تماس با ما

نادرشاه و غنائم به دست آمده از هند: لغو مالیات ایرانیان به مدت سه سال با این ثروت‌ها

نادرشاه و غنائم به دست آمده از هند: لغو مالیات ایرانیان به مدت سه سال با این ثروت‌ها

**امیرمهدی نادری | خبرآنلاین**: پنجم اسفند ماه، سالروز یکی از مهم‌ترین نبردهای تاریخ ایران و شبه‌قاره هند محسوب می‌شود. در این روز در سال ۱۱۱۷ هجری شمسی (۲۴ فوریه ۱۷۳۹ میلادی)، دو ارتش بزرگ در دشت‌های اطراف کرنال، نزدیک دهلی، به مصاف یکدیگر رفتند. این جنگ نمایشی از نبوغ نظامی نادرشاه افشار در برابر ارتش گورکانی بود که از نظر تعداد، چندین برابر نیروهای ایرانی به شمار می‌رفت.

این نبرد که در ابتدا به دلیل تعقیب افغان‌های فراری آغاز شده بود، در نهایت به مواجهه‌ای میان امپراتوری گورکانان و قوای تازه‌نفس ایران تبدیل شد. در یک سوی میدان، امپراتوری گورکانی قرار داشت که به دلیل تشریفات درباری و ضعف درونی، به یک نیروی ضعیف بدل شده بود. در سوی دیگر، نادرشاه افشار با ارتش منسجم و مجهز به تاکتیک‌های نوین حاضر شده بود که از میدان‌های نبرد خراسان و قفقاز به میدان آمده بودند.

نبرد کرنال نه تنها یک پیروزی نظامی بود، بلکه منجر به تحولات مهمی در معادلات قدرت در منطقه شد. سقوط دهلی و غنایم عظیمی که به ایران منتقل شد، ضایعه‌ای بزرگ بر پیکر دولت گورکانی باقی گذاشت و طبق گفته برخی مورخان، مقدمه‌ای شد برای سلطه استعمار اروپا بر شبه‌قاره. در ادامه، گفت‌وگویی با امیر آهنگران، استاد تاریخ و عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان، درباره جنبه‌های مختلف این نبرد و تاثیرات آن بر ایران و هند انجام شده است.

**چرا نادرشاه افشار به هند حمله کرد؟**
لشکرکشی نادرشاه به هند در ابتدا به دلیل تعقیب افغان‌های غلجایی آغاز شد. اما عدم واکنش به‌موقع دربار گورکانی به نادرشاه این احساس را داد که می‌تواند هدف بزرگتری را دنبال کند. پس از فرستادن نامه به محمدشاه گورکانی، در توضیح اشغال کابل و برخورد با فراریان، این نکته مشهود شد که نادرشاه متوجه ناتوانی دربار هند شده است.

برخی از اشراف و دولتمردان هندی نیز پشتیبانی ضمنی از نادرشاه ابراز کردند، از جمله نظام‌الملک و سعادت‌خان که به دلیل نارضایتی از سیاست‌های محمدشاه، از دربار فاصله گرفته و به حاکمیت‌های دیگر مشغول بودند. این نامه‌نگاری‌ها انگیزه نادرشاه برای لشکرکشی به هندوستان را تقویت کرد و نشان‌دهنده شرایط ناپایدار در دربار گورکانی بود.دولت گورکانی هند در شرایط وخیمی قرار داشت و اختلافات داخلی در دربار دهلی، این حکومت را به سوی فروپاشی هدایت می‌کرد. این تحولات به افزایش انگیزه نادرشاه برای لشکرکشی به هند منجر شد. ماراتاها، گروهی از جنگجویان هندو در جنوب هند، از ضعف گورکانیان بهره‌برداری کردند و در سال ۱۱۵۱ ه‍.ق/۱۷۳۹ م به نواحی اطراف دهلی حمله کردند و محمدشاه را مجبور به واگذاری استان مَلوا نمودند. در این زمان، محمدشاه تنها به ایجاد تفرقه میان جناح‌های مختلف دربار می‌پرداخت تا مقام خود را حفظ کند. دولت گورکانی به مسائل فوری پاسخ می‌داد و قادر به مواجهه با تحولات عمیق نبود.

در نهایت، پیروزی‌های نادرشاه بر گورکانیان و تقابل او با محمدشاه در نبرد کرنال در سال ۱۱۵۱ ه‍.ق/۱۷۳۹ م، عاقبت ناگزیر شد. با وجود برتری نظامی و لجستیکی گورکانیان، نادرشاه با تاکتیک‌های موفق خود پیروزی بزرگی را به دست آورد و دهلی را فتح کرد. این پیروزی نادرشاه را به عنوان یک کشورگشا معرفی کرد، هرچند در هند به بدنامی او منجر شد.

انتظار می‌رود که پیروزی در کرنال بر نگرش نادرشاه به حکومت تأثیرات مهمی گذاشته باشد. نادرشاه علی‌رغم نظامی گری‌اش، توانست از پیروزی‌اش برای مشروعیت‌بخشی به سلطه خود استفاده کند. او در نامه‌هایش به حکام مسلمان، خود را «شاهنشاه» و دیگران را «شاه» خطاب می‌کرد که نشانه‌ی جایگاه جدید او در سلسله مراتب حکومت بود. سکه‌هایی که به نام او ضرب شد، گواه بر این امر بود.

همچنین نادرشاه ارتباط تاریخی و نمادین خود با تیمور گورکان را برای تثبیت موقعیت خود در نظر داشت. او با استناد به این ارتباط، نه تنها مشروعیت حکومت خود را تقویت کرد، بلکه در معاهدات صلح با محمدشاه بر پیوندهای نژادی تأکید نمود. خواستگاری دختر یزدان‌بخش، نواده اورنگ‌زیب، برای پسرش نصرالله‌میرزا و ضرب سکه‌ای به نام نوه‌اش شاهرخ، نشانه‌های دیگری از این پیوند تاریخی بودند.

به‌طور کلی، نادرشاه پس از پیروزی در نبرد کرنال و فتح هندوستان، تلاش کرد تا از میراث پیشینیان خود بهره‌برداری کند و معادلات حکمرانی‌اش را بر اساس این اصول بنا نهد.### رویکرد هند به اداره و جایگاه خود در ساختار قدرت

بر اساس آثار میرزا مهدی‌خان استرآبادی، وقایع‌نگار عصر نادرشاه، پس از تصرف تمامی سرزمین‌های گورکانیان در هند، نادرشاه هرگز تمایل نداشت که این قلمرو را به طور مستقیم تحت کنترل خود درآورد. او بعد از امضای معاهده صلح و الزام محمدشاه به پرداخت غرامت جنگی، یک بار دیگر روابط ایران و هند را بازتعریف کرد. نادرشاه، با فتح هند و مناطق ماوراءالنهر، رهبری جمعیت مسلمان تازه متحدشده در بخش‌های شرقی و شمال شرقی ایران را بر عهده گرفت که تحت حکومت خاندان‌های مختلفی از تبار ترکی و مغولی بودند. این خاندان‌ها از طریق پیوندهای نژادی و سببی با هم مرتبط شدند.

در نوشته‌های محمدکاظم وزیر مرو در کتاب «عالم‌آرای نادری»، به نوعی پیوند قومی بین نادرشاه و تیموریان اشاره شده است که می‌تواند برقراری حیثیت «فرّ تیموری» برای نادرشاه را نشان دهد. نادرشاه برای آنکه به محمدشاه گورکانی نشان دهد سلطنت او مرهون اوست، هدایای گران‌بهایی تقدیم کرد و با لحنی آمرانه نسبت به درباریان هندی هشدار داد که هرگونه قصور از وظایف آنان با مجازات روبرو خواهد شد.

### ارزیابی قدرت‌های سیاسی معاصر نسبت به نادرشاه پس از فتح دهلی

نادرشاه بعد از پیروزی در نبرد کرنال و فتح دهلی، به چهره‌ای شناخته‌شده در سطح بین‌المللی تبدیل شد. بسیاری از contemporaries او بر این باور بودند که عصر جدیدی از سلطه ایرانیان آغاز شده است و در این راستا آثار بسیاری درباره او و لشکرکشی‌هایش نگاشته شد. نادرشاه، به منظور نمایاندن عظمت پیروزی‌های خود، هدایای نفیسی برای دربارهای عثمانی و روسیه ارسال کرد.

هدف اصلی نادرشاه از فتح هند، جمع‌آوری ثروت و سرمایه بود. او پس از بازگشت، با استفاده از غنایم خود، مردم ایران را به مدت سه سال از پرداخت مالیات معاف کرد و به اقتصاد آن‌ها فرصتی برای بهبود داد. این ثروت، اگر به‌عنوان سرمایه در ایران به کار گرفته می‌شد، می‌توانست روزنه‌ای برای رونق اقتصادی فراهم کند. اما پس از مرگ ناگهانی نادرشاه، این ثروت به دست جانشینان او افتاد و به اسراف و خوش‌گذرانی اختصاص یافت.

علاوه بر این، نادرشاه می‌توانست با تکیه بر این غنایم، حقوق قشون خود را به موقع پرداخت کرده و تسهیلاتی برای جنگ‌های آینده با ازبکان و عثمانی‌ها فراهم آورد.نادرشاه، پس از تصرف هندوستان، با محموله‌ای عظیم از غنائم به سمت ایران حرکت کرد. او به منظور حفظ این گنجینه، اقدام به استخدام بازرسانی نمود تا مانع از غارت سربازان شود. با این حال، در طول مسیر، راهزنان و دهقانان به دلایل اقتصادی به قشون نادرشاه حمله کردند و پیش از رسیدن به لاهور نزدیک به هزار حیوان باربر را ربودند. نادرشاه که این حملات را تحمل نکرد، اقدام به انتقام‌گیری از روستاهای اطراف کرد و به ویرانی‌هایی که قبلاً ایجاد کرده بود افزود.

در همین حین، نادرشاه در تلاش بود تا غنائم به دست آمده از هندوستان را با دقت مدیریت کند. او نظامیانی که اقدام به غارت جواهرات کرده بودند را شناسایی و تنبیه کرد. به گفته یونس هنوی، او با استفاده از غنائم به سربازانش حقوق معوقه را پرداخت و به آن‌ها انعامی نیز برای تحویل غنائم اهدا کرد.

نتایج این لشکرکشی نه تنها به مسائل ارضی و جغرافیایی مربوط می‌شود، بلکه از نظر اقتصادی نیز با دستیابی به خزانه و جواهرات سلطنتی هندوستان، به ویژه تخت طاووس و نُه تخت مرصع دیگر، همراه بود. نادرشاه همچنین موفق به جمع آوری مقدار زیادی مسکوکات و پارچه‌های گران‌بها گردید.

فتح دهلی منجر به سرازیر شدن هدایا و مالیات‌هایی به سوی نادرشاه از قلمرو گورکانیان شد. این غنائم شامل هزار فیل، هفده هزار اسب، و تعدادی کتاب‌های ارزشمند بود که او به ایران آورد. یونس هنوی ارزش کل این خزائن را ۶۰ کرور روپیه ذکر کرده و به تفکیک ارزش هر یک نیز اشاره کرده است.

به طور کلی، به نظر می‌رسد که نادرشاه با این لشکرکشی موفق به ایجاد تغییرات عمده‌ای در قلمرو و اقتصاد ایران شد.در گزارشی جدید، مبلغ 5.87 میلیون پوند استرلینگ به عنوان قیمت تاراج جواهرات ایران اعلام شده است. این در حالی است که یک کارگر معمولی در بریتانیا، در بهترین شرایط، ممکن بود در طول سال تنها 20 پوند استرلینک درآمد داشته باشد.

بسیاری از این جواهرات که تاریخچه‌ای غنی از دوران جانشینان نادرشاه تا عصر پهلوی دارند، از جمله الماس 182 قیراطی «دریای نور»، نقش مؤثری در پشتوانه مالی ایران ایفا کرده‌اند. همچنین، الماس «کوه نور» با وزن 105 قیراط، پس از قتل نادرشاه در 1160 ه‍.ق در فتح‌آباد قوچان به دستان احمدخان درانی افتاد و پس از آن، پس از گذشت 70 سال، به رانجیت سینگ، مهاراجه سیک‌ها منتقل شد. این سنگ قیمتی نهایتاً در جنگی میان سیک‌ها و نماینده انگلیس به کمپانی هند شرقی واگذار شد و به عنوان هدیه‌ای به ملکه ویکتوریا تقدیم گردید. از آن زمان تاکنون، این الماس جزو جواهرات سلطنتی انگلستان به شمار می‌رود.

فتح هندوستان، به ویژه تسخیر دهلی به دست نادرشاه، عواقب سیاسی و اقتصادی زیادی به همراه داشت و به تضعیف امپراتوری گورکانیان انجامید. این رخداد نه تنها نشانه‌های قدرت این سلسله را از بین برد، بلکه زمینه را برای استعمار کشورهای اروپایی مانند بریتانیا، فرانسه و پرتغال در شبه‌قاره هند مهیا ساخت. بدین ترتیب، استثمار مردم هند تسریع شد و عواقب آن به شکل عمیقی در تاریخ سیاسی این سرزمین باقی ماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *