبش مشروطه به عهده داشتند. جالب است که علما به فعالیتهای همتایان خود در کشور دیگر توجه ویژهای داشتند. بهطور خاص، علمای ایرانی در مقایسه با علمای عثمانی، نقش برجستهتری ایفا کردند. در روزنامههای عثمانی، این علما تشویق به الگوگیری از علمای ایرانی میشوند. در این بین، علمای ایران نیز به نظرات علمای عثمانی درباره مشروطیت و مزایای آن توجه داشتند. برای نمونه، اظهارات شیخ الاسلام ترکیه در خصوص مشروطیت از سوی علمای نجف مورد بررسی و ارجاع قرار گرفت. یکی از ویژگیهای کتاب تحلیل مبانی نظری مشروطهخواهی و مفاهیم آن از دیدگاه علمای هر دو کشور است.
نویسنده کتاب بهطور خاص بر منابع دست اول از جمله مطبوعات، اسناد و خاطرات تکیه کرده است. با این حال، این بدان معنا نیست که تلاشهای دیگر محققان را نادیده گرفته باشد. موضوع کتاب پیشتر نیز مورد بررسی قرار گرفته، اما اکثر مقالات موجود دارای اشکالاتی هستند. برای مثال، محققان ایرانی غالباً از منابع ترکی غافل بودهاند و پژوهشگران ترک تنها به منابع منتشر شده اکتفا کرده و به آرشیوها و روزنامهها مراجعه نکردهاند. این نقص در اشاره به منابع مختلف را میتوان در نتایج پژوهشها مشاهده کرد.
این کتاب سعی دارد تا فراتر از توصیف تاریخی رفته و مسائل عمیقتر جنبش مشروطهخواهی را بررسی کند. با این وجود، هدف این اثر بیشتر بر توصیف دقیقتری از فرآیند مشروطهخواهی و تاثیرات متقابل میان دو کشور تمرکز دارد، نه ارائه الگوی نظری.
در مورد تحقق آرمانهای مشروطهخواهی در ایران و ترکیه با گذشت ۱۵۰ سال، ارزیابیها نشان میدهند که ترکیه در حال حاضر از ایران یک گام جلوتر است، اگرچه این فاصله چندان زیاد نیست.











