تماس با ما

**رابطه ایران و اسرائیل؛ دوستی پیچیده در تاریخ دیپلماسی**

به گزارش خبرآنلاین، تاریخ روابط ایران و اسرائیل از آغاز تأسیس این کشور، یکی از اسرارآمیزترین و پیچیده‌ترین فصل‌های دیپلماسی ایران به شمار می‌رود. این ارتباط شاهد فراز و نشیب‌های متعددی بود و حتی در زمان‌هایی که همکاری‌های دیپلماتیک و اقتصادی نزدیک وجود داشت، همیشه با انکار و مخفی‌کاری همراه بود. این روابط از شناسایی دوگانه در اواخر دهه 1320 آغاز شد و تا قطع روابط در دوران مصدق و از سرگیری آن در سال‌های بعد از آن ادامه یافت تا در نهایت با انقلاب اسلامی دچار تغییرات اساسی شد.

**تحولات خاورمیانه و نقش ایران**

در اردیبهشت 1326 کمیسیون ویژه‌ای در سازمان ملل برای بررسی وضعیت فلسطین و اسرائیل تشکیل شد. این کمیسیون که به «کمیسیون بازجویی» معروف بود، به دنبال راه حلی برای ایجاد توافق میان فلسطینی‌ها و یهودیان بود. با این حال، تلاش‌ها برای یافتن توافقی که هر دو طرف را راضی کند، ناکام ماند.

پس از یک ماه مذاکرات بی‌نتیجه، اعضای کمیسیون به دو گروه تقسیم شدند؛ گروهی که به تقسیم فلسطین رأی مثبت دادند و گروهی که این راه را نامعقول دانستند. با وجود مشغله‌های داخلی ایران، نصرالله انتظام، سفیر ایران در آمریکا، با طرح تقسیم فلسطین مخالف کرد و بر این باور بود که این اقدام موجب تشدید تنش‌ها در منطقه خواهد شد.

در ادامه، به رغم تلاش‌های نمایندگان دولت‌های عرب برای جلب نظر اعضای کمیسیون، ایران به مخالفت خود ادامه داد. اما به‌زودی مشخص شد که اوضاع به نفع عرب‌ها پیش نمی‌رود، چرا که برخی کشورها از جمله شوروی از تقسیم فلسطین حمایت کردند. در نهایت، در تاریخ 8 آذر 1326 (29 نوامبر 1947)، طرح تقسیم فلسطین به دو کشور مستقل، با رأی اکثریت در مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد.

**روزهای نخستین اسرائیل و واکنش‌های عربی**

در روز 25 اردیبهشت 1327، زمانی که قیومیت انگلیس بر فلسطین پایان یافت و آخرین ناوهای انگلیسی این منطقه را ترک کردند، فضای هیجانی در کشورهای عربی حاکم شد. عرب‌ها معتقد بودند باید با استفاده از زور مانع از تأسیس یک دولت یهودی شوند. این وضعیت موجب شد تا ایران به مذاکرات میان اعراب اشاره کند و خود را در این تحولات دخیل بداند.### تحولات ایران و فلسطین در دوران نخست‌وزیری ساعد

در شرایطی که سازمان ملل متحد در حال تأیید تأسیس دولت یهودی بود، فرصتی برای پیگیری آرمان‌های فلسطینیان فراهم گردید. در ایران نیز، آیت‌الله کاشانی اعلام جهاد کرد که این امر تنش میان علمای شیعه و دولت را افزایش داد.

ایران به‌عنوان یکی از مراکز کلیدی فعالیت آژانس یهود، به‌ویژه پس از تأسیس دولت اسرائیل، شاهد افزایش مهاجرت یهودیان بود. به دلیل شرایط نامساعد در کشورهای همسایه، یهودیان عراقی و مصری به ایران پناه می‌آوردند تا از آن‌جا به سرزمین موعود بروند. این موضوع به یکی از چالش‌های جدی برای مسئولان سیاسی و امنیتی ایران تبدیل شد.

با گذشت زمان، بحران مهاجرت یهودیان به قدری جدی شد که محمد ساعد مراغه‌ای، نخست‌وزیر وقت، دستوراتی صادر کرد تا یهودیان تازه وارد به ایران اعم از عراقی، مصری و فلسطینی، سریعاً کشور را ترک کنند. این اقدام‌ها در تلاش برای جلوگیری از رنجش اعراب صورت گرفت.

با تغییر دولت، عبدالحسین هژیر به مقام نخست‌وزیری رسید و در مصاحبه‌ای با روزنامه «الاهرام»، بر امیدواری به حل مسالمت‌آمیز مسئله فلسطین تأکید کرد. ایران در حال حاضر با تغییر موضعی نسبت به اسرائیل و موضوع فلسطین مواجه بود و کم‌کم از مخالفت‌های اولیه خود کوتاه می‌آمد.

در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۲۸، محمد ساعد مراغه‌ای بیانیه‌ای صادر کرد که در آن شناسایی دوفاکتوی اسرائیل را اعلام کرد و به همین ترتیب خبرنگاران به‌زودی از آغاز مناسبات رسمی تهران و تل‌آویو مطلع شدند. این تصمیم در آن زمان با واکنش‌های مختلفی از طرف موافقان و مخالفان مواجه شد. موافقان این اقدام را گامی در راستای حفظ منافع ایرانیان توجیه کردند، در حالی که مخالفان آن را اقدامی غیرضروری و تضعیف روابط با کشورهای عربی می‌دانستند.

وزارت خارجه نیز در بیانیه‌ای بر همکاری‌های قبلی ایران با کشورهای عربی تأکید کرد و خاطرنشان ساخت که شناسایی اسرائیل به معنی تأسیس روابط رسمی نیست و تنها با هدف حفظ منافع ایرانیان انجام شده است.**شناسایی اسرائیل توسط ایران و واکنش‌ها به این تصمیم**

ایران برغم عدم وجود نظریات اقتصادی، سیاسی و ارضی مشخص، همواره در خصوص حمایت و تقویت کشورهای اسلامی عرب در مواقع ضروری به ارائه پشتیبانی ادامه داده است. یک سال پیش، نمایندگان دولت‌های مصر، سوریه، لبنان و ماوراء اردن در کنفرانس رودس، با حضور نمایندگان دولت اسرائیل و میانجی‌گر سازمان ملل، به مذاکراتی پرداخته‌اند. این رویداد، شاهدی بر پذیرش دولتی بود که تا به حال برای آن وجودی قائل نبودند.

نظری به قوانین بین‌المللی نشان می‌دهد که هیچ دولتی حاضر به مذاکره با دولتی دیگر نمی‌شود مگر این‌که آن را به رسمیت شناخته باشد. از این رو، دولت‌های عربی از جمله مصر و سوریه، به نوعی دولت اسرائیل را شناسایی کرده‌اند. همچنین، ترکیه به‌عنوان یکی از کشور‌های بزرگ اسلامی، قراردادهایی با این دولت منعقد ساخته است.

در ادامه، سخنان پیرامون ایران و منافع اقتصادی آن در ارتباط با اسرائیل مطرح شد. گفته می‌شود که وقوع قراردادی با اسرائیل به دلیل حضور بیست هزار تبعه ایرانی در فلسطین ضروری است. دولت اسرائیل به عنوان یک خریدار اصلی کالاهای ایرانی، می‌تواند نقش مهمی در آینده بازار ایران ایفا کند.

**واکنش‌ها به شناسایی اسرائیل**

شناسایی اسرائیل به وسیله ایران در دولت ساعد مراغه‌ای، در شرایطی صورت گرفت که آثار جنگ جهانی دوم و تغییرات جغرافیایی منطقه به وضوح احساس می‌شد. اسرائیل به‌عنوان یک کشور نوپا، هر گونه موضع‌گیری درباره‌اش به سرعت به مسائل سیاسی و هویتی تبدیل می‌شد.

منتقدان این تصمیم نگران بودند که ایران در یکی از حساس‌ترین مناقشات خاورمیانه قرار گیرد. به عنوان مثال، سیدمحمد تدین، نماینده مجلس سنا، خواستار توضیحات وزیر خارجه شد، در حالی که شیخ محمد تقی قمی بر این باور بود که شناسایی اسرائیل، اصول اسلامی را نادیده می‌گیرد.

پس از اعلام این شناسایی، دستگاه‌های تبلیغاتی کشورهای عربی به انتقاد از دولت ایران پرداختند و ادعا کردند که کمک‌های مالی موجبات شناسایی اسرائیل را فراهم آورده است. با وجودی که این ادعاها هرگز تأیید نشد، اما انتقادات شدیدی علیه دولت ایران، به ویژه نخست‌وزیر وقت، صورت گرفت.

**بازگشت از قاهره و واکنش مصدق**

در دوران نخست‌وزیری دکتر مصدق و ملی شدن صنعت نفت، مجدداً موضوع لغو شناسایی اسرائیل به میان آمد. روزنامه‌های عربی همچون «المصری» و «الیقظه»، مقالاتی را علیه این شناسایی منتشر کردند. نمایندگان مجلس و شخصیت‌هایی نظیر آیت‌الله کاشانی به شدت موضع دولت ساعد را نقد کردند و خواستار بازپس‌گیری این تصمیم شدند.

سرانجام، صبح روز ۱۶ تیر ۱۳۳۰، وزیر امور خارجه دولت ملی ایران اعلام کرد که دولت دیگر قصد دارد به طور رسمی به شناسایی اسرائیل ادامه ندهد و نماینده‌ای از این کشور در ایران پذیرفته نخواهد شد. این تصمیم به تلاشی جدی برای انحلال کنسولگری ایران در بیت‌المقدس انجامید.### تعطیلی سرکنسولگری ایران در بیت‌المقدس

در خبری که به سرعت در رسانه‌ها منتشر شد، تعطیلی سرکنسولگری ایران در بیت‌المقدس با استقبال گسترده‌ای از سوی مقامات سیاسی و رسانه‌های کشورهای مختلف روبه‌رو گردید.

دولت اسرائیل پیش از به رسمیت شناخته شدن خود توسط ایران در آبان‌ماه ۱۳۲۸، درخواست عقد قراردادهای تجاری و دوستانه‌ای با تهران را مطرح کرد. اما با توجه به این که آن زمان دولت ایران هنوز اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناخت، این درخواست رد شد. در دوران دولت مصدق نیز، تلاش اسرائیل برای خرید نفت از ایران با مخالفت روبه‌رو شد، چرا که مصدق به منظور هم‌سویی با کشورهای اسلامی، از فروش نفت به اسرائیل پرهیز کرد. این تصمیم نشان‌دهنده عدم پذیرش اسرائیل به‌عنوان یک دولت مشروع از سوی مصدق بود و بیانگر چالش‌های او در یافتن بازارهای جدید برای نفت ایران به شمار می‌آمد.

### تغییرات در سیاست خارجی ایران و اسرائیل

پس از هفت ماه از سفر مصدق به مصر و قبل از آنکه خوشحالی اعراب ادامه یابد، کودتای ۲۸ مرداد رخ داد و سلطنت شاه بر سیاست خارجی کشور حاکم شد. شاه، با بی‌اعتمادی به اعراب، بر بهبود روابط ایران با اسرائیل تمرکز کرد. از آن زمان تا پایان دوره سلطنت شاه، روابط دو کشور به تدریج بهتر شد، به‌ویژه با ظهور جمال عبدالناصر در مصر، که موجب نگرانی‌های زیادی برای شاه گردید.

پس از قرارداد 1954 انگلیس-مصر، فاصله بین ایران و مصر افزایش یافت و جمهوری اسلامی ایران به پیمان بغداد پیوست، در حالی که مصر به جنبش عدم تعهد گرایش پیدا کرد. پیمان بغداد که در سال ۱۹۵۵ منعقد شد، به‌منظور تضمین امنیت منطقه خاورمیانه شکل گرفت و ایران را به سمت نزدیکی بیشتر به کشورهای غربی و عربی محافظه‌کار سوق داد.

این تغییر رویکرد به همراه تحولات منطقه‌ای بر روابط ایران و اسرائیل تأثیر گذاشت. از سال ۱۳۳۴، ایران به تدریج مواضع جدیدی نسبت به مسئله فلسطین و اسرائیل اتخاذ کرد. در همین زمان، گفت‌وگوهای غیررسمی برای فروش نفت آغاز شد و ایران به فروش نفت به اسرائیل رضایت داد. پس از ملی شدن کانال سوئز و حمله به مصر از سوی نیروهای اسرائیلی و دیگر کشورها، همکاری نفتی بین تهران و تل‌آویو افزایش پیدا کرد.

در تابستان ۱۳۳۶، شرکت نفت ایران مذاکراتی با مقامات اسرائیلی انجام داد که منجر به امضای قراردادی برای فروش نفت به قیمت ۱.۳ دلار برای هر بشکه شد. این توافق به سرعت اجرا شد و به ساخت لوله‌ای بین بندر ایلات و بئرشبع انجامید.

این لوله به‌زودی به دلیل افزایش تقاضای اسرائیل از سوی مقامات این کشور به کار افتاد و مذاکرات بعدی برای افزایش همکاری‌های نفتی میان دو کشور در دستور کار قرار گرفت. شاه به‌طور مستقیم با وزرای اسرائیلی در این زمینه به گفتگو پرداخت.در یک اقدام پنهانی که در تاریخ رخ داد، توافقی میان ایران و اسرائیل به امضا رسید که به دنبال آن، لوله‌ای جدید به منظور افزایش صادرات نفت ایران به اسرائیل ساخته شد. علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد وقت، در مصاحبه‌ای با تاریخ شفاهی هاروارد، به نکاتی درباره این توافق پرداخت و گفت: “ما موفق به امضای قرارداد نفتی با اسرائیل شدیم. برای این منظور، شرکتی در سوئیس ثبت کردیم که ظاهر آن به گونه‌ای طراحی شد که مالکیت آن مشخص نباشد. این شرکت، پروژه‌ای مشترک با شرکت نفت اسرائیل آغاز کرد و از طریق آن، اولین لوله شش اینچی میان ایلات و حیفا ساخته شد. این موضوع به ایران اجازه داد صادرات نفت مستقل خود را شروع کند و حتی به قابلیت افزایش صادرات دست یابد. با وجود برخی موانع، سرمایه‌گذاری در این پروژه در مدت کوتاهی به سودآوری رسید.”

روابط ایران و اسرائیل در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، با چالش‌های سیاسی و اقتصادی زیادی روبه‌رو بود. از شناسایی جنجالی دوفاکتو توسط محمد ساعد در سال ۱۳۲۸ که موجب اعتراضات داخلی و خشم کشورهای عربی شد، تا قطع روابط توسط دکتر مصدق در سال ۱۳۳۰ و بازگشت تدریجی این روابط بعد از کودتای ۲۸ مرداد، همواره در سایه‌ای از پنهان‌کاری حرکت کرد.

نقش کلیدی نفت، به ویژه پس از بحران سوئز و موفقیت در پروژه لوله‌های ایلات-حیفا، نشان داد که در شرایط خاص، منافع اقتصادی می‌توانند بر ایدئولوژی غالب شوند. گرایش‌های سیاسی مانند پیمان بغداد و عدم اعتماد به ناصر، روابط ایران و اسرائیل را تقویت کرد؛ اما حساسیت‌های منطقه‌ای به هیچ وجه اجازه علنی شدن کامل این روابط را نداد.

این دوران تاریخی به خوبی توازن‌های شکننده قدرت در خاورمیانه را ترسیم می‌کند و درس‌هایی برای دکترین سیاست خارجی ایران به‌جای می‌گذارد، از جمله لزوم مدیریت تنش‌های هویتی و تاثیر متقابل ایدئولوژی و اقتصاد در دیپلماسی منطقه‌ای. این روابط تا انقلاب ۱۳۵۷ ادامه یافت و میراثی از همکاری‌های استراتژیک پنهان را به همراه داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *