تماس با ما

عهدنامه تاریخی ایران و روسیه چهارسال ۱۰۵ ساله شد/ کوروش احمدی: این توافقنامه همچنان معتبر و نیروزا باقی مانده است.

عهدنامه تاریخی ایران و روسیه چهارسال ۱۰۵ ساله شد/ کوروش احمدی: این توافقنامه همچنان معتبر و نیروزا باقی مانده است.

**خبر آنلاین** – قرارداد ۱۹۲۱ ایران و شوروی به عنوان یکی از اسناد حیاتی و جنجالی تاریخ دیپلماسی معاصر ایران شناخته می‌شود. این معاهده در دورانی که به فروپاشی نظم امپراتوری‌ها و پیروزی انقلاب بلشویکی در روسیه منجر شد، منعقد گردید. قرارداد مورد نظر به عنوان نقطه پایانی بر سیاست‌های استعماری روسیه تزاری در ایران تلقی می‌شود و هم‌زمان شامل بندهایی است که در دهه‌های بعد به کانون بحث‌های حقوقی و سیاسی مبدل شد.

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین و پژوهشگر تاریخ، در یک مصاحبه با خبر آنلاین، به بررسی زمینه‌های ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک این عهدنامه پرداخته است. وی به بررسی انگیزه‌های بلشویک‌ها برای لغو قراردادهای نابرابر و تقابل با نفوذ انگلستان در ایران می‌پردازد و همچنین تفاوت‌های رویکرد دولت شوروی جدید نسبت به سیاست‌های روسیه تزاری را مطرح می‌کند. او در این گفت‌وگو نقش قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس و تحولات داخلی ایران را بررسی کرده و کنش‌گری ایرانیان و شوروی در امضای این معاهده را تحلیل می‌کند.

در ادامه، مفاد اصلی عهدنامه ۱۹۲۱ و به‌ویژه مواد جنجالی آن، و پیامدهای دو سویه آن بر حاکمیت ملی ایران و تأثیراتش بر رویدادهایی مانند اشغال ایران در جنگ جهانی دوم بررسی می‌شود. بخش پایانی مصاحبه نیز به وضعیت حقوقی کنونی این معاهده و ارتباط آن با تحولات بعد از فروپاشی شوروی و رژیم حقوقی دریای خزر اختصاص دارد. این موضوع بار دیگر اهمیت و جذابیت این سند تاریخی را که همچنان موضوع بحث و مناقشه است، نشان می‌دهد.

کوروش احمدی در این مصاحبه به بررسی دو انگیزه اصلی بلشویک‌ها در ورود به مذاکرات قرارداد ۱۹۲۱ با ایران می‌پردازد. نخستین انگیزه تأسیس یک الگوی حکمرانی جدید و قوی در کشورهای شرقی است. بلشویک‌ها قصد داشتند آرمان‌های انقلابی خود را پیاده کنند و تعاملاتی که با سایر انقلاب‌ها داشته‌اند، از جمله انقلاب مشروطه ایران را یادآوری می‌کند.

انگیزه دوم بیشتر مرتبط با جنگ داخلی روسیه و مقابله با نفوذ انگلستان در منطقه است. مقامات شوروی درصدد بودند تا با تبلیغ خود به عنوان حامی ملل تحت استعمار، به مبارزه با استعمار انگلیس پرداخته و قدرت آن را در مستعمرات تضعیف کنند. در این راستا، اقداماتی مثل لغو پیمان‌های نابرابر و بازپس‌گیری وضعیت پیشین در ایران صورت گرفت.در پی اخراج مورگان شوستر از ایران، نیروهای روسیه به رهبری ژنرال باراتف با حدود 12 هزار نفر به ایران وارد شدند. در 25 آذر 1296، لنین و تروتسکی با صدور بیانیه‌ای بر لزوم لغو منعقدات مخفی بین انگلستان و روسیه تزاری درخصوص تقسیم اراضی ایران و خروج نیروهای روسی از این کشور تأکید کردند. این بیانیه حاکی از حق ایران برای تصمیم گیری آزادانه در خصوص سرنوشت خود بود.

در فوریه 1918، اسدخان کاردار ایران در پتروگراد، یادداشتی مبنی بر آمادگی دولت شوروی برای مذاکره در خصوص خروج نیروهای روسی از ایران دریافت کرد و فرمانی برای خروج این نیروها صادر گردید. این فرمان تا مارس 1918 اجرایی شد، هرچند برخی از نیروهای روسی به رهبری ژنرال باراتف و همچنین بریگاد قزاق ایران از این دستور سرپیچی کرده و در ایران باقی ماندند و به نیروهای انگلیسی پیوستند.

ایران که در دسامبر 1917 دولت جدید شوروی را به رسمیت شناخته بود، تلاش کرد روابط خود با این کشور را برقرار نگه دارد. نمایندگی ایران در پتروگراد فعال بود، اما دولت ایران به رهبری وثوق‌الدوله حاضر به همکاری با نماینده دولت شوروی در تهران نبود و همچنان سفیر دولت تزاری را به رسمیت می‌شناخت. این وضعیت به رکود روابط منجر شد، به ویژه به دلیل مخالفت شدید انگلیس با جلب روابط نوین میان دو کشور. در 1297 (1918)، با خروج کامل نیروهای روسی، انگلیس به طور فعال در امور ایران حاضر شد و با جایگزینی نماینده شوروی به جای سفیر تزاری مخالفت کرد.

خواست دولت شوروی برای آغاز روابط تازه به ویژه پس از امضای قرارداد 1919 در اوت همان سال با هجمه‌های داخلی روبه‌رو شد. این قرارداد به نوعی ایران را تحت‌الحمایه انگلیس قرار داد. قرارداد 1919، که دغدغه‌های بسیاری ایجاد کرده بود، تأثیرات عمیقی بر تحولات سیاسی بعدی ایران و تعاملات شوروی در مذاکرات منجر به قرارداد 1921 داشت.

با ورود حسن مشیرالدوله به عرصه سیاسی و شکست قرارداد 1919، اعتراضات مردمی شدت گرفت و زمینه برای کودتای 1299 فراهم شد. همزمان با این تحولات، دولت شوروی به اعتراض به قرارداد و ارسال کمک به جنبش میرزا کوچک‌خان در گیلان پرداخته و سربازان بلشویک در می 1920 به انزلی پیاده شدند تا به مخالفت‌ها با قرارداد 1919 بپیوندند.در سال ۱۹۱۹، تحولات سیاسی در ایران و شوروی به گونه‌ای پیش رفت که روابط دو کشور در کانون توجه قرار گرفت. پس از پیشنهاد برقراری ارتباط میان ایران و شوروی و استقبال مسکو، مقامات روس با صدور بیانیه‌ای ورود نیروهای بلشویک به ایران را عملی غیرمجاز محسوب کردند. سفیر شوروی، روتشتین، در آبان همان سال و به دنبال سقوط دولت وثوق‌الدوله، در تهران مستقر شد.

مخالفت شدید انگلیس با تقویت روابط ایران و شوروی و هم‌راستایی دولت وثوق‌الدوله با سیاست‌های لندن، تحولات دیگری را رقم زد. علاوه بر این، انگلیس با مشارکت ایران در کنفرانس ورسای نیز مخالف بود. در این شرایط، دولت وثوق‌الدوله به کارشکنی در زمینه هیأت اعزامی به این کنفرانس به ریاست مشاورالممالک انصاری پرداخت که نهایتاً منجر به برکناری او شد.

توسعه روابط با شوروی تازه پس از سقوط دولت وثوق در تیر ۱۲۹۹ و روی کار آمدن دولت مشیرالدوله ممکن گردید. مشیرالدوله، مشاورالممالک را برای مذاکره به مسکو فرستاد و او با همکاری مشیرالدوله روند مذاکرات را به پیش برد.

با سقوط دولت مشیرالدوله در اوایل آبان ۱۲۹۹ و به قدرت رسیدن سپهدار رشتی، او به رغم ضعف در برابر انگلیس، نتوانست مانع پیشرفت تهیه پیش‌نویس عهدنامه در مسکو به همت مشاورالممالک انصاری شود. کار پیشرفت چشم‌گیری داشت و نهایتاً متن موافقتنامه در اواسط دی ۱۲۹۹ آماده شد. مشاورالممالک برای اخذ مجوز از تهران به آستارا رفت، اما دولت سپهدار به دلیل فشار انگلیس و حمایت گسترده‌ای که از توافق با شوروی وجود داشت، دچار تردید شد. بدین ترتیب، مجلس مشورت عالی برای بررسی این موضوع تشکیل گردید.

تحت فشار انگلیس، که منجر به صدور دستوراتی برای خروج اتباعش از ایران شد، مجلس به کار خود ادامه داد و در ۱۸ دی ۱۲۹۹ مجوز لازم برای امضای عهدنامه را صادر کرد. این عهدنامه در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۲۱ (۷ اسفند ۱۲۹۹) در مسکو امضا شد. مشاورالممالک، آگاه از تغییرات سیاسی در تهران، به سرعت با اختیاری که داشت، این توافق را امضا کرد و دولت جدید ایران را با واقعیتی مواجه ساخت. از جانب شوروی، گئورگی چیچرین و کاراخان این توافق را امضا کردند و در آذر ۱۳۰۰ این عهدنامه در مجلس چهارم به تصویب رسید.### بررسی مهم‌ترین مفاد قرارداد ۱۹۲۱ بین ایران و شوروی

قرارداد ۱۹۲۱، به‌رغم جنگ و تحولات سیاسی گسترده، حاوی بندهای کلیدی و مهمی است که روابط ایران و شوروی را تحت تأثیر قرار داده است. یکی از مهم‌ترین تعهدات این قرارداد، شامل انصراف دولت جدید شوروی از سیاست‌های استعماری دولت تزاری و لغو قراردادهای ناعادلانه‌ای بود که حقوق ملت ایران را تضییع می‌کرد.

در مقدمه این قرارداد، مسکو به‌ویژه به دست کشیدن از سیاست‌های ستمگرانه اشاره کرده و تمامی معاهدات و قراردادهایی که تحت مدیریت دولت تزاری با ایران منعقد شده بودند را بی‌اعتبار اعلام کرد. در ادامه، دامنه این لغو شامل پیمان‌هایی می‌شود که به ضرر ایران با کشورهای دیگر به امضا رسیده بودند.

از دیگر مفاد مهم این توافق، تصریح بر بازپس‌گیری جزایر دریای خزر و مناطق پیرامون آن به ایران بود. همچنین، مسأله سرخس کهنه و استفاده برابر از رودهای مرزی در این موارد به‌روشنی مورد اشاره قرار گرفته است.

دو ماده بحث‌برانگیز، یعنی ماده پنجم درباره ممنوعیت فعالیت گروه‌های مسلح علیه یکی از طرفین و ماده ششم درباره ورود نیروهای شوروی به خاک ایران در مواقع اضطراری، به‌خصوص در زمان جنگ جهانی دوم، به بحث‌های زیادی دامن زدند. مقامات شوروی در تلاش برای تجدید نظر در سیاست‌های مداخله‌جویانه خود، از این دو ماده بهره‌برداری کردند.

بی‌تردید، این قرارداد آثار کوتاه‌مدت و بلندمدتی بر روابط ایران و شوروی برجا گذاشت. از یک سو، مقامات شوروی در برهه‌های مختلف تلاش کردند تا از مفاد قرارداد بهره‌برداری کنند، از جمله در مواردی که به امتیازات شیلات و نفت شمال ایران مربوط می‌شد. همچنین در دهه‌های بعد، به‌ویژه در سال‌های منتهی به جنگ جهانی دوم، موضوعاتی چون ماندن سربازان شوروی در آذربایجان ایران و استناد به مواد فوق به‌طور مکرر مطرح بوده است.

در نهایت، در اسفند ۱۳۵۷، دولت بازرگان دو ماده مسئله‌دار این قرارداد را ملغی اعلام کرد و آن را در تضاد با حاکمیت ملی و اصول منشور ملل متحد دانست. با این حال، بحث‌های حقوقی پیرامون این موضوع تا به امروز ادامه دارد و مسأله توافق و تفاهم بین دو کشور همچنان یکی از چالش‌های مهم در عرصه بین‌المللی است.در تاریخ 17 ژانویه 2025، به توافق‌نامه 2021 به عنوان یکی از مبانی حقوقی روابط ایران و روسیه اشاره شده است. این موضوع منجر به بحث‌هایی درباره تأثیر این اشاره بر لغو فصل‌های 5 و 6 معاهده 1921 توسط ایران شده است، به‌خصوص که در این معاهده به صراحت لغو این دو فصل ذکر نشده است. لازم به ذکر است که بر اساس حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد، هیچ کشوری حق دخالت نظامی در کشور دیگر بر اساس معاهدات قدیمی را ندارد و اصل «تغییر فاحش اوضاع» می‌تواند به عنوان مبنای حقوقی برای بی‌اعتباری بخش‌های استعماری معاهدات مطرح شود. تغییر در مرزهای زمینی ایران و روسیه و عدم وجود مرز مشترک در خشکی نیز از نکات کلیدی در این زمینه محسوب می‌شود.

تاکنون هیچ تردیدی در مورد اعتبار عهدنامه وجود ندارد. حقوق و تکالیف این معاهده به جانشینان قانونی آن یعنی جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه انتقال یافته است. با توجه به تحولات سیاسی و تغییرات درون‌کشوری در ایران و فروپاشی شوروی، وضعیت حقوقی این قرارداد به بحثی جدی تبدیل شده است. مسئله‌ای که همچنان مطرح است، این است که آیا این معاهده هنوز معتبر است و در صورت اعتبار، کدام بخش‌های آن همچنان برقرار و کدام‌یک لغو شده‌اند.

عهدنامه 1921 تا به امروز از اعتبار خوبی برخوردار بوده و یکی از محورهای بحث در دهه‌های اخیر وضعیت حقوقی دریای خزر بوده است. در این معاهده، خزر به‌عنوان «دریای مشترک ایران و شوروی» شناخته‌ می‌شود. با فروپاشی شوروی و امضای کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر در سال 2018، بسیاری از مقررات قدیمی درباره ناوبری و بهره‌برداری تغییر کرده است، در حالی که ایران همچنان به حقوق تاریخی خود در این منطقه بر اساس عهدنامه 1921 اشاره می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *