تماس با ما

**جشن سپندارمذگان و مفهوم جشن در فرهنگ ایران باستان**

**علی نیکویی، دکترای پژوهش‌هنر و کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان** در پیش‌درآمدی بر جشن سپندارمذگان، به موضوعی کلیدی در فهم آیین‌های فرهنگی ما اشاره می‌کند. او اعتقاد دارد که برخی از گرامی‌داران مناسبت‌هایی مثل جشن سده و مهرگان به اشتباه، واژه «جشن» را معادل «پارتی» قرار می‌دهند و شادی را تنها به خوش‌گذرانی و سرگرمی محدود می‌کنند. نیکویی این تغییر معنایی را خطرناک ارزیابی کرده و آن را تحریف فرهنگی می‌داند.

او تأکید می‌کند که در سنت ایرانی، جشن تنها یک گردهمایی سرگرم‌کننده نیست، بلکه زمان یادآوری نظم کیهانی، سپاس‌گزاری، و همبستگی اجتماعی است. نیکویی بیان می‌کند که هنگامی که آیین‌های فرهنگی به سرگرمی تقلیل یابند، پیوند آن‌ها با تاریخ، حافظه جمعی و اسطوره‌های فرهنگی ضعیف می‌شود. او بر ضرورت درک درست از مفهوم جشن به عنوان یک امر معنی‌دار و اصیل در راستای حفظ هویت فرهنگی تأکید دارد.

**تاریخ واژه «جشن»**

این واژه در زبان فارسی پهلوی به شکل «چشن» ثبت شده و ریشه در معنای ستایش و پرستش دارد. جشن‌های باستانی ایران همواره با آیین‌های مذهبی گره‌خورده‌اند و واژه‌ٔ اوستایی این کلمه با معنای قربانی و نیایش همخوانی دارد. جشن‌های زمان ساسانیان مانند نوروز، مهرگان، و سده هر یک به شکلی آئینی و دینی بودند و نشان‌دهنده عمق معنایی بالای این مراسم‌ها است.

**شادی در فرهنگ ایرانی**

در خصوص واژه «شادی»، نیکویی بیان می‌کند که این کلمه در زبان فارسی معاصر به معنای خوشحالی و نشاط است، اما در ایران باستان مفهومی عمیق‌تر دارد. در زبان‌های اوستایی و پهلوی، شادی به عنوان یک مفهوم چندبعدی شامل خوشحالی، قدرت و همبستگی اجتماعی معرفی می‌شود. او به آثار کلاسیک ادبیات فارسی اشاره می‌کند که شادی را به عنوان یک مفهوم معنوی و اخلاقی مطرح کرده‌اند و آن را فراتر از صرف لذت و خوش‌گذرانی قرار می‌دهند.

در واقع، نیکویی به مفاهیم عمیق شادی در آثار ادبی بزرگانی چون فردوسی، سعدی و مولانا اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد که شادی در ایران باستان نتیجه رضایت معنوی و ارتباط عمیق با ارزش‌های زندگی بوده است. این نگاه به شادی از جنبه‌های مختلف فرهنگی و تاریخی، به ما کمک می‌کند تا ارزیابی بهتری از جشن‌ها و آیین‌های سنتی خود داشته باشیم.در کتیبه بیستون، در نخستین بند به خدای بزرگ اهورامزدا اشاره شده است. این کتیبه می‌گوید: «خدای بزرگ اهورامزدا، زمین و آسمان را آفرید و مردم و شادی‌های آنان را پدید آورد و داریوش را به عنوان شاه برگزید».

**جشن سپندارمذگان**

جشن‌های باستانی ایران به عنوان نماد ستایش ایزد یکتا به شمار می‌روند. این جشن‌ها با هدف گرمابخشی به جامعه کشاورز و بزرگداشت آغاز فصل کشت برگزار می‌گردیدند. هدف از این مراسم شادی معنوی بوده است، اما اگر این جشن‌ها تنها به بهانه‌ای برای شب‌نشینی تبدیل شوند، آنگاه دیگر نمی‌توان آن‌ها را جشن‌های اصیل ایرانی نامید.

جشن سپندارمذگان که به اشکال مختلف نامیده می‌شود، از جشن‌های مهم ایران باستان است و در روز پنجم ماه اسفندارمذ برگزار می‌شود. تقویم یزدگردی هر ماه را سی روزه در نظر می‌گیرد و پنج روز اضافی در انتهای سال دارد. هنگامی که نام روز با نام ماه هم‌زمان می‌شود، جشن برگزار می‌گردد.

در تقویم فعلی، جشن سپندارمذگان با ۲۹ بهمن مصادف می‌باشد. برخی پژوهشگران، از جمله محمد نجاری، پنجم اسفند را زمان صحیح این جشن می‌دانند. این اختلاف تنها در چارچوب تقویم است، نه در اصل وجود جشن.

نام «اسفند» از پارسی میانه «سپندارمت» و از اوستایی «سپِنتَه آرمَئیتی» گرفته شده است. این واژه به معنای «فروتنی مقدس» است و به ایزدبانوی زمین، یعنی سپندارمذ مرتبط می‌شود. در سنت زرتشتی، زمین مقدس و زاینده تلقی می‌شود و سپندارمذ محافظ این بُعد از هستی است.

ابوریحان بیرونی، در کتاب «آثارالباقیه» به این جشن اشاره می‌کند و می‌نویسد که در این روز مردان و زنان به یکدیگر هدیه می‌دادند. این روز به عنوان «عید زنان» شناخته می‌شد و مردان در آن روز از زنان پیروی می‌کردند. این توصیف به ارتباط جشن با تقدس زنان و پویایی زایندگی اشاره دارد.

جشن سپندارمذگان در سال‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در سال ۱۳۴۱ خورشیدی، ابراهیم پورداوود پیشنهاد ساخت روز پنجم اسفند به عنوان «روز پرستار» را مطرح کرد که مورد پذیرش قرار گرفت.

این جشن به طور همزمان عشق، زن و زمین را معرفی می‌کند و پیوند عمیق میان طبیعت و انسان را یادآوری می‌نماید. جشن سپندارمذگان نه تنها یک آیین بود، بلکه نماد یک جهان‌بینی کامل در ایران باستان به شمار می‌رفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *