**علی نیکویی** (دکتری پژوهشهنر، کارشناس ارشد تاریخ ایران باستان) | خبرآنلاین: یکی از دوستانم در فضای مجازی عکسی را به من ارسال کرد که در آن یک سرباز اسرائیلی در حال تخریب مجسمه عیسی مسیح در لبنان دیده میشود. این تصویر بهانهای شد تا یادداشتی در این زمینه بنویسم.
### از اصطکاک سیاسی تا گسلهای کلامی
تحولات سریع و پرتنش خاورمیانه غالباً از زاویه سیاست و دین مورد تحلیل قرار میگیرد. با این حال، محدود کردن تمامی فعالیتهای میدانی به معادلات قدرت، ما را از درک عمیقتری از این وقایع بازمیدارد. به ویژه در برخی موارد، آنچه بهعنوان رفتارهای تندروانه جلوه میکند، درواقع انعکاسی از چالشهای عمیق کلامی و الهیاتی است که قرنها در متون دینی وجود داشتهاند. در چنین شرایطی، عمل مذهبی نهتنها بهعنوان یک نیروی نظامی، بلکه بهعنوان نماینده یک “حکم تاریخی” تلقی میشود.
از این رو، بررسی تعاملات دینی و نظریههای مذهبی نسبت به یکدیگر اهمیت ویژهای مییابد. برای درک رفتارهای رادیکال، باید به پرسش اساسی بازگردیم: “چگونه تفسیرهای ارتدوکس از شریعت مرزهای دوستی و دشمنی با سایر ادیان را تعریف میکنند؟” این نکته مهم است که آیا آنچه اکنون بهعنوان یک بحران سیاسی دیده میشود، ریشه در شکافهای عمیق کلامی میان ادیان ندارد.
### دکترین انقطاع وحی و پایان دوران نبوت
در الهیات یهودیت ارتدوکس، مفهوم نبوت بهعنوان یک فرآیند مداوم خانمانسوز تلقی نمیشود، بلکه این دوران یک دوره طلایی و دارای نقطه پایانی است. طبق سنت تلمودی و نظرات فقیهان بزرگی مانند ابنمیمون، پس از بازگشت یهودیان به سرزمین خود و بازسازی معبد، ارتباط وحیانی میان خدا و بشر به تدریج کمرنگ شده و سرانجام با مرگ آخرین پیامبران ختم گردید. از این زمان به بعد، قانون شریعت جایگزین وحی الهی گردید.
باور به پایان نبوت قبل از ظهور مسیحیت و اسلام بهعنوان سدی در برابر هرگونه ادعای جدید نمایندگی الهی عمل کرده است. بنابراین، یهودیان ارتدوکس مدعیان نبوت پس از ملاکی را بهعنوان دروغین میشمارند. این طرز تفکر باعث میشود که مسیحیت و اسلام نه بهعنوان کمال دین خود، بلکه بهعنوان انحراف از شریعت میدانند. به بیان سادهتر، در نظر یهودیت ارتدوکس، نبوت پس از ملاکی به هیچ عنوان ممکن و مجاز نیست. این جزمیت تاریخی هر نوع وحی جدید را بهمثابه تهدیدی برای ثبات نظام فقهی یهود تلقی میکند.### دیدگاه یهودیت ارتدوکس نسبت به مسیحیت و اسلام
تفاوت نگرش یهودیت ارتدوکس به مسیحیت نسبت به اسلام ریشه در یک آسیبشناسی الهیاتی و خانوادگی دارد. اسلام بهعنوان یک دین مستقل و خارجی شکل گرفت، در حالی که مسیحیت بهعنوان یک جریان اصلاحطلب داخلی در بطن یهودیت به وجود آمد. این موقعیت داخلی، شدت و عدم پذیرش دیدگاه یهودیت ارتدوکس نسبت به مسیحیت را افزایش داده است.
#### مفهوم «مِسیت» در یهودیت
در متون تلمودی و فقه یهود، واژه «مِسیت» به معنای «اغواگر» شناخته شده که فردی است که رفتارهای ضد شریعت را ترویج میدهد. طبق تفاسیر سختگیرانه، عیسی ناصری بهعنوان یک «مِسیت» شناخته میشود، زیرا با بهرهگیری از قدرتهای غیبی، بنیاسرائیل را به انحراف از تعالیم تورات هدایت کرده است. از این منظر، مسیحیت بهعنوان یک انحراف جدی در قلب یهودیت تلقی میشود که هدف آن تضعیف اصول «هالاخا» میباشد.
#### عیسی در تلمود: اصلاحگر یا مرتد؟
در حالی که اسلام عیسی را پیامبری بزرگ میشناسد، یهودیت ارتدوکس او را مرتد میداند که بهطور آگاهانه علیه احکام و اقتدار خاخامها و شریعت شوریده است. تلاش او برای بهبود و نوسازی شریعت از دیدگاه آنان بهعنوان نقض قوانین یهودی تلقی میشود. اعتقاداتش مانند ادعای الوهیت و نقض حرمت روز شنبه، او را در مقام یک مرتد قرار میدهد و محکوم به طرد در متون کلاسیک یهودی میگردد.
#### چالش «آودا زارا» و مفهوم توحید
یکی از جنبههای عمیق تحولات فکری، موضوع توحید است. یهودیت ارتدوکس دکترین تثلیث در مسیحیت را با مفهوم توحید مطلق در تعالیم تورات هماهنگ نمیبیند. به همین دلیل، بسیاری از مراجع یهودیت مسیحیت را به خاطر اعتقادات بشود به عدم تجسد خدا و تکریم شمایلها، بهعنوان نماد شرک میشناسند.
با این حال، یهودیت ارتدوکس اسلام را به دلیل پیروی از توحید خالص، دینی محترم میداند و پیروان آن را کافر قلمداد نمیکند. طبق نظر «ابنمیمون»، یهودیان میتوانند در مساجد نماز بخوانند، اما ورود به کلیسا بهدلیل وجود شمایلها حرام است. این تقسیمبندی نشان میدهد که چگونه نمادهای مسیحی در نگاه یهودیت ارتدوکس نهتنها بهعنوان نمادهای دینی، بلکه بهعنوان نمادهای بتپرستی و خیانت به توحید محسوب میشوند.
### پارادوکس «دشمن نزدیک» و ترس از انشعاب درونی
در تاریخ تطبیقی ادیان، قواعدی نانوشته وجود دارد که برخورد با انشعابات داخلی شدیدتر از مواجهه با ادیان خارجی است. یهودیت ارتدوکس مسیحیت را نه بهعنوان «دیگری» بلکه بهعنوان یک انحراف از خود میبیند. از منظر الهیاتی، اسلام یک «دیگری دور» تلقی شده که در عین عدم پذیرش پیامبری آن، به دلیل توحید مطلقش، مورد احترام است.
با این توضیحات، یهودیت مسیحیت را بهعنوان یک انحراف داخلی در نظر میگیرد که با ادعای نسخ شریعت و الوهیت انسان، تهدیدی برای کیان تورات به شمار میرود.### تحلیل الهیاتی از تنشهای مسیحی و یهودی
تنشهای موجود میان مسیحیت و یهودیت ریشه در باورهای عمیق مذهبی دارند که باعث بروز حساسیتها و خشم الهیاتی نسبت به نمادهای مسیحی میشود. این تنشها به دلیل احساس خیانت به مفاهیم یهودی شکل گرفتهاند، چرا که بسیاری از پیروان یهودیت بر این باورند که مسیحیت روایت تحریفشدهای از حقیقت را ارائه میدهد. زخم عمیق تاریخی که دو هزار سال قدمت دارد، هرگز در ذهنیت یهودیت ارتدوکس درمان نشده و در مواجهههای جدید، این زخم قدیمی دوباره زنده میشود.
### تحلیل وقایع معاصر
تحلیل تنشهای خاورمیانه بدون توجه به این مفاهیم عمیق کلامی به نتیجهای قانعکننده نخواهد رسید. فعالیتهای خشونتآمیز، اعم از حملات به نمادهای مسیحی، فراتر از جنبههای نظامی یا سیاسی اجتماعی است. در واقع، این اقدامات به نوعی تلاش برای پاکسازی آنچه که بهعنوان بدعت تلقی میشود، در سرزمینهای مقدس است. در این زمینه، تخریب نمادها یا توهین به مقدسات، به ستیز با آنچه بهعنوان شرک خانگی در نظر گرفته میشود، تعبیر میگردد.
این مسأله نشان میدهد که جداسازی امور مذهبی از سیاسی در این منطقه ممکن نیست. ناظران بینالمللی ممکن است این رفتارها را صرفاً نوعی وندالیسم مذهبی تصور کنند، اما برای فرد یهودی ارتدوکس، این اقدام گامی مهم در «جهاد الهیاتی» به شمار میآید. بنابراین، درک ریشههای کلامی و نگرش یهودیت ارتدوکس نسبت به مسیحیت ضروری است تا بتوان به خشونتهای نمادین در این منطقه پی برد.عیسی مسیح در رسالت خود به وضوح بیان کرده است که هدف وی نه ابطال شریعت و تورات، بلکه روشن کردن معنای عمیق و حقیقی آنهاست. او در انجیل متی، بهویژه در آیه 17 باب 5، میفرماید: «گمان نبرید که آمدهام تا تورات را از بین ببرم؛ بلکه آمدهام تا آن را به کمال برسانم.»
عیسی در ادامه به مقابله با ظاهرگرایی میپردازد و عباراتی معروف را ارائه میدهد که با جمله «شنیدهاید که به گذشتگان گفته شده…» آغاز میشود. او بر این باور است که شریعت باید تأثیر عمیقی بر قلب انسان بگذارد و نه تنها به اعمال ظاهری محدود شود. به عنوان مثال، در آیههای 21 و 22 همان باب میگوید: «شنیدهاید که به گذشتگان گفته شده: “قتل مکن” اما من به شما میگویم هر که بر برادر خود خشم گیرد، سزاوار داوری است.» این بیانات نشان میدهد که روح حکم «قتل مکن»، در واقع به پاکی دل از خشم مربوط میشود.
عیسی همچنین به نقد شریعت بدون اخلاق پرداخت و نقدی بر فریسیان داشت که به جزئیات قانونی توجه میکردند اما روح شریعت را فراموش کرده بودند. او در آیه 23 باب 23 میگوید: «وای بر شما کاتبان و فریسیان ریاکار! که از نعنا و شبت و زیره دهیک میدهید، اما مهمترین احکام شریعت یعنی عدالت و رحمت و امانت را ترک کردهاید.» در الهیات یهودی، شریعت به جزئیات رفتاری اشاره دارد و وقتی عیسی بر اهمیت رحمت و عدالت تأکید میکند، این امر از سوی یهودیان ارتدوکس به عنوان تهدیدی برای نظم قانونی دین تلقی میشود. این تفاوت دیدگاه منجر به سوء تفاهمهایی بین مسیحیان و یهودیان در طول تاریخ شده است.











