تماس با ما

از ظفار تا کربلای ۵؛ روایت زندگی حسین خرازی، فرمانده شهیر دوران جنگ

از ظفار تا کربلای ۵؛ روایت زندگی حسین خرازی، فرمانده شهیر دوران جنگ

به گزارش خبردونی به نقل از خبرگزاری مهر، شهید حسین خرازی در تاریخ یکم شهریور ۱۳۳۶ در محله‌ای محروم و شهیدپرور اصفهان به دنیا آمد. او در خانواده‌ای مذهبی و آگاه رشد کرد و از کودکی ویژگی‌های بارز مانند هوش بالا و مسئولیت‌پذیری را نشان داد. پدرش که به برگزاری نماز جماعت و مراسمات دینی اهمیت می‌داد، تأثیر قابل توجهی در شکل‌گیری شخصیت مذهبی او داشت. حسین خردسال به محض اتمام تکالیف مدرسه، به مسجد محله معروف به مسجد سید می‌رفت و اذان‌گو و مکبر مسجد می‌شد.

علاقه حسین به مسائل دینی و کنجکاوی سیاسی‌اش از سنین پایین آغاز شد. او با مطالعه جزوات اسلامی در دوران خفقان پهلوی، پایه‌های فکری و اجتماعی خود را بنا نهاد که او را برای مبارزه در انقلاب آماده کرد و به مهارت‌های رهبری در نبردها مجهز ساخت.

پس از دریافت دیپلم در سال ۱۳۵۵، حسین خرازی به خدمت سربازی اعزام شد. دوره آموزشی او در مشهد فرصتی برای رشد روحانی و علمی بود که در کنار آموزش‌های نظامی، به مطالعه علوم دینی نیز پرداخت. او با وجود شرایط سختی که در عملیات ظفار (عمان) به وجود آمد، به انجام نمازهایش ادامه داد و به دیگر سربازان هشدار می‌داد که این سفر «سفر معصیت» است و باید تقوا حفظ شود.

با صدور فرمان حضرت امام خمینی در سال ۱۳۵۷ مبنی بر فرار سربازان، حسین و برادرش از خدمت سربازی فرار کردند و به جمع انقلابیون پیوستند. آنها در اصفهان به تشکیل کمیته انقلاب اسلامی پرداخته و در مواجهه با ضدانقلاب داخلی نقشی فعال ایفا کردند؛ روحیه انقلابی حسین او را به فرماندهی در دوران دفاع مقدس رساند.

با شروع جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، حسین خرازی به عنوان فرمانده نخستین خط دفاعی در منطقه دارخوین، معروف به «خط شیر»، منصوب شد. او با وجود کمبود تجهیزات، با مدیریت هوشمندانه و روحیه بی‌نظیر خود مقاومت جانانه‌ای را در برابر دشمن ایجاد کرد و نیروهای زبده‌ای تربیت کرد.

حسین خرازی در عملیات‌های کلیدی جنگ تحمیلی نیز به خوبی نقش‌آفرینی کرد. در عملیات شکست حصر آبادان، فرماندهی جبهه دارخوین را بر عهده داشت و پل‌های حیاتی حفار و مارد را تصرف کرد. این موفقیت به آزادسازی خرمشهر کمک شایانی کرد.

در عملیات «خیبر» نیز دچار آسیب دیدگی شد و یک دستش قطع شد، اما در عملیات «والفجر هشت» موفق شد لشکر گارد ریاست‌جمهوری عراق را تسلیم کند. حسین خرازی همچنین با تدابیر خود در عملیات «فتح‌المبین»، موفق شد دشمن را در جاده «عین‌خوش» دور بزند و پیروزی‌های قابل توجهی کسب کند.سردار مرتضی قربانی در سخنانی، تأثیر شهید حسین خرازی را در پیروزی عملیات فتح‌المبین بسیار مهم دانسته و اشاره کرد که ایشان با تصمیمات قاطع خود، مسیر این عملیات را تغییر داد. وی گفت: «لشکر ۱۴ امام حسین (ع) به مدت ۴۸ ساعت در محاصره کامل بود؛ در این شرایط، شهید صیاد شیرازی با خرازی تماس برقرار کرد و از او خواست تا عقب‌نشینی کند، اما خرازی به این درخواست پاسخ منفی داده و به نیروهای خود گفت که تلاش کنند. اصرار خرازی منجر به تفکر فرماندهی درباره ورود قرارگاه فتح به عملیات شد. در نهایت، عملیات که از دوم فروردین آغاز شده بود، در هفتم فروردین با موفقیت به پایان رسید و نزدیک به ۱۷ هزار نفر از دشمن اسیر شدند.»

عملیات کربلای سه و چهار نیز با فرماندهی خرازی انجام شد که به رغم شرایط دشوار، موفق به تصرف اهداف استراتژیک شد. ایشان در آذر ۱۳۶۰ و در عملیات «طریق‌القدس» با طراحی استراتژیک، لشکرهای بعثی را شکست داد و بستان را آزاد کرد؛ این عملیات نقطه عطفی در مسیر نبردها بود.

ویژگی‌های اخلاقی و اعتقادی شهید خرازی او را از دیگر فرماندهان متمایز کرده بود. حساسیت او نسبت به بیت‌المال و توجه به نیروهایش باعث اعتماد و احترام آنها به او شده بود. او به عنوان یک فرمانده با روحیه صمیمی و خاکی همواره در کنار رزمندگان بود و حتی در لحظات شخصی خود نیز وفاداری‌اش را نشان می‌داد. در یکی از خاطرات، دوستانش در شب عروسی‌اش به او تیرباری هدیه دادند، اما او به سرعت آن را به اسلحه‌خانه تحویل داد و گفت: «بیت‌المال که یادتون نرفته.»

حسرت او برای همرزمانش نیز در یادها باقی مانده است. در آخرین ملاقاتش با یکی از همرزمان، وی از فقدان رزمندگانش ابراز ناراحتی کرده و اشک ریخته بود. ویژگی‌های انسانی او در حین جست‌وجو برای همردیفان، همچنان مشهود بود؛ به طوری که وقتی در بازی‌ و استخر با نیروهای خود بود، به سادگی خود را به جمع آنان می‌رساند.

در شرایط سخت نبرد، روحیه ایثارگرانه و صفای باطن او نمایان‌تر می‌شد. در زمان کمبود غذا در سنگرها، او پیشنهاد داد چراغ‌ها را خاموش کنند تا هر کسی که گرسنه‌تر است بدون خجالت نان را بردارد. این رفتارها نشان از نظارت عمیق او بر وضعیت نیروهایش و توجه به رفاه آنها داشت.### شخصیت والای حسین خرازی

حسین خرازی، فرمانده‌ای به یاد ماندنی در تاریخ دفاع مقدس ایران، همواره نشانگر اصول اخلاقی و فروتنی در رفتار خود با نیروهایش بود. او با اولویت دادن به انسانیت، به نیروهایش توصیه می‌کرد که رعایت دستورات الهی و توجه به امور دینی را سرلوحه فعالیت‌های خود قرار دهند. عبادت‌های شبانه او با خضوع و عشق به خدا همراه بود و این ویژگی‌ها باعث شد تا خرازی به الگویی مثال‌زدنی از فرماندهی معنوی تبدیل شود.

### ایثار در میدان نبرد

در آخرین نبردهای زندگی‌اش، حسین خرازی تجسم عشق به شهادت و ایثار بود. در عملیات کربلای ۵، او با ایجاد روحیه عاشورایی در میان فرماندهان گردان‌ها، نقش خط‌شکن را ایفا کرد و هرگز به عقب‌نشینی تن نداد، حتی زمانیکه در اثر انفجار ترکش، یکی از دستانش قطع شد.

در تاریخ هشتم اسفند ۱۳۶۵، حین تلاش برای تجهیز نیروها، او در اثر انفجار خمپاره‌ای به شهادت رسید. مقام معظم رهبری درباره او بیان کردند که «او سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت بود که با ایمان و تقوای مثال‌زدنی‌اش به جمع شهدا پیوست.»

خرازی در طول زندگی کوتاه اما اثرگذار خود، نه تنها یک فرمانده خردمند بود، بلکه به عنوان نماد ایمان، اخلاق و صمیمیت برای نسل‌های آینده انقلاب اسلامی ماندگار شد. نام او همواره به عنوان یک الگوی بی‌نظیر در صفحات تاریخ ثبت خواهد ماند.

منبع: «عقیق»/نصرت‌الله محمودزاده/انتشارات شهید کاظمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *